userinfo close

  ,

خانومهای جامعه الزهرا


women_alzahra

تاسیس: 26 آبان 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: سادات موسوی - معاونان
شهید: خواهرم سیاهی چادر تو از سرخی خون من بالاتر است و ایمان تو همان حجاب تو است . اینجا همه ادامه »
شهید: خواهرم سیاهی چادر تو از سرخی خون من بالاتر است

و ایمان تو همان حجاب تو است .

اینجا همه میتونن نظارتشون رو بگن در مورد حجاب / عفاف /

جامعه اسلامی / آخر زمان / مهدویت / مشکلات جامعه /

حوزه / دانشگاه و ... فقط خواهشا با فونت فارسی تایپ کنید
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
17
94
90/11/7 (21:27)
6
49
91/3/1 (19:05)
11
279
88/5/30 (02:54)
6
201
90/5/4 (11:15)
11
114
90/4/2 (03:11)
2
41
91/3/1 (19:03)
5
50
90/10/24 (01:08)
25
79
90/6/30 (22:07)
2
8
89/4/24 (00:22)
1
25
89/3/24 (16:14)
3
18
89/3/24 (14:56)
3
25
89/3/24 (14:08)
2
27
89/3/24 (13:41)
3
63
86/2/26 (09:23)

عنوان بحث

دختران شهید شهید , dokhtarshahid

دل نوشته های شخصی قلم رنجه ها...

 

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/ghalamranje/logo.tif.jpg

 

بگو ...

 

روایت کن


 

از قلم


 

از زبان شب نوشته ها رو به سپیده های جاری صبح

 

 


دل نوشته ها

 

 اشعاری که دلت رو  ...

 

بابا بیخیال  عزیزم هرچه می خواهد دلت تنگت بگو ....

 

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دختران شهید شهید , dokhtarshahid
1

بسم رب الشهدا و الصدیقین

.......................................................

 

اتل متل سمانه  یه دختر شهیده

 

یه دختری که هیچ وقت بابا جونو ندیده

 

بابا وقتی شهید شد مامان حامله بوده

 

بعد که سمانه اومد دیگه جنگی ندیده

 

مامان زود ازدواج کرد بایه مرد غریبه

 

سمانه حالا اونو بابای خود می دونه

 

هیچکی بهش نگفته باباش یه مرد دیگه ست

 

باباش تو اسمونه تو یه دنیای دیگه ست

 

هیچکی بهش نگفته باباش چه مهربون بود

 

چه ابروی کمونی باباش چه خوش زبون بود

 

هیچکی بهش نگفته باباش یه قهرمون بود

 

تو دشتای شلمچه باباش یه دیده بون بود

 

سمانه قد کشیده بزرگ شده ماشالله

 

داره می ره دانشگاه دانشجو اون حالا

 

حراست دانشگاه عاصیه از دست اون

 

مدام باید بهش بگن موهات اومده بیرون

 

هفت قلم ارایشو یه مانتو کوچولو

 

شلوار برمودا و کفش های مثل پارو

 

تا حالا این دختر و بهشت زهرا نبردن

 

حتی جلوش اسمی از خون شهید نبردن

 

خانواده می گن که بزار یه کم خوش باشه

 

باش که رفته طفلی بزار که این خوش باشه

 

داره دلم می سوزه از بس که بی مرامیم

 

مگه شهید رفته که ما بخوریم بخوابیم؟

 

تو اون دنیا جواب باباش رو چی می دیم ما

 

یه اگه وقت بپرسه امانتم چی شد ها؟

 

حتی اگه سمانه باباش شهید نباشه

 

دختر شهر شهید باید اینجوری باشه؟

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.