userinfo close

  ,

جبهه و جنگ


war_and_front

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: بوسه گاه سیمینوف - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
14
34
90/9/16 (07:31)
1
13
90/7/8 (03:20)
2
36
90/4/2 (18:04)
23
237
88/4/29 (16:54)
5
55
87/7/27 (18:04)
5
51
90/7/8 (02:57)
1
27
87/7/27 (17:46)
0
7
90/8/29 (07:28)
10
47
90/7/14 (16:22)
2
92
89/4/29 (16:45)
1
30
89/2/1 (12:14)
8
61
88/11/17 (09:51)
0
34
87/12/20 (07:33)
7
43
87/12/20 (07:32)
20
88
87/12/5 (01:34)
5
19
87/11/10 (13:35)
2
22
87/8/25 (19:36)
16
98
87/8/25 (19:04)
4
43
87/8/23 (09:00)
2
17
87/7/16 (01:15)

عنوان بحث

حامد کریمی , pesarytanha
حامد کریمی - 10:23 1387/07/10

به نظر شما دلایل پذیرش قطعنامه توسط ایران چه بود

سلام

تاریخ جنگ هشت ساله این کشور یکی از بحث انگیز ترین حوادث است خیلی ها عقیده دارند ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر ورفتن خط دفاع به مرز کار اشتباهی بود در هر صورت دلایل زیادی وجود داشت که ایران در سال 67 قطعناامه را قبول خود من هم دلایلی دارم که چنتاش را می گم

در اواخر جنگ میدان جنگ از زمین به دریا وخلیج فارس کشیده شد ولی نه جنگ با عراق بلکه با آمریکا در این درگیریها دو سکوی نفتی ایران مورد حمله قرار گرفت و دردرگیری نیروی دریایی ارتش ایران با ناوگان نیروی دریایی آمریکا دو ناوشکن از ایران غرق شد(ناوشکن جوشن وسهند و ناوشکن سبلان هم آسیب زادی دید وتا چند سال عملیاتی نبود)) ویکی از ناوای آمریکا به شدت آسیب دید ولی قبل از قرغ شدن نجات پیدا کرد مین ریزی سپاه وحمله موشکی به کشورهای عربی هم بی تاثیر نبود در اواخر جنگ حمله توسط میرازهای عراقی به نفتکش های ایران بسیار افزایش پیدا کرد آن ها توانستند دو نفکش اقیانوس پیمای بزرگ را منهدم کنند این درگیری ها وبا مشکل روبرو شدن صادرات نفت ایران و پایین بودن قیمت نفت و هزینه هنگفت جنگ برای ایران بیشترین تاثیر در قبولی قطعنامه را داشت وگرنه به نظر من جنگ به جای 8 سال 80 سال طول می کشید

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
بوسه گاه سیمینوف , bosegahesiminoof
2
تحلیل امام رحمة الله علیه از جنگ :
در یك تحلیل منصفانه از حوادث انقلاب خصوصاً از حوادث ده سال پس از پیروزى باید عرض كنم كه انقلاب اسلامى ایران در اكثر اهداف و زمینه‏ها موفق بوده است... حتى در جنگ...
...هر روز ما در جنگ بركتى داشته‏ایم كه در همه صحنه‏ها از آن بهره جسته‏ایم. ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران كنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‏ایم كه باید روى پاى خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم، ما در جنگ ریشه‏هاى انقلاب پر بار اسلامى‏مان را محكم كردیم، ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مى‏توان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بیدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود كه صنایع نظامى ما از رشد آنچنانى برخوردار شد و از همه اینها مهمتراستمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت.
جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد.
...من در اینجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیلهاى غلط این روزها رسماً معذرت مى‏خواهم و از خداوند مى‏خواهم مرا در كنار شهداى جنگ تحمیلى بپذیرد. ما در جنگ براى یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. راستى مگر فراموش كرده‏ایم كه ما براى اداى تكلیف جنگیده‏ایم و نتیجه فرع آن بوده است؟!
(صحیفه امام جلد 21 صفحه 273)
بوسه گاه سیمینوف , bosegahesiminoof
1

سردار محمد درودیان در گفتگوی اختصاصی با فارس(بخش پایانی)

این كه عبور از مرز به امام تحمیل شد را وهن ایشان می دانم

خبرگزاری فارس: عده‌ای معتقدند مسأله ادامه جنگ و عبور از مرز به حضرت امام(ره) تحمیل شد در صورتی كه من معتقدم این مطلب وهن شخصیت امام(ره) است.تصمیمات توسط شخص خود امام اتخاذ می شد.

A0501500.jpg

*فارس:آیا مسئله پایان جنگ اولین بار پس از فتح خرمشهر مطرح شد؟

*درودیان:خیر، مسأله پایان جنگ در دو مقطع به طور خاص مطرح می شود؛ دوره اول، یك هفته بعد از حمله عراق به ایران است كه اولین پیشنهاد صلحی كه به ایران داده می شود توسط خود صدام و در روز هفتم جنگ است.
هیأت‌هایی از طرف عراق می آمدند و با مسئولین مذاكره می كردند كه این جریان تا سال 60 ادامه داشت تا اینكه هم آقای هاشمی و هم شهید رجایی گفتند كه: "اگر این هیأت‌ها حرف جدیدی ندارند، دیگر نیایند" و اینكه "ما تكلیف جنگ را در میدان جنگ مشخص خواهیم كرد" و این در واقع بخشی از استراتژی حضرت امام(ره) بود و لذا بعد از آن دیگر هیأت جدیدی برای صلح نیامد.
نكته قابل ذكر در اینجا این است كه تمام رسانه‌های بیگانه پیشنهاد صلح عراق را در روز هفتم به معنای شكست عراق تلقی كردند چرا كه این پیشنهاد با اهداف عراق و توان نظامی او مغایرت داشت. عراق از جنگ با ایران چندین هدف را دنبال می كرد كه عبارت بود از:
1-لغو قرارداد 1975 م. الجزایر
2-تجزیه استان خوزستان
3-تضعیف و براندازی نظام انقلاب اسلامی
لذا صدام در شرایطی كه به هیچ یك از اهدافش نرسیده بود پیشنهاد صلح داده است. حدوداً 2 ماه طول می كشد تا عراق در این دوره اهدافش را تكمیل كند یعنی آرام آرام خرمشهر را می گیرد، آبادان را محاصره می كند، تا 15 كیلومتری جنوب اهواز می آید و از آن فاصله شهر اهواز را با خمپاره می زند و نهایتاً در این مدت حدود 20 هزار كیلومتر از خاك كشور را اشغال می كند.

*فارس:عكس العمل ما در برابر پیشنهاد صلح در این مقطع چه بود چه بود؟

*درودیان:در آن زمان هر هیأت صلحی كه می آمد می گفت اول آتش بس، لكن حضرت امام(ره) می فرمودند اول عقب نشینی بعد هم معرفی متجاوز و سپس پرداخت غرامت. البته بعداً به این پیشنهادهای سه‌گانه مسأله بازگشت آواره‌گان و سقوط صدام نیز اضافه شد اما مسأله اصلی همان 3 شرط اول بود.
آقای یزدی می گوید در یك سفر خارجی هنگامی كه حبیب شطی رئیس كنفرانس كشورهای اسلامی را دیدم به من گفت: "ما وقتی خدمت امام آمدیم، حضرت امام فرمودند شما از در خانه من كه بیرون رفتید همین جا اعلام كنید كه صدام متجاوز است، فقط در همین جا، در آنصورت من دستور می دهم جنگ تمام بشود ولی هنگامی كه ما با كشورهای عربی مشورت كردیم قبول نكردند".
در شرایطی كه 20 هزار كیلومتر از خاك كشور اشغال شده و طرف مقابل حاضر نیست عقب نشینی بكند و می گوید اول آتش بس، اگر ما دور میز مذاكره می نشستیم و آتش بس را قبول می كردیم و بعد از مدتی هم مردم سرد می شدند و به خانه هایشان می رفتند و اگر دوباره صدام به ما حمله می كرد دیگر چه كسی می توانست مردم را بسیج كند؟ و لذا این خوف و نگرانی درستی بود كه ما داشتیم و اگر در آن روز قدرتی برای آزادسازی مناطق اشغالی شكل گرفت به خاطر همین مسائل و نگرانی‌ها بود وگرنه یا كشور همچنان در اشغال می ماند و یا اینكه اگر صلح می كردیم در واقع فقط اسم آن صلح بود و در حقیقت تسلیم شدن بود.

*فارس:پس شرایط ما را نپذیرفتند و جنگ ادامه یافت؟

*درودیان:بله، در آن زمان دنیا می توانست متجاوز را تعیین و جنگ را تمام كند اما این كار را نكرد چرا كه در حقیقت هدف عمده آنها از جنگ در سطح كلان، مهار قدرت انقلاب بود. آمریكائی‌ها و حتی كشورهای منطقه اجماع داشتند بر ادامه جنگ چون همه اینها هدف مشترك داشتند و آن هدف مهار انقلاب بود. هرچند صدام به پیروزی نرسیده بود ولی توانسته بودند ایران را از اعمال تاثیر خودش در منطقه بازدارند. البته از طرفی كشورهای منطقه حتی نسبت به قدرت صدام هم نگران بودند لذا با جنگ ایران و عراق، هم ایران مهار می شد و هم قدرت صدام را مهار می كردند. در هر صورت همان اراده و اجماعی كه برای وقوع جنگ بود برای ادامه جنگ هم وجود داشت.
در هر صورت پس از فتح خرمشهر دوباره داستان مذاكره برای پایان جنگ مطرح شد. در این زمان همچنان 5 هزار كیلومتر از خاك ایران مثل نفت‌شهر، ارتفاعات مهران و بسیاری از ارتفاعات غرب ایران در دست دشمن بود و ایران همچنان خواستار این بود كه عراق باید از خاك ایران عقب نشینی بكند.

*فارس:تصمیم‌گیری در مورد پذیرش صلح و عبور از مرز پس از فتح خرمشهر چگونه شكل گرفت؟

*درودیان:در خصوص تصمیم‌گیری در مورد پذیرش صلح و عبور از مرز چندین جلسه در حضور حضرت امام(ره) برگزار می شود تا تصمیم بگیرند چه بكنند. حضرت امام(ره) در ابتدا معتقد بودند كه در مرز بمانیم ولی آقای هاشمی و دیگران استدلال می كنند كه باید از مرز عبور كنیم كه این بخشی از اختلاف امروز سیاسیون و نظامیون است.
جلسه سوم تصمیم گیری مورخ 20 خرداد برگزار می شود لكن در این فاصله زمانی دو اتفاق دیگر نیز رخ می دهد؛ اول بیانیه عراق برای عقب نشینی است و دوم تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و پیشروی تا بیروت كه این شرایط باعث نام‌گذاری عملیات "الی بیت المقدس" شد. در واقع عراق از این فرصت استفاده می كند و به بهانه اینكه ما می خواهیم به جنگ با اسرائیل برویم به ایران پیشنهاد صلح می دهد.

*فارس:عكس‌العمل ایران مبنی بر اعزام نیرو به لبنان در پاسخ به حمله اسرائیل و پیام امام مبنی بر راه قدس از كربلا می گذرد را در این مقطع چگونه ارزیابی می كنید؟

*درودیان:پیامد حمله اسرائیل به جنوب لبنان این بود كه در جلسه شورایعالی دفاع در 14 خرداد61 تصمیم می گیرند هیأتی متشكل از شهید صیاد، آقای سلیمی وزیردفاع، سردار غلامعلی رشید، شهید احمد متوسلیان و آقای ولایتی برای تصمیم گیری به سوریه بروند و با آقای حافظ اسد ملاقات كنند. بعد از بازگشت این هیأت از سفر كه بدون اطلاع حضرت امام(ره) بوده است، حضرت امام مثال آن مغازه‌دار و دعوای در محل را می زنند و می فرمایند اگر ما برای كمك به سوریه برویم و بعد خود سوریه صلح كند در آنصورت ما بدون هیچ عقبه و هیچ راه زمینی در آنجا تنها می مانیم.
بنابراین حضرت امام(ره) در ابتدا اطلاعی از این جلسه و اعزام هیأت نداشتند ولی بعداً مخالفت كردند و دستور دادند كه نیروها برگردند.
اولین نیرویی كه از ایران رفت از تیپ 58 ذوالفقار ارتش بود و سپس یك گردان از تیپ 27 محمد(ص) رسول الله اعزام شد. هنگامی كه وارد پادگان نزدیك مرز لبنان شدیم شواهد نشان می داد كه آنها اصلاً پیش بینی نمی كردند كه ما برویم و منتظر نبودند. این اعزام یك عكس العمل استراتژیك بود كه در حقیقت واكنش ایران نسبت به تجاوز اسرائیل را نشان می داد.
در رابطه با جلسه سوم عده‌ای معتقدند مسأله ادامه جنگ و عبور از مرز به حضرت امام(ره) تحمیل شد در صورتی كه من معتقدم این مطلب وهن شخصیت امام(ره) است.
از جمله دلایلی كه من معتقدم تصمیمات توسط شخص خود امام اتخاذ می شد سخنرانی مورخ 1/4/61 ایشان است. صدام در 31 خرداد اعلام عقب نشینی می كند و در فردای آن روز حضرت امام در دیدار با مردم می فرمایند به این مضمون كه: "آیا صحبت های این آدم ـ صدام ـ را دیشب شنیدید یا نه؟ یك ساعت وقت من را گرفت، یك ساعت چه گفته و چه گفته و اگر این آدم دنبال صلح بود آن حرف‌ها را نمی زد و به رخ ما نمی كشید". این مطلب نشان می دهد كه حضرت امام یك ساعت حرفهای صدام را گوش می داده است.
حضرت امام در آن جلسه فرمودند كه راه قدس از كربلا می گذرد و من از مردم لبنان عذرخواهی می كنم و دستور دادند كه نیروها برگردند.
بعد از بازگشت نیروها تا اول تیرماه و قبل از انجام عملیات رمضان هیچ موضعی از طرف حضرت امام(ره) و جمهوری اسلامی درباره ادامه جنگ بیان نشده بود لذا به این نتیجه می رسیم كه این تصمیم گیری با ملاحظاتی انجام شده است كه از جمله آنها عقب‌نشینی عراق، حمله اسرائیل و سوم تحولات استراتژیك منطقه و بیانیه سازمان ملل است كه گرچه باز هم می گفتند آتش بس منتها دیگر صحبتی از عقب نشینی و تعیین متجاوز نشده بود.
بنابراین ما واقعاً نمی توانستیم جنگ را تمام كنیم چرا كه در آن صورت مجدداً همان منطقی كه باعث وقوع جنگ شده بود، باعث ادامه آن می شد.
پس در واقع این سؤال كه چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ را ادامه دادیم غلط است و سؤال درست در حقیقت این است كه اگر ما توانستیم دشمن را به عقب برانیم و مسأله مناطق اشغالی را بواسطه قدرت نظامی حل كنیم پس چرا نتوانستیم این پیروزی نظامی در خرمشهر را به

*فارس:آیا این سؤال به نوعی همان سؤال سوم نیست كه چرا جنگ این چنین تمام شد؟

*درودیان:شاید به نوعی باشد. در حقیقت این سؤال كه چرا جنگ اینگونه تمام شد سؤال اُپوزسیون است و البته پیش از آن سؤال مردم و سؤال كسانی است كه یك ابهام بزرگ در سر دارند و علت این ابهام بزرگ این است كه بین ادراكی كه مردم از جنگ در آن زمان داشتند و وقایع نظامی ماههای پایانی جنگ، شكاف ایجاد شد.
تصور عموم مردم از جنگ كه بر اثر تبلیغات ما بوجود آمده بود این بود كه دشمن ضعیف است و ما پیروز می شویم و لذا ادراك مردم از جنگ بر اثر تهاجمات عراق و پایان دادن به جنگ توسط امام با پذیرش قطعنامه 598 یك شوكی به مردم وارد كرد كه هنوز حل نشده است و ما بیش از اینكه این موضوع را توضیح داده باشیم یك سری بحث‌های سیاسی كرده‌ایم و بخشی از این منازعاتی كه تحت عنوان نظرات سیاسیون و نظامیون وجود دارد ناظر به همین مسئله است.
این قسمت از جنگ در حقیقت سخت ترین قسمت جنگ است و بنده از بیان آن اكراه دارم. هنگامی كه می خواستم كتاب "پایان جنگ" را بنویسم بسیار زیاد روی این سؤال فكر كردم و این سؤال از جمله سؤالاتی است كه به یك معنا پاسخی ندارد و با هر توضیحی دوباره این سؤال به قوت خود باقی است.

*فارس:بطور كلی در مورد نحوه پایان جنگ نظریات متفاوتی وجود دارد ،تحلیل شما در این خصوص چیست ؟

*درودیان:در مورد نحوه پایان جنگ چند نظریه وجود دارد؛ یكی اینكه منشأ پایان جنگ مسائل اقتصادی بود و معتقدین به این نظریه به نامه‌ای كه دولت به حضرت امام(ره) نوشته استناد می كنند. آقای میرحسین موسوی در جایی گفته است كه آن نامه را من ننوشتم و آن را آقای روغنی زنجانی وزیر اقتصاد نوشتند و به آقای هاشمی دادند اما به نام دولت تمام شد.
نظریة دیگر این است كه علت پایان جنگ نامه‌ای است كه فرمانده سپاه به حضرت امام(ره) نوشتند و امام در نامة خود به آن اشاره می كنند. آقای رضایی معتقد است آن نامه را در پاسخ به درخواست‌های آقای هاشمی درباره نیازهای سپاه برای جنگ به ایشان نوشته اند و ایشان آن را به امام داده‌اند.
هرچند كه حضرت امام(ره) دلایل پایان جنگ را ذكر نكرده اند اما دو تعبیر به كار برده اند كه می تواند راه‌گشای ما باشد؛ اول تعبیر "جام زهر" و دوم اینكه پاسخ به این موضوع را به آینده ای نامعلوم محول كردند و این مطلب نشان دهنده آن است كه در آن شرایط كه درگیر پایان دادن به جنگ بودیم حضرت امام(ره) مایل نبودند در مورد این موضوع بحث شود.
اگر این برداشت درست باشد كه آینده یعنی بعد از گذر از آن بحران تصمیم گیری برای اتمام جنگ، ما اكنون در آن آینده هستیم و باید به این موضوع بپردازیم مخصوصاً با توجه به سقوط صدام و امكان انتشار بسیاری از اسناد جنگ و هم به دلیل تغییر ماهیت جنگ
بیان امام از پایان جنگ با تعبیر "نوشیدن جام زهر" نمایانگر ناراحتی امام از پذیرش پایان جنگ است و همچنین "طلب مرگ از خدا" كه بعد از پایان جنگ دائماً می فرمودند كه: "دعا كنید كه من زودتر بروم".

*فارس:به نظر شما برای رسیدن به پاسخ این سؤال كه آیا نحوه اتمام جنگ منطقی بود یا خیر، بهترین روش چیست؟

*درودیان:به نظر می رسد پاسخ این سؤال را باید در چارچوب استراتژی ایران و عراق توضیح دهیم زیرا جنگ حاصل رویارویی دو اراده، دو فكر، دو استراتژی و دو نیرو است اما در این رویاروئی، موازنه به سود عراق بود چرا كه از نظر بین المللی در ابعاد مختلف تسلیحات مالی و اطلاعاتی حمایت می شد.
بنابراین پاسخ به این سؤال را باید در استراتژی ایران و عراق بیابیم. اگر ماهیت این دو استراتژی روشن شود، این مسأله روشن خواهد شد كه آیا نحوه پایان جنگ منطقی بوده است یا غیر منطقی؟
بنابراین به نظرم با توجه به امكانات و شرایط ایران، پایان جنگ به این نحوه منطقی بوده است ولی چون مردم، ادراك درستی از آن روند و پیامدهای آن نداشتند دچار شگفتی شدند و بین فهم مردم و ادراك آنها از واقعیت شكاف ایجاد شد. لذا بیان هر واقعه ای از جنگ، ما را با شگفتی و حیرت مواجه می كند.

*فارس:استراتژی ایران و عراق در مقطع پذیرش قطعنامه چه بود؟

*درودیان:استراتژی غالب ایران ، استراتژی آقای هاشمی بود كه به استراتژی "جنگ جنگ تا یك پیروزی" مشهور گردید.
آقای هاشمی می گفت: "من یك نظر داشتم كه ما یك جائی را بگیریم و جنگ را تمام كنیم" پس جنگ ما بعد از فتح خرمشهر یك جنگ بلند مدت و با برنامه ریزی نبوده است.
آقای رضایی در نقد این استراتژی می گوید: "پس از فتح خرمشهر در كشور برای پایان دادن به جنگ دو استراتژی وجود داشت؛ یكی استراتژی امام(ره) و یكی استراتژی رسمی دولت. استراتژی حضرت امام، نبرد برای سقوط صدام و حزب بعث بود و در كنار آن استراتژی دیگری برای كسب صلح بود. سیاست جنگ بعد از فتح خرمشهر تصرف یك منطقه با اهمیت كه بعد از آن ادامه جنگ برای دشمن و حامیان او امكان پذیر نباشد، بود و ما با این استراتژی عملیات رمضان را انجام دادیم كه شكست خورد و به سراغ عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یك رفتیم".
بنده یك تحلیلی از صدام دیدم كه می گوید: "ما بعد از عملیات رمضان كه ایران در آن شكست خورد بر این تصور بودیم كه دیگر ایران به سراغ این تاكتیك و این نوع زمین نمی آید" ولی ما رفتیم یعنی ما عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یك را با همان تاكتیك انجام دادیم و این نشان می دهد كه محاسبات ما از دشمن و ملاحظات ما حتی با شكست عملیات رمضان به هوشیاری تبدیل نشد و دلیل آن نیز این بود كه همان استراتژی را در والفجر مقدماتی و والفجر یك انجام دادیم.
استراتژی عراق بعد از ازدست دادن مناطق اشغالی و پیش‌بینی اینكه ما وارد زمین آنها می شویم این بود كه دفاع مطلق را آغاز كند و لذا تهاجم در عرصه های دیگر نیز شكل گرفت كه همزمان با عملیات رمضان، خارك را زدند.

*فارس:چرا پیروزی های ما قابل امتداد و توسعه برای پیروزی قطعی در جنگ نبود؟

*درودیان:عملیات رمضان اولین عملیات پس از پیروزی های ما در آزادسازی مناطق اشغالی است كه با شكست مواجه شد ولی هیچ كس از عملیات رمضان صحبت نمی كند در صورتی كه گرة اصلی ما در جنگ عملیات رمضان بود. این عملیات را بررسی سیاسی و نظامی و استراتژیك نكرده اند در حالیكه مسئله ما در پیروزی‌ها نیست بلكه در ناكامی‌هاست.
ما باید در مورد عملیات رمضان فكر می كردیم و اگر متوجه می شدیم كه چرا در عملیات رمضان پیروز نشدیم، دیگر عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یك را انجام نمی دادیم و شاید زودتر برای پایان جنگ تصمیم می گرفتیم ولی چون تأمل نكردیم و هنوز در فضای پیروزی آن چهار عملیاتی بودیم كه به آزادسازی مناطق ما انجامیده بود، به این مسائل توجه نداشتیم بنابراین قلة اول بحث این است كه عراق عملیات رمضان را با زدن خارك موازنه كرد یعنی به ما فهماند كه هر عملیاتی هزینه‌ای دارد.
این جریان به همین نحو افزایش و گسترش یافت و با ادامه جنگ هزینه ها نیز بیشتر شد. دیگر در این دوره خلاقیت و پیروزی مهمی نداریم یعنی روش ما در جنگ های بعد از عملیات رمضان بدون ابتكار عمل است یعنی به صورت سینه به سینه با دشمن جنگیدیم و بر اثر مواجهه با موانع، عقب نشینی كردیم و نتوانستیم جایی را تصرف كنیم ضمن اینكه عراق و حامیان او به این نتیجه رسیدند كه روند پیروزی های مرحله آزادسازی متوقف شده است یعنی بعد از ثامن الائمه، 15 گردان در فتح المبین به 40 گردان برسد، در بیت المقدس به 100 گردان و از 2 هزار كیلومتر مربع به 20 هزار كیلومتر مربع آزادسازی و ...، دیگر این روند پلكانی وجود ندارد و این سیر صعودی پایان یافته است بنابراین ما نام این دوره را "جنگ فرسایشی" می گذاریم.
جنگ در این دوره فرسایشی است، نه ما قدرتی داریم كه پیروز شویم و استراتژی ما محقق گردد و نه عراقی‌ها قادر به اعمال میزانی از فشار به ما هستند كه ما به نتیجه برسیم كه جنگ را باید تمام كنیم.

*فارس:اما در عملیات خیبر ما در انتخاب منطقه عملیاتی ابتكار عمل داشتیم؟

*درودیان:بله، قلة بعدی جنگ، عملیات خیبر است كه آقای هاشمی نیز به آن اشاره می كنند. البته عملیات خیبر همراه با ابتكار عمل است كه ما زمین و تاكتیك عملیات را تغییر می دهیم و برای اولین بار وارد عملیات آبی ـ خاكی شدیم. عراق در این عملیات غافلگیر شد اما به دلیل رعایت نكردن حفاظت و لو رفتن آن، توجیه نبودن نیروها و ناهماهنگی بویژه میان ارتش و سپاه موفق نشدیم و آقای رضائی یكی از عملیات هایی كه هنوز درباره آن غبطة می خورد، همین عملیات خیبر است.
واقعاً اگر خیبر به پیروزی می رسید و ما جادة بصره ـ العماره را قطع می كردیم ارتباط جنوب عراق قطع می شد و این یك اتفاق استراتژیك در روند جنگ بود ولی به هر حال نتوانستیم و عملیات به تصرف جزایر مجنون محدود شد. عراق هم در عملیات خیبر به نحو گسترده‌ای از بمب‌های شیمیایی استفاده كرد و منع بین المللی نیز برای او وجود نداشت و اگر قبلاً فقط خارك را می زد از این به بعد شروع به زدن نفتكش‌ها كرد و آرام آرام به زدن شهرها به ویژة تهران روی آورد كه اولین بار در عملیات بدر بود یعنی به میزان پیروزی ما و ابتكار عملی كه می توانست ماهیت جنگ فرسایشی را عوض كند و قدرت عراق را در هم فرو ریزد، سطح فشار به ما افزایش یافت.

*فارس:اگر استراتژی ما برای بدست آوردن یك پیروزی برای خاتمه جنگ كافی بود چرا تصرف فاو منجر به خاتمه جنگ نشد؟

*درودیان:ما می‌گفتیم منطقه‌ای را بگیریم كه بعد از آن امكان ادامة جنگ برای عراق و حامیان آن نباشد و فاو به ما این قدرت را می داد و توانسته بودیم ارتباط عراق با شمال خلیج فارس را به صورت كامل قطع كنیم و قدرتمان را به كشورهای عربی و آمریكائی‌ها نشان دهیم.
تمام عملیات‌های موشكی كه در برابر حملات آمریكا انجام می دادیم حاصل استقرار ما در فاو بود و اگر جنگ با تصرف فاو قابل اتمام بود باید تمام می گردید اما نه تنها تمام نشد بلكه از تابستان و پاییز سال 65 مقدار هزینه و خسارتی كه ما پرداختیم بسیار زیاد شد و آب، نان و برق مردم در مضیقه قرار گرفت بطوری كه آقای هاشمی هنگامی كه به جبهه می آمد و می خواست فرماندهان را مُجاب كند كه یك عملیات دیگر انجام دهیم به همین مسائل اشاره می كرد. نظر ایشان این بود كه این پیروزی در فاو خوب بوده ولی كافی نبوده است و ما باید یك عملیات دیگر نیز انجام دهیم.
آمریكائی‌ها بعد از عملیات خیبر استراتژی به نام "از بین بردن اصل امید" تدوین كردند و گفتند باید هزینه های هر پیروزی ایران به قدری زیاد شود كه دیگر امكان ادامه جنگ را به ایران ندهد. بعد از تجزیه و تحلیل قدرت ایران متوجه شدند كه؛ ایران یك خط مقدم دارد و یك عقبه. در خط مقدم یك عملیات طراحی می كند و برای طراحی عملیات سلاح هایی می خرد و لذا باید جلوی خرید سلاح توسط ایران را بگیریم بنابراین طرح "استانچ" را طراحی كردند. همچنین برای جلوگیری از فروش نفت و تهیه مایحتاج جامعه، مانع صادرات نفت شدند و نفتكش‌ها را مورد اصابت قرار دادند تا ارز به دست ما نیاید.
جنگ شیمیایی را برای از بین بردن سازمان گردان و لشكر انجام دادند یعنی انهدام قدرت تهاجمی ما برای حمله یا دفاع و بعد به عقبه روی آوردند و با زدن شهرها خواستند به مسئولین و مردم فشار بیاورند تا جنگ را پایان دهند. این استراتژی عراق بود كه قبل از فاو طراحی گردید و بعد از فاو عملی شد

*فارس:پیامد های عملیات كربلای5 در شكل گیری قطعنامة 598 چه تأثیری داشت؟

*درودیان:عملیات كربلای 5 عملیات بی نظیری است. این عملیات 2 پیامد بزرگ داشت؛ یكی اینكه عراق به شدت شروع به زدن نفتكش ها كرد كه ما بعد از كربلای 5 وارد مرحله ای در خلیج فارس شدیم كه به جنگ ایران و آمریكا در خلیج فارس و اسكورت نفت كش ها منجر گردید و پیامد دیگر اینكه تشدید جنگ در زمین و ناپایداری مواضع عراق و قدرت تهاجمی ایران منجر به شكل گیری صدور قطعنامة 598 گردید.
بنابراین ما در تابستان سال 66 درگیر 2 پدیده بودیم؛ یكی درگیری ایران با آمریكا و دیگری قطعنامة 598 و فشار بین المللی كه ایران این قطعنامة را به دلیل اعمال نظر بر روی بندهای آن، نه رد كرد و نه پذیرفت و شروع به فعالیت دیپلماسی برای تغییر بندهای آن از طریق دبیر كل كرد
از عملیات كربلای 5 تا والفجر 10، 1 سال و 3 ماه طول كشید و درگیری ما با آمریكا به سود عراق تمام گردید كه تغییر استراتژی بدهد. عراقی ها به این نتیجه رسیدند كه سرنوشت جنگ بر روی زمین معلوم می گردد و این نتیجه گیری در حقیقت كمك مستشاران روس به آنها بود.
بنابراین در این مقطعی كه تمركز ما برروی جنگ با آمریكا بود و از طرفی در شمال غرب بودیم و نیرویی در جنوب نداشتیم عراقی ها با یك حركت آمدند و فاو را پس گرفتند.
باز پس گیری فاو همان تأثیری را داشت كه گرفتن آن در بر داشت یعنی با تصرف فاو موازنه به نفع ایران تغییر كرد و با از دست دادن آن موازنه به نفع عراق تغییر كرد البته با این تفاوت كه افزایش قدرت عراق و تحلیل توان ما كه برای متصرفاتمان نیرو گذاشته بودیم موجب گردید كه آن چیزی كه ما در عرض 6 سال گرفته بودیم عراق ظرف مدت 2 ماه پس بگیرد هرچند كه بخشی از آن را نیز خودمان تخلیه كردیم.
بنابراین شرایطی بوجود آمد كه راهی به جز پذیرش قطعنامه وجود نداشت و حال اگر به پرسش اول برگردیم كه چرا جنگ اینگونه تمام گردید به این مطلب می رسیم كه به دلیل استراتژی ما بود و دلیل اتخاذ این استراتژی نیز به تفكرات موجود بر می گردد و مسئله تمام نمی شود بلكه تازه شروع می شود. منتهی این واقعیاتی را كه ما می گوئیم چیزهایی نیست كه مردم نه در گذشته و نه در حال آن را درك كرده باشند. به همین دلیل وقتی نامه حضرت امام منتشر می گردد یك شوك به جامعه وارد می گردد. بنابراین ما گرفتار مناقشه ای هستیم كه در بحث پایان جنگ به نمی شود.

*فارس:در پایان اگر نكته ای دارید بفرمایید؟

*درودیان:ببینید جنگ یك زندگی بود و لیكن با یك معنایی درهم آمیخته شده بود و اگر ما بتوانیم این معنا را درست شهود كنیم و صحیح روایت كنیم، موجب می‌ شود كه با شنیدن نام جبهه و دیدن هر رزمنده ای، روح مبارزه و حماسه در انسان شعله ور شود همانطور كه با شنیدن داستان امام حسین(ع) و كربلا می‌گوئیم كاش در كربلا بودیم و مبارزه می‌ كردیم، نه اینكه‌ ای كاش بودیم و به معنویت می‌ رسیدیم. این احساس ناشی از وجه حماسه خواهی انسان است.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.