| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
4
|
22
|
90/12/23 (13:46)
|
|
||
|
|
51
|
229
|
90/12/23 (13:24)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/11/27 (12:10)
|
|
||
|
|
0
|
0
|
90/9/8 (09:28)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
90/7/20 (21:28)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
90/6/20 (17:53)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/5/17 (10:52)
|
|
||
|
|
0
|
13
|
90/4/6 (14:54)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
90/2/31 (22:27)
|
|
||
|
|
25
|
185
|
90/2/12 (18:56)
|
|
||
|
|
28
|
111
|
90/2/9 (13:55)
|
|
||
|
|
13
|
56
|
90/1/31 (01:39)
|
|
||
|
|
37
|
186
|
90/1/23 (01:14)
|
|
||
|
|
1
|
6
|
90/1/23 (01:13)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
89/10/18 (14:58)
|
|
||
|
|
14
|
68
|
89/9/28 (01:11)
|
|
||
|
|
7
|
34
|
89/6/8 (13:05)
|
|
||
|
|
22
|
72
|
89/5/8 (17:32)
|
|
||
|
|
28
|
116
|
89/3/24 (17:01)
|
|
||
|
|
26
|
87
|
89/3/16 (02:30)
|
|
خاطره از سپیده جان ( بنده تا کنون 23 بار ازدواج موقت نموده ام )
((( به نام خدا )))
سلام
امیدوارم حال شما خوب باشد
بنده سپیده هستم . طلبه سال چهارم حوزه علمیه . وقتی برای اولین بار با واژه آسمانی ازدواج موقت آشنا شدم 16 سال داشتم البته در آن زمان از مستحب بودن ازدواج موقت آگاه نبودم . اما اکنون که خود چند سالی است که به تحصیل علوم دینی پرداخته ام نه تنها به ثواب زیاد این عمل واقف شده ام بلکه از اهمیت وجود ازدواج موقت در بین همه افراد جامعه اسلامی نیز آگاه می باشم .
البته بنده تا کنون 23 بار ازدواج موقت نموده ام. که مایلم خاطره آخرین ازدواج موقت خود را برای شما بازگویم :
ماجرا از این قرار بود که یکی از طلبه های پسر از بنده خواستگاری کردند . اما من ابتدا فکر کردم که ایشان برای ازدواج دائم از بنده خواستگاری نموده اند . به ایشان گفتم که بایستی بنده را از پدر و مادرم خواستگاری کنید نه مستقیما از خود من.
ایشان گفتند که چطور از پدر و مادر شما خواستگاری کنم در حالی که خواهان مخفی بودن ازدواج هستم. و نمی خواهم که همه متوجه این ازدواج شوند . در آن لحظه بود که متوجه شدم ایشان از بنده برای ازدواج موقت خواستگاری کرده اند نه ازدواج دائم .
بنابراین پس از تعیین 2000 تومان مهریه و 5 ساعت زمان بنده با ایشان اقدام به خواندن صیغه عقد کردیم و به یکدیگر حلال شدیم . بعد از همخوابگی اول بنده به ایشان گفتم که مایلم مدت زمان بیشتری به عنوان همسر موقت شما باقی بمانم که ایشان نیز پذیرفتند و یک هفته دیگر به زمان و 1000 تومان دیگر نیز به مهریه افزودیم . بعد از تمام شدن یک هفته این بار ایشان از من خواستند که مدت را تمدید کنیم . بنده نیز پذیرفتم و باز با تعیین یک سال زمان و 3000 تومان مهریه صیغه عقد را خواندیم . اما قبل از تمام شدن مدت ازدواج موقت ایشان قصد سفر کردند و برای اینکه مانعی برای ازدواج موقت بنده با پسر دیگری نباشد ادامه مدت را به من بخشیدند . و به مدت یک هفته از قم خارج شدند . پس از یک هفته ایشان با خانواده محترمشان به قم بازگشتند و برای خواستگاری به منزل ما تشریف آوردند و بنده را از خانواده ام خواستگاری کردند . و بنده با توجه به شناخت خوبی که از ایشان به دست آورده بودم پس از تحقیقات یک هفته ای برادرم به ایشان جواب مثبت دادم .
اکنون سه سال است که از ازدواج دائم ما می گذرد و صاحب یک دختر نیز هستیم . البته درست است که بنده دیگر ازدواج موقت نمی کنم اما شوهر محترم بنده سالی سه بار ازدواج موقت می نمایند که این عمل مستحب باعث وجود برکت در زندگی ما نیز شده است .
از پایگاه اینترنتی شما که این فرصت را در اختیار بنده گذاشت تا بتوانم خاطره خود را بازگویم نیز کمال تشکر را می نمایم .
خاطره از سیدمهدی (حاضری با هم ثواب کنیم؟ )
به نام الله
و درود بر رسول الله و به امید ظهور بقیه الله
من اولین بار به این طریق متعه کردم:
تو یک کتاب خوانده بودم که حداقل سه بار متعه کردن توی زندگی خیلی خیلی ثواب داره و زنده کردن سنت رسول الله است .
دختر خالم آدم مذهبی بود .روی اون حدیث سه بار متعه کردن با ماژیک خط کشیدم لای اون صفحه کتاب هم یک کاغذ گذاشتم تا جلب توجه کنه . کتاب را به او دادم تا بخونه . عنوان کتاب ازدواج موقت بود . اول عنوان کتاب را که دید یک کم اخم کرد و گفت باشه یک نگاهی بهش میندازم . هفته بعد که دیدمش بهش گفتم اون کتاب را که خواندی . گفت آره . گفتم حدیثی که روش ماژیک کشیده بودم ... صحبتم را قطع کرد و گفت آره اون هم خواندم .
گفتم حاضری با هم ثواب کنیم؟
گفت چی؟
فکر کردم خیلی قاطی کرده و عصبانی شده ولی بازم گفتم :
حاضری با هم ثواب کنیم؟
گفتش اگه باکره بمونم حاضرم به شرطی که موضوع پیش خودمون بمونه . فکر میکنم آدم قابل اعتمادی باشی .
منم گفتم قبوله . منم میخواهم موضوع مخفی باشه . چون جامعه دید خوبی نداره مجبوریم مخفیانه ثواب کنیم . در ثانی من نمیخوام با هم همخوابگی کنیم فقط خواندن صیغه بسه .
اون دیگه روش نشد از همخوابگی صحبت کنه و قبول گرد . خیلی خوشحال بودم . سه بار صیغه را خواندیم هر بار با مهریه خواندن یک دعای امام زمان و یک دقیقه مدت.
در عرض پنج دقیقه تونستم سه بار متعه کنم و سنت رسول الله را زنده کنم واقعا خوشحال بودم و هستم . البته بعد از اون سه بار باز هم متعه کردم البته با همخوابگی و باز با دختر خاله ام و هنوز هم کسی از انجام مستحبات مخفیانه ما چیزی نفهمیده است ولی الان احساس میکنم در روابط احساسی خیلی با هم نزدیک هستیم نمیدونم ولی شاید یک روزی سنت ازدواج دائم را هم با هم زنده کنیم.
(آخه كی پیامبر این حرفو زده؟
آخه كجای اسلام اینجوریه؟
بعد هی بگین (جمهوری اسلامی)ما می خواهیم اسلام را زنده نگه داریم!!!!!!!!!!
بسه دیگه تمومش كنین به خدا اسلامو به گند كشیدین
شما هیچ فكر كردین كه بعد از این دنیا یه دنیایه دیگه ای هم هست؟
شما اصلا وجدان دارین؟)
|
بد حجابی یا خوش تیپی؟! | |
|
زود بخونش وقتتو نگیره ! | |
آقای ص!
فکر و چشم شما مشکل داره نه دخترای مردم! توی کشورای غربی اینهمه ازدواجهای موفق وجود داره(موفقتر از کشور خودمون) ولی هیچکدوم از زنهاشون هم چادر ندارن!
من هم جای شما بودم به ازدواج های غربی ها موفق می گفتم تا به سمت کیف و حال قدمی برداشته باشم .
بالاخره می فهمین چی دارم می گم .
بقیه بحث 5 رو از دست ندن . خیلی مهمه !
حالم از دخترایی که نمی فهمن صیغه بزرگترین توهین به شعور و شخصیت یک دختره به هم می خوره!!
خاک بر سر این سپیده کنم که شوهرش سالی سه بار می ره صیغه می کنه و اون اینو برکت می دونه!!!
حالمو به هم زد....عوضی....!!
مرتیکه مواظب حرف زدنت باش
شما بسیجیا هر چی به این کاراتون بیشتر ادامه بدین گوره خودتون رو کندیدن
خوبه داری میبینی همه با تو مخالفن ولی بازم از رو نمیری
man kari be gozashte nadaram vali dar 2nyaye emroz sighe bejoz tawhin be afrad hich manie digei nadare shahvatrani dar zire lavaye tawjih orze darin jelawye khodetono begirin khak bar sareton konan bad bakhtaye zaeifo nafs
به نظر من خود صیغه نه مشکلی رو بر مشکلات اضافه می کنه و نه باری رو از دوش بر میداره و تقریبا بی تاثیره.
ضعف و ناراحتی ما از جای دیگر است. این انتظاری بزرگی هست اگر از همه یا حتی کسی بخواهیم انسان خوب و منزه و چشم پاک و............. باشند.
زن ایرانی امروز به نظر من قدرت این رو داره که انتخاب کنه. یعنی شرایط امروز این قدرت رو در اختیارش گذاشته . این در حالیه که در غرب این امکانات در طی سالها مبارزه بدست اومد. او میتونه با این قدرت جلوی چیزی که تا به حال باعث انحدادش یا ضعفش شده ایستادگی و برخورد کنه حالا اون هرچی که می خواد باشه.
امید وارم منظورم واضح باشه و باز .................... نشه.
تو جامعه ای که "دوشیزگی"، مهمترین و ارزشمندترین!!
شرط ازدواجه صیغه فقط مسبب مشکلات بیشتره!!...اول باید این فرهنگ غنیمون!!..تغییر کنه!!