| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
1660
|
3142
|
91/3/13 (07:37)
|
|
||
|
|
885
|
5434
|
91/3/10 (20:34)
|
|
||
|
|
133
|
865
|
91/2/26 (23:56)
|
|
||
|
|
746
|
4009
|
91/3/13 (07:00)
|
|
||
|
|
1387
|
5248
|
91/3/12 (08:27)
|
|
||
|
|
1307
|
3791
|
91/3/11 (09:52)
|
|
||
|
|
1340
|
3592
|
91/3/10 (20:36)
|
|
||
|
|
1278
|
6921
|
91/3/7 (07:53)
|
|
||
|
|
356
|
1748
|
91/3/6 (16:12)
|
|
||
|
|
1775
|
7124
|
91/3/1 (20:23)
|
|
||
|
|
512
|
1846
|
91/2/25 (12:57)
|
|
||
|
|
349
|
1116
|
91/2/23 (14:55)
|
|
||
|
|
183
|
650
|
91/2/23 (14:51)
|
|
||
|
|
165
|
437
|
91/2/11 (15:31)
|
|
||
|
|
992
|
4547
|
91/1/25 (08:36)
|
|
||
|
|
709
|
2833
|
91/1/18 (16:29)
|
|
||
|
|
29
|
375
|
91/1/18 (16:21)
|
|
||
|
|
646
|
4056
|
91/1/18 (16:19)
|
|
||
|
|
668
|
2783
|
91/1/7 (14:17)
|
|
||
|
|
186
|
727
|
91/1/6 (11:24)
|
|
همه میپرسند:
چیست در زمزمه ی مبهم اب ؟
چیست در همهمه ی دلکش برگ؟
چیست در بازی آن ابر سپید ؟
روی این آبی ارام بلند که تورا می برد این گونه به ژرفای خیال
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟
چیست در کوشش بی حاصل موج؟
چیست در خنده ی جام؟
که تو چندین ساعت مات و مبهوت به ان مینگری



بی قراری می کند دل در پس ِ بود کنار آن عزیز دلبران
گو چه سازم با دل ِ تنگم که جز هو جا نمی گیرد در آن

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است !
مثل همین باران بی سوال...
که هی می بارد
هی اتفاقی و آرام و آرام ....و شمرده می بارد...
...
اینجا اوج دلتنگی ست
بغضی كه نمی شكند ،
دلی كه آرام
نمی گیرد ،
سكوتی كه پایان ندارد
و نگاهی كه امتداد ندارد...
فقط همین ... همین

تو را هر لحظه
تو را بلندتر از فاصله ها گریستم
شک نکنی
جز تو کسی بهانۀ من بود
قرارمان باران
زیر طاق قوس و قزح
مرا زود می یابی
من از بام رنگین کمان
صدایت می زنم
و تو
آسمان را برایم
دست تکان می دهی
ابرکم ! زود بیا
دلم...
بوی باران می دهد
بــــاران بــیفـایــده مـیبـــارد
دلتنــــگی...
تـــمام نـمـیشـود...
آمــدم به کویــت تا بگویــم...
امـــا گریه هایم را نبین ...
این
روزها ... فقط و فقط این روزها ...
کمی بیشتر بغلم کن !
کمی بیشتر کنارم باش !
کمی بیشتر با من حرف بزن !
این روزها ... فقط و فقط این روزها ...
کمی کمتر مرا از خودت دور کن !
کمی کمتر دلتنگم کن !
کمی کمتر بهانه ی گریه هایم شو !
این روزها ... مرا بیشتر از همیشه ببین ، مرا کمتر از همیشه فراموش کن ، مرا بیشتر از همیشه بشنو ، مرا کمتر از همیشه تنها بگذار ...
این روزها بیشتر از همیشه و هر روز دوستم داشته باش ...
این روزها ...
نه ! تمام روزها ... تمام با هم بودنمان را با من باش !
این روزها دلم می خواست، لحظه ای ... دمی کنارم می نشستی ... دستانم را به مهر می گرفتی و ... شانه ات را تکیه گاه سرم می کردی ...خوب می دانم ... که شدنی نیستند !
سنگینی وزن دلتنگی ها دارد روز به روز بیشتر می شود و حیف که مدت هاست نه با گوش ِ دل می شنوی ام و نه با چشم ِ دل می خوانی ام...
خسته ام از همه چیز ... از خودم ... از نوشتن ... از تظاهر کردن به بی غم بودن ... از آرام بودن ... از تنهایی ... و حتی از تویی که داری این روزها مدام و مدام ترکی ایجاد میکنی در دیوار دلم و لحظه به لحظه از من دور و دورتر می شوی... از تویی که فقط از من آرامش می خواهی اما هیچ به فکر آرامش من نیستی ، فقط ... من سهمی از این روزها دارم ... و چیزی که می خواهم حضور و دل گرمی توست ، ... که هیچ وقت ...
می دانم ... افســـوس
افسوس
...
روحی خسته از جسم و تنی گرم
تمنای سرما دارد،
سرمای دستانش ، لبانش را .
بدرود ای آتشین ترین شبم
بدرود که من خاکستری بیش برایم باقی نمانده ست .
اشک بهانه خوبی برای خاموش کردنم نیست ،
باران در راه است .
ساقه های سوخته ام خبر از فردایی خاموش دارد ...
---------------
مهسا

از تو می نویسم که بگذرد
و می نویسم که یادم بماند چگونه گذشت بی تو ...
دیشب در خلوت تنهاییم آهسته بی تو گریستم...
کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند...
تا بدانی "بی تو" چه می کشم
کاش قاصدک به تو می گفت این پیغام را
که چگونه بی تو می گذرد
و
آهسته آهسته در حال فرو ریختنم...
...
دلتنگ آن ایام شیرین گشتم ای یاران
دل در پی دلدار خوش می گشت در باران
اما....
