| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
118
|
1715
|
90/12/25 (15:05)
|
|
||
|
|
4
|
41
|
91/3/5 (15:57)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
91/2/30 (20:10)
|
|
||
|
|
0
|
12
|
91/2/28 (12:39)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
91/2/28 (11:16)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
91/2/26 (19:14)
|
|
||
|
|
3
|
12
|
91/2/23 (09:30)
|
|
||
|
|
42
|
471
|
91/2/20 (17:52)
|
|
||
|
|
5
|
37
|
91/2/8 (22:17)
|
|
||
|
|
8
|
46
|
91/2/7 (19:48)
|
|
||
|
|
5
|
27
|
91/2/7 (19:18)
|
|
||
|
|
44
|
668
|
91/2/6 (01:52)
|
|
||
|
|
18
|
136
|
91/2/6 (01:26)
|
|
||
|
|
87
|
607
|
91/2/4 (11:30)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
91/1/29 (01:58)
|
|
||
|
|
30
|
233
|
91/1/5 (20:27)
|
|
||
|
|
8
|
132
|
90/12/29 (17:48)
|
|
||
|
|
73
|
430
|
90/12/29 (17:46)
|
|
||
|
|
1
|
16
|
90/12/26 (22:36)
|
|
||
|
|
9
|
82
|
90/12/26 (22:30)
|
|
درود بر دوستان
گفتگویی پیرامون دفتر وندیداد شده بود كه نیاز به بررسی ویژه داشت. این جستار را برای آن باز كردیم كه با تیزنگری و كاوش به این نسك بنگریم. هر گونه پرسشی و یا ابراز دیدگاهی دربارهء دفتر وندیداد آزاد است منتها میباید كه دقیقا به فرگرد و بند مربوطه اشاره شده و نیز خود متن را بیاوریم.
برای آغاز كار توضیح كوچكی عرض میكنم:
دفتر وندیداد یك دفتر كهن است كه پیش از زرتشت نوشته شده و پس از او از دوران هخامنشیان تا پایان ساسانیان بدست موبدان بازنویسی شده است. این دفتر آئینهای كهن ایرانی را در برخورد با بیماریها نشان میدهد... اینكه چگونه پاكیزه شویم و چه چیزی را برای پاكیزگی برگزینیم... اینكه چه داروهایی درمان كنندهء چه بیماریهائی هستند...
همین دفتر در بخشهای آغازینش پیرامون ایران و نژاد آریا و برخی از استانهای ایران سخن رانده است. اما اگر نیك بنگریم، همین سخنان نیز دربارهء چگونگی دور ماندن از سرما و بیمار نشدن آورده شده است كه نویسنده(نویسندگان) خواسته است در ادامهء گفتار خود به انواع بیماریها بویژه بیماریهائی كه از بدن مردگان و از زیر ناخن و... به انسان سرایت میكند گفتگو كند.
بررسی وندیداد نشان میدهد كه دكانداران دینی بسیار تلاش كردهاند كه گفتارها و خواستههای خود را به نوعی با نام روانشاد زرتشت در بین نوشتار بیاورند كه بتوانند وجههء دینی و شرعی به نوشتههای دانشی این دفتر دهند. اما خوانندهء آگاه به آسانی میتواند نكتههای افزوده شده را دریابد كه در پیامهای پسین به آنها اشاره خواهیم كرد.
واژهء وندیداد در اوستا بگونهء «ویدئوداتَ» آمده است كه از سه بهره درست شده: پیشوند «وی» بمعنی «دوری و جدائی» است و «دئو» بمعنی «دیو» و «دات» بمعنی «داد، آئین و قانون» است كه بر روی هم میشود «آئین دوری از دیو». كاركرد دیو در همین دفتر وندیداد آمده است كه به آسانی میبینیم كه انواع بیماریها با نام دیو همراه است. حتی خواب سپیدهدم را دیوی نامیده است كه اجازهء بیداری به مردم نمیدهد و میخواهد همه در خواب بمانند....
بنابراین واژهء وندیداد را میتوان با قاطعیت «آئینهای دوری از بیماری و بدی» معنی كرد كه در آینده بیشتر پیرامون این دفتر سخن خواهیم راند.
سپاس
گوشه ای از ابراز علاقه فردوسی بزرگ به اعراب
ندارم به دل بیم از تا زیا ن که از دیدشان دیده دارد زیان
که هم مار خوارندو هم سوسمار ندارند جنگی گه کار زار
=============
از این مار خوار اهرمن چهرگان، ز د انائی و شرم، بی بهرگا ن،
ازاین زاغساران بی آ ب و رنگ، نه هوش و نه دانش،نه نام و نه ننگ
==========
زشیر شتر خوردن و سوسمار، عرب را به جائی رسیده است،کار،
که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
بیتردید، جمعیت کوچک زرتشتیان در سراسر جهان خوشحال خواهند شد اگر به هر دلیلی در گاردین از آنها یادی شود، حتی اگر در این حد باشد که در لیست الفبایی در کنار بهاییها نامی از آنها برده شود. بیتوجهی و بیخبری از باورهای زرتشت و جنبههای خارقالعاده و جهانی مذهب پارسیان کهن که ٨٠٠ سال قبل از میلاد مسیح وجود داشته است حتی از چشم علاقهمندان جدی مذاهبِ قدیم نیز دور مانده است.
این بیاعتنایی تأسفانگیزتر خواهد بود اگر حتی انسانهای بدون باورهای مذهبی شگفتزده درمییافتند که چگونه عقاید مذهبی ابراز شده توسط زرتشتیان، پایه و اساسی برای شکلگیری مذهب یهودیت در ٥٠٠ سال قبل از میلاد مسیح گردید و به همین ترتیب تأثیر کلیدی خود را بر سایر مذاهب توحیدی « ابراهیمی» یعنی مسیحیت و اسلام نیز بر جای گذاشته است.
تولد زرتشت همزمان بوده است با دورانی که مردم فلات ایران در حال پذیرش و گذار به سیستم جدیدتر تمدن کشاورزی بودند. زرتشتیان در همین اوان بود که در حال گسستن رابطهشان با سنتهای باستانی مذاهبِ آریایی در منطقه بودند که در حقیقت تکرار مشابهی از ادیان هندی همان دوران بود.
زرتشتیان ٨ قرن قبل از میلاد مسیح به جای پرستش انواع و اقسام بتها و نیروهای الهی به ایدهی جدیدی دست یافتند که به آنها اجازه میداد دست از پرستش خدایان و نیروهای گوناگون برداشته و تنها یک خدای قدرتمند را سزاوار پرستش تشخیص دهند و از آن پس فقط سر تعظیم به سمت «اهورا مزدا» فرود آوردند و او را سپاس گفتند.
برداشت و توجه اصلی غرب به زرتشتیان از آنجا آغاز شد که آنها متوجه تأکید بسیار مهم اخلاقیات فردی در این دین باستانی شده بودند که از سه اصل عمدهی کردار، پندار و گفتار نیک سرچشمه میگرفت. دنیای ارائه شده برای آخرت توسط زرتشتیان که به موضوعاتی چون بهشت، جهنم، پاداش و کیفر اخروی، وعدهی آمدن ناجی (سوشیانات)، وجود یک نیروی بدکاره ( اهریمن) و از همه مهمتر رستاخیز نهایی و جنگ بین اهورا مزدا با اهریمن میپرداخت نیز توجه پژوهشگران غربی را به خود جلب کرد. اینها موضوعاتی مذهبی بودند که بعدها به ادیان ابراهیمی نیز راه یافتند.
غربیها برای نخستین بار در هند و از طریق گروهی از زرتشتیان به نام «پارسی» که بیش از هزار سال بود که به هندوستان کوچ کرده بودند با آئین زرتشت آشنا شدند. پارسیان از مهاجران ایرانی بودند که پس از حملهی مسلمانان و فروپاشی امپراطوری ایرانی به هند پناه آورده بودند. بعدها در وصف پارسیهای هندی که به روشن نگه داشتن آتش در آتشکدهها اعتقاد داشتند، این تعبیر غلط جا افتاد که آنها آتشپرست هستند. حتی عدهای پا را از این فراتر گذاشتند و در یکتاپرستی آنها هم تردید کردند. به ویژه آنکه زرتشتیان بر نقش اهریمن به عنوان خدای بدکاره تأکید بیشتری داشتند و او را همطراز با اهورا مزدا میدانستند.
به نظر میآید که یهودیها در عهد عتیق نخستین بار در دوران اسارت یهودیان در بابل با مذهبِ زرتشتیِ پارسیان آشنا شدند. کورش، شاه هخامنشی به اسارت یهودیان در بابِل پایان داد و جانشین او داریوش، مقدمات بازگشت آنها را به اورشلیم (و به احتمال زیاد به همراهی عده زیادی زرتشتی) فراهم نمود.
پس از استقرار یهودیان و بازسازی معبد اورشلیم بود که قوانین مشخصتری دربارهی وحدانیت یهودیان شکل گرفت. این باورها آمیزهای بود از باورهای قبلی و تأثیر دین زرتشت که مذهب رسمی امپراطوری ایران بود. در این زمینه میتوان به طور مستند به اعتقاداتی که نویسندهی یهودی انجیل ِ عهد عتیق که «عیسی دوم»1 نام دارد و با صراحتی آشکار از خدای یکتا سخن میگوید اشاره کرد. دلیل موجهتر آن که « عیسی دوم» از کوروش به عنوان «مسیح» و عنصر برگزیده برای خدای «یهوه» یاد کرده است.
مدارک مستدلی نیز در ارتباط با تأثیر خط مشی امپراطوری ایران دربارهی مردم مستعمرات ( بابلیان، مصریان و فلسطینیان) و اجازهی پرستش خدایان محلی و نگهداری نامِ خدایان در تلفیق با باورهای زرتشتی نیز وجود دارد.
البته ادعاهای موثقی نیز وجود دارد که پیش از تسخیر بابِل در بین یهودیان نوعی از تک خدایی وجود داشته است و وجود «یهوه» به عنوان خدای اصلی را دلیل محکمی برای نظر خویش برمیگزینند. به لحاظ تاریخی نمیتوان حضور خدای قدرتمندی چون یهوه را نادیده گرفت، ولی توجیه وجودِ اندیشهی تک خدایی با تعریف مشخص آن که در عدم وجود سایر خدایان میتواند تحقق یابد با این واقعهی مستند همخوانی ندارد. مسئلهی کلیدی در مسیر تحول تک خدایی قطعی، قبل از تاثیر زرتشت در بین یهودیان بدین گونه بوده است که یهوه هر چند خدای اصلی بوده است ولی در بین ملتهای منطقه اجازهی وجود و حتی پرستش خدایان دیگر نیز داده میشد.
پارسیان تأثیر نیرومند و ماندگاری بر روی یهودیت داشتهاند. بیشک باور مهم دربارهی آخرت و رستاخیز در اکتشافات غارهای اسرائیل «متون دریای سیاه»2 و اعتقادات ماقبل مسیحی یهودیان که به مسیحیت نیز راه یافته است به ویژه دیدگاههای «جان» درباره «رستاخیز» همگی از تاثیر اولیهی اعتقادات زرتشتی در مذاهب فوق حکایت میکند.
در کمترین حالت ممکن، میتوان رابطهی فرخنده و سازنده بین دین ایرانیان باستان و یهودیت را دلیلی دانست برای واقعیت مهمی که به دوستی و مراودت بین دو تمدن اشاره میکند. مراودتی که مذهب کاملا سیاسی شده در قرن بیستم و تأثیر مسمومکنندهاش رابطهی دو تمدن کهنسال را خدشهدار کرده است.
شاید پذیرش دستاوردهای مذهب زرتشت توسط یهودیان، مسیحیان و مسلمانان قدمی باشد در راه دوستی و مراودت هر چه بیشتر بین ملتهای معتقد به مذاهب «ابراهیمی» که الهام توحیدی خود را کمابیش از زرتشتیان ایران عاریه گرفتهاند.
درود
از دوستان درخواست میکنم که در این جستار هیچگونه گفتاری از دینهای دیگر نیاورند. یا آنکه هیچ دینی را با دین دیگر مقایسه نکنند. در اینجا تنها و تنها دربارهء کتاب بسیار کهن و یگانهء وندیداد گفتگو میکنیم.
با سپاس
درود
سمیرای گرامی منظور این است که کهنترین نسخهء موجود قرآن کریم اختلاف زمانی زیادی با زمان حضرت محمد(ص) دارد و بیگمان از روی نسخه های پیشین نوشته شده است. مگر از زمان حضرت محمد(ص) قرآنی باقی مانده است؟
درود
اولا استاد دانشگاه ما که دکترای تاریخ داره و چند تن دیگه از اساتید بر خلاف حرف طراح سوال معتقد به این بودند که اوستا و هر آنچه در آن است مثل وندیدا بعد از اسلام نوشته شده و بنا به نقلی نگاشتن آن با شخص زرتشت چند هزار سالی فاصله داشته است. که این خود نقصی بس بزرگ است.
کنون سوالی از شما داشتم:در احکامی که راجع به زن پریوت آمده چند اشکال بهداشتی و حتی روانی پیش می آید
1-اینکه زن باید از نور دور باشد
2- از آب دور باشه
3-فرزند خوردسالش و همگی از او دوری کنند
4- در غسل بعد از پریوت-در غسل دوم با آب مخلوط به پهن گاو غسل کند
و...................
آیا از لحاظ علمی و بهداشتی این کارها چه نفعی غیر از افسردگی و رنج ومریضی برای بشریت دارد؟
درود
دوست گرامی، بیگمان نسخههای برجای مانده رونوشتی از نسخههای كهن هستند. درست مانند نسخههای موجود قرآن كریم كه هیچكدامشان در زمان حضرت محمد(ص) نوشته نشده و با اختلاف زمانی زیاد پس از آن حضرت به رشتهء تحریر درآمده است. اما این دلیل نمیشود بگوییم كه قرآن نقص دارد!
پیرامون احكامی كه فرمودید، خواهش میكنم نص صریح آنرا در وندیداد بیاورید تا نشان دهم برداشتهای بسیاری از مترجمان نادرست بوده است.
با سپاس
salam
kheeeyli baal buda
ostade shoma motaghede ke avesta va.....badaz eslam neveshte shodan

درود
اولا استاد دانشگاه ما که دکترای تاریخ داره و چند تن دیگه از اساتید بر خلاف حرف طراح سوال معتقد به این بودند که اوستا و هر آنچه در آن است مثل وندیدا بعد از اسلام نوشته شده و بنا به نقلی نگاشتن آن با شخص زرتشت چند هزار سالی فاصله داشته است. که این خود نقصی بس بزرگ است.
کنون سوالی از شما داشتم:در احکامی که راجع به زن پریوت آمده چند اشکال بهداشتی و حتی روانی پیش می آید
1-اینکه زن باید از نور دور باشد
2- از آب دور باشه
3-فرزند خوردسالش و همگی از او دوری کنند
4- در غسل بعد از پریوت-در غسل دوم با آب مخلوط به پهن گاو غسل کند
و...................
آیا از لحاظ علمی و بهداشتی این کارها چه نفعی غیر از افسردگی و رنج ومریضی برای بشریت دارد؟
درود
دوست گرامی، بیگمان نسخههای برجای مانده رونوشتی از نسخههای كهن هستند. درست مانند نسخههای موجود قرآن كریم كه هیچكدامشان در زمان حضرت محمد(ص) نوشته نشده و با اختلاف زمانی زیاد پس از آن حضرت به رشتهء تحریر درآمده است. اما این دلیل نمیشود بگوییم كه قرآن نقص دارد!
پیرامون احكامی كه فرمودید، خواهش میكنم نص صریح آنرا در وندیداد بیاورید تا نشان دهم برداشتهای بسیاری از مترجمان نادرست بوده است.
با سپاس