| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
15
|
45
|
90/5/28 (18:41)
|
|
||
|
|
9
|
19
|
90/5/28 (08:32)
|
|
||
|
|
4
|
8
|
89/8/29 (01:35)
|
|
||
|
|
6
|
11
|
89/6/26 (23:06)
|
|
||
|
|
3
|
11
|
89/2/28 (13:35)
|
|
||
|
|
6
|
16
|
87/12/6 (13:13)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
87/11/18 (01:26)
|
|
||
|
|
3
|
16
|
87/9/24 (09:42)
|
|
اصفهان مهد انسانهای بزرگیست که هنوز در کل جامعه علمی و هنری نقش دارند و خواهند داشت
در اینجا به معرفی بعضی از مشاهیر اصفهان می پردازیم .
· ۱موسیقیدانان
· ۲شعرا
· ۳نویسندگان و مترجمان داستانی
· ۴عالمان دینی و دانشمندان
· ۵هنرمندان
· ۶بازیگران و کارگردانان
|
هنرمندان | |
|
رشته تخصصی |
نام و نام خانوادگی هنرمند |
|
مجسمه سازی |
جهانگیر آیتی |
|
قلمزنی برجسته |
محمد اسكندری |
|
قلمزنی |
محمدحسین عباس پور |
|
قلمزنی |
منصور حافظ پرست |
|
قلمزنی |
سیدمهدی علمداریالیادرانی |
|
قلمزنی |
علی حافظیقلمزن |
|
قلمزنی |
محمد علی فرشید |
|
میناسازی |
مرتضی حسینی سربازی |
|
میناسازی |
غلامرضا فیضالهی |
|
میناسازی |
غلامعلی فیض الهی |
|
میناسازی |
اصغر فولادگر |
|
میناسازی |
مرتضی اسماعیلی |
|
نگارگری ایرانی |
رضا بدر السماء |
|
نگارگری ایرانی |
محمدرضا شریفی |
|
نگارگری ایرانی |
سید جعفر فتاحی |
|
نگارگری و تذهیب |
مهرداد صدریشهرضایی |
|
نگارگری سنتی |
زهره فیضالهی |
|
نقاشی |
طلعت صابری |
|
نقاشی |
سیدرضا فتاحی |
|
نقاشی |
ضیاء الدین امامی نجفی دهكردی |
|
نقاشی |
عباسعلی پور صفا |
|
نقاشی آبرنگ و رنگ روغن |
بهمن منوچهری |
|
نقاشی خط |
غلامرضا راه پیما |
|
نقاشی و عكاسی |
امان الله طریقی |
|
خوشنویسی و نقاشی خط |
محمدعلی شادمان |
|
خوشنویس |
محمدعلی جعفری |
|
معرق كاشی |
حسین علی مصدق زاده |
|
معرق کاری |
مهدی ملک زاده |
|
معرق سنگ و شیشه |
حمید سلمان زاده |
|
سوخت معرق و طلا كوبی و خوشنویسی |
علی خوشنویس زاده اصفهانی |
|
کاریکاتوریست |
مهدی تمیزی |
|
کاریکاتوریست |
امیر رضا خردآزاد |
|
شعر کلاسیک |
خورشید رخشان |
|
کاریکاتوریست |
افشین شمس قهفرخی |
|
فرش دستباف |
فیضاللهصفدرزاده حقیقی |
|
طراحی فرش |
اكبر مهدی ئی |
|
سینما |
اکبر خامین |
|
عکاس |
غلامحسین عرب |
|
پژوهشگر |
سید مهدی سجادی نائینی |
|
خاتم كاری |
اسداله شاه میوه اصفهانی |
سید محمدعلی جمالزاده

|
جمالزاده و «آن جوان غضبناک»
سید محمدعلی جمالزاده در سالهای طولانی زندگی در اروپا پیوندی پایدار با ایران و فرهنگ و تاریخ ایران و زبان و ادبیات فارسی برقرار كرده بود. او بهمنظور استحكام و استمرار این پیوند، در كنار مطالعه در زمینههای متفاوت و متنوع، و همزمان با تألیف و ترجمه و انتشار كتابها و مقالههای بیشمار و نقد و بررسی نشریات و كتابهای گوناگون، با ایرانیان فرهنگ دوست و ادبپرور نیز در گوشه و كنار جهان بهمكاتبه و مراوده میپرداخت. |
تولد:۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۲اصفهان
لقبها: شکرپارهء اصفهان
زمینه فعالیت: سینما و تئاتر
ملیت: ایرانی
والدین: محمد تقی
رضا ارحام صدر (زاده ۱۲اردیبهشت ۱۳۰۲ در اصفهان)، ملقب به شکرپاره اصفهان ، یکی از بهترین بازیگران کمدی تئاتر و سینمای ایران بود. پدرش محمد تقی نام داشت.
او فعالیت هنری خود را از سال 1326 با بازی در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پایهگذاران تئاتر در اصفهان محسوب میشود. وی موسس "گروه هنری ارحام صدر" در سال ١٣٤٣ بوده است.
بداهه گویی ارحام از نکات برجسته وی میباشد که بر اساس موقعیت نمایش، اتفاقات روزمره و همچنین شرکت کنندگان مورد استفاده قرار میگرفته است. به عنوان مثال یک نمونه از این موارد از مصاحبه وی آورده شده است:
· یادم مى آید كه شبى شاه و فرح به دیدن یكى از تئاترهاى ما آمده بودند. گویا فرح [كه رئیس جمعیت خیریه بانوان نیز بود] براى جمع آورى انعام و صدقات! به اصفهان آمده بود. من روى صحنه به مرحوم ممیزان گفتم: یك مقدار از این پولاتو بده به انجمن خیریه نسوان ... ایشان گفتند: كه چطور بشه؟ كه چى كار بكنن؟ گفتم: هیچى. شب تا صبح زنده دارى، بعد هم شكار و بعد هم رقص، خب همه اینها خرج داره...!! مردم تا چند دقیقه دست مى زدند. در آنتراكت میان دو صحنه همه به من گفتند كه این حرف ها را نگو، ساواك دستگیرت مى كنه. گفتم: نه تازه بقیه كارم باقى مانده، در صحنه بعد به بازیگرى كه نقش تعمیركار تلویزیون را داشت، گفتم: این دستگاه خرابه اما هر دستگاهى كه خرابه از بالا خرابه تا پایین ... این بار دیگر صداى دست زدن مردم قطع نمى شد. آقاى اقبال كه پشت سر آنها (شاه و فرح) در سالن نشسته بود، بعداً به من گفت كه شاه به نخست وزیرش گفته است: با ارحام چه مى توانیم بكنیم كه روى صحنه از من انتقاد مى كند و مردم هم دست مى زنند!
نحوه آشنایی و شروع به کار ارحام صدر نیز از زبان خودش به شرح زیر است:
· من از نوجوانى این نیاز را در خود مى دیدم و همیشه به دیدن تئاترهایى كه در شهر اصفهان، خاصه آنهایى كه مربوط به جشن دانش آموزان مى شد، مى رفتم. این علاقه پا گرفت و تبدیل شد به انگیزه اى براى برپایى نمایش هاى محله اى كه در ایوان خانه ها اجرا و پرده صحنه مان لاجرم چادر نماز زن هاى خانه بود و كف پوش حیاط فرش هاى كهنه و نمد كه همسایه ها بر آن مى نشستند. پس از ورود به دبیرستان ادب كار صحنه اى ما از یك مزاح من سركلاس آقاى جهانشاه (كه بعدها پدرخانمم شد) آغاز شد. ایشان حضور و غیاب مى كردند كه به اسمى به نام عباس پنیرى رسیدند. بعد از چند بار كه این اسم را صدا كردند و كسى پاسخ نداد، من از ته كلاس گفتم: «آقا، تو خیكن!» كه ایشان از این مزاح من لذت بردند و بعداً به مدیر مدرسه سفارش كردند كه براى جشن ها از همین بچه ها استفاده كنید و از بیرون بازیگر نیاورید. پس از این اتفاق اولین نمایشى كه در مدرسه بازى كردیم نمایشى بود به نام «رفیق ناجنس» و من در این نمایش درخششى داشتم كه خانواده ها بعد از یك بار دیدن از مدیر مدرسه خواستند كه نمایش ادامه پیدا كند. پس تئاتر ما 10 شب فروخت و از درآمد آن براى مدرسه یك پیانو خریدیم.
محمدعلی کشاورز هنرپیشه پیشکسوت ایرانی، او را بهترین آکتور کمدی سینمای ایران می داند.
وی در طول فعالیت خود در 120 تئاتر ایفای نقش نمود که از تئاترهای معروف وی میتوان به "من میخوام" ، "وادنگ" و "مست" اشاره کرد. وی در کار سینما نیز فعالیت داشته و در فیلمهایی مانند: "جوجه فکلی" ، "پریزاد"، "نصف جهان"و "لج و لجبازی" ایفای نقش نموده است.