userinfo close

  ,

والیبال


volleyball_iran

تاسیس: 30 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: علی جورابچی - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
0
91/3/14 (09:27)
81
449
91/3/14 (09:25)
8
15
91/3/12 (21:27)
27
135
91/3/7 (14:57)
28
54
91/3/7 (14:55)
11
39
91/3/7 (14:53)
14
106
91/3/7 (12:10)
3
9
91/3/5 (18:01)
5
21
91/2/12 (20:51)
2
15
91/2/7 (03:21)
8
32
91/1/31 (00:09)
18
80
91/1/24 (17:15)
42
355
91/1/22 (14:12)
3
37
91/1/10 (16:47)
3
19
90/12/2 (16:14)
0
2
90/11/30 (05:36)
0
13
90/11/5 (11:57)
4
20
90/10/22 (12:07)
7
96
90/10/5 (18:53)
0
26
90/9/17 (11:35)

عنوان بحث

رسول عظیمی , rasoolazimi
رسول عظیمی - 13:19 1388/03/3

خاطرات والیبالی

بهترین خاطره والیبالیتون چی بوده؟ (توی زمین والیبال به عنوان بازیكن یا هنگام دیدن یه مسابقه والیبال و...)
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
یاسمن ف , yasamandj
یاسمن ف - 18:53 1390/10/5
7

تو اولین مسابقات استانی من  بود که من از شدت استرس حالم بد شد . مامانم میگفت الهی بگردم بچم باید روز مسابقش اینجوری بشه . وقتی هم رفتم تو ماشین که بریم باشگاه برام اب قند اوردن هه هه

  , h11us
Hosein - 12:28 1390/05/20
6

تو اصفهان مسابقات بین پالایشگاه های کشور بد بازی کردیم کاپیتانمون اصاب نداشت توپو شوت کرد تو شیکم بازیکن حریف طرف خوابید زمین پا نشد و کاپیتانمون کارت گرفت

دوستمم که حسابی استرس داشت سرویس زد خورد به داورر

معصومه عطایی , abzxukj
معصومه عطایی - 02:45 1390/05/2
5
اومدم دفاع برم......

همچین پریدم این طناب تورشون سیمی بود یهودیدم روتورآویزون موندم وتورپرتم کرد زمین تمام اززیربازوی دست راستم تازیرگلوم وزیربازوی دست چپم زخمی شد....

خیلی وحشتناک بود

کلی دردم اومد.........

یه بارم مبتدی بودم اومدم شیرجه بزنم (شلوارپام بود)نمیدونستم زمین والیبال اینجوریه......

چشمتون روزبدنبینه شیرجه زدن همانا وپاره شدن زانو شلواروکنده شدن پوست زانو همانا ازهمه بدترسوزش داشت امونمو میبرید
شادی بلا , shadi65_2009
شادی بلا - 11:07 1388/04/27
4

اولین باری که تو مسابقات شرکت کردیم من خیلی استرس داشتم با بسم ا... رفتم برا سرویس بعد کلی دعا که خدایا کمکم کن خوب بشه زدم زیر توب

چشمتون روز بد نبینه انگار بجای زمین حریف باقالیارو نشونه رفته بودم اخه توب بین میله های سقف ورزشگاه گیر کرده بود

علیرضا ج , ajmaster
علیرضا ج - 18:41 1388/04/18
3
lotfan salame mano be ostad iadolahe karegar pishe beresoono begoo dasteshoono miboosam.
ابلی اجین فرن , ebeliejinfren
ابلی اجین فرن - 23:51 1388/03/9
2
تازگیا تو مسابقات والیبال شهرستانی استان آ.غ شرکت کردیم ، وقتی به ارومیه رسیدیم همه ی تیم ها می گفنت که 2 تا تیم ارومیه خیلی قوی هستن و بدبخت تیمی که تو گروه اونا بیوفته ،از شانس بد ،افتادیم تو گروه اونا.یه بازیکن توی تیم ارومیه بود که می گفتن خیلی خوب بازی میکنه و برای اردوی تیم ملی دعوت شده.منم خیلی دوست داشتم توی بازدر برابر اون یه خودی نشون بدم (آخه من . اون کاپیتان تیم بودیم)آخرای بازی بود که داشتیم می باختیم که اون پسره بلند شد که یه آبشار قدرتی بزنه که خیلی خوب رفتم دفاعش و درست توپ رو بلوک کردم تو صورتش.بعد بازی هرچند باخته بودیم ولی خیلی خوشحال بودم ،تا شب دیر وقت هم هرکی بهم می رسید بهم می گفت دفاعت خیلی عالی بود.
رسول عظیمی , rasoolazimi
رسول عظیمی - 13:35 1388/03/3
1

اولیشو خودم میگم:

من قدیما تو مدرسمون (دبیرستان دانشمند) به خاطر علاقم به والیبال تو گروه والیبال بودم(البته تنیس و فوتبال رو هم دوست دارم) تو همون هفته اول سر زنگ ورزش داشتیم مسابقه میدادیم.مربی ورزشمون هم تو تیم مقابل ما بود. اومدم سرویسی رو كه مربی ورزشمون فرستاده بود رو با ساعد دفع كنم كه محاسباتم درست در نیومد و بعد از اینكه توپ به ساعدم خورد با شدت  ما فوق تصوری خورد به سر یار جلوئیم !!!! !همون لحظه مربیمون با عصبانیت گفت :  بورو بیرون!!!!!! شدت ضربه  و نوع خوردنش به سر هم تیمیم طوری بود كه بچه های تیم تا یه چند دقیقه  نمیتونستن جلوی خندشون رو بگیرن كلآ بازی رو با این كارم به هم ریختم.دلم واسه اون بنده خدا كه توپ بهش خورد سوخت.

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.