| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
76
|
87/4/12 (09:03)
|
|
||
|
|
18
|
92
|
86/9/2 (17:52)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
86/4/23 (11:21)
|
|
||
|
|
26
|
96
|
86/3/30 (18:37)
|
|
||
|
|
11
|
63
|
86/1/18 (20:17)
|
|
||
|
|
3
|
23
|
86/1/15 (08:24)
|
|
||
|
|
5
|
39
|
86/1/4 (03:25)
|
|
||
|
|
6
|
35
|
86/1/2 (06:33)
|
|
||
|
|
6
|
39
|
86/1/2 (06:30)
|
|
||
|
|
4
|
31
|
86/1/2 (06:28)
|
|
عنوان بحثدفتر شعر کلوب چرا برات زیادم.... 5 مهر 85 - 02:58 | |
هرکی یه شعر برا اونیکه واقعا دوستش داشته اینجا بنویسه. ممنون | |
پاسخ ها13 18 اسفند 1385 ساعت 07:30 | |
![]() ![]() ![]() |
12 5 اسفند 1385 ساعت 04:18 | |
تو عزیز جونه منی یار مهربونه منی شیشه قلب منو یه وقت نزنی بشكنه
|
11 1 اسفند 1385 ساعت 08:45 | |
در پس کوچه های شهر پابرهنه قدم میگذارم تا گرمی دستان تو را لمس کنم ... دستان پینه بستم در لابلای دستان پر از مهرت گم شد و حالا قلبم همچون ماهی تو تنگ خالی بلور در جستجوی نفس های تو ......!
بیا تو ای همیشه عشق همیشه بهار بیا دوباره با خودت بهارو بیار میشه دوباره تو صدام ترانه بشی میشه برای گریه هام بهانه بشی میگم بیا بیا با من بمون با من بمون همیشه عشق ای مهربون وقتی تموم آینه ها شكسته شدن موندم پشت این درا كه بسته شدن نشد واست از شب و ستاره بگم حرفای عاشقونمو دوباره بگم قشنگترین پنجره ای كه وامیشه رو به بهار قشنگترین معجزه ای تو این شبای انتظار بی تو نفس كشیدنم عذابه واسم دارم از توغربتم صدات میزنم |
10 29 بهمن 1385 ساعت 04:54 | |
fekr kardam ke meh tooye ah raho chah tooye delro zadam be darya didam ke gomrah tooye |
9 12 آبان 1385 ساعت 10:49 | |
1 جهان تنگی كوچك است 2 چشمانم را از من گرفتهاند 3 كوهها میفرسایند |
8 12 آبان 1385 ساعت 10:49 | |
موش به سوراخش میخزد لاكپشت به لاكش و شترمرغ سر در شن فرو میكند اما قناری را اگر بترسانند میپرد به آغوش آسمان8-> |
7 12 آبان 1385 ساعت 10:40 | |
سلام دوستان از وقفه ای که پیش اومد معذرت میخوام. ممنونم از بابت این همه نوشته های زیبا. همیشه موفق و پیروز باشید |
6 1 آبان 1385 ساعت 23:07 | |
دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان كرد تكیه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد آن چه سعی است من اندرطلبت بنمایم این قدر هست كه تغییرقضا نتوان كرد دامن دوست به صد خون دل افتاد بدست به فسونی كه كند خصم رها نتوان كرد عارضش را به مثل ماه فلك نتوان گفت نسبت دوست به هربی سر و پا نتوان كرد |
5 25 مهر 1385 ساعت 05:49 | |
تو امتداد سر نوشت کی بود که از تو می نوشت زندگی منو تو رو با غم و غصه می سرشت با این همه گناه و درد کی می ره آخرش بهشت ببین ببین که دست من هر جا رسید از تو نوشت میون جاده ها هنوز گرد مسافره بجاست تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس می خوام نفس می خوام تو رو یه هم نفس می خوام تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام اگه تو باشی پیش من سوت دلهای دربه در دوباره خورشید می کشم رو این شبای بی سحر سحر میاد شب سر می شه درهای بسته وا می شه بهار میاد تو باغمون برکه من دریا می شه میون جاده ها هنوز گرد مسافری بجاست تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست نفس می خوام نفس می خوام تو رو یه هم نفس می خوام تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام منو ببر منو ببر بریم یه جای بی خطر یه جا از تو بشنوم بگی برام گریه بخر بگو بگو به من بگو که من نشستم پشت در بگو که شعرم پر بشه از آدمای بی خبر نفس می خوام نفس می خوام تو رو یه هم نفس می خوام تو شب انتظار تو برای دل قفس می خوام ![]() ![]() |
4 24 مهر 1385 ساعت 19:34 | |
دوستان عزیز ممنون از خلق این همه زیبایی.... شاید شعر ها نوشته و مخلوق ذهن شما نباشن ولی همینکه این زیبایی ها رو به تصویر کشیدین به نوعی خالقش هستین در پناه خالق تمام زیبایی ها شاد باشید |
3 16 مهر 1385 ساعت 10:10 | |
داشتن تو غنیمته نداشتنت مصیبته با تو بودن تو لحظه ها برای من یه عادته نگات حرفه و صحبته چشمات پر از محبته وقتی میای به خواب من لبات پر از صداقته عشق تو مثل شبنمه بارون اشکات نمنمه از روح لطیفت که بگذریم اسم ماهت مریمه مریمی که دوسش دارم به یادش گریه دارم مریمی که با یاد ش چشم رو چشم میذارم مریم که نیست کنارم فقط واسش میبارم شاید که آروم بگیرم مرحم روی دل بذارم این شعر رو در سال 1377 وقتی که عزیز ترین بهانه زندگیم رفت پیش خدا گفتم تقدیم به دوستای عزیز خدا عزیزای هیچ کسی رو ازش نگیره الهی پیام در تاریخ 85/7/16 ویرایش شده است. |
2 16 مهر 1385 ساعت 04:55 | |
میگی عاشقم شدی خدا کنه کی دلش میاد با تو بد تا کنه بس که اون چشم های تو مهربونه کی دلش میاد تورو برنجونه کی دلش میاد که تنهات بزاره کی می تونه بگه دوستت نداره توی این شب های بارونی و خیس کی می تونه بگه دلتنگه تو نیست بس که چشم های تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه تو گوشم میگی که عاشق منی باز داری حرف های شیرین میزنی باز منو به اوج رویا می بری تو که از تموم دنیا بهتری معنی عاشقی رو خوب میدونی میگی عاشقی روو حرفت می مونی کی دلش میاد که تنهات بزاره کی می تونه بگه دوستت نداره توی این شب های بارونی و خیس کی می تونه بگه دلتنگه تو نیست بس که چشم های تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه تو گوشم میگی که عاشق منی باز داری حرف های شیرین میزنی میگی هرجا که بری باهات میام میگم هر جور که باشی تورو میخوام واسه من که عاشقم همین بسه هر چی عاشقه به عشقش برسه کی دلش میاد که تنهات بزاره کی می تونه بگه دوستت نداره توی این شب های بارونی و خیس کی می تونه بگه دلتنگه تو نیست بس که چشم های تو پاک و روشنه کی دلش میاد ازت دل بکنه تو گوشم میگی که عاشق منی باز داری حرف های شیرین میزنی
|
1 16 مهر 1385 ساعت 04:49 | |||
از اونجایی که هیشکی منو دوست نداره ! این شعر هم برای فرد خاصی نیستش
|
















