| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
81
|
1354
|
90/9/1 (08:25)
|
|
||
|
|
499
|
2033
|
90/11/12 (11:25)
|
|
||
|
|
55
|
737
|
90/9/19 (11:49)
|
|
||
|
|
3
|
19
|
90/10/22 (11:53)
|
|
||
|
|
3
|
31
|
90/10/9 (00:55)
|
|
||
|
|
7
|
59
|
90/10/1 (12:11)
|
|
||
|
|
2
|
39
|
90/9/18 (21:41)
|
|
||
|
|
2
|
53
|
90/9/18 (14:07)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
90/9/13 (09:39)
|
|
||
|
|
2
|
18
|
90/8/25 (10:42)
|
|
||
|
|
4
|
58
|
90/8/21 (13:17)
|
|
||
|
|
25
|
72
|
90/8/21 (00:03)
|
|
||
|
|
76
|
593
|
90/8/5 (22:20)
|
|
||
|
|
14
|
75
|
90/8/4 (02:04)
|
|
||
|
|
51
|
167
|
90/7/26 (23:08)
|
|
||
|
|
4
|
55
|
90/6/30 (00:32)
|
|
||
|
|
9
|
59
|
90/6/23 (11:07)
|
|
||
|
|
2
|
28
|
90/6/22 (19:51)
|
|
||
|
|
3
|
29
|
90/6/3 (02:00)
|
|
||
|
|
6
|
40
|
90/5/27 (10:14)
|
|
|
بنام خداوند جان وخرد |
کزین برتر اندیشه بر نگذرد | |
|
خداوند نام و خداوند جای |
خداوند روزی ده و رهنمای | |
|
خداوند کیوان و گردان سپهر |
فروزندهی ماه و ناهید و مهر | |
|
ز نام و نشان و گمان برترست |
نگارندهی برشده گوهرست | |
|
به بینندگان آفریننده را |
نبینی، مرنجان دو بیننده را | |
|
نه اندیشه یابد بدو نیز راه |
که او برتر از نام و از جایگاه |
فردوسی بزرگ
بنام ایران این واژهی سپندینه و اهورایی، واژهای که از آن بوی مهر و راستی به مشام میرسد و ایرانی که بزرگانی چون اَشو زرتشت، کورش بزرگ و فردوسی را در دامان خود پروراند...
درود، درودم به سان دو رود اَروَند و اَرَس به شما فرهیختگان و خوانندگان که به این سرزمین و فرهنگ پربار آن مهر میورزید.
در این نوشتار کوشش شده با بهرهگیری از دانش زبان شناسی چَم (معنی) راستین ماه اَردیبهشت و واژهی آن، هر چند اندک و کوتاه بررسی گردیده تا بتوان به ریشهی راستین آن پی برد.
آرزوست خوانندگان گرامی اگر لغزشی را دیده پوزش مرا پذیرفته و پذیرای این نوشتار هر چند کوتاه باشند.
اَردیبهشت یا اُردیبهشت؟!
اَردیبهشت از واژه اوستایی اَشَهْوَهیشْتَهْ ( اَشاوَهیشتا ) گرفته شده است، پارهی نخست این واژه، اَشَهْ یا اَشا به چم راستی، پاکی، داد جهانی و هنجار ( قانون ) دگرگونی ناپذیری است که آفرینش را نظم میدهد، اَشا نشانهی خواست اهورایی است.
پارهی دوم؛ وَهیشْتَهْ یا وَهیشتا صفت عالى از وه به معنى به و خوبست که به چم بهترین است که روی هم « اَشَهْوَهیشْتَهْ » به چم « بهترین راستی یا بهترین پاکی » که نُمادی از اَشویی است میباشد، که در جهان خاکی و در گیتی، نگهبانی آتش با اوست. چرا که آتش بهترین جلوهگاه پاکی و راستی به شمار میرود و در کیهان هیچ پدیدهای به اندازهی آتش راست و پاک نیست و یکی از آخشیجها و پدیدههایی است که ناپاکیها را پاک میکند.
در جهان مینویی نمایندهی پاکی و هنجار ( نظم و قانون ) اهورایی است. به گفته اوستا گل مرزنگوش به او اختصاص دارد، در اوستا ایزد آذر و ایزد سروش و ایزد بهرام از یاران او شمرده شدهاند. نگارندهی (مؤلف) برهان آرد: نام فرشتهاى است كه محافظت كوهها كند و تدبیر امور و مصالح ماه اردیبهشت تعلق بدو دارد... در این روز نیك است به معبد و آتشكده رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و بجنگ و كارزار شدن... ، و در شمساللغات آمده است: فرشتهاى كه تدبیر كوهها و روز اردیبهشت بدو متعلق است و او ربّالنهار [ ظ: النار ] است. و بازگشتی نیز بجهانگیرى شود.هر آن چه در گیتی و مینو آفریده شده است، چه جاندار و چه بیجان، از اَشا پیروی میکند. اَشا راه راستی است و پویندگان آن راه، به خوشبختی ( اوشتا ) میرسند. واژهی اَشا در گاتها سرودههای اَشو زرتشت بیش از دیگر فروزه ها آمده است به گونهای که از وُهومَنَه نیز بیشتر گفته شده است. در گاتها وُهومَنَه ( بهمن ) و اَشاوَهیشتا ( اَردیبهشت ) بیشتر جاها با هم آمدهاند هر چند که از اَشا بیشتر نام برده شده است. اَشا در خرد اهورامزدا پدید آمده و با راستی و داد یکی است از این روی ( اَشاوَهیشتا یا اَردیبهشت ) به چم گوهر داد هم هست، فرهنگ ایران، فرهنگ راستی و داد است که همه جا با دروغ در جنگ است از این روی اَشا را میتوان گوهر فرهنگ ایران هم نامید...
اَشَهْوَهیشْتَهْ ( اوستایی ) در پهلوی اَرْتْوَهیشْت یا اَشَهوَهیشْت که با دگرگونی اَشَه به اَرْتْ و سپس به اَرْد و هم چنین دگرگونی وَهیشت به بهشت در پارسی امروزه آنرا اَردیبهشت می خوانیم.
اکنون به واژهی اُردیبهشت میپردازیم؛ اُرْد به چم مانند و پارهی دوم آن به چم بهشت است که روی هم به چم «مانند بهشت» میشود، ولی به گونهای با در دید داشتن گاه بهار و زیباییهای بهشت گونهی ایران زمین این بهشت، بهشت مادی است، که نگارندهی (مؤلف) برهان آرد: معنى تركیبى این لغت به معنى مانند بهشت باشد چه اُرد به معنى شبیه و مانند آمده است و چون این ماه وسط فصل بهار است و نباتات در غایت نشو و نما و گلها و ریاحین تمام شكفته و هوا در نهایت اعتدال، بنابراین اردیبهشت خوانند(!). بازگشت به شمساللغات و جهانگیرى و غیاث اللغات نیز شود. ما در فرهنگ ایرانی و مزدایی خودمان باوری به بهشت و جهنم مادی نداریم و در این اندیشه بهشت و جهنم یک گذر رُوانی است نه مادی پس در اندیشه ایرانی یک ماه با چنین دیدگاه مادی و بدون اندیشهی اهورایی جایی ندارد و هم چنین با در دید داشتن دیگر ماههای سال که همگی ریشهای چون اَشَهْوَهیشْتَهْ دارند، واژهی اُردیبهشت نادرست میباشد.
پس ما بایستی به اَردیبهشت برسیم آن روزها چنان دور نیست، تا به روز جاودان...
چو ایران نباشد تن من مباد