userinfo close

  ,

زنان پارسا ، مردان بی ادعا


z_parsa_m_biedea

تاسیس: 16 دی 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فاطمه - معاونان
می روم تا انتقام سیلی زهرا (س) بگیرم
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
16
30
90/12/10 (10:22)
4
6
90/9/19 (09:04)
3
70
89/12/15 (18:05)
0
2
89/11/6 (20:07)
0
15
89/3/10 (00:33)
0
19
89/3/3 (18:34)
1
21
89/1/17 (22:24)
1
5
88/12/15 (02:16)
3
59
88/9/15 (06:05)
2
18
88/1/10 (14:07)
0
13
87/9/28 (16:40)
0
9
87/9/6 (12:01)
0
13
87/9/5 (13:57)
0
273
87/9/5 (13:56)
0
12
87/9/5 (13:55)
0
3
87/7/18 (07:13)
0
16
87/7/15 (23:43)
0
0
87/7/9 (01:18)
1
6
87/4/21 (07:22)
1
4
87/4/20 (14:34)

عنوان بحث

صانع کوهنورد , sane1363
صانع کوهنورد - 13:57 1387/09/5

اگر حاج احمد برگردد

اگر حاج احمد برگردد !!! ...

شبكه خبر در حال پخش مستقیم از فرودگاه بین المللی بیروت :

سید حسن نصرالله ، مقامات ارشد لبنانی و چند تن از مقامات ایرانی ، منتظر فرود هواپیمای حامل حاج احمد متوسلیان و 3 تن دیگر از اسرا هستند ...

9:30 شب ، هواپیما آرام بر زمین می نشیند .

آرام آرام ، اسیران لبنانی و فلسطینی پیاده می شوند و با سید حسن نصرالله و مقامات مصافحه می كنند

همه منتظر 4 دیپلمات ایرانی هستند ، اما خبری نیست ...

چند دقیقه بعد ، خبرنگار تلویزیون اعلام می كند :

4 اسیر ایرانی همین حالا جداگانه وارد فرودگاه شدند .

آری ؛خبر حقیقت دارد ،

خودشان هستند ، اما ... اصلا چهره هایشان قابل شناسایی نیست !

حاج احمد خیلی شكسته شده ،موها و محاسنش هم كاملا سفید شده ...

نزدیك به نیمه شب است و كنفرانس خبری 4 دیپلمات برگزار می شود .

چهره های نورانی و مظلومی كه در پی سالها اسارت ، شكسته و مجروح شده اند ؛ در مقابل دوربین خبرنگاران قرار دارند .

سخن با كلام حاج احمد آغاز می شود :كلامی از قرآن درباره وعده به مومنین و مجاهدین و پس از آن یادی از امام خمینی (ره) ...

خبر دارند كه دیگر امام در میانشان نیست و با اشك از ادامه راه او می گویند ..

شرح ماوقع آغاز می شود و از روز چهاردهم تیرماه سال 1361 می گویند كه در منطقه برباره در جاده طرابلس ، چگونه به دست مزدوران حزب راستگرای مسیحی فالانژ ربوده شدند و در این سالها از كجا به كجا منتقل شدند .

از رنج ها و شكنجه ها می گویند و از رفتار وحشیانه صهیونیست ها با آنها ...

حاج احمد ناگهان از "همت" می پرسد !

خبرنگاری می گوید : " او همان اوایل كه شما را اسیر كردند ، به شهادت رسید . "

غم ، تمام وجود حاج احمد را فرا می گیرد و گویی تحمل تمام آن شكنجه ها و رنجهای اسارت ، از شنیدن خبر شهادت دوست قدیمی اش ، آسانتر بوده است ..

از دوستان و همرزمان دیگر سوال می شود و یكی یكی درباره آنها توضیح داده می شود

فردا شده است .

تیتر روزنامه های ایران :

" احمد متوسلیان ، فرمانده ارشد دفاع مقدس ، به همراه سید محسن موسوی ، تقی رستگار مقدم و كاظم اخوان ، پس از 26 سال اسارت ، از زندان های رژیم صهیونیستی آزاد شدند . "

پخش عادی شبكه ها قطع می شود و خبر ورود 4 اسیر را اعلام می كند :رهبر معظم انقلاب به همراه جمعی از فرماندهان نیروهای مسلح ، به استقبال حاج احمد متوسلیان و دیگر اسیران ایرانی آمده اند .

حاج احمد متوسلیان با رهبر انقلاب مصافحه می كند و آیت الله خامنه ای هم با ذكر خاطراتی از دوران جنگ ، تبسم را بر لبان حاضران می نشاند .حاج احمد با تك تك فرماندهان مصافحه می كند و بعضی ها را هم بیشتر در آغوش می گیرد و گریه می كند .

سعی می كند نشان ندهد كه چه احساسی نسبت به افراد دارد اما می توان فهمید كه حاج احمد از دست خیلی ها ناراحت است ..

تلوزیون ، چند روزی است كه مستقیم و غیرمستقیم ، تصاویر مربوط به این بازگشت را نشان می دهد .

در میان مردم ، صحبت هایی در گرفته كه : " واكنش متوسلیان به اقدامات همرزمان قدیمی اش چیست؟! "

حاج احمد خبر ندارد كه آن دوستش ، میلیاردها تومان خرج انتخابات كرده است و دوست دیگرش به چاپلوسی و كسب جایگاه مشغول است و هر كدام با دیگری در حال دعوا هستند !

از چند زنه شدن !!! برخی همرزمانش آگاه نیست و تازه می فهمد كه قراردادهای كلان فلانی كه زمانی همرزمش بوده است ، برای چه كاری صورت گرفته است ..

حاج احمد در حال قدم زنی در خیابان است ،اما كسی او را نمی شناسد !!

در و دیوارهای شهر ، تبلیغ كالاها و بازیگران سینما و خوانندگان را نمایش می دهد

دخترك های خیابانی با آن وضع نا به هنجارشان دل حاجی را می لرزانند ..

باز با خود می گوید :سردرگمم !

نمی دانم 26 سال از وطنم دور بوده ام یا مانند اصحاب كهف در خوابی 300 ساله به سر می بردم ؟!

این همه تغییر و تحول در این مدت 25 ساله اتفاق افتاده ؟!

این همه تقلب و فراموشی ارزشها و خیانت دوستان و رزمندگان ، در عرض این سالها كه نبوده ام رخ داده است

حاج احمد ، تازه در حال آشنایی با این روزگار غریب است ؛

روزگاری كه فقط جاه و مقام و قدرت طلبی ، حرف اول را در آن می زند و ارزش های انسانی و معنویات در كمتر كسی دیده می شود ..ایران سال 87 ، برای او چندان پیشرفته نیست و از این بابت تاسف می خورد !

تاسف می خورد كه چرا تا به حال شهید نشده است و به همت و باكری نپیوسته است ..

آری ،او هم مانند اصحاب كهف ، آرزوی مرگ می كند و همه را به یاد جمله امام خمینی می اندازد :

" از خدا می خواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد . ما همه راضی هستیم به رضایت او ، از خود كه چیزی نداریم ؛ هر چه هست اوست . والسلام " (6/ 1/ 68)
كاش رویا نبود داستان آمدنت سردار


www.beyadeshohada.parsiblog.com

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

تا کنون پاسخی به این بحث داده نشده است.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.