| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
17
|
90/5/11 (03:23)
|
|
||
|
|
3
|
136
|
90/4/4 (15:30)
|
|
||
|
|
7
|
69
|
90/3/20 (12:42)
|
|
||
|
|
10
|
206
|
90/1/26 (17:10)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
89/8/4 (11:25)
|
|
||
|
|
3
|
42
|
89/3/10 (20:16)
|
|
||
|
|
0
|
26
|
88/12/17 (10:57)
|
|
||
|
|
2
|
124
|
88/12/7 (18:00)
|
|
||
|
|
0
|
96
|
88/11/29 (18:34)
|
|
||
|
|
6
|
102
|
88/10/20 (04:46)
|
|
||
|
|
1
|
125
|
88/9/23 (10:16)
|
|
||
|
|
1
|
2227
|
88/6/19 (15:56)
|
|
||
|
|
12
|
93
|
88/6/6 (06:43)
|
|
||
|
|
149
|
1142
|
88/1/17 (23:30)
|
|
||
|
|
3
|
51
|
87/9/24 (07:57)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
87/9/20 (00:36)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
87/9/9 (06:59)
|
|
||
|
|
0
|
14
|
87/8/6 (15:40)
|
|
||
|
|
1
|
14
|
87/4/7 (06:17)
|
|
||
|
|
0
|
17
|
87/1/27 (10:50)
|
|
حضرت علی علیه السلام در مورد مومن فرموده اند:
«شادى مؤمن در چهرة او ، و اندوه وى در دلش پنهان است،
سینه اش از هر چیزى فراخ تر ، و نفس او از هر چیزى خوارتر است.
برترى جویى را زشت ، و ریاكارى را دشمن مى شمارد، اندوه او طولانى ، و همت او بلند است،
سكوتش فراوان ، و وقت او با كار گرفته است،
شكر گزار و شكیبا و ژرف اندیش است.
از كسى در خواست ندارد و نرم خو و فروتن است،
نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دیندارى از بنده خوارتر است.»
حکت 333
این خطبه هم نیایش مولای متقیان را به نمایش می گذارد
خطبه ی 227
خدایا تو به دوستانت از همه بىپژمانترى ، و براى آنان كه به تو توّكل كنند از هر كس كاردانتر . بر نهانىهاشان بینایى و به درونهاشان آگاه ، و بر مقدار بینش آنان دانا . رازهاشان نزد تو آشكار است ، و دلهاشان در حسرت دیدار تو داغدار . اگر غربتشان به وحشت در اندازد ، یاد تو آنان را آرام سازد ، و اگر مصیبتها بر آنان فرو بارد به تو پناه آرند و روى به درگاه تو دارند ، چه مىدانند سر رشته كارها به دست توست ، و از قضایى خیزد كه پاى بست توست .
خدایا اگر در پرسش خود درمانم یا راه پرسیدن را ندانم ، صلاح كارم را به من نما و دلم را بدانچه رستگارى من در آن است متوجه فرما كه چنین كار از راهنماییهاى تو ناشناخته نیست و از كفایتهاى تو ناساخته نه .
خدایا كار مرا به بخشایش خود واگذار ، نه به عدالت اى بخشنده كردگار .
ترجمه ی دکتر شهیدی
منبع: http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm
چند نمونه از حکتها:
289 [ و فرمود : ]
در گذشته مرا برادرى بود كه در راه خدا برادریم مىنمود .
خردى دنیا در دیدهاش وى را در چشم من بزرگ مىداشت ، و شكم بر او سلطهاى نداشت ، پس آنچه نمىیافت آرزو نمىكرد و آنچه را مىیافت فراوان به كار نمىبرد . بیشتر روزهایش را خاموش مىماند ،
و اگر سخن مىگفت گویندگان را از سخن مىماند 146 و تشنگى پرسندگان را فرو مىنشاند . افتاده بود و در دیدهها ناتوان ، و به هنگام كار چون شیر بیشه و مار بیابان . تا نزد قاضى نمىرفت حجّت نمىآورد و كسى را كه عذرى داشت . سرزنش نمىنمود ، تا عذرش را مىشنود . از درد شكوه نمىنمود مگر آنگاه كه بهبود یافته بود . آنچه را مىكرد مىگفت و بدانچه نمىكرد دهان نمىگشود .
اگر با او جدال مىكردند خاموشى مىگزید و اگر در گفتار بر او پیروز مىشدند ، در خاموشى مغلوب نمىگردید . بر آنچه مىشنود حریصتر بود تا آنچه گوید ، و گاهى كه او را دو كار پیش مىآمد مىنگریست كه كدام به خواهش نفس نزدیكتر است تا راه مخالف آن را پوید 147 بر شما باد چنین خصلتها را یافتن و در به دست آوردنش بر یكدیگر پیشى گرفتن . و اگر نتوانستید ، بدانید كه اندك را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن .
349
و فرمود : ] آن كه به عیب خود نگریست ، ننگریست كه عیب دیگرى چیست ، و آن كه به روزى خدا خرسندى نمود ، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نبود ، و آن كه تیغ ستم آهیخت ، خون خود بدان بریخت ، و آن كه در كارها خود را به رنج انداخت ، خویشتن را هلاك ساخت ، و آن كه بىپروا به موجها در شد غرق گردید ، و آن كه به جایهاى بدنام در آمد بدنامى كشید ، و هر كه پر گفت راه خطا بسیار پویید ، و آن كه بسیار خطا كرد شرم او كم ، و آن كه شرمش كم پارسایىاش اندك هم ، و آن كه پارسایىاش اندك ، دلش مرده است ، و آن كه دلش مرده است راه به دوزخ برده . و آن كه به زشتیهاى مردم نگرد و آن را ناپسند انگارد سپس چنان زشتى را براى خود روا دارد نادانى است و چون و چرایى در نادانى او نیست ، و قناعت مالى است كه پایان نیابد ، و آن كه یاد مرگ بسیار كند ، از دنیا به اندك خشنود شود ، و آن كه دانست گفتارش از كردارش به حساب آید ، جز در آنچه به كار اوست زبان نگشاید .
حکمت
123
[ و فرمود : ] خوشا آن كه خود را خوار انگاشت ، و كسبى پاكیزه داشت ، و نهادش را از بدى بپرداخت ، و خوى خود را نیكو ساخت و زیادت مالش را بخشید و زبان را از فزون گویى دركشید ، و شرّ خود را به مردم نرساند و سنّت او را كافى بود ، و خود را به بدعت منسوب نگرداند .
[ مىگویم بعضى این فقره و آن را كه پیش از آن است به رسول خدا ( ص ) نسبت دادهاند . ]
ترجمه دکتر شهیدی
منبع: http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm
خطبه ی 193 که مشهور به خطبه ی متقین است و در آن ویژگی های متقین امده:
گفتهاند یكى از یاران امیر المؤمنین ( ع ) ، به نام همّام 1 ، كه مردى عابد بود گفت : « اى امیر مؤمنان ، پرهیزگاران را براى من بستاى چنانكه گویى به آنان مىنگرم » امام در پاسخ او درنگى نمود ، سپس فرمود : « اى همّام از خدا بترس و نیكوكار باش كه « همانا خدا با كسانى است كه پرهیزگارند و آنان كه نیكو كردارند 2 . » همّام خرسند نگردید و به سوگند ، بر امام اصرار ورزید 3 . امام ( ع ) خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر ( ص ) و آل او درود فرستاد ، سپس فرمود : ] امّا بعد ، خداى سبحان و برتر از همگان ، جهانیان را آفرید حالى كه بى نیاز بود از طاعتشان و از نافرمانىشان در امان . چه از نافرمانى آن كه او را
عصیان كند بدو زیانى نرسد ، و طاعت آن كس كه فرمانش را برد بدو سودى ندهد . سپس روزى آنان را میانشان قسمت كرد و بداد ، و هر یك را در جایى كه در خور اوست نهاد
. پس پرهیزگاران خداوندان فضیلتند در این جهان ، گفتارشان صواب است و میانهروىشان شعار ، و فروتنند در رفتار و گفتار ، دیدههاشان را از آنچه خدا بر آنان حرام كرده پوشیدهاند ، و گوشهاشان را به دانشى كه آنان را سودمند است بداشته و آن را نیوشیده . در سختى چنان به سر مىبرند ، كه گویى به آسایش اندرند . و اگر نه این است كه زندگىشان را مدّتى است كه باید گذراند ، جانهاشان یك چشم به هم زدن در كالبد نمىماند ، از شوق رسیدن به پاداش آن جهان یا از بیم ماندن و گناه كردن در این جهان . آفریدگار در اندیشه آنان بزرگ بود ، پس هر چه جز اوست در دیدههاشان خرد نمود . بهشت براى آنان چنان است كه گویى آن را دیدهاند و در آسایش آن به سر مىبرند ، و دوزخ چنان كه آن را دیدهاند و در عذابش اندرند . دلهاشان اندوهگین است و مردم از گزندشان ایمن ، تنهاشان نزار ، نیازهاشان اندك و پارسا به جان و تن . روزى چند را با شكیبایى به سر بردند كه آسایشى دراز مدت را براىشان به دنبال آورد ، تجارتى سودمند بود كه پروردگارشان براى آنان فراهم كرد . دنیا آنان را خواست و آنان دنیا را نطلبیدند ، اسیرشان كرد و به بهاى جان ، خود را از بند آن خریدند . امّا شب هنگام راست بر پایند ، و قرآن را جزء جزء با تأمّل و درنگ بر زبان دارند ، و با خواندن آن اندوهبارند ، و در آن خواندن داروى درد خود را به دست مىآرند . و اگر به آیهاى گذشتند كه تشویقى در آن است ، به طمع بیارمند و جانهاشان چنان از شوق برآید كه گویى دیدههاشان بدان نگران است ، و اگر آیهاى را خواندند كه در آن بیم دادنى است ، گوش دلهاى خویش بدان نهند ،
آنسان كه پندارى بانگ بر آمدن و فروشدن آتش دوزخ را مىشنوند . با ركوع پشتهاى خود را خمانیدهاند و با سجود پیشانیها و پنجهها و زانوها و كنارههاى پا را بر زمین گسترانیده ، از خدا مىخواهند گردنهاشان را بگشاید و از آتش رهاشان نماید . و امّا در روز ، دانشمندانند خویشتندار ، نیكوكارانند
پرهیزگار ، ترس آنان را چون تیر پیراسته تراشیده كرده است و نزار . چون كسى بدانها نگرد ، پندارد بیمارند ، امّا آنان را بیمارى نیست ، و گوید خردهاشان آشفته است اما آن پریشانى را سبب دیگرى است .
موجب آشفتگىشان كارى است بزرگ . از كردار اندك خود خرسندى ندارند ، و طاعتهاى فراوان را بسیار نشمارند . پس آنان خود را متّهم شمارند و از كردههاى خویش بیم دارند . اگر یكى از ایشان را بستایند ، از آنچه در باره او گویند بترسد ، و گوید : « من خود را از دیگران بهتر مىشناسم و خداى من مرا از خودم بهتر مىشناسد . بار خدایا مرا مگیر بدانچه بر زبان مىآرند ، و بهتر از آنم كن كه مىپندارند ، و بر من ببخشاى آن را كه نمىدانند . » و از نشانههاى یكى از آنان این است كه در كار دین نیرومندش بینى و پایدار ، نرمخوى هشیار ، و در ایمان استوار ، و در طلب دانش حریص و با داشتن علم بردبار ، و در توانگرى میانهروش بینى ، و در عبادت فروتن ، و به درویشى نكوحالى نمودن ، و در سختى شكیبایى كردن ، و جستجو كردن آنچه رواست ، و شادمان بودن به رفتن راه راست . و دورى گزیدن از طمع كه خوار كننده انسانهاست . كارهاى نیك مىكند و در هراس است ، روز را به شب مىرساند و در بند سپاس است . بامداد مىكند ذكر گویان ، شب را به سر مىبرد ترسان ، و روز مىكند شادمان . ترسان از غفلتى كه ورزیده و شادمان از بخشش و آمرزشى كه بدو رسیده . اگر نفس او در آنچه بر آن دشوار است فرمان وى نبرد ، او نیز در آنچه نفس او دوست دارد ، اطاعتش نكند .
روشنى دیدهاش در چیزى است كه ماندگار است 4 و ناخواهان چیزى است كه ناپایدار است 5 . بردبارى را با دانش در مىآمیزد و گفتار را با كردار هم . او را بینى كه آرزویش اندك است و لغزشهایش كم . دلش آرمیده است و جانش خرسند و ناخواهان ، خوراكش اندك است و كارش آسان ، دینش استوار و مصون از دستبرد شیطان . شهوتش مرده ، خشمش فروخورده ، نیكى از او بیوسان 6 ، و همگان از گزندش در امان . اگر در جمع بیخبران است به زبان
خاموش و دل او به یاد خداست پس او را در شمار ذكرگویان آرند ، و اگر در جمع یادآوران باشد ، از بیخبرانش به حساب نیارند . بر آن كه بر او ستم كند ببخشاید ، و بر آن كه وى را محروم سازد عطا فرماید ، و با آن كه از او ببرد پیوند نماید . از گفتن سخن زشت دور بود . گفتار او نرم است و هموار ،
از وى كار زشت نبینند ، و كار نیكویش آشكار . نیكى او همه را رسیده ، و بدى وى را كس ندیده . به هنگام دشواریها بردبار است و در ناخوشایندها پایدار ، و در خوشیها سپاسگزار . بر آن كه دشمن دارد ستم نكند ، و در باره آن كه دوست دارد گناه نورزد . پیش از آنكه بر او گواهى دهند حق را بپذیرد .
آنچه را بدو سپارند تباه نكند و نگهبانى آن را به عهده گیرد . آنچه را به یاد او آرند از یاد نبرد ، و مردمان را با لقبهاى زشت یاد نكند ، و همسایگان را آزار ندهد ، و به مصیبتهاى دیگران شاد نشود . و در كار بیهوده در نیاید و از راه حق برون نرود . اگر خاموش بود خاموشى اندوهگینش ننماید ، و اگر بخندد آواز او برنیاید . و اگر بر وى ستم كنند شكیبایى پیش گیرد ، تا خدا انتقام او را ، گیرد . نفس او از او در زحمت است و مردم از وى در راحت .
خود را براى آخرتش به رنج انداخته ، و مردمان را از گزند خویش آسوده ساخته . از آن كه دورى كند به خاطر بىرغبتى به دنیاست و پرهیزگارى ، و بدان كه نزدیك شود از روى نرمى است و آمرزگارى . نه دورى گزیدنش از روى خویشتن بینى است و بزرگى فروختن ، و نه نزدیكى وى به مكر است و فریفتن .
ترجمه ی دکتر شهیدی
منبع: http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه
سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
می دونید تمام نهج البلاغه بیان ویژگی های انسان های خوب و راههای رسیدن به کمال و عشق به خدا ست فکر کنم اگه تمام نهج البلاغه در جواب شما اینجا نوشته بشه کاملترین جوابه
اما حالا من چند نمونه را براتون اینجا می زارم امیدوارم کمکی کرده باشم
التماس دعای فرج
به امید ظهور