| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
17
|
94
|
90/11/7 (21:27)
|
|
||
|
|
6
|
49
|
91/3/1 (19:05)
|
|
||
|
|
11
|
279
|
88/5/30 (02:54)
|
|
||
|
|
6
|
201
|
90/5/4 (11:15)
|
|
||
|
|
11
|
114
|
90/4/2 (03:11)
|
|
||
|
|
2
|
41
|
91/3/1 (19:03)
|
|
||
|
|
5
|
50
|
90/10/24 (01:08)
|
|
||
|
|
25
|
79
|
90/6/30 (22:07)
|
|
||
|
|
2
|
8
|
89/4/24 (00:22)
|
|
||
|
|
1
|
25
|
89/3/24 (16:14)
|
|
||
|
|
3
|
18
|
89/3/24 (14:56)
|
|
||
|
|
3
|
25
|
89/3/24 (14:08)
|
|
||
|
|
2
|
27
|
89/3/24 (13:41)
|
|
||
|
|
3
|
63
|
86/2/26 (09:23)
|
|
السلام علیك یا فاطمة الزهراء
در گردان فاطمة زهرا منتظر دلنوشته ها و مطالب شما هستیم
خواهران عزیز به گفته خود شهدا سیاهی چادر ما از سرخی خون شهیدان
بالاتر است و ایمان ما همان حجاب و عفت ما می باشد پس به مادر پهلو
شکسته اقتدا کنیم ...
(حجاب صدفی است که گوهر عفت مارا حفظ می کند )
بنویسیم از زنان پاک از زنان نامدار جهان اسلام و تشیع از مادران شهدا
از گردان فاطمیون کنیزان حضرت زهرا(س)
کلام آخر :
از دامن زن مرد به معراج رسید بر دامن پاک مادر شهیدان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا زهرا(س)
بسم رب الزینب(س) و الشهدا و الصدیقین
سیده طیبه زمانی موسوی گودینی : متولد ۱۹/۸/۱۳۳۴ تاریخ شهادت ۱۷/۱۰/۵۷
(دانشجوی کارشناسی شیمی مشهد)
این سیده بزرگوار درخانواده ای مذهبی و روحانی در روستای گودین از توابع کنگاور یکی از شهرستانهای استان
شهید پرور کرمانشاه چشم به جهان گشود از دوران کودکی علاقه شدیدی به قرآن داشت و انس عجیب به کلام
خدا و چون در آن روستا مدرسه دخترانه نبود به مکتب خانه های قدیم که توسط افراد مذهبی اداره میشدروی
آورد و قرآن را کامل فرا گرفت .سال ۱۳۵۳وارد دبیرستان شد و در سال ۱۳۵۶ دیپلم گرفت و از شاگردان ممتاز
و باهوش دبیرستان بود و باتوجه به علاقه شدید به ارزشهای اسلامی حجاب راکاملا رعایت می نمود. این شهیده
بزرگوار دز سال ۱۳۵۶ درکنکور سراسری شرکت نمود و در رشته شیمی دانشگاه مشهد قبول شد.او در تشکیل
انجمن های اسلامی و برنامه های مذهبی نقش موثری داشت.
شهیده سیده طیبه زمانی از دانشجویان پیرو خط امام و از فعالان انقلابی بود او در سال ۱۳۵۷ درطبس بادیگر
خواهران به مداوای زلزله زدگان شتافت.در تظاهرات ها و برنامه های انقلابی نقش عمده ای داشت در دی
ماه ۱۳۵۷ تعداد زیادی پوستر و عکس از شهدای دیگر شهرها را جمع آوری کرده بود که نمایشگاهی دایر کند
اما موفق نشد.
وبالاخره این شهیده بزرگوار این فرزند ایران اسلامی در ۱۷ دی ماه ۱۳۵۷ در تظاهرات در شهرکنگاور شرکت
نموده بود و در آن تظاهرات به دست دژخیمان شاه جلاد به فیض عظیم شهادت نائل شد و به آرزوی دیرینه
خود رسید.
سیده زهرا موسوی همیشه آرزوی دیدن امام خمینی(ره) این پیر فرزانه را داشت که به این آرزوی قلبی دنیایی
خود نرسید ولی به یقین الان مهمان سفره رحمت مادرش حضرت زهرا (س) و درکنار پیر و مرشد خود
حضرت روح الله(ره) هستش و انشالله که دعاگوی ماها ...
شادی روح پاک این فرزند پاک و صالح ایران این شهیده بزرگوار صلوات
|
زنان نمونه ی قبل از اسلام
|
|
سراسر ایثار و شهادت و از خودگذشتگی در راه خدای سبحان بوده است . اینک به تعدادی از آنها اشاره می شود :
این زن در زمان حضرت موسی ع به او ایمان آورد . از قضای روزگار او به حرمسرای فرعون - بعنوان آرایشگر دختر فرعون - رفت و آمد می کرد . روزی هنگام آرایش کردن موی دختر فرعون ، شانه از دستش افتاد . از آنجا که زبانش به ذکر خدای بزرگ عادت کرده بود ، ناگهان گفت : بنام خدا .دختر فرعون از او پرسید : منظورت از خدا ، پدرم فرعون است ؟ او گفت : خیر ، بلکه من کسی را ستایش می کنم که پدر تو را آفریده ، و او را از بین خواهد برد . دختر فرعون سریع جریان را به پدرش اطلاع داد و فرعون او را احضار کرد و به زن گفت : مگر به خدایی من اعتراف نداری ؟ گفت : هرگز خدای حقیقی را رها نمی کنم ، تا تو را بپرستم .
آتش کردند و آن تنور سرخ شد و به جلادان گفت همه ی بچه های این زن را به تنور بیندازید ؛ تمام بچه هایش را در مقابل چشمهایش سوزاندند . تنها یک بچه ی کوچک در آغوش زن مانده بود . طبیعی است که مادر و یا هر انسانی به بچه ی شیر خوارش بیش تر علاقه دارد . بچه ی کوچک را به زور از مادر گرفتند و جلاد گفت : اگر از آیین موسی بیزاری بجویی ، بچه ی تو را در آتش نمی افکنم . بچه ی شیر خوار قلبش را به تلاطم آورد و خواست در ظاهر سخنی بگوید . در این وقت بقدرت خدا ، بچه بزبان آمده ، بمادرش گفت : صبر کن ؛ تو بر حق هستی . مادر صبر کرد ؛ آن بچه را نیز در آتش افکندند و سوزاندند . سپس خودش را به آتش افکندند . این زن مؤمنه و شجاع ، تا زنده بود ، تسلیم زور نشد و در برابر این همه مصائب تلخ ایستادگی کرد . پیامبر اکرم ص می فرماین : در شب معراج در فضا ، در محلی بوی بسیار خوشی به مشامم رسید . از جبرئیل ع پرسیدم : این بوی خوش بی نظیر چیست ؟ جبرئیل پاسخ گفت : این بوی خوش از خاکستر جسد سوخته ی همسر جزبیل و فرزندان اوست که در زمین محاذی این فضا ریخته اند و این بوی خوش تا روز قیامت از این زمین استشمام می شود .
2 ) مادر ابراهیم خلیل الله ع :
شبیه جریان حضرت موسی ، برای مادر حضرت ابراهیم بنام « یونا - نونا » رخ داد . نمرود بوسیله ی کاهنان اطلاع پیدا کرد که کودکی متولد می شود و او را هلاک می کند و به نقل بعضی ، از هفتاد و هفت تا صد هزار کودک را کشت . مادر فداکار ابراهیم ع در این بحران سخت ، با مقاومت بی نظیری ، خود را دور از جاسوسان نمرود نگه داشت و هنگام زایمان به بهانه ی قاعدگی - که در آن زمان رسم بود زنان قاعده از شهر بیرون می رفتند - از شهر خارج شد ، کنار کوهی در بیابان غاری را پیدا کرد ، به درون غار رفت و در همان جا ابراهیم ع از او متولد شد . این مادر خستگی ناپذیر تا 13 سال دور از چشم جاسوسان ، گاهی در نیمه های شب و گاهی صبح زود ، خود را به غار می رساند و با فرزندش دیدار می کرد . امدادهای غیبی به کمک او می شتافت و خدا او را یاری می کرد . سر انجام پس از 13 سال ، ابراهیم ع با ترتیب خاصی وارد شهر شد و کم کم مبارزه با بت پرستان را شروع کرد و روز به روز بر اوج مبارزه اش می افزود .
رُحمه ، همسر حضرت ایّوب ع ، که از دختران حضرت شعیب بود ، با سخت ترین حوادث روزگار روبرو شد . فرزندانش زیر ساختمان ماندند و کشته شدند ، باغهایش سوخت ، همه ی اموال و دامهایش نابود شد و سر انجام بیماری سخت و طولانی ، حضرت ایّوب را فرا گرفت . از همه سخت تر ، بجای اینکه مردم او را عیادت و نوازش کنند ، سرزنش می کردند و می گفتند : لابد گناهکار بوده ای که خداوند تو را به این وضع گرفتار کرده است . از حضرت ایّوب دوری می کردند و او به ناچار از شهر خارج شد و در بیابان به زندگی رنج آور ادامه داد . بعداً خداوند دوباره فرزندان صالحی از همین زن به ایّوب داد.
حوادث بسیار سخت آزمایش می شود ؛ ثانیاً ، انسان مؤمن سعی می کند از این آزمایش الهی سر فراز بیرون بیاید ؛ ثالثاً ، همسر خوب ، کسی است که در مشکلات و حوادث تلخ روزگار ، همسر خود را تنها نگذارد ؛ اگر چه وظیفه ی مرد هم این است که حتی المقدور دنبال کسب و کار حلال برود و وسایل زندگی و رفاه خانواده ی خود را فراهم کند . زنان مؤمنه ی فراوانی قبل از اسلام بودند ، که تاریخ بوجود چنین بانوانی - مثل دختران شعیب ، مادر و خواهر حضرت موسی ع ، حضرت مریم ، آسیه ، هاجر ( مادر حضرت اسماعیل ع ) ، آمنه ( مادر پیامبر اکرم ص ) و نیز حلیمه ی سعدیه ( دایه ی پیامبر ص ) و ... افتخار می کند . |