| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
87/6/14 (01:15)
|
|
||
|
|
7
|
14
|
87/5/7 (13:55)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/4/10 (12:34)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/3/29 (21:16)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
87/3/29 (20:44)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/3/27 (20:26)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
87/3/16 (19:18)
|
|
||
|
|
10
|
69
|
87/2/31 (15:43)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
87/2/31 (15:34)
|
|
||
|
|
0
|
2
|
87/2/23 (21:21)
|
|
عنوان بحثدفاع غزالی از یزید بن معاویه 1 29 خرداد 87 - 20:44 | |
باقرپور کاشانی
ابوحامد محمد بن محمد غزالی، از بزرگان شناخته شدهی تصوف، در سال 450 هجری در طابران طوس به دنیا آمد. وی تحت تأثیر شدید عقاید اشعری بوده و این عقاید را در مسائل عرفانی خویش نیز وارد میسازد. از غزالی آثار متعددی به جای مانده است که از مهمترین آنها میتوان به کتاب « احیاء علوم الدین » و کتاب « کیمیای سعادت » اشاره نمود. در نوع کتابهای غزالی، مطالب خرافه و خلاف عقل و شرع، فراوان دیده میشود. از آن جمله است دفاع ناخردمندانهی وی از یزید بن معاویه.
لازم است قبل از ورود به بحث و طرح نظر غزالی در خصوص یزید، به دو امر مهم یعنی تولّی و تبرّی اشاره شود. تولّی، همان محبت ورزی به خداوند و رسول او و امامان معصوم علیهم السلام است. تبری نیز به معنای بیزاری جستن از دشمنان خدا و دشمنان چهارده معصوم علیهم السلام است. تولی و تبری، از واجبات شرعی و از فروع دین است و آیات و احادیث فراوانی[1] بر این امر دلالت دارد كه به ذكر چند نمونه اكتفا میكنیم. قال الله سبحانه و تعالی: ﴿ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكََُُمْ أَوْلِیاءَ إنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَی الإیمانِ وَ مَنْ یَتَوَ لَّهُمْ مِنْكُمْ فَاِنَّهُ مِنْهُمْ﴾[2]« ای كسانی كه ایمان آورده اید! اگر پدران و برادرانتان، كفر را به جای ایمان برگزیرند، آنان را به دوستی نگیرید و هر كه از شما با ایشان دوستی كند، از ایشان شمرده میشود. » و قال الله تعالی: ﴿ لا تَتَّخِذُوا عَدُوِِّی وُ عَدُوَّكُمْ أوْلِیاءَ ﴾[3]« دشمنان من و دشمنان خودتان را دوست نگیرید.» و قال الله تعالی: ﴿لا تَجِدُ قَوْماً یُوْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشیرَتَهُمْ اُولئِكَ كَتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الاِیمانَ وَ أَیَّدَهُم ْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأنْهارُ خالِدینَ فیها رَضِیَ اللهُ عَنْهُمْ وَ ََرضُوا عَنْهُ أولئِكَ حِزْبُ اللهِأَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ المُفْلِحُونَ﴾[4]« چنین نخواهی یافت، مردمی كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده اند، دوستی با دشمنان خدا و رسول كنند؛ هر چند آن افراد، پدران و پسران و یا برادران و یا خویشاوندان آنها باشند. این مردم پایدارند، خدا بر دلهایشان نور ایمان را نوشته و به روح قدس الهی آنها را موید و منصور گردانیده و آنان را در قیامت به بهشتی داخل كند كه نهرها زیر درختانش جاری است و جاودان در آنجا از نعمت های الهی بهره مند هستند و خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند، اینان به حقیقت حزب خدا هستند. ای اهل ایمان ! آگاه باشید كه تنها حزب خدا رستگارند.» و از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم حدیثی طولانی نقل شدهاست كه آن حضرت در بارهی حضرت امیر و اولادش فرمود: آگاه باشید و بدانید كه دشمنان علی علیه السلام اهل شقاق و جدایی از حق و تجاوزگران و برادران شیطانند؛ آگاه باشید و بدانید كه دوستان علی و اولادش كسانی هستند كه خدا ایشان را در كتابش یاد كرده و فرموده:« لا تَجِدُ قَوْماً یُوْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ یُوَادُّونَ مَنْ حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ »[5] « ای پیامبر! نمی یابی قومی را كه به خدا و روز آخرت ایمان دارند ( دوستان علی و اولادش )، دوستی كنند با كسانی كه با خدا و رسول دشمنی كردند و در بارهی جانشینی آن حضرت ستیزه نمودند و راه خود را پیش گرفتند.» و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر خم بر وجوب تولّی نسبت به امامان علیهم السلام و تبرّی از دشمنان ایشان تأکید کرده و ضمن مطالبی دربارهی امیر المومنین علیه السلام فرمودند: « اللَّهُمَّ وَالِ مَن والاهُ و عادَ مَنْ عاداه » «خدایا دوستی كن با كسی كه دوستی كند با علی و دشمنی كن با كسی كه با علی دشمنی كند. » از این نکته نیز نباید غفلت کرد که محبت خداوند و اولیاء او، با دوستی دشمنان خداوند و اهل بیت علیهم السلام قابل جمع نبوده و اساساً تصور این امر غیر ممکن است. علامهی مجلسی (ره) از ابی الجارود نقل میکند كه امام باقر علیه السلام در تفسیر آیهی ﴿ ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَیْنِ فی جَوْفِهِ ﴾[6] « خدای تعالی در باطن هیچ فردی دو قلب قرار نداده است » فرمود: « دوست ما، محبتش به ما را خالص میگرداند همچنان كه طلا به واسطهی آتش، خالص و پاك میشود به طوری كه در آن طلا هیچ نا خالصی یافت نشود. كسی كه میخواهد بداند محبت ما را، پس قلب خویش را امتحان كند، پس اگر در محبت ما، محبت دشمن ما را شریك قرار داده، او از ما نیست و ما از او نیستیم و خدای تعالی دشمن اینگونه كسان است و جبرئیل و میكاییل و خدا، دشمن كافراناند.»[7] رویهی خداوند در قران كریم در تبری از دشمنان، لعن است. بنا بر این از مصادیق تبرّی و بیزاری از دشمنان خداوند متعال و دشمنان امامان علیهم السلام، « لعن» است. « لعن » به معنای طرد و راندن و اِِبعاد ( دور كردن) است وگفتن لعنة الله به طریق نیایش و خواستن از خداست، و معنای آن این است که: خدا او را رانده و از رحمتش دور فرماید. مراد از راندن و دوری در اینجا، فرو فرستادن عذاب و محرومیت از رحمت است و بعید نیست كه لعن به معنای غضب باشد. بنابراین عبارت « لعنة الله علیه » یعنی « غضب خدا بر او باد! »[8] مجوّزات لعن، با استناد به قرآن كریم مشخص می شود. خداوند، اهل كفر، اهل فسق و كذب و ظالمین را لعن فرموده است: ﴿ فَلَعنَةُ اللهِ عَلَی الكافِرینَ﴾[9] « پس لعنت خداوند بر كافرین باد. » ، ﴿ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیه و لَعَنَهَ﴾[10]«خشم كرد خدا بر او (قاتل) و لعنت كرد او را. » ، ﴿ و الخامِسَةُ اَنَّ لَعْنةَ اللهِ عَلَیْهِ اِنْ كان مِن الكاذِبین﴾[11]« مرتبهی پنجم این كه لعنت خدا بر او اگر از دروغگویان باشد.» ﴿ اَلا لَعْنَةُُ اللهِ عَلَی الظّالِمینَ﴾[12]«آگاه باشید كه لعنت خدا بر ظالمین است»[13] با قدری تأمل در تاریخ اسلام براحتی به این نتیجه می رسیم كه دشمنان اهل بیت، تمامی این صفات پست را دارا بودند و لذا از هر جهت مستحق لعن هستند. بی شك لعن ظالمین اهل بیت، ثواب عظیمی دارد. در « شفاء الصدور » از «عیون» و «امالی» به سند متصّل از حضرت رضا علیه السلام نقل كرده است كه آن حضرت به ریّان بن شبیب فرمودند: اگرخواستار آنی كه در غرفه های بهشتی همنشین پیامبر و خاندان او باشی، بر قاتلان حسین علیه السلام لعنت كن. «كامل الزیارات» از داود رقی نقل میكند: خدمت امام صادق علیه السلام بودم كه آب خواست. چون آشامیدند چشمان حضرت پر از اشك شد.آنگاه فرمود: یا داود ! لعن الله قاتل الحسین؛ هیچ بندهای نیست كه آبی بنوشد و یاد حسین نكند و قاتلانش را لعنت نكند مگر آنكه خدای عزّوجل برای او صد هزارحسنه بنویسد و صد هزار گناهش را محو كند و صد هزار درجه بلندش كند و چنان است كه صد هزار بنده آزاد كرده باشد و در روز قیامت خدای تعالی او را با شادكامی و خاطر آسوده محشور كند.
[1] - تعداد احادیث به سه هزار حدیث می رسد( رساله تولّی و تبرّی) [2] - برائت/ 23 [3] - ممتحنه/ 1 [4] - مجادله 22 [5] - تفسیر نور الثقلین ج 5 ص 268 به نقل از كتاب احتجاج طبرسی (ره) [6] - احزاب / 4 [7] - بحارالانوار / ج27 از ص 51 تا ص 63 [8] - نفحات اللّاهوت فی لعن الحبِبتِ و الطاغوتِ – محقق كركی [9] - بقره / 89 [10] - نسا / 93 [11] - نور/ 7 [12] - معنی ظلم حق را پایمال كردن و از بین بردن، یا قراردادن چیزی درغیر موضع خود به طوری كه مستحق خدمت و عقاب شود [13] - هود/ 7 | |
پاسخ ها








