| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
33
|
213
|
86/12/16 (18:50)
|
|
||
|
|
53
|
290
|
86/12/16 (18:56)
|
|
||
|
|
33
|
96
|
87/9/19 (11:24)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
87/10/15 (19:30)
|
|
||
|
|
11
|
80
|
86/12/16 (18:59)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/10/8 (17:10)
|
|
||
|
|
3
|
5
|
86/9/11 (17:17)
|
|
||
|
|
4
|
17
|
86/7/10 (14:44)
|
|
||
|
|
8
|
32
|
86/2/6 (21:42)
|
|
||
|
|
1
|
15
|
86/1/7 (00:58)
|
|
||
|
|
2
|
12
|
86/1/6 (05:21)
|
|
||
|
|
21
|
125
|
85/12/28 (00:46)
|
|
||
|
|
6
|
31
|
85/12/14 (22:27)
|
|
||
|
|
31
|
163
|
85/11/29 (18:18)
|
|
||
|
|
2
|
24
|
85/11/16 (18:04)
|
|
||
|
|
16
|
84
|
85/11/15 (19:46)
|
|
||
|
|
6
|
48
|
85/11/12 (22:35)
|
|
||
|
|
21
|
152
|
85/11/12 (22:34)
|
|
||
|
|
22
|
120
|
85/11/12 (22:33)
|
|
||
|
|
2
|
23
|
85/11/6 (00:13)
|
|
عاشقی جرم قشنگی ست
ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتیست که شبها به تو می اندیشم
به تو آری ، به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی ، به همبن باغ بلور
به همان سایه ، همان وهم ، همان تصویری
که سراغش ز غزلهای خودم می گیری
به همان زل زدن از فاصله دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسم ، به تکلم ، به دلارایی تو
به خموشی ، به تماشا ، به شکیبایی تو
به نفس های تو در سایه سنگین سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، عاشق دیدار من است
یک نفر ساده ، چنان ساده که از سادگی اش
می شود یک شبه پی برد به دلدادگی اش
آه ای خواب گران سنگ سبکبار شده
بر سر روح من افتاده و آوار شده
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم ، تشنه دیدار من است
یک نفر سبز ، چنان سبز که از سرسبزیش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
رعشه ای چند شب است آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
آی بی رنگ تر از آینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه هر شبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو و آینه اینقدر یکیست؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش
آری آن سایه که شب آفت جانم شده بود
آن الفبا که همه ورد زبانم شده بود
زندگی بدون دختر
|
میخوای بدونی اگه دختر تو زندگیت نباشه چه حالی میده؟ پس بخون -اعصابت همیشه آرومه -كسی نیست كه همش دمه گوشت نق بزنه -بادوستای پسرت هركاری بخوای میكنی و هیچ كس نیست كه حرفی بزنه -حرص نمیخوری -كسی نیست كه اگه باهاش بحث كنی قهر كنه و بره -مجبور نیستی مدام حرفای چرت و پرت بشنوی -دیگه كسی نیست كه مدام بیاد دمه گوشت وزووز كنه و بگه: بازیگر مورد علاقه ی من برد پیته! عشق من كامران هومنه ...!!!! خلاصه از این مزخرفات در امانی -هیچوقت دلشوره نداری -هیچوقت گندی بار نمیاد كه خانواده بهت بی اعتماد بشن و دیگه توو خونه تنهات نزارن -خلاصه اینكه تو كله جهان احتارم واست قائلن -جزو آدمای تك میشی . كه توو دنیا خیلی كم پیدا میشن . البته اگه |
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایست
ببین مرگ مرا در خویش که مرگ من تماشایست
مرا در اوج میخواهی تماشا کن. تماشا کن
دوروغین بودم از دیروز مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال من
همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از آن چه بودم و هستم
دلم . چون دفترم خالی قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند مرا با خود رها کردند
همه . خود درد من بودند گمان کردم که همدردند
شگفتا از عزیزانی که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند