| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
0
|
87/6/5 (15:23)
|
|
||
|
|
1
|
2
|
87/5/28 (08:32)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
87/5/22 (23:09)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/5/14 (14:41)
|
|
||
|
|
10
|
30
|
86/11/27 (07:08)
|
|
||
|
|
1
|
3
|
86/10/5 (10:34)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
86/6/21 (21:00)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
86/1/30 (18:59)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
85/11/29 (17:56)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
85/11/29 (17:55)
|
|
عنوان بحثرازهای قرآن كریم 8 فروردین 86 - 21:52 | |
رازهای قرآن كریم
| |
پاسخ ها10 27 بهمن 1386 ساعت 07:08 | |
سرنوشت ستمپیشگان- قسمت نهم سیدالشهدا ارواحنا فداه هنگامی که به منطقه کربلا رسیدند رو به زهیر بن قین نموده و فرمودند:
منبع: وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت Mahdi313.blogfa.com اللهم عجل لولیک الفرج
|
9 24 بهمن 1386 ساعت 07:47 | |
سرنوشت ستمپیشگان- قست هفتم نقل شده حصین بیدرنگ دچار چنان عطشی شد که از شدت تشنگی چشمانش نمیدید. تشنگی او هیچگاه پایان نیافت. هر چه آب و شیر مینوشید باز فریاد میزد :«به من آب بدهید. از تشنگی مردم.» او آنقدر نوشید تا شکمش همانند شکم گاو ترکید.
· 32- حصین وی از جمله قاتلان سیدالشهدا ارواحنا فداه بود که در نبرد میان سپاهیان ابراهیم بن اشتر و ابن زیاد دستگیر شد. مختار پس از شکر بر دستگیری او دستور داد آنقدر گوشتهای تنش را ببرند تا بمیرد (حکایه المختارفی اخذ الثار، ص55). · 33- حصین بن تمیم عصر عاشورا پس از مدت طولانی نبرد و ننوشیدن آب در آن هوای گرم، تشنگی بسیار به سیدالشهدا ارواحنا فداه فشار آورد. ایشان تلاش نمودند تا به فرات دست یابند که یزیدیان مانع شدند. در این میان حصین بن تمیم تیری را به گلوی ایشان زد. · 34- حصین بن مالک در آخرین اوقات عاشورا مردى كه كنیه او ابو الحتوف جعفى بود تیرى به طرف سیدالشهدا ارواحنا فداه انداخت و آن تیر به پیشانى نورانى امام علیه السلام فرو رفت. وقتى امام آن را بیرون آورد خونها بر پیشانى و محاسن مباركش جارى شد. سپس آن بزرگوار فرمود: · 35- حصین بن نمیر او از بزرگان سپاه ابن زیاد بود و آخرین جنایت او این بود که در لحظات پایانی عمر سید الشهدا هرکس جنایتی روا میداشت او تیری را به دهان مبارک سیدالشهدا ارواحنا فداه زد (المناقب، ج4، ص111). او سر مبارک آن حضرت را برای خود شیرینی نزد ابن زیاد به گردن اسبش آویخته بود (تذکره الخواص، ص253). · 36- حفص بن عمر بن سعد وی بنا بر برخی نقلها در کربلا حضور داشته است (بحارالانوار،ج44،ص388) هرچند خود منکر این حضور بوده است با این حال به اینکه پدرش عمر سعد رهبر سپاهیان ابن زیاد بوده افتخار میکرده است (مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2،ص221). منبع: وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت Mahdi313.blogfa.com اللهم عجل لولیک الفرج
|
8 18 بهمن 1386 ساعت 08:06 | |
سرنوشت ستمپیشگان- پنجم دو كودك روزه میگرفتند و شب دو قرص نان جو و یك كوزه آب براى آنها مىآوردند تا یك سالى گذشت و یكى از آنها به دیگرى گفت: «اى برادر مدتى است ما در زندانیم عمر ما تباه مىشود و از تن ما میكاهد. این شیخ زندانبان كه آمد مقام و نسب خود را به او بگوییم شاید به ما ارفاقى كند. شب که شیخ همان نان و آب را آورد برادر كوچكتر گفت: «اى شیخ تو محمد صلی الله علیه و آله را میشناسى؟
منبع: وبلاگ ترویج فرهنگ غنی مهدویت Mahdi313.blogfa.com اللهم عجل لولیک الفرج
|
7 17 بهمن 1386 ساعت 11:34 | |
سرنوشت ستمپیشگان- قست چهارم من رفتم و مشغول اعمال حج شدم. در طول مدتى كه مشغول طواف كعبه بودم ناگاه با مردى مواجه شدم كه دستهایش قطع شده و صورتش نظیر شب تار بود. وى به پردههاى كعبه آویزان شده بود و میگفت:«اى خدایى كه پروردگار كعبهاى، مرا بیامرز؛ گرچه میدانم مرا نمىآمرزى حتی اگر ساكنان آسمانها و زمین تو و آنچه را كه آفریدهاى براى من شفاعت نمایند؛ زیرا جرم من خیلى بزرگ است».
· 22-تمیم بن حصین در روز عاشورا پس از کشته شدن ابن ابی جویریه از لشكر عمر بن سعد مردى دیگر به نام تمیم بن حصین فزارى بیرون آمد و گفت: اى حسین و اى یاران حسین! آیا این آب فرات را مىبینید كه همچون شكم ماهیان مىدرخشد؟ به خدا سوگند قطره اى از آن نخواهید چشید تا لب تشنه مرگ را بچشید. امام حسین پرسید: این كیست؟ گفتند: تمیم بن حصین است. · 23-جابر بن یزید/ زید ازدی بنابر برخی نقلها وی در حمله آخرین به پیکر مطهر سیدالشهدا ارواحنا فداه عمامه حضرت را برداشت. او به جنون و جذام مبتلا گردید و در پایان کار به دست مختار سوخته شد؛ البته همان طور که دیدیم بنا بر نقل دیگر اخنس بن مرثد این جنایت را انجام داد و به چنان سرنوشتی مبتلا شد(مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص37؛ مثیر الاحزان، ص 76؛ لهوف،ص 178؛ المناقب، ج4، ص57و 111) · 24- جبیره کلبی روز عاشورا پس از آنکه سیدالشهدا ارواحنا فداه از هدایت دشمنان خویش به کلی ناامید شدند به یاران فرمودند که برخیزید و اطراف سپاه و خیام گودالی خندق مانند بکنید و در آن آتشی به پا کنید تا حمله از یک ناحیه انجام شود و اهل حرم در امان بمانند. کار اصحاب که تمام شد یکی از سپاهیان ابن زیاد فریاد زد که یا حسین قبل از آتش آخرت برای آتش دنیا عجله کردهای؟ · 25- جریر بن مسعود حضرمی در حمله آخرین به پیکر مطهر سیدالشهدا ارواحنا فداه رحیل بن خیثمه جعفی، هانی بن شبیب بن حضرمی و جریر بن مسعود حضرمی کمان و حلههای حضرت را به یغما بردند و مختار همگی آنان را پس از دستگیری در آتش سوزاند (المناقب،ج4،ص111). · 26- جعوبه/ جعونه بن حویه حضرمی در حمله فوق لباس آن حضرت را جعوبه بن حویه دزدید. او تا لباس را به تن کرد چهرهاش دگرگون شد، موهایش ریخت و پیسی گرفت(المناقب،ج4،ص57؛ مقتل الحسین علیه السلام خوارزمی، ج2، ص 37). مختار او را نیز پس از دستگیری سوزاند (المناقب، ج4، ص111). · 27-جمّال (ساربان و شتربان) سعید بن مسیب نقل میكند سیدالشهدا ارواحنا فداه شهید شد و مردم در سال آینده براى اعمال حج رفتند. من به حضور حضرت على بن الحسین علیهما السلام مشرف شدم و به آن بزرگوار عرضه داشتم: «اى مولاى من! موسم حج نزدیك شده. شما چه دستورى به من میدهید؟»
|









