__
عنوان بحث
دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر
3 خرداد 87 - 19:21
سلام
علاقمندم نظر دوستان را در خصوص دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر بدانم؟ اینکه چه کسانی با امام در این خصوص مذاکره کرده اند و دلایلشان چه بوده و اینکه در عرصه بین المللی چه تلاشهایی برای خاتمه جنگ صورت گرفته است؟
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
2
6 خرداد 1387 ساعت 02:21
چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟!
منطق سیاسى و دانش نظامى حكم نمى‏كرد در شرایطى كه امكان كسب امتیازات موثرتر و پیروزى‏هاى وسیع‏ترى در ادامه جنگ وجود دارد به حداقل امتیازات و نتایج به‏دست آمده اكتفا نموده، همانگونه كه عاقلانه نبود در شرایطى كه امكان حفظ امتیازات و ارزش‏هاى به‏دست آمده وجود داشت با اصرار در ادامه جنگ به از دست دادن آن‏ها راضى شد.
17789_430.jpgسوم خرداد ماه 1361به یارى خداوند منان وبا ایثار و از خودگذشتگى رزمندگان دلیر ارتش، سپاه و بسیج مردمى و مساعدت تمامى نهادها واقشار مردم، از دشمن متجاوز باز پس گرفته شد.

سوم خرداد ماه 1361 همواره در تاریخ كشور ایران اسلامى یادآور ایثارگرى‏ها، رشادت‏ها و حماسه‏هاى پرشور فراموش نشدنى است. خرمشهر شهر خون و قیام، از جمله شهرهاى كشورمان است كه سمبل مقاومت و ایثار در دفاع مقدس به شمار مى‏رود.

این شهر نمونه بیش از یك ماه مقاومت مظلومانه بزرگ مردانى است كه مفاهیم ایثار و جهاد و شهادت را به بالاترین درجه رسانده و با اتكال به خداوند بزرگ زیر باران آتش تهاجم تانك‏هاى چندین لشكر عراق مردانه ایستادند و یكى از پس دیگرى به سوى معبود خود شتافتند و به مقتداى خود "حسین"(ع) پیوستند.

عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر به لحاظ نتایج چشمگیر سیاسى و نظامى‏اش و تاثیرات آن بر روند تحولات جنگ واوضاع بین‏المللى و منطقه‏اى، در تاریخ جنگ تحمیلى از اهمیت و ارزش بسیار بالایى برخوردار است. با پیروزى رزمندگان اسلام در این عملیات، بینش و قضاوت محافل بین‏المللى نسبت به توانمندیهاى جمهورى اسلامى ایران در دفاع از تمامیت ارضى خود تغییر مثبت نمود.

از ویژگیهاى عملیات بیت المقدس در مقایسه با سایر عملیاتها، كثرت تعداد تلفات و مقدار خسارات وارده بر ارتش عراق است. در این عملیات حدود نوزده هزار نفر از نیروهاى عراقى به اسارت درآمدند و بیش از شانزده هزار نفر كشته و مجروح گردیدند و حداقل دو لشكر پیاده و زرهى عراق منهدم شدند و این بخش از سرزمین ایران اسلامى به یارى خداوند منان وبا ایثار و از خودگذشتگى رزمندگان دلیر ارتش، سپاه و بسیج مردمى و مساعدت تمامى نهادها واقشار مردم، از دشمن متجاوز باز پس گرفته شد.

خرمشهر مظهر مظلومیت و مقاومت تاریخ در آرزوى رزمندگان اسلام، كعبه دلها شد و بر در و دیوار نوشتند كه: " خونین شهر مى‏آییم " و میثاق خون بستند كه بروند و رفتند.
در این نوشتار مرورى گذرا بر دستاوردهاى عملیات بیت المقدس و فتح خرمشهر و همچنین دلایل ادامه جنگ خواهیم داشت.

یكى از بزرگترین حوادث تاریخ معاصر كشور و یكى از عظیم‏ترین رخدادهاى تاریخ انقلاب اسلامى، دفاع مقدس هشت ساله ملت ایران است كه این حادثه نماد و متبلور صف‏آرایى سازمان یافته و تهاجمى و قدرتهاى بزرگ استكبارى دوران جنگ سرد و قدرتهاى منطقه‏اى آن دوران علیه انقلاب اسلامى است. جنگ تحمیلى استثنایى‏ترین جنگ در عصر جهان دوقطبى بود، زیرا در آن دوران همه جنگهاى‏منطقه‏اى به صورت نیابتى انجام مى‏گرفتند. به این معنى كه جنگهاى منطقهِ‏اى، مقیاس كوچكى از رویارویى دو ابرقدرت بود كه به صورت كنترل شده در یك منطقه صورت مى‏گرفت و در چارچوب برخورد و تضاد منافع و استراتژى‏هاى دو ابرقدرت انجام مى‏شد.

در واقع جنگهاى منطقه‏اى دوران پس از جنگ جهانى دوم تا فروپاشى اتحاد شوروى، تماماً جلوه‏اى از رویارویى دو قدرت بزرگ آمریكا و شوروى بود كه توسط كشورهاى اقمارى آنان انجام مى‏شد، مثل جنگهاى دو كره، جنگ ویتنام، جنگهاى هند و پاكستان و... اما جنگ تحمیلى جنگى بود كه در آن دو ابرقدرت در یك جبهه واحد و در یك طرف مخاصمه و به صورت همگرا عمل مى‏كردند. بنابراین دفاع مقدس، یكى از سخت‏ترین آزمون‏هاى ملت ایران است كه میانگین مقاومت ملت ایران را در یك جنگ بزرگ كه ظاهر آن منطقه‏اى ولى واقعیت آن بین‏المللى است، نشان مى‏دهد.

یكى از فرازهاى زیبا و دلنشین و نقاط عطف مهم و بلكه مهمترین نقطه عطف استراتژى جمهورى اسلامى در دفاع‏مقدس فتح خرمشهر یا عملیات بیت‏المقدس است.

عملیات بیت‏المقدس در واقع آخرین حلقه از استراتژى آزادسازى سرزمین‏هاى اشغالى كشور بود كه به تأمین تمامیت ارضى كشور انجامید و علاوه بر آن مهمترین منطقه استراتژیك جنگ را از اشغال دشمن آزاد ساخت و جمهورى اسلامى ایران را در موضعى كاملاً برتر قرار داد. طرح ریزى و آمادگى براى اجراى نبرد بیت المقدس بلافاصله بعد از عملیات فتح المبین آغاز و با سرعت وبدون وقفه ادامه یافت و یك ماه پس از آن به مرحله اجرا درآمد و این فاصله زمانى كوتاه بین دو نبرد بزرگ با توجه به فواصل بین پایان یك عملیات و آغاز عملیات دیگر كه معمولا به منظور آمادگى مجدد نیروها و فراهم آوردن تداركات لازم امرى اجتناب ناپذیر بود ضمن نشان دادن توانمندى جمهورى اسلامى ایران در سرعت آمادگى براى گشایش جبهه جدید در زمانى كوتاه‏تر از آنچه كه برآورد مى‏شد، به عنوان یكى از عوامل غافلگیر كردن متجاوز به كار برده شد.

ویژگیهاى عملیات بیت المقدس‏

عملیات بیت المقدس از منحصر به فردترین عملیاتهاى رزمى بود كه در تاریخ دفاع مقدس این سرزمین ثبت گردید. در مجموع عملیات بیت المقدس داراى ویژگیهایى است كه آن را از عملیات‏هاى پیش و پس از آن متمایز مى‏كند كه به اختصار این ویژگیها عبارتند از:

1- كوتاه بودن زمان براى آمادگى: طرح ریزى این عملیات بزرگ بلافاصله پس از عملیات غرورآفرین فتح المبین آغاز و در كمتر از یك ماه به اجرا درآمد.
2- وسعت منطقه نبرد: وسعت منطقه عملیات بیت المقدس شش هزار كیلومترمربع یعنى معادل‏10برابر وسعت عملیات فتح المبین بود.
3- مداومت زیاد عملیات: عملیات بیت المقدس یكى از طولانى‏ترین عملیاتها در دوران دفاع مقدس بود كه 26 روز مداومت داشت.
4- اجراى عملیات عبور از رودخانه كه از پیچیده‏ترین و مشكل‏ترین نوع عملیات رزمى چه از نظر طرح ریزى و چه از نظر اجرا و چه از نظر تدارك وسایل ویژه است. بویژه آن كه عملیات عبور در مقیاسى‏وسیع (حدود 5 لشكر) و با وجود محدودیت‏هاى بسیار از نظر تجهیزات انجام گرفت.
5- حجم تلفات و خسارات وارده و نیز اسراى گرفته شده از دشمن بى‏سابقه بود.
عملیات بیت المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگیرى و نیز موانع بسیار، چنان بزرگ و شگفت انگیز بود كه حضرت امام خمینى(ره) هشتم خرداد 1361 فرمودند: "فتح خرمشهر یك مسأله عادى نبود، این‏كه 15 الى 20 هزار نفر به صف براى اسارت بیایند و تسلیم شوند مسأله عادى نیست، بلكه مافوق طبیعت است."

دستاوردها و بازتابهاى فتح خرمشهر

فتح خرمشهر دستاوردهاى ارزشمندى براى انقلاب اسلامى به‏همراه داشت و توانست موقعیت بین‏المللى جمهورى اسلامى را به‏شدت تقویت نماید، بطورى كه حضرت آیت الله خامنه‏اى كه در آن زمان ریاست جمهورى را برعهده داشت در این باره مى‏فرمایند: "وقتى ملت ایران با قدرت، خرمشهر را از دشمن پس گرفت و هزاران نیروى رزمنده دشمن را اسیر كرد، در واقع سرنوشت نهایى جنگ نوشته شد. همان روزها سران چند كشور براى وساطت به ایران آمده بودند. یكى از برجستگان سیاسى معروف انقلابى دنیا - كه رهبر یكى از كشورهاى آفریقایى بود - به من گفت امروز مسأله ایران و جمهورى اسلامى‏در دنیا به كلى با قبل از فتح خرمشهر متفاوت است؛ امروز همه به چشم فاتح و پیروز به شما نگاه مى‏كنند و حقیقت هم همین بود."

فتح خرمشهر همچنین به شدت خشم صدام را در آورده بود و او كه خود را "سردار قادسیه" و نجات بخش ملت عرب! معرفى مى‏كرد، این بار سرافكنده و ذلیل شده بود.
سرگرد "كامل جابر" از افسران ستاد سوم ارتش عراق در خاطراتش درباره وضعیت روحى صدام بعد از شكست در خرمشهر چنین توصیف مى‏كند:"پس از باز پس‏گیرى خرمشهر توسط ایرانى‏ها، صدام فرماندهان سپاه سوم را در روز 27 مه 1982 براى اعطاى نشان شجاعت به كاخ ریاست جمهورى در بغداد فراخواند. صدام پس از اعطاى نشان به فرماندهانى كه با دست خالى از جبهه خرمشهر بازگشته بودند، طى مراسمى در حضور خبرنگاران پس از پایان مراسم و بیرون كردن خبرنگاران خطاب به این فرماندهان گفت:"من از مقاومت شما در "محمره" (خرمشهر) راضى نیستم. اعطاى این مدالها به شما، صرفاً اقدامى براى تسكین افكار عمومى است. آرزو مى‏كردم در بندر محمره كشته مى‏شدید، ولى عقب نشینى نمى‏كردید، آیا شما واقعاً لیاقت دریافت نشان شجاعت را دارید؛ نه، اصلاً ندارید.

وجدان من آرام نمى‏گیرد، مگر وقتى كه سرهاى له شده شما را زیر شنى تانكها ببینم."
در این هنگام سرتیپ ستاد "ساجت الدلیمى" لب باز كرد و گفت: "قربان، ببخشید... " اما صدام در حالى كه از فرط خشم دندان روى دندان مى‏فشرد، نگاه تندى به او كرد و گفت: "ساكت باش بى‏شعور، ساكت باش ترسو، همه شماها ترسو هستید، همه شماها مستحق اعدام هستید، چرا علیه ایرانى‏ها از سلاح شیمیایى استفاده نكردید."

یكى از افسران در پاسخ به او گفت:"قربان، در این صورت گازهاى شیمیایى به خاطر نزدیكى خطوط ما و ایرانى‏ها روى سربازان ما هم تأثیر مى‏گذاشت." صدام بلافاصله جواب داد:"سربازان تو بمیرند، مهم نیست. مهم این بود كه محمره در دست ما باقى بماند.اى حقیر... "
وقتى سرتیپ ستا"دنبیل الربیعى" خواست شروع به صحبت كند، صدام كفش خود را از پاى درآورد و به طرف صورت آن سرتیپ پرتاب كرد و با لحنى كه نفرت و تحقیر از آن مى‏بارید، گفت:"من در مقابل خودم، حتى یك مرد در اینجا نمى‏بینم."

هنگام خروج از سالن كاخ، بعضى از فرماندهان گریه مى‏كردند. آخر در آن جلسه، صدام براى سومین بار به صورتشان تف انداخته بود."
صدام هیچ وقت حاضر به پذیرش شكست در خرمشهر نشد و احمقانه اعلام مى‏نمود كه با اختیار كامل منطقه را تخلیه نموده است! دروغ مضحكى كه هر ناظر بیطرفى را به خنده وا مى‏داشت.

على اكبر ولایتى كه آن زمان وزیر امور خارجه بود در این باره مى‏نویسد: "عراق به صراحت شكست خود را اعتراف نكرد و حتى مدعى بود كه گوشمالى لازم را به انقلاب اسلامى ایران داده است و درنتیجه، چون ضرورتى احساس نمى‏كرد كه نیروهایش بیشتر در خرمشهر بمانند، آن‏ها را با درگیرى به عقب كشیده است."

در این بین واكنش رسانه‏هاى غربى نیز قابل توجه بود؛ آن‏ها كه در طول 8 سال دفاع مقدس از هرگونه حمایتى از رژیم بعثى دریغ نمى‏كردند در طول عملیات بیت المقدس با نوعى بایكوت خبرى فتوحات سپاه اسلام، تلاش مى‏كردند كه به نوعى شكست افتضاح‏آمیز صدام را توجیه نمایند و حتى بعد از آزادسازى خرمشهر نیز تا 48 ساعت از اعلام آن دریغ مى‏ورزیدند تا این‏كه سرانجام مجبور شدند به این شكست اعتراف نمایند.

بى.بى.سى در تحلیلى ابراز داشت: "همانطور كه بدون شك اطلاع دارید دیروز بندر خرمشهر پس از 20 ماه دوباره به دست نیروهاى ایرانى افتاد. بدین ترتیب ایران هم رسما و هم اسما كاملا در جنگ پیروز شده است."

آسوشیتدپرس اعلام كرد: "خرمشهر از جایگاههاى بزرگ جنگ محسوب مى‏شود و بیرون راندن عراقى‏ها به آن معناست كه عراقى‏ها عملاً تمام مناطق استراتژیكى را كه در آغاز جنگ تصرف كرده بودند از دست داده‏اند."
نیوزویك نوشت: "عراق مى‏خواست با هجوم به سرزمینهاى ایران شاهد سقوط جمهورى اسلامى باشد ولى این آرزو با برترى نیروهاى ایرانى اتفاق نیفتاد."

خبرگزارى فرانسه گزارش داد: "این موفقیتها، حاكى از آن است كه جمهورى اسلامى ایران موفق شده ارتش باقى‏مانده از رژیم گذشته را در نیروى منسجمى ادغام نماید و این چه از لحاظ شیوه‏هاى جنگى‏مورد استفاده و چه از نظر عناصر خادم یك رژیم انقلابى بى‏سابقه است."

دستاوردهاى استراتژیك عملیات بیت المقدس‏

عملیات پیروزمندانه بیت المقدس كه منجر به آزادسازى خرمشهر پس از 575 روز گردید، ضربه اساسى و تعیین كننده‏اى بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامى معادلات، باورها و ذهنیتهایى را كه در مورد توانایى و قابلیتهاى نظامى جمهورى اسلامى ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیارى از كارشناسان نظامى و تحلیلگران رسانه‏هاى خارجى، در برابر "سرعت عمل" و "ویژگیهاى عملیاتى" نیروهاى ایرانى به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.

رادیو دولتى انگلستان كه در شامگاه نهم اردیبهشت 1361اعلام مى‏كرد: "چنانچه ایرانیان در صدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت‏ترین "گردو" را براى شكستن برگزیده‏اند"، سرانجام ناچار شد سكوت خود را بشكند و طى گفتارى در روز پنجم خردادماه سال شصت و یك، یعنى دو روز پس از فتح خرمشهر توسط رزمندگان ایران اسلامى، حیرت زده اعلام كند: "از زمانى كه خبرنگاران غربى از نیروهاى عراقى در خرمشهر دیدن كرده و از روحیه خوب آن‏ها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمى‏گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقى‏ها بیرون كشیده شد."

در ساعت ده و پنجاه و پنج دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد،1361خبرگزاریهاى بین‏المللى، در گزارشهایى كه با عنوان "بسیار مهم" از بغداد به سراسر جهان مخابره كردند، براى نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامى صادره از سوى حكام بغداد، اعلام داشتند كه عراق "تلویحاً" به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهورى اسلامى ایران، خبرگزارى رسمى عراق آى. ان. ا طى‏یك اطلاعیه كوتاه ضمن آن‏كه از خرمشهر با عنوان "بندر خرمشهر" نام برد، اعلام كرد: "سخنگوى ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهاى بین‏المللى عقب نشینى كرده اند. خبرنگار عراق افزود كه عقب نشینى نیروهاى عراقى، از روز یكشنبه اول خرداد 1361آغاز شده بود."

همین اطلاعیه تلكس بین‏المللى خبرگزارى عراق، عصر روز چهارم خرداد 1361 به صورت دیگرى از سوى رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افكار عمومى عراق رسانده شد: "یك سخنگوى ارتش عراق اعلام كرده است كه نیروهاى پیروزمند قادسیه صدام پس از آن‏كه تمامى حمله‏هاى قواى دشمن مجوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاحواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند...

صبح روز 24/5/1982، 3/3/1361 در یك جا به جایى تحسین برانگیز، عقب نشینى تاكتیكى (!) خود را از جبهه محمره (خرمشهر) با موفقیت كامل انجام داده‏اند."

این دعاوى درست در شرایطى از رادیوى دولتى بغداد پخش مى‏شد كه خبرگزارى آمریكایى "یونایتدپرس" در ساعت بیست و چهار و بیست و دو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالى خود از بیروت، سربازان عراقى را در حال فرار توصیف كرد و نوشت: "... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالى هستند."

اهمیت، ارزش و دستاوردهاى استراتژیك این عملیات:

1- منطقه عملیات، منطقه‏اى بود كه دشمن به خاطر آن تهاجم خود را به جمهورى اسلامى آغاز كرده بود و در واقع كلید فتح استراتژیك عراق در جنگ و مركز ثقل و محور ادعاهاى رژیم عراق محسوب مى‏شد.
2- وسعت این عملیات در مقایسه با تمام عملیات‏هاى دفاع مقدس بزرگتر بوده و بیشترین مساحت سرزمین‏هاى اشغالى در این عملیات آزاد گردید.
3 -بیشترین تعداد اسراى جنگى دشمن در این منطقه به اسارت جمهورى اسلامى ایران درآمد.
4 -از نظر تاكتیكى یكى از عملیاتهاى بزرگ عبور از رودخانه توأم با غافلگیرى در آن انجام شد.
5-با انجام عملیات بیت‏المقدس دومین شهر عراق یعنى بصره در تیرس توپخانه‏هاى جمهورى اسلامى قرار گرفت و استراتژیك‏ترین منطقه عراق یعنى استان بصره در معرض مخاطره جدى قرار گرفت.
6- فاصله كم اولین مرحله از این عملیات با عملیات بزرگ قبل از آن یعنى فتح‏المبین نشان داد كه جمهورى اسلامى به نرخ رشد بالایى در قدرت نظامى آفندى رسیده و این آهنگ بالا و دور تك سریع در چنین مقیاسى علامت سؤال بزرگى را در مقابل بقاى رژیم عراق قرار داد.
7- این عملیات یكى از نقاط اوج هماهنگى و وحدت و تلاش بین ارتش جمهورى اسلامى و سپاه پاسداران انقلاب اسلامى بود و در آن نیروهاى بسیج مردمى نقش محورى و كلیدى را ایفا نمودند.

در پایان جا دارد كه از رشادتها و فداكاریها و خلاقیت‏هاى سپهبد شهید صیاد شیرازى كه فرماندهى نیروهاى ارتش جمهورى اسلامى ایران را در این عملیاتها به عهده داشت تجلیل شود.

چرا جنگ پس از فتح خرمشهر ادامه یافت؟!

در مورد ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر معمولاً یك سؤال مطرح است كه چرا جنگ پس از فتح خرمشهر باز هم ادامه یافت؟ یك سنت تاریخى وجود دارد كه همواره پس از خاتمه یك حادثه به دلیل روشن بودن نتایج و عواقب آن سؤالاتى مطرح مى‏شود كه پاسخ به آن‏ها در زمان وقوع حادثه مشكل است، اما پس از خاتمه آن، سؤالات آسان به ذهن رسوخ مى‏كنند. در مورد ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر نیز همین گونه است. در این زمینه باید اشاره كرد كه:

پس از خاتمه عملیات بیت‏المقدس، جمهورى اسلامى ایران در برترى چشم‏گیرى از قدرت رزمى نسبت به عراق بود. آهنگ دور عملیاتها، فاصله زمانى كوتاه بین آن‏ها، مقیاس وسیع عملیاتها و موفقیت‏هاى‏حاصله از آن‏ها نشان دهنده دورنماى روشن و درخشانى بود كه در آن پیش‏بینى مى‏شد ادامه جنگ به كسب پیروزى‏هاى بزرگترى خواهد انجامید. بنابراین منطق سیاسى و دانش نظامى حكم نمى‏كرد در شرایطى كه امكان كسب امتیازات موثرتر و پیروزى‏هاى وسیع‏ترى در ادامه جنگ وجود دارد به حداقل امتیازات و نتایج به‏دست آمده اكتفا نموده، همانگونه كه عاقلانه نبود در شرایطى كه امكان حفظ امتیازات و ارزش‏هاى به‏دست آمده وجود داشت با اصرار در ادامه جنگ به از دست دادن آن‏ها راضى شد. تصمیم به ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در دومین سال جنگ و پذیرش قطعنامه 598 در سال پایان جنگ منطبق با منطق فوق مى‏باشد.

خبرگزاری فارس
1
6 خرداد 1387 ساعت 02:19
دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر

دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر


تهران - حیات

رژیم عراق به دنبال شکست سنگینی که در پایان عملیات بیت‌المقدس در خرداد 1361 از رزمندگان اسلام متحمل شد و چاره‌ای جز پس‌دادن خرمشهر به ایران اسلامی نداشت، پس از پذیرش این خفت تقاضای صلح را مطرح کرد. این موضوع بلافاصله مورد استقبال کشورهای حامی او قرار گرفت. اما ایران حاضر به پذیرش صلح در این مقطع از جنگ نشد و استراتژی «ادامه جنگ تا تنبیه متجاوز» را برگزید.
در این مقاله سعی شده است به این سوال پاسخ داده شود که چرا ایران در این مقطع حاضر به پذیرش آتش‌بس نشد و استراتژی ادامه جنگ تا تنبیه متجاوز را انتخاب نمود؟
پس از عملیات فتح‌المبین در فروردین سال 1361 که حضرت امام(ره) آن را حماسه بزرگ و «فتح‌الفتوح» نامیدند، تنها یک گام دیگر تا آزادسازی کامل مناطق استراتژیک ایران باقی مانده بود و آن آزادی خرمشهر به عنوان نماد توازن سیاسی ـ نظامی بود که بدین‌ترتیب، استراتژی عراق و متحدان بین‌المللی و منطقه‌ای آن به طور کامل به شکست می‌انجامید و اراده دینی ملّت ایران در سخت ترین شرایط تاریخی (که در دوران معاصر نظیر نداشت) تحقق می‌یافت. بدین‌ترتیب عملیات بیت‌المقدس با هدف آزادسازی خرمشهر در 10 اردیبهشت 1361 آغاز شد، اما حساسیت و اهمیت هدف‌های ایران و عراق در این منطقه موجب شد که عملیات به مدت 25 روز به درازا بکشد. ولی در نهایت رزمندگان اسلام در حالی که در شرایط بسیار دشوار آب و هوایی می‌جنگیدند، در اوج اقتدار و به لطف الهی خرمشهر را آزاد کردند.
عملیات بیت‌المقدس از نظر توان ارتش عراق، وسعت منطقه درگیری و نیز موانع بسیار، چنان بزرگ و شگفت‌انگیز بود که امام‌خمینی(ره) در هشتم خرداد 1361 فرمودند: «فتح خرمشهر یک مساله عادی نبود، اینکه 15 الی 20 هزار نفر به صف برای اسارت بیایند و تسلیم شوند مساله‌ای عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است.»
عملیات‌های پی‌درپی ایران و آزادی خرمشهر موازنه نظامی ـ سیاسی را به نفع ایران تغییر داد. در این سلسله عملیات‌ها سرزمینهای اشغال شده جنوب کشور که مهمترین برگ برنده عراق به شمار می‌رفت کاملاً آزاد شد.

تحول در استراتژی ایران

پس از فتح خرمشهر و برتری سیاسی ـ نظامی ایران، که یکی از اهداف آن پایان درگیری بود، پیش‌بینی می‌شد که زمینه اتمام جنگ فراهم آید و قدرت‌های بزرگ پایان جنگ را به طور جدی و با در نظر گرفتن عدالت و تنبیه متجاوز پی‌گیری کنند، همانگونه که در مورد بسیاری از جنگ‌های بین‌المللی چنین شد. اما با وجود این تصور، آمریکا و غرب در راستای حفظ حکومت عراق و فشار بر جمهوری اسلامی تلاش‌های خود را آغاز کردند. در واقع آمریکا به عنوان عضو برتر شورای امنیت سازمان ملل بدون توجه به خواسته‌های قانونی ایران، در پی تحمیل مذاکره بدون شرط بر ایران بود قطعنامه 514 شورای امنیت به گونه‌ای طراحی شده بود که خواسته‌های مشروع ایران را در بر نداشت. افزون بر این، قدرت‌های بزرگ به دلیل وضع برتر جمهوری اسلامی‌ ایران، مایل بودند مذاکرات در شرایطی انجام شود که جمهوری اسلامی فاقد برتری نظامی باشد. به عبارت دیگر شورای امنیت نشان داد که آنها درصدد مدیریت بحران می‌باشند نه حل آن. لذا ایران در این مقطع با توجه به حضور عراق در بعضی از مناطق غربی ایران تصمیم به ورود به خاک عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر گرفت. اما اهداف اصلی ایران از ورود به خاک عراق چه بود؟ ایران در ادامه جنگ چه اهدافی را دنبال می‌کرد؟

اهداف ایران از ورود به خاک عراق

مهمترین هدف ایران از ورود به خاک عراق، وادار کردن جامعه بین‌المللی به تنبیه متجاوز بود تا از این رهگذر به قدرت سیاسی انقلاب خدشه وارد نیاید. در این باره آقای محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران می‌گوید: "استراتژی رسمی ایران پس از آزادی خرمشهر، انجام یک عملیات برای پشتوانه مذاکرات سیاسی تعیین گردید. البته در ذهن فرماندهان و رزمندگان مطرح بود که اگر فرصت پیش آمد، تا بصره و بغداد پیش بروند. اما این استراتژی مبنای برنامه‌ریزی ساختارهای کشور نبود. هدف و شرط مذاکرات سیاسی نیز از طرف رهبری، تنبیه صدام و گرفتن غرامت بود، اما مواظبت می‌کردند که این استراتژی حداقل حتماً رعایت شود."
مسلماً آمریکایی‌ها به‌ دلیل‌ نگرانی‌هایی‌ که‌ از پیروزی‌ ایران‌ داشتند به‌ هیچ ‌‌وجه‌ مایل‌ به‌ در نظر گرفتن‌ خواسته‌های‌ بر حق‌ جمهوری ‌اسلامی‌ مبنی‌ بر تعیین‌ متجاوز و پرداخت‌ غرامت‌ نبودند و به‌ همین‌ دلیل‌ تنها بر آتش‌‌بس‌ تاکید داشتند. حال‌ با توجه‌ به‌ اهداف ‌متجاوزان‌ و نیز نظر به‌ برتری‌ نظامی‌ ایران‌، آیا جمهوری‌ اسلامی‌ می‌توانست‌ جنگ‌ را بدون‌ تامین‌ خواسته‌های‌ برحق‌ خود خاتمه‌ دهد و یا یک‌ جانبه‌ ترک‌ مخاصمه‌ کند؟ آیا دولتمردان ایران در این صورت پاسخی برای نسلهای آینده داشتند؟
بی‌گمان تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت که امنیت سیاسی و اقتصادی را در پی داشته باشد، تنها با اقدام در زمین میسر بود و وضعیت حاکم بر نظام بین‌المللی که دارای حاکمیت زور و عاری از جنبه‌های عقلایی و انسانی بود، بستر حقوقی احقاق حق را از بین برده بود.
هدف دیگر از ورود به خاک عراق، رهایی از شرایط «نه جنگ و نه صلح» بود که ادامه آن برای ایران بسیار گران تمام می‌شد و دشمن نیز زمان لازم را برای تجدید قوا به دست می‌آورد. حامیان‌ جهانی‌ عراق می‌خواستند جنگ‌ و تجاوزات‌ و ویرانی‌های‌ بسیاری‌ را که‌ رژیم‌ صدام‌ به‌ وجود آورده‌ بود، نادیده‌ بگیرند و آن‌ را طوری‌ به‌ سود عراق خاتمه‌ دهند که‌ گویا اصلاً تجاوزی‌ در کار نبوده‌ است‌ و حتی‌ وضعیتی‌ را ایجاد کنند که‌ هرگاه‌ خواستند، عراق را مجدداً به‌ تجاوز وا دارند و ایران‌ را در حالت‌ نه‌ جنگ‌ و نه‌ صلح‌ و در معرض‌ تهدید دایمی‌ قرار دهند.
امام‌ خمینی(ره) درباره‌ ماهیّت‌ صلح‌ درخواستی‌ عراق فرمودند: "ما اگر مجرم‌ را امروز رهایش‌ کنیم‌، امروزی‌ که‌ ما قدرت‌ داریم‌... این‌ معنای‌ آتش‌بس‌ نیست‌. این‌ معنای‌ صلح‌ نیست‌. ضمن اینکه منطق حکم می‌کند، دشمن عقب رانده شده را باید به نحوی مجازات کرد که برای سال‌های سال، خیال تهاجم مجدد را از سر بیرون کند."
موضوع‌ مهم دیگری که در ترغیب جمهوری اسلامی برای ورود به خاک عراق موثر بود، از هم گسیختگی ارتش عراق و عدم انسجام موجود میان مردم، ارتش و حکومت بعثی بود که کاملاً به چشم می‌خورد و این مساله دورنمای روشنی را برای اقدام نظامی ایران ترسیم می‌کرد.
*مهمتر آن‌ که‌ احتمال‌ تقویت‌ روحی‌ و نظامی‌ عراق و حمله‌ی ‌مجدد به‌ داخل‌ خاک‌ ایران‌ نیز وجود داشت‌؛ چنان‌ که‌ در پایان‌ جنگ‌، پس‌ از این‌ که‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ قطعنامه‌ی‌ 598 را پذیرفت‌، عراق تلاش‌ نظامی‌ نسبتاً گسترده‌ای‌ برای‌ اشغال‌ مجدد اهواز و خرمشهر آغاز کرد که‌ با شکست‌ مواجه‌ شد. با این‌ ملاحظات‌ تنها راه‌حلی‌ که‌ فراروی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ قرار داشت‌، تلاش‌ نظامی‌ برای‌ تأمین‌ حقوق خود و تحقق‌ صلحی‌ شرافتمندانه‌ بود.
ضرورت تصمیم‌گیری برای تداوم یا پایان جنگ با در نظر‌گرفتن شرایط حاکم بر منطقه و موقعیت سیاسی ـ نظامی ایران به برگزاری جلسات شورای عالی دفاع در حضور امام خمینی(ره) منجر شد. در این جلسات کلیه‌ی مسوولین با توجه به عدم رعایت حقوق ایران از طرف عراق و حامیان جهانی‌اش، بر ادامه‌ی جنگ تأکید داشتند.
به این ترتیب ایران دلایل منطقی و عقلانی برای ادامه جنگ داشت که این دلایل عبارت بودند از:
1ـ عدم تحقق شرایط ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل برای صلح (شناسایی و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت از سوی عراق)
2ـ عدم تأمین مرزهای ایران؛ نقاطی در شلمچه، طلائیه، فکه و قصرشیرین هنوز در اشغال عراق بود. شهرهای سومار، نفت‌شهر و مهران عملاً در اشغال دشمن بود و امکان آزادسازی این نقاط از راه مذکور غیرمعقول به نظر می‌رسید و راهی جز ادامه‌ی جنگ وجود نداشت. از طرفی دیگر بدون داخل شدن نیروهای ایران به خاک عراق و خارج‌کردن آبادان و خرمشهر از بُرد توپخانه‌ی عراق، زمینه‌ی بازگشت مردم این شهرها فراهم نمی‌آمد.
3ـ از آنجا که بعد از فتح خرمشهر هنوز بخشهایی از خاک ایران در دست عراق بود لازم بود ما نیز بخش‌هایی از عراق را در دست داشته باشیم تا در موقع مذاکره با دست پر حاضر شویم.
4ـ جلوگیری از استمرار استراتژی هجومی عراق در دریا و هوا؛ اگرچه نیروهای زمینی عراق در زمین متوقف و به عقب رانده شده بود ولی حملات عراق در دریا و هوا ادامه داشت.
5ـ تنها چیزی که ارتش عراق از دست داده بود روحیه بود که با توجه به روحیه‌ی فرماندهی آن (شخص صدام) این مساله نیز پس از مدتی قابل ترمیم بود.
6ـ توانایی کمّی ارتش عراق در حال ترمیم بود و با کمک همه جانبه دول بزرگ و حامیان منطقه‌ای آن افزایش یافته بود.
7ـ در حالی که نیروهای جمهوری اسلامی در نوار پیروزی قرار داشتند، توقف ناپایا در فراز قدرت و دادن فرصت مجدد به عراق، زیان‌هایی به بار می‌آورد. اگر آن روز جنگ متوقف می‌شد و تجربه‌ای چون مذاکرات سوریه و اسراییل بر سر ارتفاعات جولان، فراروی ما قرار می‌گرفت و ما ناچار می‌شدیم بر سر سایر مناطق تحت اشغال، پشت میز مذاکره با عراق چانه‌زنی بی‌حاصل کنیم در نتیجه امروز ،جامعه مسوولان وقت را شماتت می‌کرد.
8ـ عدم اطمینان به حکومت بعث عراق و شخص صدام بر پایبندی به تعهدات؛ همچنان که این موضوع در آخر جنگ ثابت شد. زمانیکه ایران آتش‌بس و قطعنامه 598 را پذیرفت عراق به دلیل قدرت گرفتن نیروهای نظامیش دوباره بخش‌هایی از خاک ایران را اشغال کرد.
در مورخ 20 خرداد 1361 جلسه‌ای در حضور امام خمینی(ره) در جماران تشکیل گردید و موضوع مورد مشورت قرار گرفت. از نظر نظامیان حاضر در جلسه، با تکیه بر اصل متعارف نظامی «تعقیب دشمن» توقف جنگ بعد از فتح خرمشهر یک حرکت غیراصولی بود به همین دلیل امام خمینی(ره) با استماع دلایل نظامیان و ناامیدی از پذیرش شرایط ایران توسط دولت عراق و با توجه به حضور ارتش عراق در بعضی از شهرهای مرزی ایران مانند نفت‌شهر و مهران با ادامه‌ی جنگ و ورود نیروهای ایران به خاک عراق موافقت نمودند.
در پایان می‌توان گفت در مجموع پس از فتح خرمشهر، شرایط برای اتمام جنگ مهیا نبود. پس از بازپس‌گیری خرمشهر، منطقه با حمله اسراییل به جنوب لبنان روبرو شد و وقفه‌ای در ادامه جنگ پیش آمد و نیروی ایران متوجه جنوب لبنان بود، اما زمانی که احساس شد فتح خرمشهر به تنهایی برای ریشه‌کن کردن تجاوز و  به دست آوردن حقوق ایران کافی نیست، شعار ادامه‌ عملیات و دفاع تا تنبیه متجاوز و ریشه‌کن کردن تجاوز مطرح گردید.
نویسنده :سیدمصطفی آقامیری

__