| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
22
|
90/12/23 (13:46)
|
|
||
|
|
51
|
229
|
90/12/23 (13:24)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/11/27 (12:10)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/8 (09:28)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/7/20 (21:28)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
90/6/20 (17:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/5/17 (10:52)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
90/4/6 (14:54)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/2/31 (22:27)
|
|
||
|
|
25
|
185
|
90/2/12 (18:56)
|
|
||
|
|
28
|
111
|
90/2/9 (13:55)
|
|
||
|
|
13
|
56
|
90/1/31 (01:39)
|
|
||
|
|
37
|
186
|
90/1/23 (01:14)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
90/1/23 (01:13)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
89/10/18 (14:58)
|
|
||
|
|
14
|
68
|
89/9/28 (01:11)
|
|
||
|
|
7
|
34
|
89/6/8 (13:05)
|
|
||
|
|
22
|
72
|
89/5/8 (17:32)
|
|
||
|
|
28
|
116
|
89/3/24 (17:01)
|
|
||
|
|
26
|
87
|
89/3/16 (02:30)
|
|
ما به مردها گفتیم: می خواهیم مثل شما باشیم. مردها گفتند: حالا كه این قدر اصرارمی كنید، قبول ! و ما نفهمیدیم چه شد كه مردها ناگهان این قدر مهربان شدند وقتی به خود آمدیم، عین آن ها شده بودیم. كیف چرمی یا سامسونت داشتیم و اوراقی كه باید به آنها رسیدگی می كردیم و دسته چك و حساب كتاب هایی كه مهم بودند.. با رئیس دعوایمان می شد و اخم و تَخم اش را می آوردیم خانه سر بچه ها خالی می كردیم. ماشین ما هم خراب می شد، قسط وام های ما هم دیر می شد.. دیگر با هم مو نمی زدیم. آن ها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختی های بی پایان یك مرد را بخشیده بودند. همة كارهایمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خدای من! سلاح نفیس اجدادی كه نسل به نسل به ما رسیده بود، در جیب هایمان نبود. شمشیر دسته طلا؟ تپانچة ماشه نقره ای؟ چاقوی غلاف فلزی؟ نه! ما پنبه ای كه با آن سر مردها را می بریدیم، گم كرده بودیم.. همان ارثیه ای كه هر مادری به دخترش می داد و خیالش جمع بود تا این هست، سر مردش سوار است. آن گلولة الیافی لطیفی كه قدیمی ها به اش می گفتند عشق، یك جایی توی راه از دستمان افتاده بود. یا اگر به تئوری توطئه معتقد باشیم، مردها با سیاست درهای باز نابودش كرده بودند. حالا ما و مردها روبه روی هم بودیم. در دوئلی ناجوانمردانه و مهارتی كه با آن مردهای تنومند را به زانو درمی آوردیم، در عضله های روحمان جاری نبود.
سال ها بود حسودی شان می شد. چشم نداشتند ببینند فقط ما می توانیم با ذوقی كودكانه به چیزهای كوچك عشق بورزیم. فقط و فقط ما بودیم كه بلد بودیم در معامله ای كه پایاپای نبود، شركت كنیم. می توانستیم بدهیم و نگیریم. ببخشیم و از خودِ بخشیدن كیف كنیم. بی حساب و كتاب دوست بداریم. در هستی، عناصر ریزی بودند كه مردها با چشم مسلح هم نمی دیدند و ما می دیدیم. زنانگی فقط مهارت آراستن و فریفتن نبود و آن قدیم ها بعضی از ما این را می دانستیم. مادربزرگ من زیبایی زن بودن را می دانست.
وقتی زنی از شوهرش از بی ملاحظگی ها و درشتی های شوهرش شكایت داشت و هق هق گریه می كرد، مادر بزرگ خیلی آرام می گفت: مرد است دیگر، از مرد بودن مثل عیبی حرف می زد كه قابل برطرف شدن نیست. مادربزرگ می دانست مردها از بخشی از حقایق هستی محروم اند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات جهان لطیف است.
مادربزرگ می گفت كار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت باید بروند. راه میان بری بود كه زن ها آدرسش را داشتند و یك راست می رفت نزدیك خدا. شاید این آدرس را هم همراه سلاح قدیمی مان گم كردیم.
به هر حال، ما الان اینجاییم و داریم از خوشبختی خفه می شویم. رئیس شركت به ما بن فروشگاه سپه داده و ما خیلی احساس شخصیت می كنیم. ده تا نایلون پر از روغن و شامپو و وایتكس و شیشه شور و كنسرو و رب و ماكارونی خریده ایم و داریم به زحمت نایلون ها را می بریم و با بقیة همكارهای شركت كه آن ها هم بن داشته اند و خوشبختی، داریم غیبت رئیس كارگزینی را می كنیم و ادای منشی قسمت بایگانی را درمی آوریم و بلندبلند می خندیم و بارهایمان را می كشیم سمت خانه. چقدر مادربزرگ بدبخت بود كه در آن خانه می شست و می پخت. حیف كه زنده نماند ببیند ما به چه آزادی شیرینی دست یافتیم. ما چقدر رشد كردیم.
افتخارآمیز است كه ما الان، هم راننده اتوبوس هستیم هم ترشی می اندازیم. مهندس معدن هستیم و مربای انجیرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر می شویم. مردها مهارت جمع بستن ما را خیلی تجلیل می كنند. ما می توانیم همه كار را با همه كار انجام دهیم. وقتی مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ایستاده توی اتوبوس حفظ كنند، مابا یك دست دست بچه را می گیریم با دست دیگر خریدها را، گوشی موبایل بین گردن و شانه، كارهای اداره را راست و ریس می كنیم. افتخارآمیز است.
دستاورد بزرگی است این كه مثل هم شده ایم. فقط معلوم نیست به چه دلیل گنگی، یكی مان شب توی رختخواب مثل كنده ای چوب راحت می خوابد و آن یكی مدام غلت می زند، چون دست و پاهایش درد می كنند. چون صورت اشك آلود بچه ای می آید پیش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توی مهد كودك... همه رفته اند، سرایدار مجبور شده بعد از رفتن مربی ها او را ببرد پیش بچه های خودش. نیمة گمشده شب ها خواب ندارد. می افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نیمة دیگری ندارد. زن گیج و خسته تا صبح بین كسی كه شده و كسی كه بود، دست و پا می زند.
مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا می توانست شكوه این پیروزی مدرن را درك كند؟ ما به همة حق و حقوقمان رسیده ایم
زنده باد تساوی
سلام به همگی دوستان
اول عذر میخوام که دیر جواب دادم مسافرت بودم
بعد اینکه فکر میکنم حضورم موجبات ناراحتی خاطر آقای دراگون را فراهم کرده است.متاسفم
من تنها چیزی که میخواستم مباحثه بود نه مجادله.سعی کردم به کلوب حقوق زنان رنگ دیگه ای بدم چون میدیدم چند وقتی هست که خاموشه و مباحث تغییری نمیکنند فکر کردم بهتر باشد مباحث جدیدی را با دوستان در میان بگذارم تا هم از نظرات یکدیگر آشنا بشیم هم این کلوب رنگ دیگه ای بگیره(آقای درگون عزیز امیدوارم در این زمینه تونسته باشم کمک ناچیزی کرده باشم)
اگر بی احترامی به هر کسی کردم که واقعا هدفم این نبود عذر خواهی میکنم...فکر نمیکردم تا این اندازه به خاطر سن کمم تحقیر بشم
تا حالا کسی من رو به خاطر سن کم مواخذه نکرده بود و همینطور نظرم.همه ما آزادی بیان داریم.
اگر بحثی هم گذاشتم که بدون اشکال نبود فقط برای اظهار نظرات و برانگیختن بحث بود نه تایید نظر خودم یا دیگری
پیروز باشید و خردمند
خدانگهدار


چی بگم والا!
انگار خیلی عصبانی هستی! 
بله این كلوب یه چند وقتی فعالیتش خیلی كم شده بود. بابت بحثای جدیدی كه باز كردی ممنونم.
البته در هر بحثی نظرات موافق و مخالف وجود داره. من فكر میكنم باید همه نظرات رو شنید و نباید انتظار داشت همه مثل ما فكر كنن. نباید انتظار داشت همه توضیحاته ما رو هر چند خیلی هم شفاف باشه متوجه بشن. پس اگه من نظراتی مخالف تو دارم دلیل این نیست كه ازت ناراحت باشم. نتیجه گیری اشتباهی كردی! یا اگه میگم از بحثای كودكانه خوشم نمیاد منظورم سنه كمه تو نیست، یه آدمه 40 ساله هم ممكنه بعضی حرفاش كودكانه باشه و یه 18ساله ممكنه حرفاش پر محتوا باشه. من كلاً گفتم، منظورم فقط تو نبودی. ضمناً به نظر من درست نیست به زور بخوایم فقط حرفایی كه موافق ما هستن زده بشه و بقیه حذف بشن. همینطور فقط بخوایم اجبار كنیم كه یه گروه سنی خاص حق حرف زدن داشته باشن.
اگه توی این كلوب بازم نظراتت رو بگی خوشحال میشم.
سلام به همگی دوستان
اول عذر میخوام که دیر جواب دادم مسافرت بودم
بعد اینکه فکر میکنم حضورم موجبات ناراحتی خاطر آقای دراگون را فراهم کرده است.متاسفم
من تنها چیزی که میخواستم مباحثه بود نه مجادله.سعی کردم به کلوب حقوق زنان رنگ دیگه ای بدم چون میدیدم چند وقتی هست که خاموشه و مباحث تغییری نمیکنند فکر کردم بهتر باشد مباحث جدیدی را با دوستان در میان بگذارم تا هم از نظرات یکدیگر آشنا بشیم هم این کلوب رنگ دیگه ای بگیره(آقای درگون عزیز امیدوارم در این زمینه تونسته باشم کمک ناچیزی کرده باشم)
اگر بی احترامی به هر کسی کردم که واقعا هدفم این نبود عذر خواهی میکنم...فکر نمیکردم تا این اندازه به خاطر سن کمم تحقیر بشم
تا حالا کسی من رو به خاطر سن کم مواخذه نکرده بود و همینطور نظرم.همه ما آزادی بیان داریم.
اگر بحثی هم گذاشتم که بدون اشکال نبود فقط برای اظهار نظرات و برانگیختن بحث بود نه تایید نظر خودم یا دیگری
پیروز باشید و خردمند
خدانگهدار


من اعتقاد دارم دلیل عقب موندگی ما ایرانیا اینه كه اجدادمون درباره یافتن راه حل برای مشكلات مختلف در زندگی تقریباً تفكری نكردند و فقط به دین مراجعه كردند. اونها فقط اجرا كننده قوانین دینی بودند و تصمیم چندانی برای نحوه زندگی نمی گرفتند. اونا سعی می كردند بجای تفكر و یافتن راه حل، قوانین دینی رو توجیه، قبول و اجرا كنند. كه البته هنوز هم در برخی مردم مراجعه به دین و حتی استخاره! رواج داره.
حالا ابن وضعیت رو مقایسه كنید با مردم كشورهای مدرنكه از نسل ها قبل از این، شروع به تفكر و فرهنگ سازی كردند. و البته ما با این فرهنگ بیگانه ولی براساس تفكر احساس نزدیكی بیشتری می كنیم تا با فرهنگ اجدادمون!
پیشنهاد می كنم فیلم Ruins-(2008) رو ببیند. خیلی جالب و منطقی و بدون تعصب سنت و مدرنیته رو بطور كاملاً نمادین و معناگرا در برابر هم قرار داده و تحلیل كرده. همونطور كه فیلم نشون داده بعضاً مرز بین سنت و مدرنیته شكسته می شه. بعضی وقتها سنتی ها از ابزارهایی مدرن استفاده می كنن و برخی وقتها آدمهای به ظاهر مدرن وقتی كم میارن و راه حلی به نظرشون نمیرسه از همون روشهای سنتی استفاده میكنن. و البته قطعاً و بدون هیچ شكی بالاخره سدی كه سنتی ها ساختن شكسته میشه و پایان دیگه ای نمیتونه وجود داشته باشه.
مسلما جوامع مدرن امروزی از اول پیدایششون مدرن نبودن و اگه تاریخ خونده باشید زمانی اونا خیلی عقب تر از ما بودن ولی نکته ای که باید توجه کرد تفاوت این جهش در کشور ما و کشورهایی مثه اوناست. در اون کشورها رشد فناوری که به تغییر سطح زندگی و تغییر در اندیشه و چگونگی زیستن انجامید همه همگام با هم و همزمان با هم پیش رفت درست بر خلاف کشور ما که فناوریها وارد کشورمون شد در حالی که بقیه ی چیزا سر جای خودش موند و باعث به وجود اومدن چنین سرگردونی شد. ما بیشتر ادای امروزی بودن رو درمی آریم وگرنه در درون به شدت سنتی -و متعصب- هستیم. اینکه می گم ما منظورم اکثریت مردم هستش. و مسلما به معنی "هرگز نمی تونیم" نیست بلکه ما راهی دو چندان داریم که باید بپیماییم راهی سخت تر و درازتر از کشورهای مدرن امروز.
اگه در این زمینه اطلاعات بیشتری بخواید می تونم بهتون کتاب معرفی کنم.
من متاسفانه غیر از كتابای درسی وقتی برای مطالعه ندارم. یكم وقته آزادی هم كه دارم فیلم میبینم معمولاً. ضمناً كتاب و كتابخوندن باید باعث یافت راه حل بشه نه اینكه باعث نامیدی!
یه سوال! به نظر شما اگه بگن از فردا قراره یه ماشینایی وارده ایران بشه كه بدون راننده حركت میكنه، آیا این تكنولوژی باعث فقر فرهنگی ما میشه؟! و مردم مثلاً دیگه از فردا دخترای 20 ساله رو از ترس ترشیده شدن به اولین خواستگار میدن؟! اگه متوجه منظورم شده باشین حرفم اینه كه جهش تكنولوژی و پیشرفت فرهنگی دو بحث جداست. من قبلاً هم این حرفی رو كه شما زدید درباره اینكه ما خود تولید كننده نبوده ایم و تكنولوژی یكدفعه وارد كشومون شده رو شنیده بودم و این حرفه اشتباه رو فقط یه ژست فلسفی میدونم كه برخی فیلسوف نماها ارتباطاتی بی ربط درست میكنن! و انسان هم كه عاشقه ارتباط دادنه همه چیزه به همه! ( شما رو نگفتما، اون كتابی رو كه خونید گفتم.)
آقای دراگون.به نظر من اگر شما بخواهید برای جامعه بهتر تلاش کنید نیاز به یک دبیری دارید تا به شما خیلی چیزها یاد دهد از جمله اینکه"جامعه اگر میخواهین خوب بشه باید از پایه شروع کنین پایه همان نوجوانان هستند که باید تشویق و ترحیب شوند نه وجودشان به عنوان یک بچه بیهوده انگاشته شود و مدام سنشان را و حرفهایشان را کودکانه انگارند حداقل بهترین روش آموزشی تشویق است و بدترین تحقیر ,که در زمان جدمان اعمال میشده فکر نمیکردم یه فرد کهنه گرا باشید.
ثانیا شما که هی دم از بزرگی میزنید یه زمانی هم سن من بودید و آیا در این زمینه فعالیت داشتین یا نه را نمیدانم ولی میدانم این مراحل را طی کردید.در بعضی مواقع فکر میکنم شاید کاری را که دیگران در آن زمان سر شما اوردن اکنون میخواهید شما سر دیگران تلافی کنید
به هر حال نکته کلام من این است که اگر واقعا به دنبال بهبود جامعه هستید پس دلسوزانه اقدام کنید و آن از پایه و امثالی مثه من شروع کردن است.
نظراتمان را بخوانید.فکر کنید سپس محترمانه و خیر خواهانه اصلاح و انتقاد کنید و بپذیرید.همین نوجوانا جوانان فردا هستن به جای سرکوفت روشی غیر سنتی پیش بگیرید.جدل نکنید اینجا همه گرد آمدیم برای حقوق زن نه اظهار برتری یا بزرگی یا کوچیکی.عاقلانه فکر کنید
اون موقعی كه من حدودای سن تو رو داشتم وقت و انرژیم خیلی بیشتر از الان بود.خیلی حرفا وانتقادایی كه به طبع خیلی ها خوش نمیومد میزدم. با خیلیا زیاد بحث می كردم، بدون اینكه به عواقبه منفیش فكر كنم. بدون اینكه فكر كنم چه نتیجه ای برام داره و چی برام صرف میكنه! حالا دیگه اینطور نیستم! از خیلی بحثا فرار میكنیم! خیلی حرفای ناروا رو قبول میكنم و چشمم رو روی خیلی اشتباهات می بندم! به جای اینكه جلوی حرفه زور بایستم و بجنگم، سر خم میكنم و اسمش رو هم میزارم كاره عاقلانه و میگم احمقا خودشون رو به كشن میدن! اسمه سكوت در برابر ظلم رو میزارم صبر! و اسمه خالی شدن از نشاط و انرژی رو هم میزارم بزرگ شدن! البته فكر میكنم هنوز خیلی چیزای دیگه برای از دست دادن دارم كه شاید در آینده نزدیك اونا رو هم از دست بدم و بشم مثله یكی از همین مردم عامی كه فقط دنباله اینن كه یه جوری روزشون رو شب كنن بدون دردسر!
تو هم خیلی نگران نباش چون همینطوری میشی! در یك چشم بهم زدن! ضمناً فكر نكنم درست باشه كه برخی سنتهای خوب رو هم كنار بزاریم، مثله احترام به بزرگتر! منظورم اون حرفات راجبه دبیر و تلافیه. 
حقیقتا سرگردونی بین سنت و مدرنیته مشکل اصلی امروز ایرانی هاست ذهن های سنتی ما نمی تونه طرز زندگی مدرن- نیمه مدرن- رو هضم کنه.
حیفه انقدر نامید كننده گفتید ذهن های سنتی ما نمی تونه
چرا ما نتونیم. مگه جوامع مدرن كنونی از اول پیدایششون مدرن بودن؟! ما می تونیم ولی راه خیلی خیلی سختی رو در پیش دارم. مضمناً بقیه حرفاتون مفید بود. ممنون
مسلما جوامع مدرن امروزی از اول پیدایششون مدرن نبودن و اگه تاریخ خونده باشید زمانی اونا خیلی عقب تر از ما بودن ولی نکته ای که باید توجه کرد تفاوت این جهش در کشور ما و کشورهایی مثه اوناست. در اون کشورها رشد فناوری که به تغییر سطح زندگی و تغییر در اندیشه و چگونگی زیستن انجامید همه همگام با هم و همزمان با هم پیش رفت درست بر خلاف کشور ما که فناوریها وارد کشورمون شد در حالی که بقیه ی چیزا سر جای خودش موند و باعث به وجود اومدن چنین سرگردونی شد. ما بیشتر ادای امروزی بودن رو درمی آریم وگرنه در درون به شدت سنتی -و متعصب- هستیم. اینکه می گم ما منظورم اکثریت مردم هستش. و مسلما به معنی "هرگز نمی تونیم" نیست بلکه ما راهی دو چندان داریم که باید بپیماییم راهی سخت تر و درازتر از کشورهای مدرن امروز.
اگه در این زمینه اطلاعات بیشتری بخواید می تونم بهتون کتاب معرفی کنم.
درود
عرضم به حضورتان اصلا شما باعث آزار من نیستید همیشه از محادثه با دوستان فهیم لذت بردم به شرطی که بدانم نظراتم محترم انگاشته میشوند.به هر حال متشکرم که بنده را قابل دونستید و به موقع محترمانه جواب میدهید که نشان شخصیت و بزرگی شماست.
خوب شما که چنین برخوردهایی در ابتدا باتون اعمال شد چه حسی داشتید؟مهمل؟سرخورده؟بچه؟...اگر ناراحت شدید چرا آن را برای دیگرانیکه در شرایط شما به سر میبردند به کار بردید؟؟؟عجبا
شما جوری صحبت میکنید که اکنون جامعه سرشار از برابریست.من درباره زن گفتم اگر حقوق برابر میخواهد تلاش کند بجنگد و حتی اگر هم شده فداکاری کند.هنوز هم میگم انسان برای رسیدن به آن چیزیکه میخواد باید سختیها رو تحمل کنه دریا آرام ناخدای متبحر نمیسازد.پس اگر شکایتی هم هست قبول نیست چون کسی تو رو مجبور به این کار نکرده خواست خودت بود.شکایت زمانی مقبول است که از جانب دیگران تحمیلاتی صورت گرفته باشد نه خود شخص
بله اگر زنان کردستان ختنه میشوند و البته اجباریست باید همدیگر را پشتیبانی کنیم برای آزادیش فریاد بزنیم.نه زمانیکه یه خانوم به میل خودش کار میکنه بچه اورده و اکنون مشکلات زیادی دارد و شکایت میکند به نظرم شکایتش پذیرفتنی نیست
درباره جامعه حرفتان را قبول دارم و این چیزی است که خودم به شما گفتم همه این مشکلات ریشه در دین و جامعه و افکار سنتی و خرافات دارد(جامعه ایکه ,دینیکه برا زن حقوقی قائل نیست )>در بحث قبل گفته شد
شما چطور میتونید بگید تا کسی نخواد بهش ستم نمیشه؟؟؟؟امثال زنانی رو که براتون ذکر کردم کسانی هستند که در جامعه پشتیبانی ندارند.جامعه آماریتون قبول ولی شما پا درد دل زنی نشسین که 5 تا بچه داره شوهرش زن دیگه ای میگیره میاره خونه میشینه زن اولش بره خونه مردم کار کنه خرجی شوهر و بچه هاشو هو شو در بیاره؟نمیتونه طلاق بگیره چون آبرو داره میخواد بچه هاش رو با آبرو عروس دوماد کنه.من دیدم گوش کردم و به جرات میگم چنین کسانی زیادن تو جامعه با مشاکل مختلف که صداشونو کسی نمیشنوه آیا واقعا خنوم مذکور میخواهد که چنین وضعی داشته باشد؟از یک طرف آبرو از یک طرف عشق به فرزندش از طرف دیگر گرگ درنده ایکه اونو تو دام انداخته و نجاتی نیست.آیا به او ستم نمیشه؟
تنها چیزی که من در نوشته هام نمی بینم فخر فروشی نیست ( تنها چیزیکه شما نمیبینید فخرفروشی است ....فکر میکنم منظورتان همین بود) 
خوب در این باره باید بگویم شما بشمارید چقدر از کلمه من استفاده کردید:
(من هم دانشگاه رفتم!هم زندان رفتم!هم کار کردم!هم در جنبش های فمینیستی بودم!هم در جنبش های سیاسی بودم!فعالیت در زمینه صلح جهانی داشتم!با زنانی رابطه داشتم که جای مادر من هستند!با دخترانی برخورد داشتم که همسن من بودند و با دخترانی برخورد داشتم که دبیرستانی بودند!شما با چند تا مرد رابطه داشتید؟با چند نفر حرف زدید؟چند بار به حراست احظار شدین؟کدوم حزب ها و جنبش ها فعالیت داشتید؟با چند تا مرد و در چه محدوده های سنی برخورد داشتید؟از کجا می دونید مردان بی درد می خوابند و زنان از فرط بدبختی خوابشون نمی بره؟از کجا می دونید مادر بزرگ درست می گه؟یا ...!از کجا می دونید زنان زیر دست و پای مردان هستند؟)
شاید ایراد از من است که برداشت دیگری کردم. ابتدا شما از داناییتان دم میزنید و سپس از نادانی بنده فکر کردم منظورتان همان است...یه هر حال شاید به اندازه شما تجربه نداشتم ولی خواندم صحبت کردم تحقیق کردم.این کارها لزوما به حضورم در جامعه احتیاج نداشتند!امیدوارم در آینده در فرصتی مناسب بتونم حضور نیز داشته باشم.
(زندگی رو بازی نگیرید وگرنه باهاتون بازی می شه!زندگی میدون جنگه که اگر یه لحظه غافل بشید زمین می خورید و خیلی زود از پا در میایید!و اگر خوردید زمین بلند شدنش خیلی مشکله!)
اگر کسی مثه من بخواد انزوایی را بر میدان جنگ ترجیح دهد ,هیچ گاه نباید انتظار پیروزی داشته باشد.
انسان ممکن است نابود شود ولی هیچ گاه شکست نمیخورد(پیر مرد و دریا_ارنست همینگوی)
آقای عزیز من برای ساپورت از امثالم از انجام هیچ کاری دریغ نمیکنم کما اینکه منجر به نابودیم شود.
باز هم ممنون واقعا بحث خوبی بود و من خوشحال میشم در صورت امکان ادامه دهیم
پیروز باشید
اونی هم که می گید مرد می درخشه در خانواده های سنتی و سطح پایین هست!امروزه که استارتش از زمان اریامهر خورد زن و مرد برابر هستند(نه در اجتماع) و ما جا در پای پدران و مادران خود می گذاریم تا خواسته های انها را تحقق بخشیم و اگر امروز ما از ان بهره مند نیستیم فرزندان ما بهره مند باشند!برای من این نسل مهم نیست!مهم نسل بعدیست.من نمی خواهم فردا فرزندان این خاک به من و امثال من سر کوفت زنند که چرا این چنین است!و اونی که می گید اگر مرد بهتره ما می گیم زن بهتره یک فکر کودکانه بیش نیست!الان جنبش های فمینیستی که من نیز در انها فعالیت دارم این حرفا رو کودکانه می دونه و اصلا قبول نداره!ما داریم برای جامعه ای بهتر می جنگیم!
بله این خیلی مهمه كه از بحثای كودكانه عبور كنیم و برای جامعه بهتر تلاش كنیم. كاملاً موافقم باهاتون

آقای دراگون.به نظر من اگر شما بخواهید برای جامعه بهتر تلاش کنید نیاز به یک دبیری دارید تا به شما خیلی چیزها یاد دهد از جمله اینکه"جامعه اگر میخواهین خوب بشه باید از پایه شروع کنین پایه همان نوجوانان هستند که باید تشویق و ترحیب شوند نه وجودشان به عنوان یک بچه بیهوده انگاشته شود و مدام سنشان را و حرفهایشان را کودکانه انگارند حداقل بهترین روش آموزشی تشویق است و بدترین تحقیر ,که در زمان جدمان اعمال میشده فکر نمیکردم یه فرد کهنه گرا باشید.
ثانیا شما که هی دم از بزرگی میزنید یه زمانی هم سن من بودید و آیا در این زمینه فعالیت داشتین یا نه را نمیدانم ولی میدانم این مراحل را طی کردید.در بعضی مواقع فکر میکنم شاید کاری را که دیگران در آن زمان سر شما اوردن اکنون میخواهید شما سر دیگران تلافی کنید
به هر حال نکته کلام من این است که اگر واقعا به دنبال بهبود جامعه هستید پس دلسوزانه اقدام کنید و آن از پایه و امثالی مثه من شروع کردن است.
نظراتمان را بخوانید.فکر کنید سپس محترمانه و خیر خواهانه اصلاح و انتقاد کنید و بپذیرید.همین نوجوانا جوانان فردا هستن به جای سرکوفت روشی غیر سنتی پیش بگیرید.جدل نکنید اینجا همه گرد آمدیم برای حقوق زن نه اظهار برتری یا بزرگی یا کوچیکی.عاقلانه فکر کنید
اونی هم که می گید مرد می درخشه در خانواده های سنتی و سطح پایین هست!امروزه که استارتش از زمان اریامهر خورد زن و مرد برابر هستند(نه در اجتماع) و ما جا در پای پدران و مادران خود می گذاریم تا خواسته های انها را تحقق بخشیم و اگر امروز ما از ان بهره مند نیستیم فرزندان ما بهره مند باشند!برای من این نسل مهم نیست!مهم نسل بعدیست.من نمی خواهم فردا فرزندان این خاک به من و امثال من سر کوفت زنند که چرا این چنین است!و اونی که می گید اگر مرد بهتره ما می گیم زن بهتره یک فکر کودکانه بیش نیست!الان جنبش های فمینیستی که من نیز در انها فعالیت دارم این حرفا رو کودکانه می دونه و اصلا قبول نداره!ما داریم برای جامعه ای بهتر می جنگیم!
بله این خیلی مهمه كه از بحثای كودكانه عبور كنیم و برای جامعه بهتر تلاش كنیم. كاملاً موافقم باهاتون

حقیقتا سرگردونی بین سنت و مدرنیته مشکل اصلی امروز ایرانی هاست ذهن های سنتی ما نمی تونه طرز زندگی مدرن- نیمه مدرن- رو هضم کنه.
حیفه انقدر نامید كننده گفتید ذهن های سنتی ما نمی تونه
چرا ما نتونیم. مگه جوامع مدرن كنونی از اول پیدایششون مدرن بودن؟! ما می تونیم ولی راه خیلی خیلی سختی رو در پیش دارم. مضمناً بقیه حرفاتون مفید بود. ممنون
اول از بابت مضحک عذر خواهی میکنم..(خوبه علاوه بر اینکه معلم سیاسی و اجتماعی هسین سر رشته هایی از املا هم دارین.
)
دوم اینکه شاید به اندازه شما تو جامعه نبودم یا تجربه نداشتم یا اطلاع ندارم یا .. ولی بچه نیستم.18 سالمه بزرگ شدم میفهمم دوست دارم نظر دیگران رو میخونم نظر هم میدم کسی حق نداره بگه نظراتم بچگانه است انسانم آزادی بیان دارم و لازم میدونم دیگران به جای تحقیر, تحریمم کنند و کنم همراه با انتقادی محترمانه...
نکته بعد اینکه سنتی فکر نمیکنم من دارم تو خانواده ای زندگی میکنم که شدیدا با افکار سنتی مقابله میکنند و اونها بودند که من رو با کلمه فمینیست آشنا کردند و من از آن زمان تصمیم گرفتم در این زمینه فعالیت داشته باشم اگر چه اندازه شما سن ندارم و تجربه ولی دلیل بر این نیست که سنتگرا باشم.
من اصلا حرفی از این نزدم که تساوی حقوق زن و مرد تنها در شغل است(درسته که ما تا حدودی به حقوق برابر رسیدیم(شغل)ولی از خیلی نظرها هنوز مثل شما زندگی میکنیم) این چیزی بود که نوشتم و گفتم شاید در زمینه شغلی تا حدودی به برابری رسیدیم ولی کافی نیست چون در خیلی زمینه های دیگه هنوز باید فعالیت داشته باشیم نیاز به توضیح بیشتر نمیبینم
من فکر نمیکنم همه چیز رو طنز برداشت کردم کجا اینو نوشتم؟تنها گفتم قسمت آخر ظاهری متفاوت با اصل معنی دارد و دلیل هم اوردم نگفتم تماما طنز است ..
ضمنا لازم نیست حتما ازدواج کنم تا چیزیو درک کنم مگه تمام فمینیستا یا کسانیکه برا این برابری تلاش میکنند متاهلند؟..
آقای عزیز همه در زندگی مشکل داریم کیه که بیاد با اطمینان خاطر به همه اعلام کنه زندگی من بدون مشکل است!!شما اگه میرین بیرون جون میکنین زن هم تو خونه یا خارج از خونه جون میکنه.شما که تو جامعه هسین میبینین...بعدشم این نوشته از جانب زنیست که از وضعش راضی نیست دلیل بر این نمیشه که همه زنها این شرایط رو داشته باشند.اگر من به جای شما بودم و میخواستم یک ایراد بزرگ از این نوشته ارائه بدم میگفتم خوب تو ایکه این همه مسئولیت رو عهده دار شدی میخواهی حقوقی برابر داشته باشی پس تحمل کن سختیا رو نه ناله و زجه بزن که شب دست و پات درد میکنه بچه ات جا مونده یاهر چیز دیگه..خیلی از مردهای تن پرور هم هستن که تو خونه نشستن زن میره جون میکنه چرا چون خرجی نداره پس همه وضعیتی متفاوت دارند.درباره مردی که میره 4 تا صیغه میگیره یا عصبانیت کاریشو سر زن بدبخت خالی میکنه چی وضع یکیه؟این حرفتون منطقیه:
(تحمیل حقوق و دیکتاتوری را به چیزی می گم که کسی رو مجبور کنیم اونها رو انجام بده و در حقیقت یک زندان برای او بسازیم که این دیگر برابری نیست!تحمیل یک سری کارها که به زندانی و منزوی شدن بیشتر می انجامه به صورت دیکتاتوری!)
زن بیوه همراه با کودک یا دختریکه پدرش معتاده اونو میفروشه یا زنی که شوهرش دائم او را زیر لگد میگیرد و خرجی خانه را صرف مواد میکنه یا زنیکه یه عنوان کالا مبادله میشه ویا زنیکه به عنوان ماشین جوجه کشی برا شوهر هی بچه میاره که چی آقا دختر نمیخوان پسر میخوان؟؟آیا اینا آزادن؟یعنی اینا مجبور نیستن؟مگه زندانی نیستن؟مگه اینا مشکلات یک زن تو این جامعه نیست؟؟جامعه ایکه ,دینیکه برا زن حقوقی قائل نیست من زنم دلم بیشتر شما برا خودم و امثال خودم میسوزه(پس لطفا بیهوده درباره اینکه من این جامعه رو مدرن میدونم و دارای حقوقی برابر چون فقط اسمش جمهوری اسلامی است, اظهار نظر نکنید...!!!ضمنا گفتم این متن فقط برا تبادل نظر است نه تحمیل عقاید یا تایید یا عدم تایید
چون حجم زیاده و بسیاری از مطالبی که بیان کردید یا تکراری است یا بی ربط کلام آخر رو میزنم
من تا حالا موقعیت چنین کسانی رو نداشم پس دلیل بر این نمیشه چنین کسانی نباشند( حرفی که خودتان به شکلی دیگر بیان کردید و با جمله آخر کاملا متناقض است)...از کجا میدونید واقعیت نداره؟نمیتونید بگید واقعیت نداره مگه تو جامعه نیسین؟چطور میتونید منکر این باشید که زنان زیر دست و پای مردان نیستن.آقای عزیز لطفا بنده رو کودن فرض نکنید اتفاقا این شما هستید که باید چیزی بگید که بگنجه.اینقدر از خودتان نگید که چی کار کردید و.. و با این حرفهای مهمل بحث رو به زوایا نکشین.تعریف از خود صرف شناساندن خود نیست به نظر من اگه فقط یه قدم یا بیشتر پاتونو از حصار خودشناسی پایین تر میگذاشتین بحث نه تنها برا من بلکه دیگران نیز محسوستر بود کماینکه فخرفروشی نیز محسوب نمیشد.
شما حق ندارید بگید من چون 18 سالمه نمیدونم در جامعه چی میگذره و چون شما 70 سالتونه(که میدونم به غلط درج کردید) میدونین.اگر به جای شناساندن تواناییهای من یا خودتان بیشتر خشوع نشان میدادید یا میدانستید با فرزند فردا چگونه باید برخورد کرد,شاید بیشتر مایل بودم این موضوع را که بسیار بحث برانگیز است ادامه دهم..
با تشکر بدرود
دوستان اگر من بحثی رو گذاشتم به این معنا نیست که تمام نکات آن را پذیرفتم و باور دارم...
تنها هدفم جویا شدن از نظرات شماست نه تایید بحث.پس تنها نظرات را بگویید
متشکرم
شگفتا!
آقای عزیز اینجا کلوب دفاع از حقوق زنان است چرا ما باید جنسیت گرا باشیم؟ به من میگید؟خوبه جامعه اکنون سراسر جنسیت گراست و اسم مرد بر سریر قدرت میدرخشه.اگر جنس مرد بهتره پس ما هم میگیم جنس زن بهتره.مگه فرقی هم میکنه؟از نظر ما بله فرق میکنه..اینها به کنار نویسنده میگوید زنده باد حقوق تساوی اصلا موضوع جنسیت گرایی نیست.انسانم ارزوست دوست عزیز...
آقای محترم اصلا حرف سر این نیست که به حقوق برابر رسیدیم او میگوید:
فقط معلوم نیست به چه دلیل گنگی، یكی مان شب توی رختخواب مثل كنده ای چوب راحت می خوابد و آن یكی مدام غلت می زند، چون دست و پاهایش درد می كنند. چون صورت اشك آلود بچه ای می آید پیش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توی مهد كودك... همه رفته اند، سرایدار مجبور شده بعد از رفتن مربی ها او را ببرد پیش بچه های خودش. نیمة گمشده شب ها خواب ندارد. می افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نیمة دیگری ندارد. زن گیج و خسته تا صبح بین كسی كه شده و كسی كه بود، دست و پا می زند.
بعد ادامه میدهد:مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا می توانست شكوه این پیروزی مدرن را درك كند؟
آیای به نظر شما نویسنده واقعا قصد دارد بگوید حقوقش با مردها برابر است؟؟؟؟
او به مادر بزرگش میگوید کجایی این پیروزی مدرن را ببینی؟؟حالا زمانیکه تقصیرات بر گردن اوست و مرد در آرامش به سر میبرد پیروزی مدرن است؟آیا با این وصف به حق و خقوقمان رسیدیم؟خیر نویسنده تنها این دوران را به تمسخر مدرن دانسته چون افکار به زمان مادربزرگش باز میگردد.و همچنین به تمسخر میگوید به حق و حقوقمان رسیدیم درحالیکه من و شما و نویسنده میدانیم هنوز به تساوی نرسیدی
من نمیدونم منظور شما از تحمیل حقوق و دیکتاتوری چیه؟
شما از حقوق برابر تصاویر مزحکی میدین!!!میگین چون حجاب رو نمیخوام پس نمیذارم این مغایر دین است.حقوق برابر ربطی به این نداره که زنده باشی به خواسن خودت شاید دارید حقوق انسانی رو قاطی میکنید و گرنه اصلا ربطی نداره به زنده بودن به خواست خود یا دیگری.خنده داره مثل اینکه کامل متن رو نخوندین حرفهای شما کاملا ایراده.یعنی 40 سال پیش زنان هم پای مردها لباس کار میپوشیدن و سامسونیت دست میگرفتن؟؟؟؟
مسلمه که همه این عواملی که ذکر شد درباره حقوق برابره وقتی یه زن چند سال پیش اجازه نداشته از خونه بیرون بیاد ولی امروز همپای مردها فعالیت میکنه بحث در حقوق برابر دارد نه چیز دیگر.بعدشم مثالی که اوردین خیلی نا معقول است بنده نیازی به توضیح نمیبینم.لطفا بیشتر درباره آنچه که نوشتین تجدید نظر نمایید.
کسی اصلا درباره سنت مادربزرگ حرف نزده مادربزرگ نمونه زنیست که در جامعه آن روز زندگی میکرده و نویسنده داره میگه درسته که ما تا حدودی به حقوق برابر رسیدیم(شغل)ولی از خیلی نظرها هنوز مثل شما زندگی میکنیم.(لگد کوب شدن زیر دست مرد)در واقع اوضاع را نا مساعد میداند اصلا حرفی از علاقه داشتن به کار کردن در مطبخ یا بچه داری نیست لطفا دقیقتر بخوانید همه اینها تمسخر است که شما باید بیشتر دقت میکردید و در پشت این بحث که بحث دیگری نهفته است به حقیقت زندگی زنان پی میبردید.ظاهر گرایی شما رو به قبول حرفهای نا معقولتان وا داشته است.لطفا مسائل اجتماعی را با سیاست قاطی نکنید سعی کنید اگر هم مثال میزنید در حد همین مورد باشد.
سلاخهایی که نویسنده بیان کرده تنها تشبیه است.شما از عقلتون استفاده میکنید مردان خودپرست از سلاح پس زنان نیز مقابله به مثل مینمایند و از سلاح استفاده میکنند.اگر مردان از قوه عقل بهره میبردند دیگر فمینیستی وجود نداشت یا همین بحثهایی که از نظر شما بی محتوا از نظر من سرشار از واقعیت
حرف خیلی هست و حوصله ی بحث و وقت من کم!
ضمنا کپی کردم از جایی خودم ننوشتم.. یاسمن خانوم دوست من حرفتان کاملا معقول است متشکرم
تمام این نوشته ایراد هست لطفا تجدید نظر نمایید
پیروز و خردمند باشید...