__
عنوان بحث
ازدواج با دختر باکره یا ...
10 آذر 85 - 06:02

کی حاضره با دختری که باکره نیست ازدواج کنه؟

پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
50
23 مرداد 1387 ساعت 15:06
نقل قول از : حنا حنا

 

ببخشید،ترجیح دادم جواب رو یک بار دیگه ،به طور کاملتر ارسال کنم:
اقای آرش عزیز،در مورد حق انتخاب دادن به مردان برای انتخاب دختر باکره یا غیر باکره ،با شما موافقم. منتها توجه کنید که اساساطرح این مساله در کلوبی که موضوع اون خشونت علیه زنان هست،بیشتر با هدف بررسی جنبه اجتماعی این قضیه است.به خصوص که همین مفهوم باکرگی و اهمیت دادن به اون،به خصوص در کشورهایی مثل کشور ما،یکی از خشونت ها یی است که به زنان اعمال میشه.ضمنا بنده فکر میکنم "امر شخصی،سیاسی است"و اساسا فکر نمیکنم مساله تمایل به ازدواج با دختر باکره رو با مثلا ،تمایل به ازدواج با دختری که قدش 170 سانتیمتره،یکی دونست.(یعنی برخلاف اون چیزی که شما فکر میکنید،مساله بکارت چندان مساله شخصی و سلیقه ای نیست)

من تمام نظرات رو خوندم و بر خلاف شما هیچ جا ندیدم که کسی بخواد نظرش رو به دیگرون تحمیل کنه.چیزی که من دیدم،بیشتر اظهار نظر در مورد سلیقه شخصی و بعضی جاها هم ریشه یابی و تحلیل این مفهوم بود.

در مورد این که گفتید بکارت یک مساله اخلاقیه و نه جسمی ، با شما کاملا مخالفم.

فکر میکنم شما هم به عنوان یه جوان امروزی،خیلی خوب بدونید که اساسا داشتن رابطه جنسی فقط از طریق دخول(اون هم در واژن زن)صورت نمیگیره. و تازه اگر هم صورت بگیره،راه ترمیم بکارت برای همه دخترها بازه.پس شما به هیچ وجه نمیتونید مدعی بشید که دختری که شب زفاف اون پرده رو داره، با اخلاق تر از دختری یه که اون پرده رو نداره.چه بسا دختر بیچاره ای که قبل از ازدواج با کسی رابطه جنسی نداشته و به خاطر نوع پرده بکارتش یا این که اساسا از بدو تولد این پرده رو نداشته،متهم به" بی اخلاقی" میشه.

البته شما گفتید که به احتمال زیاد،با وجود این پرده،نداشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج ثابت میشه.و من میخوام از شما بپرسم که چطور میشه، یک مفهوم اخلاقی رو بر پایه احتمالات و یک امر کاملا نسبی گذاشت؟

نکته جالبی که در این قضیه وجود داره،اینه که بار اخلاقی دادن به این قضیه،اتفاقا عواقب غیر اخلاقی زیادی داشته و اصلا باعث رواج ریاکاری و دروغگویی شده. حتما شما هم با من هم عقیده اید که در شرایط فعلی،همون پسری هم که به دلایل شخصی مایل به ازدواج با دختر باکره است،هیچ وقت نمیتونه از بابت این قضیه خیالش راحت باشه، و در واقع امری که قرار بوده با رواجش اخلاقیات رو حفظ کنه ،اتفاقا موجب به وجود اومدن  پدیده های ضداخلاقی دیگه ای شده. و این موضوع حتی ضد اون سلیقه شخصی که شما بهش اشاره کردید،عمل میکنه.

شخصا،از اونجایی که بکارت جسمی رو حاوی (و مثبت) هیچ بار اخلاقی نمیدونم، فقط به یه چیز اهمیت میدم،و اون هم بکارت روحی طرفه. یعنی این که روحش رو در اختیار هر کسی نذاشته باشه...



با سلام

حنای عزیز،

به هر حال مهمترین چیزی که ما رو در این باره و خیلی چیزهای دیگه دچار مشکل کرده این است که هنوز حساب خودمون رو روشن نکردیم! چون حساب و وضعیتمان مشخص و محکم نیست، تحلیل مسائل هم برامون امکان نداره.

ضمنا قبولاندن نظرات لزوما با پتک نیست، پیام شماره 48 رو بخونید: پست! عقب افتاده!

49
23 مرداد 1387 ساعت 13:32

 

ببخشید،ترجیح دادم جواب رو یک بار دیگه ،به طور کاملتر ارسال کنم:
اقای آرش عزیز،در مورد حق انتخاب دادن به مردان برای انتخاب دختر باکره یا غیر باکره ،با شما موافقم. منتها توجه کنید که اساساطرح این مساله در کلوبی که موضوع اون خشونت علیه زنان هست،بیشتر با هدف بررسی جنبه اجتماعی این قضیه است.به خصوص که همین مفهوم باکرگی و اهمیت دادن به اون،به خصوص در کشورهایی مثل کشور ما،یکی از خشونت ها یی است که به زنان اعمال میشه.ضمنا بنده فکر میکنم "امر شخصی،سیاسی است"و اساسا فکر نمیکنم مساله تمایل به ازدواج با دختر باکره رو با مثلا ،تمایل به ازدواج با دختری که قدش 170 سانتیمتره،یکی دونست.(یعنی برخلاف اون چیزی که شما فکر میکنید،مساله بکارت چندان مساله شخصی و سلیقه ای نیست)

من تمام نظرات رو خوندم و بر خلاف شما هیچ جا ندیدم که کسی بخواد نظرش رو به دیگرون تحمیل کنه.چیزی که من دیدم،بیشتر اظهار نظر در مورد سلیقه شخصی و بعضی جاها هم ریشه یابی و تحلیل این مفهوم بود.

در مورد این که گفتید بکارت یک مساله اخلاقیه و نه جسمی ، با شما کاملا مخالفم.

فکر میکنم شما هم به عنوان یه جوان امروزی،خیلی خوب بدونید که اساسا داشتن رابطه جنسی فقط از طریق دخول(اون هم در واژن زن)صورت نمیگیره. و تازه اگر هم صورت بگیره،راه ترمیم بکارت برای همه دخترها بازه.پس شما به هیچ وجه نمیتونید مدعی بشید که دختری که شب زفاف اون پرده رو داره، با اخلاق تر از دختری یه که اون پرده رو نداره.چه بسا دختر بیچاره ای که قبل از ازدواج با کسی رابطه جنسی نداشته و به خاطر نوع پرده بکارتش یا این که اساسا از بدو تولد این پرده رو نداشته،متهم به" بی اخلاقی" میشه.

البته شما گفتید که به احتمال زیاد،با وجود این پرده،نداشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج ثابت میشه.و من میخوام از شما بپرسم که چطور میشه، یک مفهوم اخلاقی رو بر پایه احتمالات و یک امر کاملا نسبی گذاشت؟

نکته جالبی که در این قضیه وجود داره،اینه که بار اخلاقی دادن به این قضیه،اتفاقا عواقب غیر اخلاقی زیادی داشته و اصلا باعث رواج ریاکاری و دروغگویی شده. حتما شما هم با من هم عقیده اید که در شرایط فعلی،همون پسری هم که به دلایل شخصی مایل به ازدواج با دختر باکره است،هیچ وقت نمیتونه از بابت این قضیه خیالش راحت باشه، و در واقع امری که قرار بوده با رواجش اخلاقیات رو حفظ کنه ،اتفاقا موجب به وجود اومدن  پدیده های ضداخلاقی دیگه ای شده. و این موضوع حتی ضد اون سلیقه شخصی که شما بهش اشاره کردید،عمل میکنه.

شخصا،از اونجایی که بکارت جسمی رو حاوی (و مثبت) هیچ بار اخلاقی نمیدونم، فقط به یه چیز اهمیت میدم،و اون هم بکارت روحی طرفه. یعنی این که روحش رو در اختیار هر کسی نذاشته باشه...


48
23 مرداد 1387 ساعت 00:02

واقعا برای خودمون متاسفم!
چقدر آدمیزاد باید پست و عقب افتاده باشه كه ارزش زن ( فقط زن !!) رو به یه چیز مضحك بدونه و چقدر ما زنها توی همچین مملكتی بیچاره ایم كه قانون و شرع و دین و هزار كوفت و مزخرف دیگه فقط زورش به ما میرسه .

 

47
22 مرداد 1387 ساعت 21:14
من حاظرم با چنین دختری در صورتی که دوستش داشته باشم و بدونم دوستم داره ازدواج کنم.

چون معتقدم هیچ کس به کسی که دوستش داره و عاشق شه خیانت نمی کنه ضمنا از نظر من قرار نیست یک دختر باکره حتما پاک و اهل زندگی باشه و بر عکس.

خیلی از اتفاقات غیر جنسی هم ممکنه بکارت دختر رو از بین ببره اینم نکته ظریفی هست که متاسفانه از دید خیلی ها پنهان می مونه
46
21 مرداد 1387 ساعت 18:09
نقل قول از : حماسه موسوی

 

60 سال به طور متوسط قراراست زندگی كنیم

از سن 9-15 سالگی شروع می كنیم به بالغ شدن از نظر جسمی و جنسی....یعنی اگه یه جانور به جز انسان بودیم احتمالا از 9-15 سالگی وقت جفتگیریمون بود.....یعنی اینكه از این به بعد  نیاز جنسی   در وجودمان دهان باز می كند ( خدا خواسته ....ما نخواستیم!!!) و به طور طبیعی باید پرشود(همانطور كه شكممان باید پر شود ).......اما باید كنترل كنیم .... چون جانور نیستیم...چون دلمان می خواهد با عشق سكس كنیم.......خوب! ما كنترل می كنیم......!!!

 

10-15 سال كنترل می كنیم ...یعنی تا زمانی كه 20-30 سالمان می شود (اوج نیاز جنسی)...تا وقتی كه عاشق می شویم...اما بازهم كنترل می كنیم چون قوانین بشری (!) به ما می گویند باید ازدواج كنی تا بتوانی نیازت را بر طرف كنی! خوب! پس ما كنترل می كنیم! و باز هم كنترل می كنیم.......!

 

تصمیم می گیریم با عشقمان ازدواج كنیم ....اما به ما می گویند كه ازدواج فقط برای رفع نیاز جنسی نیست!!! مگر ما حیوانیم بلا نسبت!!!؟

ازدواج  نیاز به همخوانی  روح ها و خانواده ها و فرهنگها و دایی ها و خاله ها و عمه ها و مهریه ها و جهازیه ها و پولها و جیبها و  .....دارد!پس ما باز هم كنترل می كنیم! (گور بابای عشق!گور بابای سكس!)

 

چون نباید كنترلمان را از دست بدهیم و در عین حال نیازمان هم دست از سرمان برنمی دارد....همه كار می كنیم تا نیازمان بر طرف شود.....اما سكس نمی كنیم:

توی سایتهای سكسی خودمان را غوطه ور می كنیم....هنرپیشه های سكس را بهتر از خودمان می شناسیم.....چت رومها را به قصد سكس چت زیر و رو می كنیم ....خود ارضایی می كنیم تا سر حد مرگ.....به زن و مرد و گربه و سگ و ...نگاه نمی كنیم تا مبادا تحریك شویم....!!! از برقراری ارتباط عاطفی با زمین و زمان پرهیز می كنیم تا مبادا به گناه بیفتیم.....و بكارت زنانه و مردانه مان بر باد برود......!!!

ما عشقمان  را می رانیم چون ممكن است سكس هم داشته باشیم.....اگر نشد سكس را از عشق جدا می كنیم چون می خواهیم باكره بمانیم......

از اینكه دستمان به دست عشقمان بخورد عذاب وجدان می گیریم!!! اگر كمی سسست عنصر باشیم(!)  می بوسیم و می مالیم ....اما سكس نمی كنیم!!! چون در آینده ای كه ممكن است هرگز نیاید شاید زنمان یا شوهرمان كسی به جز فردی باشد كه اكنون در كنار ماست!!!می خواهیم  در اینده ای كه شاید  هرگز نیامد اولین بار به همسرمان ببخشیم ....وجودمان را! می خواهیم باكره بمانیم تا بی شوهر نمانیم!!!!می خواهیم قانونمند باشیم.....(چه می دانم دیگر چه می خواهیم!!!؟ كه همه كار می كنیم به جز سكس.....!!!!)

 

ما  با تمام غرایز و روح و جسممان می جنگیم و نامش را می گذاریم پاكی ....نجابت.....و از همه مهمتر سلامت!!!!!؟؟!

 

ما جانور نیستیم.....! ما كنترل می كنیم....چرا؟؟؟ چون به ما یاد دادند كه این اسمش پاكی است!!!!و هیچ كس به ما نگفته كه در چند فرسخ آنور تر وسط كوهای كشور خودمان حتی.... زنان باید باردار به خانه بخت بروند تا نشانه باروری باشد.....در آنسوی ابها مردم بدون كنترل هم سالم و سلامت زندگی می كننند و حتی با اینكه باكره نیستند و غریزه سركوب شده ندارند.... به انتخاب و گذشته و عشق و خانواده و همسر و ..... احترام می گذارند!( البته یادم نبود كه ما فرق داریم ما تمدن داریم دین داریم خدا داریم ....آنها كافر و خطاكارند و بی فرهنگ و تمدن!)

 

و ما هنوز كنترل می كنیم.....تا 25-35سالگی.....و سر آخر یك زن یا شوهر مطابق با استاندارد ایرانی نصیبمان می شود ....نیاز جنسیمان دیگر در اوج نیست اما خوب شكر خدا ...هنوز به میزان لازم وجود دارد!!و از این زمان به كام دل می رسیم!!! قانونی ...زیر یك سقف با همسرمان!!! بكارتمان را تقدیمش می كنیم و او هم ...لابد!(بگذریم كه زنهای زیادی به لطف نخ و سوزن دختر می شوند برای یك شب فقط!!!!و مردهای بیشماری  مردانه  جانماز اب می كشند!!!و فرض می كنیم كه مثل ما كنترل مسلك بودند تا امروز!!!)

 

35-45سالگی ... بچه ها می ایند.....و ما دیگر وقتمان كم می شود برای همخوابی.....نیازمان رنگ می بازد.....میلمان هم .....وقتمان هم!!! خودمان هم! بچه ها نبینند هم بگذارید رویش!

 

و وقتی بچه ها رفتند.......طبیعت دیگر از ما نمی خواهد سكس كنیم!!وقتمان تمام شد....برگه ها بالا!!!مداد ها روی میز!!!

 

و تمام این مدت ما نفهمیدیم كه دنیا دو روز است یك روزش فردا و یك روزش حتما امروز!!!و آنقدر برای فردا زندگی می كنیم با تعاریف دیروز كه هرگز طعم امروز را نمی چشیم!!! و اسمش را می گذاریم " سلامت روح"!!!

 

و سر انجام: انتخاب كردن اینكه باكره بمانی یا نه.. امریست شخصی....اینكه همسر من در گذشته در روابط عشقی اش تا چه حد به خودش ازادی داده به من مربوط نیست.....اما اینكه از این به بعد در روابط دوستانه اش تا چه حد به من پایبند خواهد ماند فكر نمی كنم ربطی به بكارتش داشته باشد!  اینكه چقدر خوشبخت خواهیم ماند به این مربوط نیست كه در گذشته ای كه من حضور نداشتم چقدر " كنترل" كرده!!!

 

هیچ انسان سالمی بدون غریزه متولد نمی شود! و هیچ تعهدی و قراردادی قبل از عقد فسخ نمی شود!!!!! 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توجه: در متن فوق فرض بر این است كه زن ومرد در وضعت بكارت شرایط یكسانی دارند!(فرض محال كه محال نیست!)خواستیم یكبار هم كه شده فمنیستی ننویسیم!:D

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------


حماسه عزیز!
خیلی جواب عالی و کاملی دادی!
45
16 مرداد 1387 ساعت 20:42

من مهم بودن این مسئله رو فقط به ظالم بودن مردها نسبت میدم.

یعنی ه عبارت دیگه این مسئله واسه ی مردایی می تونه مهم باشه كه خودكامه و مستبدن.وباز به عبارت دیگه خودشون می تونن باكره نباشن (چون نامشخصه) ولی زنشون باید باكره باشه.

 

من تفاوتی تو بكارت یا نا بكارتی زن نمیبینم.هركیو دوسش داشته باشم اونم دوسم داشته باشه باهاش ازدواج میكنم.ولو واسه یك سال

44
14 مرداد 1387 ساعت 15:36

ازدواج یک تعهد است. تعهد به تعلق عاشقانه برای طرف مقابلت که خیلی قابل احترامه، حتی در آزادترین و غیر مذهبی ترین جوامع. اما این تعهد حق دخالت در دوران قبلی اش  رو نداره و فقط از لحظه ی آغاز پیمان زناشویی قابل احترامه.

زندگی قبل از ازدواج هر شخص (چه زن و چه مرد) به شریک آینده اش ارتباطی نداره! چرا ما مردها همیشه توقع داریم همسر مون قبل از ازدواج مون هم متعلق به ما باشه. اگر رابطه ی جنسی قبل از ازدواج بده، برای همه بده! آیا مردی هست که بتونه ادعا کنه در دروان مجردی تجربه ی جنسی (دست کم در حد خودارضایی) نداشته ؟! پس چرا ما حق داریم نیازهای جنسی مون رو برآوزده بکنیم ولی زن ها نه!؟ غیر از این، واقعا اینکه همسر ما قبل از ازدواج با کس دیگه ای سکس داشته، جه دخلی در حال ما میکنه!؟ تو رو خدا منطقی فکر کنیم؛ چی از حق ما کم شده این وسط؟! مگه اون زمان ما جایی تو زندگی همسر مون داشتیم که حقی هم تو زندگیش داشته باشیم. حقوق ما از لحظه ی ازدواج شروع میشه همین!

در ثانی مگه زندگی مشترک صرفا بخاطر مسائل جنسیه!؟ سکس قسمتی از زندگی هست (هرچند قسمتی مهم و اهمیت اش غیر قابل انکار) و باکره نبودن زن یا مرد نمیتونه ملاک اصلی تصمیم گیری باشه. اگر اینطور باشه معنی اش اینه که در رابطه ی ما سخنی از عشق و نیازهای عاطفی نیست و به شریک مون صرفا از منظر سکس نگاه میکنیم؛ نگاهی که متاسفانه در فرهنگ مریض جامعه ی ما، جزو بیشترین انگیزه های اصلی ازدواج حساب میشه.

می دونم ممکنه خیلی ها به بنده و امثال بنده مارک بی غیریتی بزنن. اما مشکل دقیقا از همینجا شروع میشه که آیا غیریت مفهومی حقیقی ست یا ساختگی و غیر منطقی!؟  خواهش میکنم اول خود تعریف غیرت رو در ذهن مون بررسی بکنیم ببینیم آیا اصلا همچین حسی  در غریزه ی بشر وجود داره یا اینکه غیرت (دست کم به این صورت افراطی، غیر منطقی و خیلی خودخواهانه) محصول آموزه های غلط مذهبی و فرهنگی ماست!؟ میدونم قبول عرایض بنده برای جامعه ی سنتی مون کم دشوار نیست، ولی اگر منطقی و دور از تعصب  فکر کنیم و اصل رو بر عدم تبعبض و برابری بی قید و شرط حقوق انسانها بذاریم، می بینیم که حق با این حقیر هست. بد برای همه بده و خوب برای همه خوب. خط کشی کردن بین زن و مرد حتی در مسائل جنسی ظلم صریح به 50 درصد جامعه ی بشری هست.

43
1 مرداد 1387 ساعت 12:37

در كل فرقی نمیكنه كسی كه میخواد از یه زمانی تا آخر با من زندگی كنه قبلا چكار كرده ... این را الان میگم كه خودم با اینكه نه زیاد متدین و مومنم اما تا به حال سكس نداشتم و همچنان درگیر با همان پاكی ای كه "حماسه" گفت كرده ام میگویم ... كاری هم ندارم آن زمان كه میخوام ازدواج كنم هنوز هم باكره و سكس نكرده خواهم بود یا نه ... اما لذت بردن وجود دارد تا انسان آن را تجربه كند ... همانطور كه برایم فرقی نمیكند دختری را كه دوست دارم انگشت دارد یا نه ... برایم فرقی نمیكند آن دختر آن پوست نازك را در رحم دارد یا نه ... مهم آن است از زمانی كه من متعهد میشود و او این تعهد را میپذیرد چگونه باشد ...

"پا ورقی"

سكس ... سكس ... سكس ....

چرا انقدر ذهن ایرانی جماعت در این كلمه سیر میكنه ...

به خاطر اینكه بسته ایم خود را به درخت مذهب و ول هم نمیكنیم و فكر میكنیم از همه هم بهتریم ...

معلومه دیگه ... وقتی خود ارضاعی گناه كبیرس ... سكس گناه كبیرس ... مشروب گناه كبیرس ... دست زدن به جنس مخالف گناه كبیرس ... نگاه كردن به نامحرم گناه كبیرس ... لذت بردن از موسیقی گناه كبیرس ... پرخوری گناه است ... كم خوری گناه است ... غنا گناه است ... عبادت نكردن گناه است ... خوردن بهترین گوشها گناه است بابا همه لذات زندگی گناه كبیرس ... پس گه خوردیم بدنیا اومدیم ...

42
1 مرداد 1387 ساعت 12:24
بسیار عالی بود من كه خیلی لذت بردم
41
28 تیر 1387 ساعت 00:59
من
40
27 تیر 1387 ساعت 09:15
نوشته های حماسه همیشه روان، دوست داشتنی و فوق العاده است درست مثل خودش


39
26 تیر 1387 ساعت 23:25
نقل قول از : حماسه موسوی

 

60 سال به طور متوسط قراراست زندگی كنیم

از سن 9-15 سالگی شروع می كنیم به بالغ شدن از نظر جسمی و جنسی....یعنی اگه یه جانور به جز انسان بودیم احتمالا از 9-15 سالگی وقت جفتگیریمون بود.....یعنی اینكه از این به بعد  نیاز جنسی   در وجودمان دهان باز می كند ( خدا خواسته ....ما نخواستیم!!!) و به طور طبیعی باید پرشود(همانطور كه شكممان باید پر شود ).......اما باید كنترل كنیم .... چون جانور نیستیم...چون دلمان می خواهد با عشق سكس كنیم.......خوب! ما كنترل می كنیم......!!!

 

10-15 سال كنترل می كنیم ...یعنی تا زمانی كه 20-30 سالمان می شود (اوج نیاز جنسی)...تا وقتی كه عاشق می شویم...اما بازهم كنترل می كنیم چون قوانین بشری (!) به ما می گویند باید ازدواج كنی تا بتوانی نیازت را بر طرف كنی! خوب! پس ما كنترل می كنیم! و باز هم كنترل می كنیم.......!

 

تصمیم می گیریم با عشقمان ازدواج كنیم ....اما به ما می گویند كه ازدواج فقط برای رفع نیاز جنسی نیست!!! مگر ما حیوانیم بلا نسبت!!!؟

ازدواج  نیاز به همخوانی  روح ها و خانواده ها و فرهنگها و دایی ها و خاله ها و عمه ها و مهریه ها و جهازیه ها و پولها و جیبها و  .....دارد!پس ما باز هم كنترل می كنیم! (گور بابای عشق!گور بابای سكس!)

 

چون نباید كنترلمان را از دست بدهیم و در عین حال نیازمان هم دست از سرمان برنمی دارد....همه كار می كنیم تا نیازمان بر طرف شود.....اما سكس نمی كنیم:

توی سایتهای سكسی خودمان را غوطه ور می كنیم....هنرپیشه های سكس را بهتر از خودمان می شناسیم.....چت رومها را به قصد سكس چت زیر و رو می كنیم ....خود ارضایی می كنیم تا سر حد مرگ.....به زن و مرد و گربه و سگ و ...نگاه نمی كنیم تا مبادا تحریك شویم....!!! از برقراری ارتباط عاطفی با زمین و زمان پرهیز می كنیم تا مبادا به گناه بیفتیم.....و بكارت زنانه و مردانه مان بر باد برود......!!!

ما عشقمان  را می رانیم چون ممكن است سكس هم داشته باشیم.....اگر نشد سكس را از عشق جدا می كنیم چون می خواهیم باكره بمانیم......

از اینكه دستمان به دست عشقمان بخورد عذاب وجدان می گیریم!!! اگر كمی سسست عنصر باشیم(!)  می بوسیم و می مالیم ....اما سكس نمی كنیم!!! چون در آینده ای كه ممكن است هرگز نیاید شاید زنمان یا شوهرمان كسی به جز فردی باشد كه اكنون در كنار ماست!!!می خواهیم  در اینده ای كه شاید  هرگز نیامد اولین بار به همسرمان ببخشیم ....وجودمان را! می خواهیم باكره بمانیم تا بی شوهر نمانیم!!!!می خواهیم قانونمند باشیم.....(چه می دانم دیگر چه می خواهیم!!!؟ كه همه كار می كنیم به جز سكس.....!!!!)

 

ما  با تمام غرایز و روح و جسممان می جنگیم و نامش را می گذاریم پاكی ....نجابت.....و از همه مهمتر سلامت!!!!!؟؟!

 

ما جانور نیستیم.....! ما كنترل می كنیم....چرا؟؟؟ چون به ما یاد دادند كه این اسمش پاكی است!!!!و هیچ كس به ما نگفته كه در چند فرسخ آنور تر وسط كوهای كشور خودمان حتی.... زنان باید باردار به خانه بخت بروند تا نشانه باروری باشد.....در آنسوی ابها مردم بدون كنترل هم سالم و سلامت زندگی می كننند و حتی با اینكه باكره نیستند و غریزه سركوب شده ندارند.... به انتخاب و گذشته و عشق و خانواده و همسر و ..... احترام می گذارند!( البته یادم نبود كه ما فرق داریم ما تمدن داریم دین داریم خدا داریم ....آنها كافر و خطاكارند و بی فرهنگ و تمدن!)

 

و ما هنوز كنترل می كنیم.....تا 25-35سالگی.....و سر آخر یك زن یا شوهر مطابق با استاندارد ایرانی نصیبمان می شود ....نیاز جنسیمان دیگر در اوج نیست اما خوب شكر خدا ...هنوز به میزان لازم وجود دارد!!و از این زمان به كام دل می رسیم!!! قانونی ...زیر یك سقف با همسرمان!!! بكارتمان را تقدیمش می كنیم و او هم ...لابد!(بگذریم كه زنهای زیادی به لطف نخ و سوزن دختر می شوند برای یك شب فقط!!!!و مردهای بیشماری  مردانه  جانماز اب می كشند!!!و فرض می كنیم كه مثل ما كنترل مسلك بودند تا امروز!!!)

 

35-45سالگی ... بچه ها می ایند.....و ما دیگر وقتمان كم می شود برای همخوابی.....نیازمان رنگ می بازد.....میلمان هم .....وقتمان هم!!! خودمان هم! بچه ها نبینند هم بگذارید رویش!

 

و وقتی بچه ها رفتند.......طبیعت دیگر از ما نمی خواهد سكس كنیم!!وقتمان تمام شد....برگه ها بالا!!!مداد ها روی میز!!!

 

و تمام این مدت ما نفهمیدیم كه دنیا دو روز است یك روزش فردا و یك روزش حتما امروز!!!و آنقدر برای فردا زندگی می كنیم با تعاریف دیروز كه هرگز طعم امروز را نمی چشیم!!! و اسمش را می گذاریم " سلامت روح"!!!

 

و سر انجام: انتخاب كردن اینكه باكره بمانی یا نه.. امریست شخصی....اینكه همسر من در گذشته در روابط عشقی اش تا چه حد به خودش ازادی داده به من مربوط نیست.....اما اینكه از این به بعد در روابط دوستانه اش تا چه حد به من پایبند خواهد ماند فكر نمی كنم ربطی به بكارتش داشته باشد!  اینكه چقدر خوشبخت خواهیم ماند به این مربوط نیست كه در گذشته ای كه من حضور نداشتم چقدر " كنترل" كرده!!!

 

هیچ انسان سالمی بدون غریزه متولد نمی شود! و هیچ تعهدی و قراردادی قبل از عقد فسخ نمی شود!!!!! 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توجه: در متن فوق فرض بر این است كه زن ومرد در وضعت بكارت شرایط یكسانی دارند!(فرض محال كه محال نیست!)خواستیم یكبار هم كه شده فمنیستی ننویسیم!:D

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

38
26 تیر 1387 ساعت 20:20

اسطوره بكارت زن

 

زمانی طولانی و میان بسیاری از ملل مساله بكارت محترم و ستایش برانگیز بوده است . این حرمت اشكال مختلفی به خود

 

گرفته . الاهه های نجابت و راهبه ها ، بر حسب تمدنهای گوناگون می باید باكره باشند .

 

در مكزیك در ناحیه تنوكستیتلام راهبهای مایا به قصد تقدیس معبد هوتیزیلوپوكتل نزدیك به هشتاد هزار نفر زندانی را قربانی

 

كردند . نان اهدایی به قربانی به خون كودكان و باكره ها آغشته بود . معذالك باكره هایی كه وقف خدای آفتاب بودند حرمت بسیار

 

داشتند . «باكره های آفتاب » در جوار راهبها در صومعه به سر می بردند .

 

در سایر تمدنها در اسطوره های یونانی و لاتینی ، الاهه های نجابت دارای همین ماهیت بكارت بودند . « می نرو » الاهه خرد ،

 

هنر و جنگ با پالاس آتنه ، الوهیت یونان ، و باكره بارز ، همسان انگاشته شده است . دیانا ، الاهه شكار و عفت ، به عنوان الاهه

 

نجابت یونان آرتمیس نامیده می شود . آكتئون شكارچی كه او را در حمام عریان تماشا كرده بود به صورت گوزن درآورد . با آنكه او

 

باكره بود زنان باردار به درگاه او استغاثه می كردند .

 

رومنها به زنان بسیار عفیف ( باكره ) احترام زیادی می گذاشتند . دختران جوان میان 6 سالگی و 30 سالگی وارد صومعه می

 

شدند . آنان راهبه های وستا ، الاهه رومن بودند و حق ازدواج نداشتند . دختری كه از آرمان عفت تخطی می كرد نزدیك دروازه تپه

 

رم زنده به گور می شد .

 

در سال چهاردهم پیش از میلاد ، امپراتور تیبر ، اعدام دختران را غدغن كرد . هنگامی كه باكره ای به مرگ محكوم می شد ، می

 

بایست درست پیش از اعدام ازاله بكارت در ملاء عام می گردید .

 

مسیحیت ترجیح بكارت را در ازدواج رسما اعلام كرد . قدیس آگوستین و قدیس ژان كریسوستم از بكارت زن تجلیل كرده اند . باكره

 

 هایی كه زندگیشان را وقف مذهب می كردند همسران عیسی مسیح محسوب می شدند . پولس قدیس در نخستین نامه به

 

قرنتیان گفته است « كسی كه دخترش را شوهر می دهد كار خوبی می كند ، ولی كسی كه دخترش را شوهر نمی دهد و او را

 

وقف خدا می كند كار بهتری انجام می دهد » .

 

تمام اعمالی كه به لحاظ عدم توضیحی منطقی و یا علمی نتیجه غیرقابل فهمی داشته اند روح مردان را مشوش

 

كرده اند و از این  رو مردان مصمم شدند كه به آن معنایی ربانی دهند .

 

خونی كه از بكارت زدایی زن جاری می شد ، مردم را سخت تحت تاثیر قرار می داد . حفظ دست نخوردگی بدن زن

 

آرمان زنانگی  گردید و در نتیجه زمانی طولانی ، تا آنجا كه ممكن بود زن می بایست عفیف و منزه بدون هیچ گونه

 

خراشی باقی می ماند . بدین ترتیب زن در چارچوب خانه زندانی می شد . این امر موجب انزوای زن می شد و او

 

نمی توانست آزادی بیشتری داشته باشد .

 

 حقوق زن از آغاز تا امروز _ نوشته    نای . بن سعدون  - انتشارات ستوده

 

 

 

37
26 تیر 1387 ساعت 09:48

و تمام این مدت ما نفهمیدیم كه دنیا دو روز است یك روزش فردا و یك روزش حتما امروز!!!و آنقدر برای فردا زندگی می كنیم با تعاریف دیروز كه هرگز طعم امروز را نمی چشیم!!! و اسمش را می گذاریم " سلامت روح"!!!

 

حماسه عزیز - فوق العاده بود - ممنون

36
25 تیر 1387 ساعت 12:00
khanoome hamase matne fogholadeii bood
vali bazam hich kari nemishe kard
__