| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
73
|
87/4/15 (16:57)
|
|
||
|
|
82
|
834
|
87/4/17 (17:21)
|
|
||
|
|
13
|
57
|
87/4/19 (08:44)
|
|
||
|
|
10
|
62
|
87/4/19 (00:58)
|
|
||
|
|
161
|
534
|
87/4/19 (00:56)
|
|
||
|
|
13
|
69
|
87/4/19 (00:53)
|
|
||
|
|
11
|
65
|
87/4/19 (00:45)
|
|
||
|
|
5
|
36
|
87/4/19 (00:42)
|
|
||
|
|
20
|
93
|
87/4/17 (12:19)
|
|
||
|
|
4
|
56
|
87/4/15 (16:40)
|
|
عنوان بحثهمسر شما در كدام كلوب عضو است؟ 20 اردیبهشت 87 - 10:16 | |
می خوام خیلی صریح از شما بپرسم برای چی اینجا هستید؟ هر كدوم از شما آیا به این سوال فكر كردید كه برای چی اینجا هستید؟ مجردها می آن تا فرد ایده آل زندگیشون رو انتخاب كنند. و متاهل ها؟.... آیا احساس تنهایی می كردید؟ آیا می خواستید با كسی صحبت كنید؟ آیا می خواستید وقتتان رو یك جوری بگذرونید؟ آیا فقط دوست داشتید از اطلاعات كلوب ها استفاده كنید؟ آیا غیر از این بود كه ازدواج كردیم تا ساعت های تنهاییمون پر بشه؟ تا كسی باشه كه باهاش حرف بزنیم؟ تا كسی باشه كه بهش لم بدیم و تكیه كنیم و بی خیال همه دیگه بشیم؟ پس چی شد؟ یك بار یك آقایی كه بدجوری می خواست با من دوست صمیمی بشه و متاهل بود در جواب این سوال كه رابطه اش با همسرش چطوره گفت كه خیلی خوبه اما اون آدم شیطونیه و دوست داره با چند نفر همزمان دوست باشه. شما چطور؟ راستی همسر شما هیچ وقت پروفایل شما رو خونده و دوست های شما رو دیده؟ آیا اصلا می دونه اینجور جایی عضو هستید؟ آیا اگر یك روزی ببینه عكس العملش چیه؟ آیا اگر یك روزی شما تصادفا توی كلوب عكس همسرتون رو ببینید و ببینید كه 27 تا دوست داره، چه احساسی پیدا می كنید؟ وست دارم با هم رو راست باشیم! با خودمون روراست باشیم! لطفا روراست ها چیز بنویسند. و لطفا جدی باشید. من یك مشاور هستم و سالها در مناطق مختلفی مشاوره دادم و با زن و شوهرهای زیادی و مشكلات عجیب و غریبشون آشنا شدم. در صورتی كه بحث جدی باشه و دوستان علاقه مند باشند این بحث را با موضوعات اجتماعی ای كه روابط ما رو با همسرمون بهتر یا بدتر می كنه ادامه می دم. شاد باشید. | |
29 2 خرداد 1387 ساعت 13:54 | |
سلام آمنه خانم من با تمام این جملات موافقم الا جملات آخر كه نوشتی( حرف های بد ادبانه) ببینید در عالم بدون محدودیت و آزادی ما حق نداریم با عناوینی مثل ادب و اخلاق و دیوار یا هر چیز دیگر سخنان را محدود كنیم من واقع گرا هستم و علاقه ایی به محدودیت های انتزاعی ندارم در ست است كه اسم محدودیت نیاورده ای اما حصار ادب و بی ادب یك محدودیت درونی و بیرونی و یك زنجیر بسیار ضخیم است ... اما چرا افراد در كلوب حاضر نیستند در بحث علمی شركت كنند ؟ چون در این دنیای مجازی ما باز دست از افاده و یاوه گویی بر نمی داریم من اشخاصی در این كلوب را می شناسم كه مشكلات زیادی دارند اما در تمام بحث ها خود را خوشبخترین نشان می دهند .چرا؟ متاسفانه ما نه در عالم حقیقت و نه در عالم مجازی معنی آزادی را نمی دانیم و با افكار و سخنانمان دیگران و خود را محدود می كنیم |
28 2 خرداد 1387 ساعت 13:42 | |
دوست من حکیم از اینکه نظرت رو نوشتی ممنون. و از آقای کیارش هم که به دقت نوشته های من رو خونده بودند و متوجه منظورم شدند ممنونم. من اصلا قصدم از این بحث تفکیک متاهل و مجرد و دلایل آمدن افراد به اینجا نیست. این بحث برای مقدمه ای است که افرادی که مایل هستند درباره تجارب زندگی مشترک با هم صحبت کنند و به هم کمک کنند حضور داشته باشند. من همیشه این دغدغه رو داشتم که چطور میشه زندگی خانوادگی و روابط افراد با هم در بهترین سطحش باشه. و من بسیار اعتقاد دارم که اگر از تجربیات همدیگه استفاده کنیم بسیار سریع تر جلو میریم. اونچه که اینجا می نویسم بیشتر به این منظوره تا اینکه کسی یا رفتاری رو متهم کنم. حتما به زودی سعی می کنم این بحث رو با یک بحث جدید در مورد مسائل خانوادگی ادامه بدم. انتظار ندارم دوستان زیادی در اینجور بحثی شرکت کنند چون اصولا افراد زیادی وجود ندارند که مایل باشند از تجارب خودشون و دیگران درس بگیرند. اما دوست من تنها یک سوال برام هست. اگر افراد برای وقت گذرانی به اینجا نمی آیند چرا بحث هایی که با عناوینی مثل این "نفر قبلی ات چه رنگیه..." یا چیزهای مشابه هستند که گاهی هم جملات کاملا بی ادبانه ای است، هزار و دوهزار نفر بازدید کنننده دارد اما اگر بحثی و چالشی در مورد مشکلات و راهکارها باشد استقبال کننده ای ندارد؟! |
27 2 خرداد 1387 ساعت 08:26 | |
سلام من همه چیزو خوندم در ضمن به كیارش نمی آد این همه بی سواد باشه و ندونه منظور جملات چیه؟ .................................................................................................................................................................... در درجه اول آمنه اومده برای مجرد و متاهل ها یه هدف تراشی كرده كه چرا وارد كلوب می شند این هدف تراشی نوعی رادیكالی كردن و آماده كردن افكار برای بقیه سخنان است یعنی افراد كلوب برای این حرف شما وارد كلوب می شند ؟؟ ........................................................................................................................................................................... در درجه دوم پر كردن اوقات فراغت هیچ ربطی به احساس تنهایی ندارد من در همین كلوب می شناسم زن و شوهر همزمان تو كلوب گردش می كنند و این امر مربوط به عادی ترین امور دنیا شده كه الان شما حس تنهایی و فرار از اون رو دلیل می دونید ........................................................................................................................................................................ شما ناخود آگاه یا خود آگاه برای ازدواج چنین تعبییر كرده ایید كه همه در مجردی تنها و بی هم زبان هستند و ازدواج می كنند تا یك همزبان پیدا كنند ( به قول آقای ملكی مخ بخورند ) و سپس با او صحبت بكنند اولا بی همزبانی و انزوا یك بیماری است و فرد برای فرار از بیماری هیچگاه نباید ازدواج كند منظور من این است كه یك ازدواج هیچگاه برای پر كردن انزوا نیست بلكه این اهداف كوچك و رویایی جز شكست چیزی در بر ندارد چرا كه در ازدواج تحقق نمی یابد مثلا اگر شوهری با دوستانش بیشتر گرم شد و صحبت كرد باید یقه او هم گرفته شود كه آق شما ازدواج كرده و در خانه هم صحبت دارید ................................................................................................................................................................ و اما شما محدودسیت را در سخنانتان پیچانده اید اینكه اگر روزی ببیند یعنی نباید ببیند اینكه چند نفر دوست كلوبی دارید شما كجا اشاره كرده ایید كه این اوامر عادی هستند من اگر از یك فرد بی علم بتوانم اشكال واضحی بگیرم از شما باید اشكال نبود حقیقت را بگیرم شما بعنوان یك مشاور وقتی انگشت روی این مطالب گذاشته اید در واقع در پی عادی نمودن اینها نبوده اید ......................................................................................................................................................
|
26 2 خرداد 1387 ساعت 00:16 | |
نقل قول از : احمد ملکی سلام آمنه خانم شما كه می گویید مشاور هستید كدام مكتب روانشناسی این همه كنترل را قبول دارد؟ كه شما می گویید. شما خوبه خودتان می گویید دوست ، آیا دوست از نظر یك مشاور عیبی دارد؟ خانم مشاور كجای عالم روانشناسی با محدودیت سازگار است ؟ كدام مكتب محدودیت را قبول دارد ؟؟ یا كنترل؟؟ شما شوهر كردید كه مخ شوهرتان را بخورید؟ یعنی این حرف زدن جزیی از ذهنیت شما بوده ؟؟ خوبه خودتان این سردی را حس كرده اید؟ بگو از این روند چه نتیجه ایی گرفته ایید؟ ![]() خواهشا" اگه کسی متوجه شده حرفای این آقارو به زبون ساده تر ترجمه کنه برای ما بیسوادها شاید منو بقیه ی اعضای محترم کلوب بهتر متوجه بشیم منظور ایشون چی بوده |
25 1 خرداد 1387 ساعت 22:28 | |
سلام به همه دوستان من تازه عضو این کلوب شدم با این که مجردم ولی دیدم بحثتون جالبه گفتم که شرکت کنم. به نظر من آمنه خانم تو حرفهاشون به همه چیز اشاره کرد الا محدودیت کنترل .من همه پستهاشونو خوندم فکر کنم ایشون بیشتر به آزادی اعتقاد داره تا محدودیت و درستش هم همینه . متاسفانه نمی دونم چرا برای خیلی ها محیط ایننترت یه زنگ خطره. البته شاید درست بگن. چون خیلی چیزها دیدن ولی به قول یکی از دوستان که گفتن ، اگه هدف از اینترنت دوست شدن و چت کردن و این جورچیزها باشه راههای راحت تری هم هست. این جور چیزها برمی گرده به طرز فکر طرف مقابل. متاسفانه هنوز این موضوع باب نشده تو جامعه ما و همین طور که می بیندن اکثر دوستانی که اینجا هستند یا همسرانشون خبر ندارن یا اگر خبر دارن مخالفن. پس این جور موارد هنوز جا نیوفتاده تو فرهنگ جامعه ما. |
24 30 اردیبهشت 1387 ساعت 13:24 | |
در ادامه از سایر دوستان سوال می كنم كه آیا بحث من به معنای قائل بودن به محدودیت و كنترل است؟ |
23 30 اردیبهشت 1387 ساعت 13:22 | |
دوست من احمد! بسیار سعی می كنم كه بدون قضاوت صحبت های شما رو بخونم و چندین بار این كار رو انجام دادم. اما واقعا ابدا متوجه منظورتون نمی شم! به نظر نمی آد كه زیاد منظور خوبی از صحبت هاتون داشته باشید، اما به هر حال برای اینكه بتونم جواب بدم اول باید متوجه بشم كه منظور شما چی بوده. آیا من گفتم كه یكدیگر رو كنترل بكنیم؟ تعجب می كنم! فكر می كنم كه شما دچار سوء تفاهم شده اید! تمام دانشجوهای من و افرادی كه با من در تماس هستند كاملا در مورد من این نظر را دارند كه من ابدا معتقد به كنترل كردن دیگران و تجسس در مورد آنها نیستم. من به آزادی افراد بسیار معتقدم و بسیار احترام می گذارم. اما اینكه حدود این آزادی كجاست برای هر كس متفاوت تعریف می شود. به هر حال من برای اینكه بتوانم دقیقا به سوال ذهن شما كه باعث شده تا حدودی با عصبانیت با من برخورد كنید پاسخ دهم باید بدانم كه چه چیزی موجب این سوءتفاهم شده و چرا فكر می كنید من به كنترل و محدود كردن افراد معتقدم.
|
22 29 اردیبهشت 1387 ساعت 22:44 | |
سلام آمنه خانم شما كه می گویید مشاور هستید كدام مكتب روانشناسی این همه كنترل را قبول دارد؟ كه شما می گویید. شما خوبه خودتان می گویید دوست ، آیا دوست از نظر یك مشاور عیبی دارد؟ خانم مشاور كجای عالم روانشناسی با محدودیت سازگار است ؟ كدام مكتب محدودیت را قبول دارد ؟؟ یا كنترل؟؟ شما شوهر كردید كه مخ شوهرتان را بخورید؟ یعنی این حرف زدن جزیی از ذهنیت شما بوده ؟؟ خوبه خودتان این سردی را حس كرده اید؟ بگو از این روند چه نتیجه ایی گرفته ایید؟ |
21 29 اردیبهشت 1387 ساعت 21:24 | |
نقل قول از : کیارش کیاه
. از اینها که بگذریم کلا" انسان نمیتونه تموم حرفاشو به همه بگه خیلی از حرفهای زندگی یا شخصیشو نمیتونه به پدر یا مادرش بگه یا حتی به برادر و خواهرش که به همسرش میگه به همون نسبت حرفهایی هم ممکنه وجود داشته باشه که نتونیم به همسرانمون بگیم و راحت تر باشیم با یه دوست مطرح کنیم .
یعنی واقعا شما فکر میکنید تو محیط کلوب میتونید کسی رو پیدا کنید که بتوانید حرف دلتون را بهش بگید؟؟؟؟
نمیدانم چنئ وقته عضو کلوب شدید ولی مطمئنا دریافتید که اینجا هر کس هزار دوست داردو مثل معروفی هست که میگه حرفت را به دوستت نگوچون دوستت دوست دیگری دارد |
20 28 اردیبهشت 1387 ساعت 16:58 | |
از اینكه بحث رو ادامه می دید واقعا ممنونم. آره به قول دوستمون كیارش واقعا آدم به دوست هم احتیاج داره. به نظر من میزان اعتمادی كه به همسرمون می كنیم بیشتر از اونكه بستگی داشته باشه به اینكه آیا دوستانی از جنس خانم یا آقا داره و حتی اینكه چقدر ممكنه با اونها دوستانه و صمیمانه برخورد كنه، به این بستگی داره كه چقدر اون رو انسان متعهدی می دونیم و چقدر به زندگیش علاقه مند و پای بند. اصولا بعضی آدم ها به روابط اجتماعی و دوستی های بیشتری احتیاج دارن و بعضی نه. شما چی فكر می كنید؟ به نظر من كیفیت روابط افراد با ما بسیار مهمه. اگر كیفیت رابطه فردی با ما بسیار خوب بود بیشتر می تونیم به آزادی های اون احترام بگذاریم. |
19 28 اردیبهشت 1387 ساعت 13:02 | |
کیارش جان با خیلی از حرفات موافقم. ولی.... قدرت تفکیک زن و مرد نداره. من مردی رو میشناسم که با هر کسی که چت میکنه عاشقش میشه و ... بذار نگم بقیه اش و. باید این فرهنگ گفتگو در دنیایی مجازی برای همه جا بیفته . زن و مرد نداره.
|
18 27 اردیبهشت 1387 ساعت 11:43 | |
سلام ممنونم از خانوم آمنه به خاطر این تاپیک و از تموم دوستان بخاطر نظرات جالب و صادقانه شون همینطور از خانم شری بخاطر نظرات بسیار جالبشون ( پست 5 ) . در ادامه فرمایشات ایشون خدمتتون عرض می کنم : هیچ به این فکر کردید که انسان چقدر حرف مشترک میتونه برای همسرش داشته باشه ؟؟؟ چند سال ؟؟؟ مخصوصا" که ما هیچ موقع سعی نمیکنیم برای هم آپ تو دیت باشیم در همون چند ماه اول زندگی تموم خودمونو رو میکنیم و بعد حرفی برای گفتن نداریم !!!! ما انسانها چون اجتماعی هستیم و جمعی زندگی میکنیم ناگزیر هستیم از دوست شدن و دوست داشتن همش بخاطر زندگی بهتره ، زن بودن و مرد بودنش مهم نیست بدون در نظر گرفتن جنسیت . ولی این رو هم منکر نمیشم که بخاطر نوع خلقت انسان جذابیت غیر هم جنس بیشتره که این هم فرقی در اصل قضیه نمیکنه و خیلی تاثیر نداره . از اینها که بگذریم کلا" انسان نمیتونه تموم حرفاشو به همه بگه خیلی از حرفهای زندگی یا شخصیشو نمیتونه به پدر یا مادرش بگه یا حتی به برادر و خواهرش که به همسرش میگه به همون نسبت حرفهایی هم ممکنه وجود داشته باشه که نتونیم به همسرانمون بگیم و راحت تر باشیم با یه دوست مطرح کنیم .این هم یه بعد این قضیه اس . دیگر اینکه چرا اصولا" در دوستی های این چنینی ( مجازی ) چرا در وهله اول سریع فکرمون به بعد منفی این قضیه سوق پیدا میکنه البته منکر این هم نیستم که میتونه ابعاد منفی زیادی که حتی ضرر های جبران ناپذیری به بنیان یه زندگی وارد میکنه ، داشته باشه . ولی خوب سعی کنید با دید مثبت به این قضیه نگاه کنید تجربه ی خوبیه امتحان کنید . دوست شدن با افراد مختلف و آشنا شدن با فرهنگ و طرز فکر افراد جذابیت زیادی داره و میتونه خیلی در زندگی کمک انسان باشه مگه این افراد توی کلوب کیا هستن ؟؟؟؟ همین مردمی هستن که روز مره با صدهانفرشون در شهرها برخورد داریم و میبینیم . و خیلی مسائل دیگه که خیلی هاشو خانم شری در پست 5 به اون اشاره فرمودند مثل ابعاد شخصی هر فرد و.... البته همه ی اینهایی که گفتم دلیل بر مشکل داشتن با همسر و یا دوست نداشتن زندگی نیست میتونه انسان عاشق همسر و زندگیش هم باشه ولی توی کلوب هم باشه مثل خود من . البته اینو هم خدمتتون عرض کنم که زنها اصولا" خیلی توانایی تفکیک این قضایا رو از هم ندارن و شاید نتونن جایگاه هر کدوم از اینها رو خوب درک کنن البته نمیخوام خدای نکرده توهین کرده باشم به خانمهای محترم همچین جسارتی نمیکنم . این هم بخاطر روحیات و احساسات و عواطف بسیار حساس و لطیف اوناس که در خلقت اونها قرارداده شده . ممنونم که تحمل کردید و معذرت از پر حرفی . خوب و خوش باشید |
17 27 اردیبهشت 1387 ساعت 10:47 | |
تو هیچ کلوب چون من هنوز زن ندارم............... ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
16 26 اردیبهشت 1387 ساعت 13:50 | |
سلام سوالتون خیلی خوب و جالبه! همسر من با وجود اینکه خیلی اهل کار با کامپیوتر هست ولی به این جور فعالیتهای اینترنتی هیچ علاقه ای نداره.مطلقا اهل چت نیست مگر چه ضرورت مهم کاری ایجاب کنه.البته من خیلی خوشحالم که این طوریه! در مورد کلوپ ، واقعیتش زیاد خوشش نمیاد توش بگردم !! ولی فعلا زیاد سخت نمی گیره من هم واقعا سعی می کنم در حضور و غیابش استاندارد های عقلی و عرفی و شرعی رو در مورد فعالیتم اینجا رعایت کنم.خودش نباشه ،خداش که هست. اوائل چند بار بهش پیشنهاد دادم اینجا عضو بشه.اگه اصرار می کردم قبول هم می کرد.ولی جوابی داد که باعث شد منصرف بشم و دیگه پیگیر قضیه نشم: "اگه اینجا عضو شم ، به همون اندازه زمانی که براش می ذارم از وقتی که به تو و توجه به تو اختصاص داره ، کم میشه! دیگه خودت می دونی.قبول می کنی؟ " جواب خیلی صادقانه و معقولی بود.قطعا پاسخ من هم منفی بود دیگه!!! |
- 1
- 2













خواهشا" اگه کسی متوجه شده حرفای این آقارو به زبون ساده تر ترجمه کنه برای ما بیسوادها شاید منو بقیه ی اعضای محترم کلوب بهتر متوجه بشیم منظور ایشون چی بوده






