userinfo close

  ,

نهج البلاغه


yaalijanclub

تاسیس: 4 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: حورا سادات منتظر - معاونان
..{هو البكاء فی المحراب لیلا هو الضحاك اذا اشتد الضراب} اوست كه در محراب عبادت ، بسیار گریان و در ادامه »
..{هو البكاء فی المحراب لیلا
هو الضحاك اذا اشتد الضراب}
اوست كه در محراب عبادت ، بسیار گریان و در میدان نبرد ، بسیار
خندان است
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
17
90/5/11 (03:23)
3
136
90/4/4 (15:30)
7
69
90/3/20 (12:42)
10
206
90/1/26 (17:10)
0
17
89/8/4 (11:25)
3
42
89/3/10 (20:16)
0
26
88/12/17 (10:57)
2
124
88/12/7 (18:00)
0
96
88/11/29 (18:34)
6
102
88/10/20 (04:46)
1
125
88/9/23 (10:16)
1
2227
88/6/19 (15:56)
12
93
88/6/6 (06:43)
149
1142
88/1/17 (23:30)
3
51
87/9/24 (07:57)
0
15
87/9/20 (00:36)
0
24
87/9/9 (06:59)
0
14
87/8/6 (15:40)
1
14
87/4/7 (06:17)
0
17
87/1/27 (10:50)

عنوان بحث

کیانوش  کیا , kianoushaa
کیانوش کیا - 04:57 1385/01/18

بهترین سخن امیرالمومنین

شما بگویید
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه , montazer313
8
 

 

حضرت علی علیه السلام در مورد مومن فرموده اند:

«شادى مؤمن در چهرة او ، و اندوه وى در دلش پنهان است،

سینه اش از هر چیزى فراخ تر ، و نفس او از هر چیزى خوارتر است.

برترى جویى را زشت ، و ریاكارى را دشمن مى شمارد، اندوه او طولانى ، و همت او بلند است،

سكوتش فراوان ، و وقت او با كار گرفته است،

 شكر گزار و شكیبا و ژرف اندیش است.

از كسى در خواست ندارد و نرم خو و فروتن است،

نفس او از سنگ خارا سخت تر اما در دیندارى از بنده خوارتر است.»

حکت 333

یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه , montazer313
7

این خطبه هم نیایش مولای متقیان را به نمایش می گذارد

خطبه ی 227

خدایا تو به دوستانت از همه بى‏پژمان‏ترى ، و براى آنان كه به تو توّكل كنند از هر كس كاردان‏تر . بر نهانى‏هاشان بینایى و به درونهاشان آگاه ، و بر مقدار بینش آنان دانا . رازهاشان نزد تو آشكار است ، و دلهاشان در حسرت دیدار تو داغدار . اگر غربتشان به وحشت در اندازد ، یاد تو آنان را آرام سازد ، و اگر مصیبتها بر آنان فرو بارد به تو پناه آرند و روى به درگاه تو دارند ، چه مى‏دانند سر رشته كارها به دست توست ، و از قضایى خیزد كه پاى بست توست .

خدایا اگر در پرسش خود درمانم یا راه پرسیدن را ندانم ، صلاح كارم را به من نما و دلم را بدانچه رستگارى من در آن است متوجه فرما كه چنین كار از راهنماییهاى تو ناشناخته نیست و از كفایتهاى تو ناساخته نه .

خدایا كار مرا به بخشایش خود واگذار ، نه به عدالت اى بخشنده كردگار .


ترجمه ی دکتر شهیدی
منبع: http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm

 

یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه , montazer313
6

چند نمونه از حکتها:
289 [ و فرمود : ]
در گذشته مرا برادرى بود كه در راه خدا برادریم مى‏نمود .
خردى دنیا در دیده‏اش وى را در چشم من بزرگ مى‏داشت ، و شكم بر او سلطه‏اى نداشت ، پس آنچه نمى‏یافت آرزو نمى‏كرد و آنچه را مى‏یافت فراوان به كار نمى‏برد . بیشتر روزهایش را خاموش مى‏ماند ،
و اگر سخن مى‏گفت گویندگان را از سخن مى‏ماند 146 و تشنگى پرسندگان را فرو مى‏نشاند . افتاده بود و در دیده‏ها ناتوان ، و به هنگام كار چون شیر بیشه و مار بیابان . تا نزد قاضى نمى‏رفت حجّت نمى‏آورد و كسى را كه عذرى داشت . سرزنش نمى‏نمود ، تا عذرش را مى‏شنود . از درد شكوه نمى‏نمود مگر آنگاه كه بهبود یافته بود . آنچه را مى‏كرد مى‏گفت و بدانچه نمى‏كرد دهان نمى‏گشود .
اگر با او جدال مى‏كردند خاموشى مى‏گزید و اگر در گفتار بر او پیروز مى‏شدند ، در خاموشى مغلوب نمى‏گردید . بر آنچه مى‏شنود حریصتر بود تا آنچه گوید ، و گاهى كه او را دو كار پیش مى‏آمد مى‏نگریست كه كدام به خواهش نفس نزدیكتر است تا راه مخالف آن را پوید 147 بر شما باد چنین خصلتها را یافتن و در به دست آوردنش بر یكدیگر پیشى گرفتن . و اگر نتوانستید ، بدانید كه اندك را به دست آوردن بهتر تا همه را واگذاردن .


349
و فرمود : ] آن كه به عیب خود نگریست ، ننگریست كه عیب دیگرى چیست ، و آن كه به روزى خدا خرسندى نمود ، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نبود ، و آن كه تیغ ستم آهیخت ، خون خود بدان بریخت ، و آن كه در كارها خود را به رنج انداخت ، خویشتن را هلاك ساخت ، و آن كه بى‏پروا به موجها در شد غرق گردید ، و آن كه به جایهاى بدنام در آمد بدنامى كشید ، و هر كه پر گفت راه خطا بسیار پویید ، و آن كه بسیار خطا كرد شرم او كم ، و آن كه شرمش كم پارسایى‏اش اندك هم ، و آن كه پارسایى‏اش اندك ، دلش مرده است ، و آن كه دلش مرده است راه به دوزخ برده . و آن كه به زشتیهاى مردم نگرد و آن را ناپسند انگارد سپس چنان زشتى را براى خود روا دارد نادانى است و چون و چرایى در نادانى او نیست ، و قناعت مالى است كه پایان نیابد ، و آن كه یاد مرگ بسیار كند ، از دنیا به اندك خشنود شود ، و آن كه دانست گفتارش از كردارش به حساب آید ، جز در آنچه به كار اوست زبان نگشاید .

 


حکمت
123
 [ و فرمود : ] خوشا آن كه خود را خوار انگاشت ، و كسبى پاكیزه داشت ، و نهادش را از بدى بپرداخت ، و خوى خود را نیكو ساخت و زیادت مالش را بخشید و زبان را از فزون گویى دركشید ، و شرّ خود را به مردم نرساند و سنّت او را كافى بود ، و خود را به بدعت منسوب نگرداند .
[ مى‏گویم بعضى این فقره و آن را كه پیش از آن است به رسول خدا ( ص ) نسبت داده‏اند . ]

ترجمه دکتر شهیدی
منبع: http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm


 

یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه , montazer313
5

خطبه ی 193 که مشهور به خطبه ی متقین است و در آن ویژگی های متقین امده:


گفته‏اند یكى از یاران امیر المؤمنین ( ع ) ، به نام همّام 1 ، كه مردى عابد بود گفت : « اى امیر مؤمنان ، پرهیزگاران را براى من بستاى چنانكه گویى به آنان مى‏نگرم » امام در پاسخ او درنگى نمود ، سپس فرمود : « اى همّام از خدا بترس و نیكوكار باش كه « همانا خدا با كسانى است كه پرهیزگارند و آنان كه نیكو كردارند 2 . » همّام خرسند نگردید و به سوگند ، بر امام اصرار ورزید 3 . امام ( ع ) خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر ( ص ) و آل او درود فرستاد ، سپس فرمود : ] امّا بعد ، خداى سبحان و برتر از همگان ، جهانیان را آفرید حالى كه بى نیاز بود از طاعتشان و از نافرمانى‏شان در امان . چه از نافرمانى آن كه او را

عصیان كند بدو زیانى نرسد ، و طاعت آن كس كه فرمانش را برد بدو سودى ندهد . سپس روزى آنان را میانشان قسمت كرد و بداد ، و هر یك را در جایى كه در خور اوست نهاد

. پس پرهیزگاران خداوندان فضیلتند در این جهان ، گفتارشان صواب است و میانه‏روى‏شان شعار ، و فروتنند در رفتار و گفتار ، دیده‏هاشان را از آنچه خدا بر آنان حرام كرده پوشیده‏اند ، و گوشهاشان را به دانشى كه آنان را سودمند است بداشته و آن را نیوشیده . در سختى چنان به سر مى‏برند ، كه گویى به آسایش اندرند . و اگر نه این است كه زندگى‏شان را مدّتى است كه باید گذراند ، جانهاشان یك چشم به هم زدن در كالبد نمى‏ماند ، از شوق رسیدن به پاداش آن جهان یا از بیم ماندن و گناه كردن در این جهان . آفریدگار در اندیشه آنان بزرگ بود ، پس هر چه جز اوست در دیده‏هاشان خرد نمود . بهشت براى آنان چنان است كه گویى آن را دیده‏اند و در آسایش آن به سر مى‏برند ، و دوزخ چنان كه آن را دیده‏اند و در عذابش اندرند . دلهاشان اندوهگین است و مردم از گزندشان ایمن ، تن‏هاشان نزار ، نیازهاشان اندك و پارسا به جان و تن . روزى چند را با شكیبایى به سر بردند كه آسایشى دراز مدت را براى‏شان به دنبال آورد ، تجارتى سودمند بود كه پروردگارشان براى آنان فراهم كرد . دنیا آنان را خواست و آنان دنیا را نطلبیدند ، اسیرشان كرد و به بهاى جان ، خود را از بند آن خریدند . امّا شب هنگام راست بر پایند ، و قرآن را جزء جزء با تأمّل و درنگ بر زبان دارند ، و با خواندن آن اندوهبارند ، و در آن خواندن داروى درد خود را به دست مى‏آرند . و اگر به آیه‏اى گذشتند كه تشویقى در آن است ، به طمع بیارمند و جانهاشان چنان از شوق برآید كه گویى دیده‏هاشان بدان نگران است ، و اگر آیه‏اى را خواندند كه در آن بیم دادنى است ، گوش دلهاى خویش بدان نهند ،
آنسان كه پندارى بانگ بر آمدن و فروشدن آتش دوزخ را مى‏شنوند . با ركوع پشتهاى خود را خمانیده‏اند و با سجود پیشانیها و پنجه‏ها و زانوها و كناره‏هاى پا را بر زمین گسترانیده ، از خدا مى‏خواهند گردنهاشان را بگشاید و از آتش رهاشان نماید . و امّا در روز ، دانشمندانند خویشتندار ، نیكوكارانند

پرهیزگار ، ترس آنان را چون تیر پیراسته تراشیده كرده است و نزار . چون كسى بدانها نگرد ، پندارد بیمارند ، امّا آنان را بیمارى نیست ، و گوید خردهاشان آشفته است اما آن پریشانى را سبب دیگرى است .
موجب آشفتگى‏شان كارى است بزرگ . از كردار اندك خود خرسندى ندارند ، و طاعتهاى فراوان را بسیار نشمارند . پس آنان خود را متّهم شمارند و از كرده‏هاى خویش بیم دارند . اگر یكى از ایشان را بستایند ، از آنچه در باره او گویند بترسد ، و گوید : « من خود را از دیگران بهتر مى‏شناسم و خداى من مرا از خودم بهتر مى‏شناسد . بار خدایا مرا مگیر بدانچه بر زبان مى‏آرند ، و بهتر از آنم كن كه مى‏پندارند ، و بر من ببخشاى آن را كه نمى‏دانند . » و از نشانه‏هاى یكى از آنان این است كه در كار دین نیرومندش بینى و پایدار ، نرمخوى هشیار ، و در ایمان استوار ، و در طلب دانش حریص و با داشتن علم بردبار ، و در توانگرى میانه‏روش بینى ، و در عبادت فروتن ، و به درویشى نكوحالى نمودن ، و در سختى شكیبایى كردن ، و جستجو كردن آنچه رواست ، و شادمان بودن به رفتن راه راست . و دورى گزیدن از طمع كه خوار كننده انسانهاست . كارهاى نیك مى‏كند و در هراس است ، روز را به شب مى‏رساند و در بند سپاس است . بامداد مى‏كند ذكر گویان ، شب را به سر مى‏برد ترسان ، و روز مى‏كند شادمان . ترسان از غفلتى كه ورزیده و شادمان از بخشش و آمرزشى كه بدو رسیده . اگر نفس او در آنچه بر آن دشوار است فرمان وى نبرد ، او نیز در آنچه نفس او دوست دارد ، اطاعتش نكند .
روشنى دیده‏اش در چیزى است كه ماندگار است 4 و ناخواهان چیزى است كه ناپایدار است 5 . بردبارى را با دانش در مى‏آمیزد و گفتار را با كردار هم . او را بینى كه آرزویش اندك است و لغزشهایش كم . دلش آرمیده است و جانش خرسند و ناخواهان ، خوراكش اندك است و كارش آسان ، دینش استوار و مصون از دستبرد شیطان . شهوتش مرده ، خشمش فروخورده ، نیكى از او بیوسان 6 ، و همگان از گزندش در امان . اگر در جمع بیخبران است به زبان

خاموش و دل او به یاد خداست پس او را در شمار ذكرگویان آرند ، و اگر در جمع یادآوران باشد ، از بیخبرانش به حساب نیارند . بر آن كه بر او ستم كند ببخشاید ، و بر آن كه وى را محروم سازد عطا فرماید ، و با آن كه از او ببرد پیوند نماید . از گفتن سخن زشت دور بود . گفتار او نرم است و هموار ،
از وى كار زشت نبینند ، و كار نیكویش آشكار . نیكى او همه را رسیده ، و بدى وى را كس ندیده . به هنگام دشواریها بردبار است و در ناخوشایندها پایدار ، و در خوشیها سپاسگزار . بر آن كه دشمن دارد ستم نكند ، و در باره آن كه دوست دارد گناه نورزد . پیش از آنكه بر او گواهى دهند حق را بپذیرد .
آنچه را بدو سپارند تباه نكند و نگهبانى آن را به عهده گیرد . آنچه را به یاد او آرند از یاد نبرد ، و مردمان را با لقبهاى زشت یاد نكند ، و همسایگان را آزار ندهد ، و به مصیبتهاى دیگران شاد نشود . و در كار بیهوده در نیاید و از راه حق برون نرود . اگر خاموش بود خاموشى اندوهگینش ننماید ، و اگر بخندد آواز او برنیاید . و اگر بر وى ستم كنند شكیبایى پیش گیرد ، تا خدا انتقام او را ، گیرد . نفس او از او در زحمت است و مردم از وى در راحت .
خود را براى آخرتش به رنج انداخته ، و مردمان را از گزند خویش آسوده ساخته . از آن كه دورى كند به خاطر بى‏رغبتى به دنیاست و پرهیزگارى ، و بدان كه نزدیك شود از روى نرمى است و آمرزگارى . نه دورى گزیدنش از روى خویشتن بینى است و بزرگى فروختن ، و نه نزدیكى وى به مكر است و فریفتن .


ترجمه ی دکتر شهیدی
منبع: http://www.imamalinet.net/per/nahj-al/tar/index.htm


 

یه منتظر که آرزو می کنه منفعل نباشه , montazer313
4

بسم رب المهدی ارواحنا الفداه
سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش

می دونید تمام نهج البلاغه بیان ویژگی های انسان های خوب و راههای رسیدن به کمال و عشق به خدا ست فکر کنم اگه تمام نهج البلاغه  در جواب شما اینجا نوشته بشه کاملترین جوابه

اما حالا من چند نمونه را براتون اینجا می زارم امیدوارم کمکی کرده باشم

التماس دعای فرج
به امید ظهور

 

 

 

 

علی ا , pesar368
علی ا - 03:04 1385/10/24
3

سخن مولا را در مورد ویژگی های انسان خوب

عشق به خدا

و رسیدن به کمال

بگویید

پروانه ا , parvaneh_2911
پروانه ا - 23:46 1385/02/21
2
...

پیام در تاریخ 85/3/16  ساعت: 23:06 توسط پروانه روحانی رفتار ویرایش شد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.