| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
118
|
1715
|
90/12/25 (15:05)
|
|
||
|
|
4
|
41
|
91/3/5 (15:57)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
91/2/30 (20:10)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
91/2/28 (12:39)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/28 (11:16)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
91/2/26 (19:14)
|
|
||
|
|
3
|
12
|
91/2/23 (09:30)
|
|
||
|
|
42
|
471
|
91/2/20 (17:52)
|
|
||
|
|
5
|
37
|
91/2/8 (22:17)
|
|
||
|
|
8
|
46
|
91/2/7 (19:48)
|
|
||
|
|
5
|
27
|
91/2/7 (19:18)
|
|
||
|
|
44
|
668
|
91/2/6 (01:52)
|
|
||
|
|
18
|
136
|
91/2/6 (01:26)
|
|
||
|
|
87
|
607
|
91/2/4 (11:30)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/29 (01:58)
|
|
||
|
|
30
|
233
|
91/1/5 (20:27)
|
|
||
|
|
8
|
132
|
90/12/29 (17:48)
|
|
||
|
|
73
|
430
|
90/12/29 (17:46)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
90/12/26 (22:36)
|
|
||
|
|
9
|
82
|
90/12/26 (22:30)
|
|
همه میدانند که در باور دینی زرتشتیان، خداوند، اهورامزدا نام دارد. درحالیکه ما به شیطان، «انگره» یا «اهرمن» میگوییم و اگر به دو خدا باور میداشتیم، باید به خداوند میگفتیم اهورا(هستیبخش) مزدا(ابردانا و حکیم) وبه شیطان میگفتیم انگره اهورا(هستیبخش بد). انگره، در زبان سانسكریت و انگلیسی (ANGRY)به مفهوم بیرون از تعادل و بدترین حالت روانی است و تنها در«من» یا اندیشه انسانها وجود دارد. پس « انگرهمن» به چم اندیشه بد و پلید و تباهکننده است و وجود خارجی ندارد که در برابر خداوند قرار داشته یا نداشته باشد و تنهادر برابر« سپنته من» که آن هم دراندیشه انسانها موجود است و پاک و راست و سازنده است، قراردارد. ما در تمام بخشهای اوستا، میخوانیم« شکست اهریمن باد» و نابودی او را میخواهیم، چرا که میدانیم اهریمن در اندیشه و وجود انسانهای بد و نادان است و ما انسانها توان این را داریم که با آنها مبارزه کنیم که به یاری اهورامزدا این مبارزه را انجام میدهیم و حتما هم پیروز خواهیم شد.
تهمت زدن یکی از روشهای نامردانه دشمنان است که از روی آگاهی انجام میشود و دوگانهپرستی نیز تهمتی است كه به زرتشتیان میزننددرود
اینکه میفرمایید آفرینش برپایهء عقل و خرد دو بن داشته باشد بهتر است یا یک بن، بگمانم یکی باشد بهتر است. البته بدون آنکه بخواهیم به سرودهای گاهانی بنگریم. بر پایهء خرد، مدیریت یک شرکت نیز با یک رئیس یا یک مدیر یا مدیرعامل بهتر پیش میرود تا دوتا یا بیشتر. بنظر میرسد که خرد جمعی در هیئت مدیره باز هم نیاز به یک حرف آخر دارد. اگر افراد هیئت مدیره هدف یکسانی نداشته باشند آنگاه هر کسی شرکت را به سوی خودش خواهد کشید.
کار دو آفریننده نیز مانند همین شرکت میتواند باشد. اگر هدفشان در جهان یکسان باشد(مثلا حرکت و جنبش!)، پس یک آفریننده کافیست تا رهبری بهتری انجام شود، اما اگر هدفشان یکسان نباشد(یکی کارش بدی و کشتار و ویرانی، دیگری کارش خوبی و زندگی و سازندگی) بیگمان هر لحظه ممکن است جهان به سود یکی پیش رود و شاید دیگری از چرخه بیرون شود! آنگاه مفهوم جهان به این صورتی که میشناسیم نخواهد بود. چیزی باید باشد که این دو آفریننده را کنترل کند که دیگری را نابود نکنند.
به گفته دوست فرهیخته وندیداد، درک ما بخاطر محدودیت جهان، محدود است. اما همین که اندک اندک پیش میرویم و جهان را کاوش کرده و گوشه ای را درک میکنیم، جای سپاس از کسانی دارد که نخستین بار اندیشیده اند و راه را برای دیگران باز کرده اند.
اما تو که می گی شاید هیچ آفریننده ای وجود نداشته باشه ! چرا می گی به فراتر از این جهان فکر کن!
من گفتم اگه قبول کنی که خدایی وجود داره اعتقاد به دو بن عاقلانه تره!!!!!!!!!!
اما تو که می گی شاید هیچ آفریننده ای وجود نداشته باشه ! چرا می گی به فراتر از این جهان فکر کن!
من گفتم اگه قبول کنی که خدایی وجود داره اعتقاد به دو بن عاقلانه تره!!!!!!!!!!
به عقیذه زردشتیان در جهان همه چیز از اهورامزذا ( ائورا مزدا)( اهورامستا) هستش و اوست آفریننده هر چی خوبی در جهان ...... به این دلیل که آنها مخلوقات اهورا مزدا فقط نیکی میدانند و چیزی جز خوبی و نیکی از او نیست هر کار بدی را غیر اهورایی یا غیر خدایی میپندارند و به دیوان و اهریمنان نسبت میدهند....... آنان چون هر مخلوق اهورامزدا را نیک میدانند......به نظر آن ها انسان نیز چون آفریده اوست پاک و نیک است و در پاک نگه داشتن بدن و روان خویش باید کوشا باشد........ ایده ی دیگری نیز در این باب مطرح هست که مربوط میشود به زروان که جای بحث دارد.......
ولی در کل این شبهه (دو خدایی)در بار آیین زردشت نادرست است و از کمی بعد از حمله اعراب ، بعد از اتهام به آتش پرستی به وجود آمد............
به نظر من توحید و ثنویت هردو نقیض یکدیگرند
که با استدلال آن ها آشنایی دارید
ولی در این جهان هر چیزی یه alternative ای داره.....
مهمترینش ماده و ضد ماده
به نظر من ثنویت مدل بهتریه نسبت به توحید
اما جفتشون اشکال دارن اونم تو فرض اولیه هر دوی اون هاست!!!!!!!!!!!
درود بر دوست گرامی وندیداد برای پرسش و روشنگریشان...
جلوهء اهورامزدا در جهان در کهنترین بخش اوستا به دو صورت «سپنت مئینو»(نیروی افزاینده) و «انگره مئینو»( نیروی کاهنده) آمده است. یعنی یکی به جهان می افزاید و دیگری از جهان میکاهد. برای نمونه هنگامیکه سلولهای پوست میمیرند(چرک) و پوستی تازه بوجود می آید، نخست حرکت انگره مئینو بوده و سپس حرکت سپند مئینو. در واقع حرکت یکی، باعث حرکت دیگری میگردد و جان و حرکت در جهان پایدار میماند. این یک مفهوم بسیار غنی و شگرف ایرانیان باستان از جهان هستی است. اما در زمان ساسانیان این مفهوم اندک اندک دگرگون شد. مینوی سپند یا نیروی مقدس به اهورامزدا دگرگون گردید یا صفتی برای او شد و انگره مینو تبدیل به «گناک مینو» و «اهریمن» شد. تا زمانی که گناک مینو گفته میشد باز هم به معنی مینوی زننده(کاهنده) بود اما هنگامی که شکل واژه به اهریمن دگرگون شد، مفهوم اصلی را نمیتوانست برساند. اینجا بود که اندک اندک مفاهیم دیگری به اهریمن نسبت داده شد. مفهوم دو آفریننده در همین زمانها میرفت شکل بگیرد اما موبدان نمیگذاشتند تا اینکه پس از اسلام برخی بودند که چنین اعتقادی را به نوزرتشتیان میبستند. به هر روی، تک آفریننده و اصل ماجرا در منابع کهن اوستا همان چیزی بود که در آغاز عرض کردم.
ببینید ایرانیان باستان چه اندیشهء شگرفی داشته اند اما پس از یورش اسکندر گجستک و نابودی بیشتر منابع ایرانی، پس از 200 سال موبدان ناچار شدند که چیزهایی از خودشان ببافند تا بتوانند پاسخ پرسشهای سنگین ایرانیان پیرامون دین را بدهند. اوج این پرسش و پاسخها به زمان ساسانیان و تقریبا اواخر دوران ساسانی رسید -یعنی زمانی که یهودیان و مسیحیان در ایران زیاد شدند. کار بجایی رسید که دیدند بیشتر مردم به شک و گمان در دین افتاده اند و نمیتوانند مردم را با برخی از پاسخ به چالشها ، قانع کنند در نتیجه موبدموبدان -ارداویراف- را به خواب ژرف فرستادند که از جهان دیگر خبر بیاورد تا گفتارشان برای مردم مستند گردد!