| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1660
|
3142
|
91/3/13 (07:37)
|
|
||
|
|
885
|
5434
|
91/3/10 (20:34)
|
|
||
|
|
133
|
865
|
91/2/26 (23:56)
|
|
||
|
|
746
|
4009
|
91/3/13 (07:00)
|
|
||
|
|
1387
|
5248
|
91/3/12 (08:27)
|
|
||
|
|
1307
|
3791
|
91/3/11 (09:52)
|
|
||
|
|
1340
|
3592
|
91/3/10 (20:36)
|
|
||
|
|
1278
|
6921
|
91/3/7 (07:53)
|
|
||
|
|
356
|
1748
|
91/3/6 (16:12)
|
|
||
|
|
1775
|
7124
|
91/3/1 (20:23)
|
|
||
|
|
512
|
1846
|
91/2/25 (12:57)
|
|
||
|
|
349
|
1116
|
91/2/23 (14:55)
|
|
||
|
|
183
|
650
|
91/2/23 (14:51)
|
|
||
|
|
165
|
437
|
91/2/11 (15:31)
|
|
||
|
|
992
|
4547
|
91/1/25 (08:36)
|
|
||
|
|
709
|
2833
|
91/1/18 (16:29)
|
|
||
|
|
29
|
375
|
91/1/18 (16:21)
|
|
||
|
|
646
|
4056
|
91/1/18 (16:19)
|
|
||
|
|
668
|
2783
|
91/1/7 (14:17)
|
|
||
|
|
186
|
727
|
91/1/6 (11:24)
|
|











|
|
نیکی هنری نیست به امید تلافی
نیکی به کسی کن که به کارتو نیاید

سلام هم ولایتی
به کلبه سبز دلم خوش اومدی 
|
درباره من
|
ای خدا........
![]() آنکه به تو معروف شد هرگز مجهول و بی نام نشود وهرکه به تو پناه آورد هرگز خوار نگردد وهرکه تو به
او توجه کنی بنده دیگری نشود.ای خدا هرکه به تو
راه یافت روشن شد وهرکه به تو پناه برد پناه یافت
و من به درگاه تو پناه یافتم
.........................................................................
آدما مثل یه کتاب می مونند ، که تا وقتی تموم نشن
برای دیگران جذابند پس سعی کن خودتو جلوی
دیگران تند تند ورق نزنی تا زود تموم بشی ..برای
اینکه وقتی تموم بشی مطمئن باش میرن سراغ یه
کتابه دیگه |
...........................................................................................................................................
گفتم كه روی خوبت ، از من چرا نهان است ؟ گفتا تو خود حجابی ، ور نه رخم عیان است
گفتم كه از تو پرسم ، جانا نشان كویت گفتا نشان چه پرسی؟ آن كوی بی نشانست
گفتم مرا غم تو ، خوش تر ز شادمانیست گفتا كه در ره ما غم نیز شادمان است
گفتم كه سوخت جانم ، از آتش نهانم گفتا آنكه سوخت او را ، كی ناله و فغان است
گفتم فراق تا كی ؟ گفتا كه تا تو هستی گفتم نفس همین است؟ گفتا سخن همانست
گفتم كه حاجتی هست ؛ گفتا به خواه از ما گفتم غمم بیفزا؛ گفتا كه رایگان است...رایگااااان
.................................................................................................................................................
|
سن کلوبی : |
1 سال و 5 ماه و 21 روز |
| ا |
|
| دین : |
اسلام
|
|
اخلاقوبرخورد: |
جدی ، خشک ، بد اخلاق ، گوشه گیر
|
|
مد و ظاهر :
|
متغییر ، راحت ، معمولی
|
| تاریخ عضویت : |
17 مرداد 1386 ساعت 21:36 |
.................................................................................................
آدرس :
شهر عشق
شهرستان محبت
خیابان صداقت
فرعی رفاقت
کوی صفا
کوچه وفا
بن بست دلتنگی
درب اول و آخر
پلاک 110
کد پستی : با چشم دل باید ببینیش
............................................................................
من در یک جمله :
من خودم هستم
" کاش نبودم..
کاش میتونستم مثل اکثر مردم هرکسی باشم جز خودم...
آه امان از تو ای خود درد سر ساز من
......................................................................................
شخص موردنظر برای آشنائی:
دروغ نگه...
...چی؟؟؟
گشتی نبود؟؟؟
"نگردم؟؟؟؟....باشه نمیگردم
...........................................................................
5 مورد که برایم قابل تحمل نیستند:
دروغ ضربدر 5


بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه ی آن ثانیه ها خواهم مرد
شعله ها بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد .

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دکتر تعریف کرد
دکتر گفت:به فلان سیرک برو اونجا دلقکی است اونقدر میخندوندت تا غمت یادت برود
مرد لبخند تلخی زد و گفت:من همان دلقکم





باران...
حتی اشک های من هم طراوت تو را ندارد...
با این حال بگذار من ببارم ...
نگران طراوت نباش،
امشب اندوه من با همیشه فرق دارد...
...
.
مهربانیست
که ما را به نکویی
دانایی
زیبایی
و
به خود می خواند
جنتی
دارد نزدیک ، زیبا و بزرگ
دوزخی
دارد – به گمانم-
کوچک
و بعید
در
پی سودایی ست
که
ببخشد ما را
و
بفهماندمان
ترس
ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم
باقیست
باز
همراه شما مدرسه ای می سازیم
که
خرد را با عشق
علم
را با احساس
و
ریاضی را با شعر
دین
را با عرفان
همه
را با تشویق تدریس کنند
لای
انگشت کسی
قلمی
نگذارند
و
نخوانند کسی را حیوان
و
نگویند کسی را کودن
و
معلم هر روز
روح
را حاضر و غایب بکند
و به جز از ایمانش
هیچ
کس چیزی را حفظ نباید بکند
مغز
ها پر نشود چون انبار
قلب
خالی نشود از احساس
درس
هایی بدهند
که
به جای مغز ، دل ها را تسخیر کند
از
کتاب تاریخ
جنگ
را بردارند
در
کلاس انشا
هر
کسی حرف دلش را بزند
غیر ممکن را از خاطره
ها محو کنند
تا
، کسی بعد از این
باز
همواره نگوید:"هرگز"
و
به آسانی هم رنگ جماعت نشود
زنگ
نقاشی تکرار شود
رنگ
را در پاییز تعلیم دهند
قطره
را در باران
موج
را در ساحل
زندگی
را در رفتن و برگشتن از قله کوه
و
عبادت را در خلقت خلق
کار را در کندو
و
طبیعت را در جنگل و دشت
مشق
شب این باشد
که
شبی چندین بار
همه
تکرار کنیم:
عدل
آزادی
قانون
شادی
امتحانی
بشود
که
بسنجد ما را
تا
بفهمند چقدر
عاشق
و آگه و آدم شده ایم
در مجالی که برایم
باقیست
باز
همراه شما مدرسه ای می سازیم
که
در آن آخر وقت
به
زبانی ساده
شعر
تدریس کنند
و
بگویند که تا فردا صبح
خالق
عشق نگهدار شما




می توان با یک گلیم کهنه هم
روز را شب کرد و شب را روز کرد
می توان با هیچ ساخت
می توان صدبار هم
مهربانی را...
خدا را...
عشق را...
با لبی خندان تر از صد شاخه گل
تفسیر کرد
میتوان بیرنگ بود
همچو آب چشمه ای صاف و زلال
می توان در فکر باغ و دشت بود
عاشق گلگشت بود
می توان این جمله را در دفتر فردا نوشت:
"خوبی از هر چیز دیگر بهتر است..."