userinfo close

  ,

وبلاگ نویسان تهرانی


weblag

تاسیس: 12 خرداد 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: فریبا رامش - معاونان
یه وبلاگ خوب باید چه مشخصه هایی داشته باشه هر كی میخاد بدونه بی زحمت به قسمت مقالات و یا مباحث مراجعه كنه اینجوریه دیگه
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
1
90/2/8 (18:51)
1
5
89/3/31 (21:03)
6
28
89/3/31 (21:02)
18
58
89/3/29 (19:04)
42
90
89/3/29 (19:00)
1
6
89/3/29 (18:54)
0
0
89/3/15 (13:34)
0
0
88/1/6 (08:55)
1
3
87/12/9 (16:47)
0
7
87/7/6 (07:49)
0
2
87/6/27 (17:38)
2
10
87/5/11 (19:50)
0
5
86/10/8 (19:40)
0
6
86/6/4 (15:39)
1
5
86/2/17 (23:15)
2
9
86/2/15 (17:16)
1
3
86/2/5 (16:06)
2
8
86/1/29 (22:42)
2
8
86/1/21 (22:29)
14
51
86/1/16 (19:01)

عنوان بحث

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 19:30 1386/01/10

شعرهای عشقولانه:

روش هایی برای خوشحال تر زیستن
 
خـوشحالی یك وضعیت خاص ذهـنـی اسـت. هـر فـردی در زنـدگی خـود روزهـایی را تجربه نموده كه برایش خوشایند نبوده است. اما ناخرسندی مزمن میتواند سلامتی، شغل و روابط شما را تحت تاثیر قرار دهد. بجز هـرگونه مشكـلات پزشكی یا افسردگی های بلندمـدت كه نیازمند تجویزهای طبی و مساعدت حرفه ای می باشند، میتوانـیـد مـیزان  خوشحالی خود را كنترل نمایید.
 
بـه خـوشـحال بـودن فـكر كـنـیــد تا احساس و ظاهر بهتری بدست آورید. دراین قسمت نكته های وجود دارند كه شمارا در این كار یاری می نمایند:
 
 
خوش بین باشید
بـه زنـدگی با دیـدی مثـبـت نگـاه كـنـید تـا خـود را بـه دلیل احساس انرژی و خوشحالی بسیار زیادی كـه نصیبتان خواهـد شد، متعجب سازید. بـه یاد داشته باشید كه افراد شاد و مثبت بیشتر می توانند دیگران را مجذوب خود كنند.
 
 
دید وسیعی داشته باشید
اجازه ندهید مسائل كوچك شما را آشفته نمایـد. بـرای رسیـدن بـه هـدف خـود پـایدار و مـقاوم باشید، خـواه آن هـدف ریاست، پرداخت رهن و یا یك ازدواج طولانی مدت باشد. در ایـن راه بـا موانـعی مواجه خواهید شد؛ به سرانجام و پـاداش تلاشـتان فكر كـرده و از ناخرسندی بخاطر مسائل كم اهمیت دوری نمایید.
 
 
سپاسگزار باشید
از دیگران قدردانی كنید. از همكار خود بخاطر كمكش بشما تشكر كرده و بدلیل موفقیت در انـجـام كـارش بـه او تـبریك بـگویید. بـه خدمتكاری كه صبحانه شما را برایتان می آورد كـلمـه ای محـبت آمیـز بیان كنید. به شخص درمانده ای كـه در خـیـابان از مـقـابـلـش رد میشوید، چند سكه كمك نموده و از اینكه زندگی مسرت بخشی دارید شكرگزار باشید.
 
 
از زندگی لذت ببرید
به كارهایی مبادرت نمایید كه از انجام دادن آنها لذت میبرید: اتومبیلتان را بـشوییـد، بـه برخی تعمیرات جزئی در منزل بپردازید، تلویزیون تماشا كنـیـد، خرید بروید. برای خود یك اولویت قائل شده و آنچه را كه دوست دارید انجام دهید.
 
 
از جسم خود مراقبت نمایید
خوب بخورید و ورزش كنید. به باشگاه رفته و كمی بدوید یـا در یـك بازی ورزشی شركت كنید. هـمراهی نمودن یـك تـیم به عنـوان یـك عضـو و بیرون رفتن با هم تیمی ها بعد از بازی، برای جسم و فكر شما مفید خواهد بود.
 
 
برنامه های خود را تغییر دهید
برنامه های روزانه خود را عوض نموده تا انرژی جـدیدی پیدا كنید. مرز مشخصی بین كار و تـفریح ایـجاد نـمایید. بـرای فـعالیتهای ســرگرم كننده و یا تفكر در محیطی آرام از خانه خارج شوید.
 
 
با مردم در تماس باشید
آیا بخاطر می آورید زمانـی كـه یك دوست قدیمی بطور غیر منتظره با شما تماس گرفت چه احساسی داشتید؟ برای یكی از آشنایان ایمیلی ارسال نمـوده یا با افراد فامیل و یا دوستان قدیمی خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شوید.
 
 
خلاق باشید
روزنه ای برای انرژی خلاق خود بیابید. این ممكن است شـامـل كـاردسـتـی، باز سازی، نقاشی، ترسیم كاریكاتور، نویسندگی و یا حتی باغداری باشد. مهم نیست كه چــقدر مشغله داشته باشید و یا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بی حالی می كـنـیـد، اگـر زمـانی را برای انـجـام فـعـالیت های خلاق اختصاص دهید، احساسی شادتر و سالم تر خواهید نمود.
 
 
برای خود همدمی پیدا كنید
تقسیم نمـودن تجربیات با كسی كه به او عشق می ورزید، خوشحالی شما را افزایش خـواهـد داد. عـشـق مـطلق باعث بوجود آمدن احـسـاس امنیت، رضایت و شادمانی در شما می گردد. روابط جنسی مشروع نیز میتواند بـرای ذهـن و جسم شما اثرات بسیار مفیدی داشته باشد.
 
 
با كسی صحبت نمایید
یكی از دوستان خود را برای هم صحبتی و بیان احساسات و عقاید خود انتـخـاب كـنید. او در مـورد شما قضاوت ننموده و مشكلات شما را حل نخـواهد كرد. وی بـه حـرفهایـتـان گوش می دهد چرا كه می داند شما نیز همین كار را برایش انجام خواهید داد.
 
 
تخیل كنید
آرزوها و بلند پـروازی های خود را یادداشت نموده و به تدریج آنها را واقعیت بخشید آنگاه همیشه چـیزهایی بـرای انــتظار كشیدن، و جایی برای متمركز كردن انرژی خود خواهید داشت.
 
 
بخشنده باشید
شاید زمان آن فرا رسیده باشد كه كسـی ( یـا خودتان ) را بخاطر چیزی كه اتفاق افتاده و یا گفتـه شـده مـورد بـخشایـش قـرار دهــید. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پـذیرفته و فراموش كنید. بدانید كه نمیـتوانید زمان را بـه عـقب برگردانید. شادمانی خود را با از یاد بردن نومیدی ها و شكستهای گذشته دوباره بدست آورید.
 
نگران نباشید، خوشحال باشید
در دنـیای واقعی نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم تا برای ما شادمانـی ایـجـاد كنند. خوشحالی حالتی از ذهن است كه كاملا میتواند تحت كنترل شما باشد.
 
محیط پیرامون خود را به گونه ای مهیا سازید كه فرصتـهایـی بـرای شناختن و لذت بردن از جنبه های مثبت و خوشایند زندگی را فراهم آورد. برای شاد بودن تلاش كنید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
دنیا احمدی , ddonya
دنیا احمدی - 19:04 1389/03/29
18
کاترین میخام باها حرف بزنم
فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 00:10 1386/01/25
17
یه روز وقتی به گل نیلوفر نگاه می کردم ترس تموم وجودمو برداشت که شاید منم یه روزمثل گل نیلوفر تنها بشم. سریع از کنار مرداب دور شدم. حالا وقتی که میبینم خودم مرداب شدم دنبال یه گل نیلوفر می گردم که از تنهایی نمیرم و حالا می فهمم گل نیلوفر مغرور نیست اون خودشو وقف مرداب کرده
فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 23:57 1386/01/24
16
در انتهای حیات ما به این سنجیده نخواهیم شد که:
چند مدرک دانشگاهی گرفته ایم
چه مقدار از مادیات دنیا برای خود اندوخته ایم
چه کارهای بزرگی انجام داده ایم
سنجش ما بر این اساس خواهد بود که:
من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی
من عریان بودم و تو مرا پوشاندی
من بی خانمان بودم و تو مرا اسکان دادی
تشنه ولی نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت
عریان نه فقط از برای لباس بلکه عریان از عزت و احترام
بی خانمان ولی نه در طلب خانه ای از خشت بلکه به سبب خروج از عوالم انسانی
بنابراین جسورانه عشق بورز احترام کن وبپذیر

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 19:16 1386/01/22
15
ایینه دلم ز چه زنگار غم گرفت
تار امیدها همه پود الم گرفت
گفتم مرا نیاز به نازش نمانده است
فرصت طلب رسید و سخن مغتنم گرفت
او را که با سخن به دلش ره نبرده ام
از ره رسیده ای به سپاه درم گرفت
اشک از غرور گرچه ز چشمان من نریخت
هنگام رفتنش نگهم رنگ نم گرفت
یک عمر گشتم از پی آن عمر جاودان
گشت زمانه عمر مرا دم به دم گرفت
نازم بدان نگاه که او با اشاره ای
نام مرا ز دفتر هستی قلم گرفت
من با که گویم اینغم بسیار کو مرا
در خیل کشتگان رخش دست کم گرفت
برگرد ای امید ز کف رفته تا به کی
هر شب فغان کنم که خدایا دلم گرفت
در سینه ام نهال غمش نشاند عشق
باری گرفت شاخ غم و خوب هم گرفت
تا بگذرد ز کوه غم عشق او حمید
دستی شکسته داشت به پای قلم گرفت

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 22:02 1386/01/21
14
 

زندگی خالی است ان را پر کن
زندگی یک مشکل است با ان روبرو شو
زندگی یک معادله است موازنه کن
زندگی یک معما است ان را حل کن
زندگی یک تجربه است ان را مرور کن
زندگی یک مبارزه است قبول کن
زندگی یک کشتی است با ان دریا نوردی کن
زندگی یک سوال است ان را جواب بده
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو
زندگی یک هدیه است ان را دریافت کن
زندگی دعا است ان را مرتب بخوان
زندگی درد است ان را تحمل کن
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 17:50 1386/01/21
13
خدایا:

خدایا آنکه در تنهاترین تنهایی هایم تنهای تنهایم گذاشت تو در تنهاترین تنهایی هایش تنهایش نگذار.

خدایا سرنوشت من را خیر بنویس تا هرچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

خدایا به من ذره ای از رحمت بیکرانت را ببخش تا بتوانم آنان که محبتم را تقدیمشان کردم و تحقیر شدم آنان که دوستشان داشتم و دشمنم داشتند و آنان که در حقم ظلم کرده اند را ببخشم .

خدایا به من قلبی ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفریده توست .

خدایا آرامشی عطا بفرما که بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم .

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 17:22 1386/01/21
12
 

در شب تاریک و بی ستاره

 

             خسته از غم های روزگار

 

                               کنار تخته سنگی نشسته بودم

 

سواری بر اسب خوشبختی می تاخت

 

از سوار پرسیدم:

 

    ای سوار از چه است که من هرگز خوشبخت نمی شوم

 

سوار گفت:ای دوست حقیقتی را بگذار برایت باز گو کنم

 

دراین دنیاهرگز به کسی دل نبندچون دنیاآنقدرکوچک است

 

که دو دل در کنار هم جایی نخواهند داشت

 

و اگر به کسی دل بستی هرگز از او جدا نشو ....

چون دنیاآنقدر بزرگ است که دیگر او را نخواهی دید

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 22:37 1386/01/18
11

خوش گمانی، مایه آرامش دل و سلامت ایمان است.

حضرت علی (ع)

 

بنده ای طعم ایمان را نمی چشد، مگر اینكه دروغ چه شوخی و چه جدی‌اش را ترك كند.

حضرت علی (ع)

 

سه چیز سوزاننده و كشنده است: فقر پس از دولتمندی، خواری پس از عزت و از دست دادن دوست.

حضرت علی (ع)

 

گواراترین زندگی را كسی دارد كه به آنچه خداوند نصیب او كرده خرسند باشد.

حضرت علی (ع)

 

بخیل خزانه دار وارثان خود است.

حضرت علی (ع)

 

زیاده‌روی در سرزنش، آتش لجاجت را شعله‌ور می كند.

حضرت علی (ع)

 

هركه آبرو ریزد، جمع‌آوری و جبران آن دشوار است.

امام صادق (ع)

 

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 01:19 1386/01/18
10

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
ناز بنیاد مکن تا نکَنی بنیادم

 
 
 

می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم

 
 
 

زلف را حلقه مکن تا نکُنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم

 
 
 

یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم

 
 
 

رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گُلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم

 
 
 

شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم

 
 
 

شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم

 
 
 

رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم

 
 
 

حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 22:18 1386/01/16
9
 اگه حتی بین ما             فاصله یک نفسه          نفس منو بگیر
     برای یکی شدن             اگه مرگ من بسه         نفس منو بگیر
فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 22:04 1386/01/14
8
 

دلیل بودن تو

 

هر کسی دوتاست .
و خدا یکی بود
.
و یکی چگونه می توانست باشد ؟

هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند ، هست .
و خدا کسی که احساسش کند ، نداشت
.
عظمت ها همواره در جستجوی چشمی است که آنرا ببیند
.
خوبی ها همواره نگران که آنرا بفهمد
.
و زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد
.
و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد
.
و غرور در جستجوی غروری است که آنرا بشکند
.
و خدا عظیم بود و خوب و زیبا و پراقتدار و مغرور
.
اما کسی نداشت
...
و خدا آفریدگار بود
.
و چگونه می توانست نیافریند
.
زمین را گسترد و آسمانها را برکشید
...
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود
.
 

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟
و خدا بود و با او عدم بود .
و عدم گوش نداشت
.
حرف هایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم
.
و حرفهایی است برای نگفتن
...
حرف های خوب و بزرگ و ماورائی همین هایند
.
 

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 17:30 1386/01/14
7
دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی
دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی
دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی
دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی
دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی
دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی
دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی
فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 02:05 1386/01/13
6

ایینه دلم ز چه زنگار غم گرفت
 تار امیدها همه پود الم گرفت
 گفتم مرا نیاز به نازش نمانده است
فرصت طلب رسید و سخن مغتنم گرفت
او را که با سخن به دلش ره نبرده ام
از ره رسیده ای به سپاه درم گرفت
اشک از غرور گرچه ز چشمان من نریخت
هنگام رفتنش نگهم رنگ نم گرفت
یک عمر گشتم از پی آن عمر جاودان
 گشت زمانه عمر مرا دم به دم گرفت
 نازم بدان نگاه که او با اشاره ای
نام مرا ز دفتر هستی قلم گرفت
من با که گویم اینغم بسیار کو مرا
در خیل کشتگان رخش دست کم گرفت
برگرد ای امید ز کف رفته تا به کی
 هر شب فغان کنم که خدایا دلم گرفت
 در سینه ام نهال غمش نشاند عشق
باری گرفت شاخ غم و خوب هم گرفت
تا بگذرد ز کوه غم عشق او حمید
دستی شکسته داشت به پای قلم گرفت

 

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 00:57 1386/01/12
5
درویش

تو حجم عمده ای از فكرهای سرد منی

تو وعده ی همه ی شعر های زرد منی

حضوردر دل ِ این صحنه مرد می خواهد

تویك زنی ولی آری ... تویی كه مرد منی !

وشاعرانه به رنج خودت كه مشغولی

خبر نداری انگار... درنبرد منی

تو حجم اندك این سینه را فراخ ترین

گلوی نور نمودی كه شب نورد منی

اگر همیشه تو را شعر می كنم بگذار

ادامه داشته باشم كه شعر درد منی

كجاست بیت نگاهی كه منقلب بشوم ؟

بیا بیا كه تو درویش ِ دوره گرد منی

فریبا رامش , catdog
فریبا رامش - 17:50 1386/01/11
4
ببار
آتش نشسته بر در و دیوار خانه‌ها
باران ببار بر تب تند جوانه‌ها
نَم‌نَم ببار و از دل پُرغصه‌ات بخوان
بگذار غمگنانه سرت را به شانه‌ها
کو آن صدای جرجر تو، تا که بشکفد
بر پشت‌بام خانه‌ی هاجر، ترانه‌ها؟
حالا سکوت مانده و جاری نمی‌شود
آوازهای پُرتپش رودخانه‌ها
یک جرعه از زلال تو کافی‌ست تا شود
لبریز از طراوت گُل، آشیانه‌ها
یک روز می‌رسید تو و از شوق دیدنت
گُل می‌کند به دفتر من عاشقانه‌ها
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.