| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
86
|
1416
|
91/2/21 (19:47)
|
|
||
|
|
57
|
764
|
91/2/14 (10:10)
|
|
||
|
|
508
|
2057
|
91/2/11 (15:50)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/12/13 (18:07)
|
|
||
|
|
3
|
77
|
90/12/6 (11:28)
|
|
||
|
|
3
|
49
|
90/10/22 (11:53)
|
|
||
|
|
3
|
53
|
90/10/9 (00:55)
|
|
||
|
|
7
|
77
|
90/10/1 (12:11)
|
|
||
|
|
2
|
50
|
90/9/18 (21:41)
|
|
||
|
|
1
|
29
|
90/9/13 (09:39)
|
|
||
|
|
2
|
26
|
90/8/25 (10:42)
|
|
||
|
|
3
|
70
|
90/8/21 (13:17)
|
|
||
|
|
25
|
82
|
90/8/21 (00:03)
|
|
||
|
|
76
|
617
|
90/8/5 (22:20)
|
|
||
|
|
14
|
87
|
90/8/4 (02:04)
|
|
||
|
|
51
|
200
|
90/7/26 (23:08)
|
|
||
|
|
4
|
68
|
90/6/30 (00:32)
|
|
||
|
|
9
|
71
|
90/6/23 (11:07)
|
|
||
|
|
2
|
51
|
90/6/22 (19:51)
|
|
||
|
|
3
|
33
|
90/6/3 (02:00)
|
|
چون غیر از كندهكاری سیمای فروهر كه در سنگنبشههای ایران باستان مانند تخت جمشید وجود دارد نوشتهای در این مورد در دسترس نداریم، از این رو بناچار برای باز نمود پیكر فروهر باید از گفتار گذشتگان كه سینه به سینه به ما رسیده بازگویی كنیم.

1- سیمای فروهر كه همانند چهره آدمی است و نمود همبستگی با او را دارد.
2- دو بال در دو سوی فروهر كه دارای سه شهپر میباشد و نشانگر “اندیشه نیك، گفتار نیك و كردار نیك” است كه انگیزه پویایی و پرواز و پیشرفت است.
3- پائین تنه او كه دارای سه بخش می باشد، نمودار“اندیشه وگفتار و كرداربد” استكه نابههنجاریها و زشتیها از آن سرچشمه میگیرد و مایه سرنگونی آدمی میشود.
4- در دو سوی این پیكره دو چنبره دیده میشود كه دو نیروی “سپنتامینو” و “انكره مینو” را بازگو میكند كه نخستین به سوی چهره و دومی در پشت پیكره است و در اینجا باز هم اشاره به این میشود كه ما باید روی به نیكی آورده و به بدی پشت كنیم.
5- در میان تنه و یا دورن فروهر یك دایره وجود دارد كه نمایانگر بیآغازی و بیپایانی روان می باشد.
6- یك دست فروهر به سوی بالاست كه نشانه كوشش برای رسیدن به والایی است.
7- و در دست دیگر او حلقه ای استكه گروهی بر این باورند كه آن حلقه پیمان است و نمودار ارج فراوان پیمان و وفاداری به آن در این کیش است.
در آئین زرتشت، فروهر و یا روان انسان دارای دو نماد خوبی و بدی است و این امر به خوبی بن مایه فلسفه زرتشت را نشان میدهد كه هر كس باید تلاش نماید تا نیروی سپنتامینوی خود را فر و شكوه بخشد و كارمایه “انكره مینوی” را به زیر پا بكشد و با این پیكار دو گونه گان روان خود را فرهی داده تا راه را بر والایی و رستایی مینوی خود بگشاید و پیشرفت نماید و كامیاب شود.