userinfo close

  ,

حقوق زنان


womenrights

تاسیس: 15 مهر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: دراگو ن - معاونان
قابل توجه دوستان 1) بحثهای تبلیغی که برای تبلیغ کلوبهای یا سایتهای مختلف ایجاد شده باشد حذف خواهد ادامه »
قابل توجه دوستان
1) بحثهای تبلیغی که برای تبلیغ کلوبهای یا سایتهای مختلف ایجاد شده باشد حذف خواهد شد
2) لطفا در ایجاد بحث و ارسال نظر از حروف فارسی استفاده کنید
*******3)مقاله های این کلوب را حتما مطالعه کنید.*****
4)ورود ،عضویت ،مشاهده بحث ها و شرکت در بحث ها و مقالات برای همه آزاد است.
شعار ما آزادی است و آزادی زنان هدف ماست
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
4
22
90/12/23 (13:46)
51
229
90/12/23 (13:24)
0
0
90/11/27 (12:10)
0
0
90/9/8 (09:28)
0
4
90/7/20 (21:28)
1
20
90/6/20 (17:53)
0
1
90/5/17 (10:52)
0
13
90/4/6 (14:54)
0
5
90/2/31 (22:27)
25
185
90/2/12 (18:56)
28
111
90/2/9 (13:55)
13
56
90/1/31 (01:39)
37
186
90/1/23 (01:14)
1
6
90/1/23 (01:13)
1
12
89/10/18 (14:58)
14
68
89/9/28 (01:11)
7
34
89/6/8 (13:05)
22
72
89/5/8 (17:32)
28
116
89/3/24 (17:01)
26
87
89/3/16 (02:30)

عنوان بحث

دنیا فاتحی , donyanazegol
دنیا فاتحی - 01:23 1386/05/20

صیغه برکت زندگی است!!!؟؟؟؟

صیغه برکت زندگی است!!!؟؟؟؟

خاطره از سپیده جان ( بنده تا کنون 23 بار ازدواج موقت نموده ام )

((( به نام خدا )))

 

سلام

 

امیدوارم حال شما خوب باشد

 

بنده سپیده هستم . طلبه سال چهارم حوزه علمیه . وقتی برای اولین بار با واژه آسمانی ازدواج موقت آشنا شدم 16 سال داشتم البته در آن زمان از مستحب بودن ازدواج موقت آگاه نبودم . اما اکنون که خود چند سالی است که به تحصیل علوم دینی پرداخته ام نه تنها به ثواب زیاد این عمل واقف شده ام بلکه از اهمیت وجود ازدواج موقت در بین همه افراد جامعه اسلامی نیز آگاه می باشم .

 

البته بنده تا کنون 23 بار ازدواج موقت نموده ام. که مایلم خاطره آخرین ازدواج موقت خود را برای شما بازگویم :

 

ماجرا از این قرار بود که یکی از طلبه های پسر از بنده خواستگاری کردند . اما من ابتدا فکر کردم که ایشان برای ازدواج دائم از بنده خواستگاری نموده اند . به ایشان گفتم که بایستی بنده را از پدر و مادرم خواستگاری کنید نه مستقیما از خود من.

 

ایشان گفتند که چطور از پدر و مادر شما خواستگاری کنم در حالی که خواهان مخفی بودن ازدواج هستم. و نمی خواهم که همه متوجه این ازدواج شوند . در آن لحظه بود که متوجه شدم ایشان از بنده برای ازدواج موقت خواستگاری کرده اند نه ازدواج دائم .

 

بنابراین پس از تعیین 2000 تومان مهریه و 5 ساعت زمان بنده با ایشان اقدام به خواندن صیغه عقد کردیم و به یکدیگر حلال شدیم . بعد از همخوابگی اول بنده به ایشان گفتم که مایلم مدت زمان بیشتری به عنوان همسر موقت شما باقی بمانم که ایشان نیز پذیرفتند و یک هفته دیگر به زمان و 1000 تومان دیگر نیز به مهریه افزودیم . بعد از تمام شدن یک هفته این بار ایشان از من خواستند که مدت را تمدید کنیم . بنده نیز پذیرفتم و باز با تعیین یک سال زمان و 3000 تومان مهریه صیغه عقد را خواندیم . اما قبل از تمام شدن مدت ازدواج موقت ایشان قصد سفر کردند و برای اینکه مانعی برای ازدواج موقت بنده با پسر دیگری نباشد ادامه مدت را به من بخشیدند . و به مدت یک هفته از قم خارج شدند . پس از یک هفته ایشان با خانواده محترمشان به قم بازگشتند و برای خواستگاری به منزل ما تشریف آوردند و بنده را از خانواده ام خواستگاری کردند . و بنده با توجه به شناخت خوبی که از ایشان به دست آورده بودم پس از تحقیقات یک هفته ای برادرم به ایشان جواب مثبت دادم .

 

اکنون سه سال است که از ازدواج دائم ما می گذرد و صاحب یک دختر نیز هستیم . البته درست است که بنده دیگر ازدواج موقت نمی کنم اما شوهر محترم بنده سالی سه بار ازدواج موقت می نمایند که این عمل مستحب باعث وجود برکت در زندگی ما نیز شده است .

 

از پایگاه اینترنتی شما که این فرصت را در اختیار بنده گذاشت تا بتوانم خاطره خود را بازگویم نیز کمال تشکر را می نمایم .

 

 

 

 

 

خاطره از سیدمهدی (حاضری با هم ثواب کنیم؟ )

 

به نام الله

 

و درود بر رسول الله و به امید ظهور بقیه الله

 

من اولین بار به این طریق متعه کردم:

 

تو یک کتاب خوانده بودم که حداقل سه بار متعه کردن توی زندگی خیلی خیلی ثواب داره و زنده کردن سنت رسول الله است .

 

دختر خالم آدم مذهبی بود .روی اون حدیث سه بار متعه کردن با ماژیک خط کشیدم لای اون صفحه کتاب هم یک کاغذ  گذاشتم تا جلب توجه کنه .  کتاب را به او دادم تا بخونه . عنوان کتاب ازدواج موقت بود . اول عنوان کتاب را که دید یک کم اخم کرد و گفت باشه یک نگاهی بهش میندازم . هفته بعد که دیدمش بهش گفتم اون کتاب را که خواندی . گفت آره . گفتم حدیثی که روش ماژیک کشیده بودم ... صحبتم را قطع کرد و گفت آره اون هم خواندم .

 

گفتم حاضری با هم ثواب کنیم؟

 

گفت چی؟

 

فکر کردم خیلی قاطی کرده و عصبانی شده ولی بازم گفتم :

 

حاضری با هم ثواب کنیم؟

 

گفتش اگه باکره بمونم حاضرم به شرطی که موضوع پیش خودمون بمونه . فکر میکنم آدم قابل اعتمادی  باشی .

 

منم گفتم قبوله . منم میخواهم موضوع مخفی باشه . چون جامعه دید خوبی نداره مجبوریم مخفیانه ثواب کنیم . در ثانی من نمیخوام با هم همخوابگی کنیم فقط خواندن صیغه بسه .

 

اون دیگه روش نشد از همخوابگی صحبت کنه و قبول گرد . خیلی خوشحال بودم . سه بار صیغه را خواندیم هر بار با مهریه خواندن یک دعای امام زمان و یک دقیقه مدت.

 

در عرض پنج دقیقه تونستم سه بار متعه کنم و سنت رسول الله را زنده کنم واقعا خوشحال بودم و هستم . البته بعد از اون سه بار باز هم متعه کردم البته با همخوابگی و باز با دختر خاله ام و هنوز هم کسی از انجام مستحبات مخفیانه ما چیزی نفهمیده است ولی الان احساس میکنم در روابط احساسی خیلی با هم نزدیک هستیم نمیدونم ولی شاید یک روزی سنت ازدواج دائم را هم با هم زنده کنیم.

 

(آخه كی پیامبر این حرفو زده؟

آخه كجای اسلام اینجوریه؟

بعد هی بگین (جمهوری اسلامی)ما می خواهیم اسلام را زنده نگه داریم!!!!!!!!!!

بسه دیگه تمومش كنین به خدا اسلامو به گند كشیدین

شما هیچ فكر كردین كه بعد از این دنیا یه دنیایه دیگه ای هم هست؟

شما اصلا وجدان دارین؟)

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
دراگو ن , drag0n
دراگو ن - 07:52 1386/05/27
1
خاطرات خیلی باحالی بود اگه بازم خاطره داری بزار تا حال کنیم
دراگو ن , drag0n
دراگو ن - 02:07 1386/05/28
2
حالا مگه کسی شماها رو مجبور به ازدواج موقت کرده که انقدر دله پری دارین؟!
    , 570540
. . - 23:17 1386/05/29
3
بد حجابی یا خوش تیپی؟!

زود بخونش وقتتو نگیره !
از یه دختره پرسیدم : چرا تیپ می زنی میای بیرون ؟
گفت : آخه می خوام خوشگل باشم .
گفتم : چرا ؟
گفت : چون دلم می خواد .
گفتم : اگر کسی روی این زمین نبود بازم این کار رو می کردی ؟
گفت : نه .
گفتم : چرا دلی داری که مال خودت نیست ؟
گفت : تا حالا بهش فکر نکرده بودم .
گفتم : اگه مردم به خاطر این کار از تو متنفر بشن باز هم این کار رو دوست داری انجام بدی ؟
گفت : اصلا" من این کار رو می کنم تا مردم برای من ارزش بیشتری قائل بشن .
گفتم : اگر این ارزش گذاری باعث بشه که در مدت کوتاهی بی ارزش بشی چطور ؟
گفت : یعنی چطوری ؟
گفتم : خوب پسرا به خاطر این که از تحریک شهوتشون لذت می برند برای خوش تیپی تو  ارزش قائل می شن .
گفت : خوب به من چه ؟
گفتم : اتفاقا " ضررش برای تو و امثال توست .
گفت : چطور مگه ؟
گفتم : خوب پسرا معمولا" تا مدتی می تونن جلو خودشون رو بگیرن ، اما بعد از مدتی از روی کم رویی به خود ارضایی می افتن و به دنبال فرصتی می گردند که با یکی از شماها ارتباط برقرار کنن و اگر نتونن برای خود شماها خطرساز میشه ، چون اگر پسرا تو چنین وضعی قرار بگیرن ممکنه عقلشون هم درست کار نکنه .
گفت : خوب ازدواج کنن ،اصلا" ما برای اینکه اونها رو ترغیب به ازدواج کنیم تیپ می زنیم
گفتم : فکر می کنید با این شیوه بتونید ازدواج موفقی داشته باشید ؟
گفت : تو دوره نامزدی حرفامونو با هم می زنیم .
گفتم : به نظر تو علاقه ای که براثر شهوت خواهی ایجاد میشه قابل اعتماده ؟
گفت : شهوت رانی هم جزئی از زندگیه دیگه .
گفتم : من هم وقتی ازدواج کردم فکر نمی کردم میل جنسیم به زنم  بعد از چند ماه کم بشه ، اما اینطور شد .
گفت : یعنی الان میل جنسی نداری ؟
گفتم : به زنم نه .
گفت : یعنی چی ؟
گفتم : به دخترهای دیگه میل جنسیم بیشتر شده اما هفته هاست که با خانومم خوابگی هم  ندارم .
گفت : منظورتو نمی فهمم .
گفتم : اگر ازدواج کرده بودی می فهمیدی .
گفت : پس الان چی کار می کنی ؟
گفتم : خود ارضایی .
گفت : یعنی خانومت نمی تونه اندازه خود ارضایی هم میل جنسیتو ارضا کنه ؟
گفتم : نه .
گفت : مگه زشته ؟
گفتم : نه ، خوش قیافه هم هست اما تکراری شده .
گفت : چند وقته ازدواج کردید ؟
گفتم : حدودا" 3 ساله که پیش همیم ، 2 تا بچه هم داریم .
گفت : خانومت اینو میدونه ؟
گفتم : چی رو ؟
گفت : اینکه بهش علاقه نداری ؟
گفتم : نه ، اون فکر میکنه کارم زیاده .
گفت : فکر می کنی چرا اینطوری شدی ؟
گفتم : چون بد حجابی زیاد شده .
گفت : چه ربطی داره ؟
گفتم : ساده است ، چشمام می بینه دلم می خواد .
گفت : خوب نگاه نکن .
گفتم : سعی می کنم اما خیلی نمی تونم ، سخته .
گفت : تا حالا غیر از خانومت با کس دیگه ای هم رابطه داشتی ؟
گفتم : نه . اما به گفته یک روانشناس چندتا فیلم دیدم ، اون هم به خاطر اینکه بتونم خانومم رو ارضا کنم .
گفت : نباید نگاه می کردی ؟
گفتم : کم کم احساس می کنم دچار افسردگی فکری و روحی شدم . واقعا" تو وضعیت سختی افتادم .
گفت : می خوای چی کار کنی ؟
گفتم : اگر بتونم می خوام صیغه کنم .
گفت : فکر می کنی ، اوضاع درست بشه ؟
گفتم : نمی دونم ، ولی بعضی ها که تجربشو داشتن می گن با این کار دوباره به خانومم علاقه جنسی پیدا می کنم .
گفت : اگر نشد ، چی ؟
گفتم : تو راه دیگه ای سراغ داری ؟
گفت : همه چادر سر کنن ، که اون هم بعیده .
گفتم : تو  چی ؟
گفت : فکر می کنم چادر سر کنم بهتر باشه .
گفتم : به نظرت اونهایی که شوهر دارن چرا تیپ می زنن ؟
گفت : لابد می خوان خوش تیپی شون رو به شوهرشون ثابت کنن .
گفتم : یعنی شوهراشون هر روز زنشون رو با زنهای دیگه مقایسه می کنن ؟
گفت : شاید .
گفتم : این که خیلی وحشتناکه .
گفت : آره بابا بی خیال ، اصلا" من چه بدونم .
گفتم : واقعا" ازدواج چه معنی داره وقتی زنها توی لخت گشتن با هم مسابقه گذاشتن ؟
گفت : یعنی تو فکر می کنی کار به اونجاها هم بکشه ؟
گفتم : با این سرعتی که پیش میرن هیچ بعید نیست .
گفت : اونوقت تو چی کار می کنی ؟
گفتم : با خیال راحت مثل کشورهای غربی و اروپایی دور از چشم خانومم میرم دنبال عشق و حال . تازه اونهایی که مجردند بیشتر بهشون خوش میگذره .
گفت : مگه الان اینطور نیست ؟
گفتم : با رشد بد حجابی اینطوری میشه .
گفت : اهل کجایی ؟
گفتم : مهم نیست ، ایرانی هستم . خیلی هم با اونهای دیگه فرقی نمی کنم .

دراگو ن , drag0n
دراگو ن - 08:14 1386/05/30
4

آقای ص!

فکر و چشم شما مشکل داره نه دخترای مردم! توی کشورای غربی اینهمه ازدواجهای موفق وجود داره(موفقتر از کشور خودمون) ولی هیچکدوم از زنهاشون هم چادر ندارن!

    , 570540
. . - 14:09 1386/05/30
5

من هم جای شما بودم به ازدواج های غربی ها موفق می گفتم تا به سمت کیف و حال قدمی برداشته باشم .
بالاخره می فهمین چی دارم می گم .
بقیه بحث  5   رو از دست ندن . خیلی مهمه !

بهار مهر , bahar_mehr
بهار مهر - 18:43 1386/05/30
6

حالم از دخترایی که نمی فهمن صیغه بزرگترین توهین به شعور و شخصیت یک دختره به هم می خوره!!

خاک بر سر این سپیده کنم که شوهرش سالی سه بار می ره صیغه می کنه و اون اینو برکت می دونه!!!

حالمو به هم زد....عوضی....!!

دراگو ن , drag0n
دراگو ن - 01:09 1386/05/31
7
کسایی پست 5 رو میخونن پست 6 رو هم بخونن تا حال کنن جوابه دندان شکنو
    , 570540
. . - 17:58 1386/06/4
8
دنیا خانوم شما دیگه چرا ؟
اگر مشکلتون اسم منه ، صالح هستم حالا راضی شدید ؟
دراگون نمی فهمه ، شما چرا ؟
توو بحث 5 من واقعیتها رو نوشتم . اینو دیگه شما باید بفهمید .
به شما خانومها حق میدم که از خواسته هاتون دفاع کنید .
اما شما هم نباید به مزاحم خواسته هاتون که یکیش بد حجابیه خوشرویی نشون بدید .
به خدا اگر پیش یه آدم گرسنه که قسم خورده گوشت نخوره ، کباب بریان بیارن و هی به رخش بکشن وسوسه میشه .
شما نمی دونید چه ظلمی به ما مردها دارید می کنید .
اگر هوسبازهایی مثل دراگون از بدحجابی شما طرفداری می کنن به خاطر خرابی فکرشونه ، شماها نباید غافل باشید ، مگر اینکه خود شما هم ... ، که بعید می دونم .
خواهش می کنم کمی واقع بین باشید .
اصلا" فکر می کنید یک بدحجاب بتونه از دست اندازی آدم هایی مثل دراگون در امان باشه ؟ واقعا" با وجود اتفاقاتی که تو دنیا دیدید و شنیدید ، می تونید خودتون رو به معرض امتحان چنین کسانی قرار بدید ؟
    , 570540
. . - 20:44 1386/06/5
9
اینبار شکست خوردم !!!!!!!!!!
از یه دختره پرسیدم : تا حالا شده خیلی گرسنه بشی ؟
گفت : آره چطور مگه ؟
گفتم : فکر می کنی اگر دست و پاتو ببندن و یک غذای خوشمزه بذارن جلوت چه حالی بهت دست میده ؟
گفت : خب ناراحت میشم .
گفتم : اگر خودت یه روزی اینکار رو با یکی بکنی چطور ؟
گفت : محاله . من تاحالا اینکارو با کسی نکردم ، هیچوقت .
گفتم : مطمئنی ؟
گفت : بله تاحالا نشده اینکارو با کسی بکنم .
گفتم : به نظر تو شهوت نمیتونه مثل گرسنگی باشه ؟
گفت : تا حدودی .
گفتم : فکر نمیکنی با بدحجابی خودت ، یک غذای خوشمزه رو جلوی یک آدم گرسنه ، اما دست و پا بسته می زاری ؟
گفت : کی دست و پاتو بسته ؟
گفتم : فرهنگ یک جامعه مثل کشور خودمون .
گفت : خب می تونی بهش توجه نکنی .
گفتم : یعنی چکار کنم ؟
گفت : یکی واسه خودت انتخاب کن .
گفتم : تاکی ؟
گفت : تا هر وقت که دلت خواست .
گفتم : یعنی ازدواج نکنم ؟
گفت : اگر دوست داشتی می تونی باهاش ازدواج هم بکنی .
گفتم : اگر چند وقت دیگه از یکی دیگه خوشم اومد چی ؟
گفت : نباید خوشت بیاد ... درست نیست !
گفتم : دست خودم نیست . طبیعت ما مردها اینجوریه .
گفت : خب ازدواج نکن .
گفتم : یعنی شما دخترا ترجیح میدین با یکی دوست بشین ولی ازدواج نکنین ؟
گفت : نه ...
گفتم : پس چی ؟
گفت : کاش شما مردا اینجوری نبودین .
گفتم : به نظرت خوبه مردا از دیدن شما خانومها لذت نبرن ؟
گفت : اگه اینطوری بشه که دیگه کسی تشکیل خانواده نمیده .
گفتم : من هم همینو می خواستم بگم .
گفت : به نظر تو چیکار باید کرد ؟
گفتم : یه دست نا مرئی بیاد دختروپسرها رو تو اتاقهای جدا از هم جفت کنه .
گفت : وای چی میشد اگر اینطوری بود .
گفتم : حالا که نیست !
گفت : آره ، حیف شد .
گفتم : به نظرت حالا ما مردا چی کار کنیم ؟
گفت : به دخترا نگاه نکن .
گفتم : تو هم که داری دست و پامو می بندی ! مگه قرار نشد اجازه بدی از اون غذای خوشمزه نوش جان کنم ؟
گفت : آره راست می گی ، خب اصلا" بگرد دنبال اونی که به نظرت از بقیه جذابتره .
گفتم : اونوقت اگر چند تا مرد از یه دختر خوششون بیاد چی ؟
گفت : اونوقت دختره یکیشون رو واسه خودش انتخاب می کنه .
گفتم : می خوای ما مردا رو به جون همدیگه بندازی ؟
گفت : یعنی شما به خاطر شهوت همدیگر رو می کشید ؟
گفتم : مثل اینکه ما فرزندان هابیل و قابیلیم ها .
گفت : وای خدای من ....
گفتم : می گم چطوره شما دخترا دلربایی نکنید تا ما مردا بتونیم بهتر جلو خودمونو بگیریم .
گفت : یعنی چکار کنیم ؟
گفتم : به جای اونکه بدنتون رو به ما نشون میدید ، یه جوری ویژگی هاتون رو در معرض انتخاب ما مردها بگذارید . این طوری کمتر تو انتخابمون دچار اشتباه میشیم .
گفت : یعنی اونطوری به خاطر ما دخترا دعواتون نمیشه ؟
گفتم : اگر درست هدایت بشه ، معلومه که نه .
گفت : واضح تر بگو ، مثلا " چطوری ؟
گفتم : ببین هر کی میره تو یک جایی مثل وبلاگ ها عقیده های اخلاقیشو مطرح میکنه ، بعد هم پسرها درصورتی که لازم شد باهاشون به گفتگو میشینند . بدون اینکه بدونند اون طرف کیه . این کارو اینقدر ادامه میدن تا اینکه درآخر یک پسر و یک دختر بیشتر نمونه اونوقت اگر از قیافه همدیگه خوششون اومد باهم ازدواج می کنن وگرنه دوباره با اونهای دیگه ادامه میدن .
 گفت : فکر می کنی ، مردم اینقدر منطقی باشن که تو می گی ؟
گفتم : منظورت کیا ؟
گفت : پدر و مادرها رو میگم  !
گفتم : راست میگی ، پدر و مادرها خیلی مقصرند .
 گفت : دیدی تقصیر ما نیست !
گفتم : والا چی بگم !
گفت : بزار حالمونو بکنیم بابا ، بیخود وقتمونو نگیر ...
گفتم : ببخشید وقتتو گرفتم ...
بهار مهر , bahar_mehr
بهار مهر - 11:25 1386/06/6
10
پس تو غرب مردها دارن چپ و راست تو خیابون حشری می شن نه؟
جمع کن بساتتو بینیم بابا!
برو چش و چال خودتو درست کن....بچه هیز....چشاشو تا حدقه باز می کنه دخترای مردومو می بلعه بعد می گه اشکال از دختراست....تو جلو خودتو بگیر!!
دوستان این یه تیکه رو داشته باشین طرفتونو بشناسین :"گفتم : اگر چند وقت دیگه از یکی دیگه خوشم اومد چی ؟"
همچین ادم هوس بازی داره به ما می گه چی کار کنین چی کار نکنین !!
از این به بعد حواست به پستهایی که می زاری باشه چون دفعه ی بعد تحمل نمی کنم!
 

 
دراگو ن , drag0n
دراگو ن - 07:00 1386/06/7
11

مرتیکه مواظب حرف زدنت باش

شما بسیجیا هر چی به این کاراتون بیشتر ادامه بدین گوره خودتون رو کندیدن

خوبه داری میبینی همه با تو مخالفن ولی بازم از رو نمیری

 

اسحاق محمودی , wolfekhashen
اسحاق محمودی - 02:19 1386/06/22
12

man kari be gozashte nadaram vali dar 2nyaye emroz sighe bejoz tawhin be afrad hich manie digei nadare shahvatrani dar zire lavaye tawjih orze darin jelawye khodetono begirin khak  bar sareton konan bad bakhtaye zaeifo nafs

علی مولایی , aref_king
علی مولایی - 13:48 1386/06/23
13

منم می خوام 10تا کی میاد

منم میخوام

میلاد م , miladsar
میلاد م - 06:16 1386/06/29
14

به نظر من خود صیغه نه مشکلی رو بر مشکلات اضافه می کنه و نه باری رو از دوش بر میداره  و تقریبا بی تاثیره.

ضعف و ناراحتی ما از جای دیگر است. این انتظاری بزرگی هست اگر از همه یا حتی کسی بخواهیم انسان  خوب و منزه و چشم پاک و............. باشند.

زن ایرانی امروز به نظر من قدرت این رو داره که انتخاب کنه. یعنی شرایط امروز این قدرت رو در اختیارش گذاشته . این در حالیه که در  غرب این امکانات در طی  سالها مبارزه بدست اومد.   او میتونه با این قدرت جلوی چیزی که تا به حال باعث انحدادش یا ضعفش شده ایستادگی و برخورد کنه حالا اون هرچی که می خواد باشه.

امید وارم منظورم واضح باشه و باز .................... نشه.   

بهار مهر , bahar_mehr
بهار مهر - 12:14 1386/06/30
15

تو جامعه ای که "دوشیزگی"، مهمترین و ارزشمندترین!! شرط ازدواجه صیغه فقط مسبب مشکلات بیشتره!!...اول باید این فرهنگ غنیمون!!..تغییر کنه!!

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.