| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
20
|
64
|
87/7/23 (22:15)
|
|
||
|
|
2
|
3
|
87/8/25 (19:36)
|
|
||
|
|
16
|
53
|
87/8/25 (19:04)
|
|
||
|
|
6
|
18
|
87/8/25 (18:46)
|
|
||
|
|
4
|
29
|
87/8/23 (09:00)
|
|
||
|
|
4
|
18
|
87/8/14 (02:55)
|
|
||
|
|
5
|
22
|
87/7/27 (18:04)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
87/7/27 (17:46)
|
|
||
|
|
18
|
47
|
87/7/16 (01:40)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
87/7/16 (01:15)
|
|
عنوان بحثحرفهای خودمونی 2 آبان 86 - 20:53 | |
اصطلاحات و حرفهای خودمونی تو جبهه | |
22 28 بهمن 1386 ساعت 11:52 | ||
|
21 28 بهمن 1386 ساعت 11:51 | ||
|
20 12 دی 1386 ساعت 13:26 | |
خیلی جالبن دستتون درد نکنه درسته کتاب مرجعی وجود داره.اما اینطور دسترسی راحت تره. |
19 11 دی 1386 ساعت 13:43 | |
مجموعه کتابهای(فرهنگ جبهه)مرجع خوبی برای این بحث است
|
18 30 آذر 1386 ساعت 19:54 | |
ادبات ، ادااطوار
این اصطلاح برای واحد « ادوات » كه محل سلاحهای سنگین از قبیل: خمپاره ، گرینوف و ضدهوایی بود به كار میرفت كه كنایه از ادب كردن دشمن هنگام رزم داشت . از آنجایی كه نیروهای این واحد در هنگام درگیری از حركات و جنب و جوش بسیار برخوردار بودند، به این واحدها واحد ادااطوار نیز میگفتند
|
17 30 آذر 1386 ساعت 19:51 | |
اتوبوس سوار شدن
در جبهه اگر رزمندگان میخواستند به همدیگر التماس دعا بگویند، میگفتند: «اتوبوس سوار شدی ما را هم سوار كن!» یعنی در راه رسیدن به محبوب و خشنودی او ما پیادهایم و تو سواره و سزوار نیست كه سواره رعایت حال پیاده را نكند . قدر مشترك تشبیه اتوبوس سوارشدن به نماز شب خواندن در ظرفیت چهل سرنشین داشتن اتوبوس و استحباب دعا برای چهل مؤمن در قنوت نماز شب بود .
|
16 28 آذر 1386 ساعت 18:31 | |
ابوالفضل
در جبهه كسی كه یك یا دو دستش قطع شده بود، با تأسی به علمدار آقا اباعبدالله (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) ، و برای زنده نگه داشتن نام و یاد آن سردار سپاه اسلام ، لقب ابوالفضل میدادند .
|
15 28 آذر 1386 ساعت 18:29 | |
آهن ربای قلب ها
جبههی جنگ، منطقهی عملیاتی . آنجا كه همهی اشخاص و اصناف را دور شمع وجود خود در آن برهه از زمان جمع كرده، صغیر و كبیر را شیفته و مجذوب خود ساخته بود
|
14 26 آذر 1386 ساعت 14:31 | |
آماده به خواب
منتظر لغو آمادهباش و مهیا برای به بستر رفتن . مواقعی كه مسألهی خاصی پیش میآمد و یا برای آمادگی رزمی و روحی نیمههای شب آمادهباش میدادند، بچهها به شوخی میگفتند: « آماده به خواب » یعنی آمادهام تا دستور آمادهباش لغو شود و بخوابم .
|
13 26 آذر 1386 ساعت 14:30 | |
آرپیجیزن
آرپیجیزن: كسی كه در حضور جمعی از شخصی تعریف میكرد . البته نسبت به آنچه انجام داده است، نه حمد و مدح برای كارهای نكرده .
|
12 25 آذر 1386 ساعت 11:14 | |
آدم بیدار كن
نمازشب خوان _ كسی كه در تاریكی مطلق سنگر، شب هنگام برای راز و نیاز با خدا برمیخیزد و به ناگزیر در آن بستر به هم فشرده، تا میخواست برای وضو ساختن بیرون بیاید دست و پای بعضی از بچهها را لگد كرده و از خواب بیدارشان میكرد .
|
11 25 آذر 1386 ساعت 11:12 | |
آچار فرانسه ی گردان
نیرویی كه به درد همه كار میخورد و بدون اینكه مسئول مستقیم كاری باشد، وقت و بیوقت و در همهی شرایط وجودش مشكل گشا و سمبل كارآیی و توانایی و هنر بود .
|
10 21 آذر 1386 ساعت 17:53 | |
آبی خاكی
اصل اصطلاح آبی خاكی در جبهه به نیروهای مخصوص و غواصی اطلاق میشد كه از كارآیی نسبتاً خوبی برخوردار بودند و در ارتش به " تكاور " و " رنجر " معروفاند؛ این نیروها هم در خاك و خشكی عمل میكنند و هم در آب .
|
9 17 آذر 1386 ساعت 17:05 | |
آبروی هیأت
كسی كه بچههای هیأت (گردان یا دسته) به او میبالیدند و به وجودش افتخار میكردند، یا به عبارت دیگر شأن و احترام مجموعه و دسته كه همگی سعی در حفظ آن داشتند و اگر كسی از روی سادگی و بیاطلاعی حرفی میزد كه موجب خندیدن حاضرین میشد، یا در بحثها به اصطلاح « كم میآورد » دوستانش بهاو میگفتند: « آبروی هیأت را بردی .»
|
8 17 آذر 1386 ساعت 17:03 | |
آب و روغن را چك كردن
منظور سر و سامان دادن به وضع خود و پیش بینیهای لازم را برای پیمودن مسیرهای طولانی در عملیات انجام دادن .
|
- 1
- 2












