نام کلوب :وساطت
نام انگلیسی : wesatat
تاسیس : 11 اسفند 1384
87 عضو ، 41 بحث ، 2 آلبوم ، 18 مقاله ، 1 لینک

وساطت

__
لیست بحث ها
عنوان بحث
معجزه پیامبران
4 بهمن 86 - 14:39
این بحث به صحبت در مورد معجزه پیامبران اختصاص داده شده است و چند پست اولیه آن از بحث درخواست کمک از غیرخدا به این بحث منتقل شده است.
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
10
6 اسفند 1386 ساعت 11:40

شما عبارات قرانی را که مععجزات را به خود پیامبران نسبت میدهد را چطور تاویل می کنید. عیسی می گوید من زنده می کنم .آیا نمی توانست بگوید خدا به دست من چنین می کند؟چرا اینجا از ظاهر عبارت صرف نظر می کنید ولی جای دیگر به ظاهر عبارت می چسبید و تاویل را باطل می دانید؟؟

مرحوم آیت الله برقعی در پرتوی ولایت خود سخن جالبی در این زمینه(انتساب معجزات به پیامبران یا خدا) دارد و در باره خلقت پرنده توسط حضرت عیسی می‌گوید:......

این مطلب جواب سوال بنده نیست ما نمی گوییم اذن خدا یعنی بی اراده بودن عیسی همچنین ما نمی گوییم که خدا نقشی در معجزات پیامبران نداشت بلکه سخن ما اینست که وقتی حضرت عیسی میگوید من زنده می کنم من شفا میدهم شما چطور این عبارت را توجیه و تاویل می کنید و مبنای تاویل شما چیست ؟

چرا خدا به صراحت نگفته من شفا می دهم من زنده میکنم ولی بدست عیسی بلکه گفته عیسی زنده می کند باذن من ؟

و در این صورت دیگر نشانه‌ای از طرف خدا نبود وارزشی نداشت.

چرا؟مگر لازم است که همه چیز را از دیگران سلب کنیم تا آنرا برای خدا اثبات و ارزشمند کنیم ؟ما براساس صریح آیه قران ادعا می کنیم که حضرت عیسی خودش قدرت چنین کاری را داشت اما این قدرت را خدا به او داده بود و با اذن او آنرا به کار می برد.

اگر حضرت عیسی خود می‌توانست اینكار را كند كه جادوگری بیش نبود و كار او معجزه نبود.

به چه دلیل؟؟چگونه این سخن خود را توجیه می کنید؟

  در این شكی نیست كه هر قدرتی را خدا می‌دهد و خدا در جایی نگفته است برای خود شریك می‌سازد.

شما چه دلیلی دارید که قدرت فوق طبیعی برای بندگان برگزیده خدا (پیامبران)و تاثیر اراده آنان در معجزات شریک خدا بودن است اصلا شراکت دراین امر به چه معنی است؟

 اگر اینكار كار حضرت عیسی بود و مربوط بود به توانایی‌هایی كه خدا به او داده بود خوب چرا فقط در زمان‌هایی خاص و آنهم با درخواست و دعا از درگاه باریتعالی انجام پذیر بود.

به خاطر اینکه پیامبران جز رضایت خدا هیچ چیزی را در نظر نداشتند و فقط در صورتی معجزه نشان می دادند که می دانستند که خدا راضی است و چون همیشه خود را محتاج خدا می دیدند توجهشان در هر حال به خدا بود.

  اگر محمد مصطفی می‌توانست در هر زمان كه اراده كند ماه را نصف كند چرا دیگر از او سر زند؟

به دلیل اینکه خدا فقط یک بار از او چنین کاری را می پسندید بنا نیست که آنها هم مثل ما هر وقت دلمان خواست از توانایی هایشان استفاده کنند.

 اگر پیراهن یوسف چشمان كور را شفا می‌داد چرا فقط یكبار كار كرد و تاریخ به یاد ندارد دیگر چشمی را شفا داده باشد؟

اصل شفا دادن بوسیله پیراهن در قران ثابت است چه یک بار چه برای همیشه.مگر برای نسبت دادن لازم است حتما این کار مکرر شود؟

 اگر ابراهیم خلیل‌الله آتش در او اثر نمی‌كرد چگونه خود را در زمستان‌های زندگی خود گرم می‌كرد؟

در جریان سرد شدن آتش بر ابراهیم آنحضرت هیچ نقشی نداشت به تصریح قران

 اگر پیامبر اسلام معجزه قرآنش كار او بود چرا ما آن را به خدا نسبت می‌دهیم و نمی‌گوییم كلام و كار محمد است؟

شما باید در باره قران  نقش پیامبر در آوردن کلام خدا را قبول داشته باشید یعنی بپذیرید که پیامبر به اختیار و اراده خود کلماتی که خدا بر قلب پیامبر نازل می کرد را برای مردم میخواند دراین صورت این فرض محال  هم قابل تصور است که اگر پیامبر این کلمات نازل شده را نمی خواند آیا معجزه ای رخ می داد ؟؟قطعا نه به خاطر اینکه معجزه وقتی معجزه است که دیگران آنرا ببینند و از آوردن مثل آن عاجز باشند

ادعای بی‌دلیل شما در بند قبلی بر باد رفت. لطفا فقط ادعا نكنید دلیل بیاورید.

کدام ادعای من ؟من فقط سوال کردم ولی شما بجای جواب دادن چند سوال پرسیده اید اگر مایلید که ادعاهایتان را ثابت کنید به سوالات من جواب دهید و برای ادعاهای خود دلایل قانع کننده بیاورید.

اینکه شما خارق عادت از پیامبران بعد از مرگ ندیده باشید دلیل نبودن آن نیست.ثانیا نبودن خارق عادت بعد از مرگ دلیل تلازم خرق عادت با وجود جسم هم نیست.

مشكل این است كه نه شما و نه دیگران نیز ندیده‌اند جز همان موارد نادری كه اتفاق افتاده است. پس دلیل چیست؟ امیدوارم فقط نذر جواب دادن نكرده‌ باشید.

حق با شماست ما هم ندیده ایم اما ما براساس دیدن یا ندیدنمان ادعا نمی کنیم بلکه بر اساس مدارکی و اسناد روایتی که شاید برای شما هیچ ارزشی نداشته باشد چنین عقایدی داریم

 

9
7 بهمن 1386 ساعت 18:24

شما عبارات قرانی را که مععجزات را به خود پیامبران نسبت میدهد را چطور تاویل می کنید. عیسی می گوید من زنده می کنم .آیا نمی توانست بگوید خدا به دست من چنین می کند؟چرا اینجا از ظاهر عبارت صرف نظر می کنید ولی جای دیگر به ظاهر عبارت می چسبید و تاویل را باطل می دانید؟؟

مرحوم آیت الله برقعی در پرتوی ولایت خود سخن جالبی در این زمینه دارد و در باره خلقت پرنده توسط حضرت عیسی می‌گوید:

امّا اینان می‌گویند امام ولایت تکوینی دارد و می‌تواند خلق کند و تربیت نماید، زیرا حضرت عیسی در قرآن «أخلق لکم» گفته؟ جواب این است که حضرت عیسیu گفته : «أخلق لکم من الطّین کهیئه الطّیر»، یعنی از گل مانند هیئت مرغ درست کردن غیر از ایجاد پرندة واقعی است، و دیگر اینکه ایجاد روح در مرغ حضرت عیسیu کار خدا بوده نه کار او و اذن خدا همان أمر تکوینی خدا است،محمّدr که خاتم النّبیّن و از همه افضل است طبق آیة قرآن نمی‌داند روح چیست، چه برسد به اینکه خلق کند و چنانکه در آیات قرآن آمده قدرت بر ایجاد معجزات را بکلّی از خود نفی نموده و همه را به خدا نسبت داده است. پس خدا که فرموده: «فتکون طیراً بإذنی یعنی بارادتی». مفسّرین نیز اذن را به معنی اراده گرفته‌اند. پس مرغ حقیقی شدن به ارادة خدا بود نه ارادة عیسیu ما سعی داریم شریکی برای خدا در خالقیّت نتراشیم ولی آقایان برای خدا شریک در خالقیّت آوردند و مردم را به شرک بکشانند و شرکت سهامی 14 بلکه 15 نفری ایجاد کنند.

و در این صورت دیگر نشانه‌ای از طرف خدا نبود وارزشی نداشت.

چرا؟مگر لازم است که همه چیز را از دیگران سلب کنیم تا آنرا برای خدا اثبات و ارزشمند کنیم ؟ما براساس صریح آیه قران ادعا می کنیم که حضرت عیسی خودش قدرت چنین کاری را داشت اما این قدرت را خدا به او داده بود و با اذن او آنرا به کار می برد.

اگر حضرت عیسی خود می‌توانست اینكار را كند كه جادوگری بیش نبود و كار او معجزه نبود. در این شكی نیست كه هر قدرتی را خدا می‌دهد و خدا در جایی نگفته است برای خود شریك می‌سازد. اگر اینكار كار حضرت عیسی بود و مربوط بود به توانایی‌هایی كه خدا به او داده بود خوب چرا فقط در زمان‌هایی خاص و آنهم با درخواست و دعا از درگاه باریتعالی انجام پذیر بود. اگر محمد مصطفی می‌توانست در هر زمان كه اراده كند ماه را نصف كند چرا دیگر از او سر زند؟ اگر پیراهن یوسف چشمان كور را شفا می‌داد چرا فقط یكبار كار كرد و تاریخ به یاد ندارد دیگر چشمی را شفا داده باشد؟ اگر ابراهیم خلیل‌الله آتش در او اثر نمی‌كرد چگونه خود را در زمستان‌های زندگی خود گرم می‌كرد؟ اگر پیامبر اسلام معجزه قرآنش كار او بود چرا ما آن را به خدا نسبت می‌دهیم و نمی‌گوییم كلام و كار محمد است؟

ادعای بی‌دلیل شما در بند قبلی بر باد رفت. لطفا فقط ادعا نكنید دلیل بیاورید.

اینکه شما خارق عادت از پیامبران بعد از مرگ ندیده باشید دلیل نبودن آن نیست.ثانیا نبودن خارق عادت بعد از مرگ دلیل تلازم خرق عادت با وجود جسم هم نیست.

مشكل این است كه نه شما و نه دیگران نیز ندیده‌اند جز همان موارد نادری كه اتفاق افتاده است. پس دلیل چیست؟ امیدوارم فقط نذر جواب دادن نكرده‌ باشید.


8
7 بهمن 1386 ساعت 18:22
نقل قول از : صادق مصلحی

شما عبارات قرانی را که مععجزات را به خود پیامبران نسبت میدهد را چطور تاویل می کنید. عیسی می گوید من زنده می کنم .آیا نمی توانست بگوید خدا به دست من چنین می کند؟چرا اینجا از ظاهر عبارت صرف نظر می کنید ولی جای دیگر به ظاهر عبارت می چسبید و تاویل را باطل می دانید؟؟

و در این صورت دیگر نشانه‌ای از طرف خدا نبود وارزشی نداشت.

چرا؟مگر لازم است که همه چیز را از دیگران سلب کنیم تا آنرا برای خدا اثبات و ارزشمند کنیم ؟ما براساس صریح آیه قران ادعا می کنیم که حضرت عیسی خودش قدرت چنین کاری را داشت اما این قدرت را خدا به او داده بود و با اذن او آنرا به کار می برد.

پس چرا هیچ معجزه‌ای بعد از مرگ پیامبران توسط روح آنها بوقوع نپیوسته است؟ چرا هیچ مرتاض هندی بعد از مرگ خود قادر نیست عمل خارق‌العاده‌ای انجام دهد؟

اینکه شما خارق عادت از پیامبران بعد از مرگ ندیده باشید دلیل نبودن آن نیست.ثانیا نبودن خارق عادت بعد از مرگ دلیل تلازم خرق عادت با وجود جسم هم نیست.

مرتاضان سیك هندی آنچه را شما قدرت روحی می‌پندارید دارا هستند، بنابراین فرقی بین صالح و غیرصالح نیست. تفاوت بین انسان صالح و غیرصالح در بروز كارهای خارق‌العاده نیست و نمی‌تواند بروز چنین اعمالی به ذات خود، مزیت و برتری برای آن افراد به شمارآید آنچه در آنها باعث برتری می‌شود عبودیت آنها نسبت به خداوند است.

به نظر من هم پیامبران و هم مرتاضان از قدرت روحی برخوردارند اما با این تفاوت که  پیامبران به عنایت خدا و با رضایت او از این قدرت برخوردارند برخلاف مرتاضان که خدا چنین قدرتی به ایشان داده اما بر اساس سنت خود(و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها) نه رضایت از ایشان طبیعتا بعداز مرگ که عالم طبیعت به سر آمده سنت خدا هم در مورد آنان پایان می یابد اما عنایتش به اولیاء خدا پایان نمی یابد


7
7 بهمن 1386 ساعت 18:19
نقل قول از : احمد مسعودی

به نظر من موضوع معجزات پیامبران با توجه به خرق عادت بودنشان ربطی به توانایی خود پیامبران نداشت و در این صورت دیگر نشانه‌ای از طرف خدا نبود وارزشی نداشت. نه توانایی از آن حضرت بود نه دلیلی وجود دارد كه این توانایی بعد از مرگ هم بدون حضور روح توانمند در جسم، تداوم داشته باشد. مرتاضان هندی هم قادر به انجام خیلی از كارهای عجیب هستند. ولی آیا پیامبران در معجزات و مرتاضان در اعمال شگفت خودشان نیازی به جسم نداشته‌اند؟ پس چرا هیچ معجزه‌ای بعد از مرگ پیامبران توسط روح آنها بوقوع نپیوسته است؟ چرا هیچ مرتاض هندی بعد از مرگ خود قادر نیست عمل خارق‌العاده‌ای انجام دهد؟


6
4 بهمن 1386 ساعت 14:46
نقل قول از : احمد مسعودی

3- در مورد معجزات پیامبران و انتساب آن به خدا و كار پیامبران دانستن آن به نظر می‌رسد با كلمات بازی می‌كنید (ضمن عرض پوزش) چون نمی‌توان آن را به اذن و قدرت خدا دانست و كار پیامبران دانست. قطعا فقط در زمان‌هایی معجزه رخ می‌داده كه خداوند اذن می‌داده و اعمال قدرت می‌نموده است پس به نظر می‌رسد پیامبران فقط واسطه نبوت باشند.


5
4 بهمن 1386 ساعت 14:45
نقل قول از : صادق مصلحی

2-به نظر می رسد انتساب معجزه به خدا و پیامبر به یک اختلاف لفظی بدل شده و هردو یک معنی را منظور خود قرار داده ایم از اینرو لازم است موحد منظور خود را از{{معجزه فقط وفقط کار خداست }}بیان کند  شما هم همینطور جناب مسعودی

3- قطعا معجزه کارخداست چون با اذن او و قدرت او انجام شده و بدین طریق به خدا منتسب می شود و کار انبیاست به خاطر اینکه به دستان ایشان انجام می شود و آنها معجزه را به خود منتسب می کرده اند ولی آنرا از خدا هم نفی نمی کرده اند و خود را در معجزات خود مستقل از خدا نمی دیده اند  مثل انتساب پیروزی به سربازان وهم به فرماندهان وحتی به  کل کشور که از نظر لفظی صحیح است بنده معجزه را کار پیامبران می دانم اما نه بس !!بلکه آنرا با اذن و قدرت خدا می دانم و می شود به خدا هم منتسب کرد ولی نمی شود از پیامبران هم سلب کرد

4-یک سوال در مورد قران :اگر پیامبر الفاظ قران را برای مردم نمی خواند معجزه ای وجود داشت ؟؟معجزه وقتی معجزه است که پیامبر آنرا به مردم نشان دهد و مردم از آوردن مثل آن عاجز باشند اینکه این کلمات خدایی از زبان یک انسان گفته شود معجزه است و این الفاظ تا زمانی که در کتاب مکنون باشند معجزه حساب نمی شوند !واضح است که بیان این کلمات از زبان حضرت معجزه ایشان است اما این حرف از عظمت قران که کلام خداست نمی کاهد در عین حال که بین این معجزه و سایر معجزات پیامبران فرق زیادی است  


4
4 بهمن 1386 ساعت 14:44
نقل قول از : احمد مسعودی

واسطه بودن خدا برای معجزات پیامبران را نمی‌دانم چگونه از مطالب من تشخیص دادید. توجه بفرمایید:"اعمال روحانی آنها با توجه به ارتباط آنها با وحی بوده و قطعا توسط خداوند صورت می‌پذیرفته و هر كسی قادر به انجام چنان اعمالی نبوده و پیامبران نیز فقط در زمانی قادر بودند كه خواست خدا بود. هر عملی را نیز به اذن خدا و با دعا به درگاه او انجام می‌دادند."

2-      آنچه شما در مورد مطالب جناب موحد و كار خدا دانستن معجزه گفته‌اید دلیلی برای نقض موضوع "كار خدابودن معجزه" محسوب نمی‌شود. بد نیست برای اثبات بهتر و محكم‌تر، آیات مربوط به معجزات حضرت عیسی را تحلیل بفرمایید.

3-      با توجه به توضیحات حضرتعالی این برداشت حاصل می‌شود كه شما معجزه را كار خود پیامبران می‌دانید و بس. بنابراین قرآن كه معجزه پیامبر اسلام است را مربوط به ایشان می‌دانید. لطفا توضیح كامل‌تر بفرمایید. نگران طولانی شدن مطلب نیز نباشید.

4-      فرموده‌آید : آوردن قران کار پیامبر است اما عبارات آن از سوی خداست همانطور که معجزات انبیا کار خودشان ولی با اجازه خداست

با این حساب خود كلام خدا معجزه محسوب نمی‌شود بلكه بیان آن از دهان مبارك حضرت محمد معجزه است. درست است؟


3
4 بهمن 1386 ساعت 14:42
نقل قول از : صادق مصلحی

مسعودی: اعمال روحانی آنها با توجه به ارتباط آنها با وحی بوده و قطعا توسط خداوند صورت می‌پذیرفته

اگر امکان دارد منظور خود را از واسطه بودن خدا برای معجزات پیامبران بیان فرمایید آیا پیامبران هیچ قدرتی بر خرق عادت نداشتند و همه معجزاتشان کار خدا بود ؟یا خدا با قدرتی که به ایشان عنایت کرده بود چنین کارهایی می کرد ؟

 موحد :معجزه كار انبیاست در حالی كه معجزه فقط به فقط كار خداست...وخداوند از طریق انبیا معجزات خود را به مردم نشان می دهد تا آنان قبول كنند كه پیامبران فرستادگان خدا هستند...همانطور كه قرآن یك معجزه است آیا می توان گفت كه قرآن كار محمد است؟!...

آیا شما برای ظاهر قران ارزشی قائلید یا خیر ؟وقتی ظاهر قران میگوید عیسی گفت من زنده می کنم من شفا می دهم من خلق می کنم چرا میگویید کار عیسی نیست و کار خداست ؟عیسی دروغ گفته یا خدا مجاز گویی کرده ؟ خدا نمی توانست بگوید من بوسیله عیسی مرده زنده کردم

آوردن قران کار پیامبر است اما عبارات آن از سوی خداست همانطور که معجزات انبیا کار خودشان ولی با اجازه خداست .


2
4 بهمن 1386 ساعت 14:41
نقل قول از : احمد مسعودی

3-      در مورد قدرت روحانی پیامبران و مطالبی كه در این زمینه بیان كرده‌اید به نظر می‌رسد تفاوت بین فرد زنده و مرده را از میان برداشته‌اید. چون موضوع حیات روحانی فقط مختص پیامبران نیست بلكه این موضوع در خصوص همه انسان‌ها صادق است و روح آنها نمرده پس از خروج از كالبد جسم در عالم برزخ قرار می‌گیرد.

4-      انجام اعمالی خاص كه به نوعی رابطه‌ آنها با جسم قابل تعریف نباشد تنها از پیامبران و اولیا‌الله سر نمی‌زند، تقریبا هر كس كه در وادی علوم روحانی پای گذارد و تمرین‌هایی خاص را انجام دهد در صورت وجود استعداد می‌تواند منشا بروز اعمالی باشد كه نتوان آن را به قدرت جسمی او ارتباط داد و این موضوع را نمی‌توانید انكار كنید كافی است كتب روانشناسی موجود در این زمینه را مطالعه كنید ولی همه این موارد فقط در زمانی اتفاق می‌افتد كه فرد حی باشد یعنی زندگی داشته باشد. اعمال انجام شده توسط پیامبران حتی نیاز به این تمارین ریاضتی نیز ندارد چون اعمال روحانی آنها با توجه به ارتباط آنها با وحی بوده و قطعا توسط خداوند صورت می‌پذیرفته و هر كسی قادر به انجام چنان اعمالی نبوده و پیامبران نیز فقط در زمانی قادر بودند كه خواست خدا بود. هر عملی را نیز به اذن خدا و با دعا به درگاه او انجام می‌دادند.

5-      به نظر بنده جناب موحد در پست 23 بحث "شرك چیست و مشرك كیست" به خوبی به این موضوع پاسخ داده‌اند :... معجزه كار انبیاست در حالی كه معجزه فقط به فقط كار خداست...وخداوند از طریق انبیا معجزات خود را به مردم نشان می دهد تا آنان قبول كنند كه پیامبران فرستادگان خدا هستند...همانطور كه قرآن یك معجزه است آیا می توان گفت كه قرآن كار محمد است؟!...

6-      بنابراین اعمال روحانی پیامبران و دیگر انسان‌ها فقط مربوط به زمان حضور روح آنها در جسم‌شان است مخصوصا معجزات پیامبران كه علاوه بر اینها، امر و اراده خدا را نیز نیاز دارد.


1
4 بهمن 1386 ساعت 14:40
نقل قول از : صادق مصلحی

 درمورد توانایی های ماوراء طبیعی انبیا در زمان حیات خود مثل شفای بیماران و حتی احیاء اموات چه نظری دارید؟ آیا قبول دارید که پیامبران  چنین توانایی هایی داشته اند یا نه ؟اگر داشته اند  آیا این توانایی جسمشان بوده یا روح آنها ؟قطعا مربوط به جسم ایشان نیست حال با توجه به حیات روحانی پیامبران آیا این قدرت را از دست داده اند یا نه ؟

کار عیسی در زمان حیاتش  که مرده زنده می کرد یا پرنده خلق می کرد و از اخبار پنهانی مردم خبر می داد وابسته به  جسمش نبود بلکه قدرتی خدایی بود که به وی عنایت شده بود  و دلیلی ندارد روح او نتواند بعد از جدا شدن از جسم چنین کاری انجام دهد چه دلیلی دارید خدا این قدرت را فقط برای حیاتش قرار داده باشد  ؟


__