| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
14
|
345
|
91/3/14 (01:58)
|
|
||
|
|
140
|
2263
|
91/3/14 (01:24)
|
|
||
|
|
11
|
816
|
91/3/14 (00:45)
|
|
||
|
|
2
|
122
|
91/3/7 (04:00)
|
|
||
|
|
18
|
280
|
91/3/7 (03:51)
|
|
||
|
|
4
|
61
|
91/3/4 (09:29)
|
|
||
|
|
357
|
1892
|
91/3/4 (08:43)
|
|
||
|
|
262
|
3795
|
91/3/4 (07:14)
|
|
||
|
|
2
|
457
|
91/3/3 (09:19)
|
|
||
|
|
139
|
1777
|
91/3/1 (21:34)
|
|
||
|
|
25
|
554
|
91/3/1 (19:48)
|
|
||
|
|
8
|
2989
|
91/2/16 (22:32)
|
|
||
|
|
30
|
876
|
91/1/17 (15:42)
|
|
||
|
|
1
|
27
|
90/12/26 (15:22)
|
|
||
|
|
11
|
216
|
90/12/10 (11:12)
|
|
||
|
|
0
|
54
|
90/9/9 (10:37)
|
|
||
|
|
0
|
114
|
90/8/23 (22:51)
|
|
||
|
|
0
|
21
|
90/7/20 (21:28)
|
|
||
|
|
1
|
57
|
90/6/18 (00:29)
|
|
||
|
|
5
|
1004
|
90/5/15 (01:50)
|
|
راه حل سوئدی برای روسپیگری
روسپیگری به مثابه خشونت علیه زنان
ترجمه: هما مداح/مرکز فرهنگی زنان
نویسنده: ماری دی سانتیز، دسامبر ۲۰۰۴
در دنیایی که همه به روسپیگری به عنوان مشکلی غیرقابل حل و همیشگی نگاه میکنند، اقدامات یک کشور درمبارزه با روسپیگری مانند تک چراغی در ظلمات به چشم میآید. در عرض ۵ سال تعداد زنان روسپی در سوئد به طرز چشم گیری کاهش یافته است. در استکهلم، پایتخت سوئد، تعداد زنان روسپی به میزان ۶۰ درصد و تعداد مردانجاکش به میزان ۸۰ درصد کاهش یافته است. در دیگر شهرهای بزرگ سوئد نیز اثری از زنان روسپی در خیابان دیده نمیشود. پیش از آن اکثر فاحشه خانهها و مراکز ماساژ مشهور سوئدی، که در طی ۳ دهه قانونی بودن روسپیگری در این کشور، به طرز فزایندهای افزایش یافته بودند، به تدریج برچیده شدهاند.
به علاوه تعداد زنانی که برای سکس به داخل کشور سوئد قاچاق میشوند به نزدیک صفر رسیده است. دولت سوئد تخمین زده است که در طی چندین سال اخیر، سالانه تنها حدود ۲۰۰ تا ۴۰۰ زن برای استفاده در صنعت سکس به داخل سوئد قاچاق شدهاند که در مقایسه با رقم ۱۵ تا ۱۷ هزار زن که سالانه به همین منظور وارد کشور همسایهفنلاند میشوند، بسیار ناچیز است. تا کنون هیچ کشوری با هیچ تجربهی اجتماعی نتوانسته است به نتایج بدست آمده توسط سوئد نزدیک شود.
اما سوئد از چه راه حل پیچیدهای برای رسیدن به این نتایج فوق العاده استفاده کرده است؟ در کمال تعجب، سوئد راه حل پیچیدهای را انتخاب نکرده است. راه حل به قدری ساده و در عین حال محکم است که سریعا از خود میپرسیم"چرا قبلا کسی از آن استفاده نکرده است؟"
در ۱۹۹۹، سوئد پس سالها تحقیق و بررسی، قانونی را مورد تصویب قرار داد که به موجب آن ۱) خرید سکس جرم است۲) فروش سکس جرم نیست. فکر نوی پشت این قانون به صورت واضح در ادبیات دولت قابل مشاهده است:
"در سوئد فحشا جنبهای از خشونت مردان علیه زنان و کودکان به حساب میآید. روسپیگری رسما به عنوان شکلی از استثمار زنان و کودکان شناخته میشود و باعث بوجود آمدن مشکلاتی مهم در اجتماع است... تا زمانی که مردان زنان و کودکان را در قالب سیستم روسپیگری میخرند، میفروشند و استثمار میکنند برابری جنسیتی غیرقابل دسترسی خواهد بود."
ادامه دارد...
سام عزیز
درسته که کارهای سطح پایین ممکنه با علاقه فرد نباشه و اجبار زندگی اون فرد رو مجبور کرده باشه اما چون اجبار زندگی فرد رو مجبور کرده دلیلی برای اینکه ما اون کار رو از جامعه حذف کنیم وجود داره؟ اینجوری نمی شه جامعه رو اداره کرد کتاب سقوط آلبر کامو رو خوندی؟ خیلی کتاب قشنگیه در اطراف ما برده هایی هستن که زندگی می کنند روسپیان و زنان جزو این دسته اند و افرادی که تو می گی کسانی که کار سطح پایین با مزد کم دارند ما خوشحالیم که اونها آزادند و می خوایم به خاطر اینکه نام برده روشون نمی گذاریم از ما تشکر کنند
اسلام هبه کردن کنیز رو مجاز شمرده
به این میگی آزادی در اسلام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اسلام روسپی گری زن رو قانونی کرده بیا مهرش رو بده بخرش بعد هر کاری که گفتی حتی پشت شتر هم باید انجام بده
زنان کشتزار شمایند ارزش زن در همین حده
مادر پیچیده در پوشش از لحاظ ارتباطی و کم کم کسی که از ارتباطات حذف می شه پیچیده در پوشش فکری خاص
پیامبر(ص) فرمود: "شرّ النّاس مَن باع النّاس
ولی ساقی مواد و معتاد كار عادی انجام نمیدن
زنان در رابطه ی جنسی عاطفه محور هستند و رابطه ی صرفا جنسی مورد طبع مردان است. و بخاطر همین هم هست که روسپیگری شخصیت زن رو نابود می کنه و روسپیگری انتهای انحطاطه و این رو زن روسپی هم می دونه.
من کشوری رو ندیدم که بتونه این پدیده رو ریشه کن کنه اما این که یک پدیده ریشه کن نشده دلیل نمی شه که ما زمینه ی گسترشش رو هم فراهم کنیم
کی گفته با جرم شناخته شدنش روند نزولی پیدا نمی کنه؟ تازه این پدیده ها در کجا بیشتر روی می ده؟ در تهران! در کرج! و و و که شهرهای بزرگ و پر مهاجر هستن و باید با این پدیده ها به شکل درست مقابله بشه ولی نه اینکه مقابله نشه بخاطر همینم باید از الگوی کشورهایی که در این زمینه بیشتر موفق بودن استفاده کنیم.
این شهر تا شهر فرق می کنه می دونم الآن توی تهرون چه وضعیه ولی باز این ها دلیل نمی شه که این پدیده رو مجاز بدونیم و به دنبالش تجارت این پدیده رو هم مجاز بدونیم و بعد رسانه ها شروع به فعالیت کنن و اون وقت به چنان ابتذالی کشیده بشیم که در تمام تبلیغاتمون به زن نگاه ابزاری بشه
آهان منظورتون محدود کردنش به یک مکان خاصه تا هم محدود بشه و هم توی شهر پخش نشه
این که مردم برای کارگرهای شهرداری احترام قائل هستن یا نیستن خوب باید باشن ولی خوب این که در جامعه پدیده ی غلطی هست دلیل نمی شه که بگیم پس دیگر پدیده های غلط دیگر هم مجاز باشه مثل روسپیگری که حتی در کشورهایی که این کار رواج داره افراد خوششون نمیاد افشا بشن در نهانشون خبردارن که چه کار دارن می کنن
خوب مسئله اینه که روسپی شخصیتش در قبال این کار نابود می شه
ولی ساقی مواد و معتاد كار عادی انجام نمیدن

علاوه براین عنصر مهم دیگری از برنامهی قانون گزاری سوئد برای مبارزه با روسپیگری، تخصیص خدمات اجتماعی و مالی با هدف کمک به روسپیان برای ترک روسپیگری و حمایتهای مالی تکمیلی برای آموزش عموم مردمبود.استراتژی منحصر به فرد سوئد با روسپیگری به عنوان نوعی از خشونت علیه زنان برخورد میکرد که در آنمردانی که سکس را میخرند مجرم شناخته میشوند و زنانی که سکس را میفروشند قربانیانی هستند که به کمک نیاز دارند.
در کمال تعجب با وجود همهی این اقدامات در چند سال اول اجرای برنامه هیچ اتفاق تازهای نیفتاد. پلیس تعداد کمی روسپی و جاکش را دستگیر کرد و با همان رویهی سابق با آنها رفتار شد. مخالفان برنامه طعنه زنان گفتند" دیدید؟ روسپیگری همیشه وجود داشته و خواهد داشت"
اما سوئدیها که به برنامهی خود مطمئن بودند به این گوشه کنایهها توجهی نشان ندادند. آنها به سرعت مشکل را تشخیص داده و حل کردند. مشکل این بود که مسئولان انجام اقدامات قانونی به وظیفهی خود عمل نمیکردند.پلیسهم نیازمند همان آموزش عمیقی بود که مقامات قانون گزار و عامه مردم از آن بهره مند شده بودند : "روسپیگری نوعی از خشونت مردان علیه زنان است. باید مردان خریدار را مجازات کرده و به زنان فروشنده کمک کرد" پلیس، از بالاترین تا پایین ترین سطح تحت آموزش قرار گرفت و مشکل سریعا حل شد.
امروزه نه تنها سوئدیها ار رویکرد دولت خود نسبت به روسپیگری حمایت میکنند (بر طبق آمارهای ملی۸۰ درصدسوئدیها با این برنامه موافقاند)، بلکه پلیس و مقامات اجرایی نیز از وفادارترین افراد نسبت به برنامه به حساب میآیند.آنها متوجه شدهاند که این طرز نگرش به روسپیگری، به جای قانونی دانستن آن ، باعث کاهش چشم گیرجرایم مربوط و وابسته به آن خواهد شد.
در سال ۲۰۰۳، دانشگاه لندن مطالعهای مقایسهای دربارهی وضعیت روسپیگری در سوئد، استرالیا، ایرلند و هلندانجام داد. تحقیقی نشان داد که قانونی کردن روسپیگری نجات تاسف برانگیزی به دنبال دارد. بر طبق تحقیق، قانونی کردن روسپیگری باعث خواهد شد تا:
صنعت سکس در همهی اشکال آن گسترش یابد
جنایات سازمان یافته در صنعت سکس افزایش یابند
روسپیگری کودکان افزایش یابد
تعداد زنان و دخترانی که برای سکس به داخل کشور یا منطقه قاچاق میشوند، افزایش یابد
خشونت علیه زنان افزایش یابد
در ایالت ویکتوریای استرالیا که فاحشه خانهها قانونیاند، تعداد فاحشه خانهها به طرز وحشتناکی افزایش یافته و باعث میشود که دولت قادر به کنترل و نظارت بر تمامی آنان نباشد. به همین ترتیب فاحشه خانهها به سرعت تبدیل به مراکز جنایات سازمان یافته و فساد میشوند. این تحقیق همچنین نشان میدهد روسپیانی که در این سیستم کار میکنند، همچنان تحت فشار بوده و احساس ناامنی میکنند.
تحقیق دربارهی هلند نشان داد که ۷۹ درصد از روسپیان مایل به خروج از شرایط فعلی خود هستند. همچنین ادعاهای دولت در زمینهی کمک به روسپیانی که مایل به ترک شغل خود هستند، پوچ بوده و در حد بسیار کمی به آنها عمل میشود. برعکس در سوئد ۶۰ درصد از روسپیان از کمکهای دولت برای تغییر شرایط زندگی خود سود بردهاند.
اما سوال نهایی این است که چرا کسی پیش از این ، از این روش استفاده نکرده بود؟ برای اینکه به روسپیگری به عنوان خشونت علیه زنان نگاه کنیم باید به جای زاویهی دیدی مردانه، زاویهی دیدی زنانه را انتخاب کنیم. اگر نه همه، اغلب کشورهای جهان هنوز به روسپیگری از زاویهی دیدی مردانه نگاه میکنند. شاید زمان آن باشد که دیگر کشورها نیز رویهی سوئد را در پیش بگیرند و نقطهی پایانی بر حیات روسپیگری در جامعهی خود بگذارند.