| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
36
|
15082
|
89/12/5 (13:55)
|
|
||
|
|
4
|
130
|
89/8/30 (22:50)
|
|
||
|
|
6
|
461
|
89/7/14 (15:23)
|
|
||
|
|
1
|
81
|
89/6/11 (21:36)
|
|
||
|
|
0
|
76
|
88/2/25 (20:38)
|
|
||
|
|
0
|
45
|
87/2/6 (14:45)
|
|
||
|
|
8
|
694
|
86/3/15 (20:07)
|
|
||
|
|
0
|
54
|
86/2/24 (23:31)
|
|
||
|
|
18
|
455
|
88/2/30 (10:09)
|
|
||
|
|
28
|
1867
|
86/2/13 (04:58)
|
|
||
|
|
0
|
86
|
85/6/11 (21:00)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/9/8 (06:15)
|
|
||
|
|
0
|
33
|
89/8/8 (23:36)
|
|
||
|
|
0
|
75
|
89/6/30 (13:01)
|
|
||
|
|
0
|
20
|
89/3/30 (02:22)
|
|
||
|
|
1
|
30
|
88/5/23 (12:36)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
88/3/11 (20:49)
|
|
||
|
|
0
|
473
|
88/3/1 (20:50)
|
|
||
|
|
0
|
15
|
88/2/21 (03:24)
|
|
||
|
|
0
|
7
|
88/2/21 (03:17)
|
|
از تمامی دوستان میخواهم هر چیزی كه در مورد آذربایجان - آذرآبادگان - آذری ها - ترك های ایران
میدانند در این بحث بگذارند. خواهشمندم تمامی مقالات یا نوشته های خود را با ذكر منبع بنویسند
http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/m_ali_naseri/memid/1894576
در لینك بالا كلا در رابطه با تاریخ آذربایجان و اقوام ترك با منابع معتبر نوشته شده
http://www.cloob.com/profile/memoirs/one/username/m_ali_naseri/memid/1894576
در لینك بالا كلا در رابطه با تاریخ آذربایجان و اقوام ترك با منابع معتبر نوشته شده
تورپاتکانیا همان آتروپاتگان ناحیهای است در شمال غربی ایران که در زمان هخامنشیان جز ماد محسوب میشد. که پس از حمله اسکندر به ایران به نام والی آن هنگام آن خوانده شد.
همین کلمه است که به صورت آذربایگان، آذربایجان (معرب) و به تحریف آذرآبادگان درآمدهاست.
در صدههای نخستین اسلامی ترکان ماورای قفقاز- که ایرانیها به آنها خزر میگفتند- مجدد تلاشهای خود را برای ورود به درون آران و آذربایجان از سرگرفتند، و چندین تلاشِ آنها توسط سپاهیان خلافت عربی عقب رانده شد. در سال ۱۷۸ خورشیدی یک جمع بزرگ از خزرها از گذرگاههای قفقاز به درون اران سرازیر شدند و دست به تخریب و کشتار زدند. خازم ابن خزیمه را هارون الرشید به منطقه فرستاد و او آنها را بیرون راند و دربندهای کوهستانی قفقاز را بازسازی کرد. این حمله را ناشی از تحریکات دولتبیزانس (روم شرقی) درجهت ایجاد دردسر برای خلیفه در مرزهای شمالی کشورش هم میدانند و آن را با تلاشهای رومیها برای بازپس گیری ارمنستان و بخشهائی ازآناتولی که در اشغال عربهای مسلمان بود ارتباط میدهند.
نوشته تارخ نویسان سدههای چهارم و پتجم هجری مانند بیهقی و ابن اثیر نشان میدهی که ترکان غُز در اواخر قرن چهارم در آذربایجان بودهاند.این گروه ترکان را سلطان محمود ابتدا از آنسوی سیحون به خراسان آورده بود و ابتدا هواداری وی میکردند و سپس سر به شورش و نافرمانی برداشتند. گردریزی مینویسد: «ارسلان به سلطان گفت:این خطا بود که کردی، اکنون که آوردی همه رابُکش و یا به من دِه، انگشتهای نر ایشان را ببُرم تا تیر نتوانند انداخت.» به هر روی ایشان از خراسان رانده شدند و پس از چند سال آوردگی در ایران و زد و خوردهای فراوان در نواحی دیگر ایران به آذربایجان رسیدند هم چنین چامچیان تاریخ نگار ارمنی درباره جنگی که بین ایلات غُز و شهریاران محلی آذربایجان (واسپورگان)در سالهای ۴۱۱ و ۴۱۲ هجری قمری در گرفتهاست مینویسد:«در این سال ترکان که همچون سیل به آذربایگان رسیده بودندروی به نواحی ارمنستان آورده به واسپورگان درآمدند دست به تاراج و تالان بگشاده بسیار جاها پایمال ساختند»
دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن قبایل ترک به آذربایجان درِ کتاب (نظری به تاریخ آذربایجان، ج ۱، تهران ۱۳۳۹، ص ۱۵۲) مینویسد: حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد.
در زمان سلجوقیان ترکهای بیشتری به آذربایجان روی آوردهاند. با ادامه تسلط ترکان در دوران اتابکان باز هم عده ترکها در آن سرزمین فزونی یافت و مآلاً زبان ترکی رونق بیشتری گرفت. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آنها در آذربایجان بیش از پیش موجب رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگها و عصیانهایی که در فاصلهٔ برافتادن و برخاستن صفویان، پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباشهای ترک نیز مزید بر علت شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید
در زمان حمله اعراب در مدارک رومی و ارمنی نام سپاهبد و شاهزاده آذربایجان رستم پسر فرخ هرمز آورده شدهاست. که البته با توجه به متن شاهنامه در بخش نامه رستم فرخزاد به برادرش به نظر میرسد درست باشد.
چو نامه بخوانی تو با مهتران/برانداز و برساز لشکر بران
همی تاز تا آذرآبادگان/ دیار بزرگان و آزادگان
همیدون گله هرچه داری ز اسب/ببر سوی گنجور آذرگشسب
ساسانیان پی درپی از اعراب شکست خوردند و در قادسیه رستم فرخزاد کشته شد. در ۶۲۲ میلادی در نهاوند (دروازه ماد آتورپاتن) پیروزان سردارایرانی بار دیگر با عربها مقابل شد. جنگی سخت رخ داد، ولی شکست به ایرانیان افتاد.آنگاه ماد آتورپاتن (آذربایجان) در برابر حمله اعراب بی دفاع گشت و اثری از لشکر شاهنشاهی نماند.
اعراب به آذربایجان نیز مانند دیگر نقاط ایران سرازیر شدند. به نظر میآید در قرنهای اول و دوم هجری تعدادشان در آذربایجان زیاد بودهاست. کسروی این امر را به دو دلیل دانسته یکی اینکه مردمان آذربایجان بسیار پایداری کردند به گونهای که مسلمانان آذربایجان را به عنوان(الاراضی المفتوحه عنوه) یعنی «سرزمینهای به زور گرفته شده» میشمردند که در فقه حکم خاص دارد. و دوم سرسبزی این دیار. از عشیرههای عرب که در قرون اول و دوم هجری به آذربایجان وارد شدند بنوتغلب، یمانیان و حمدانیان ثبت شدهاست. آذربایجان در قرنهای ابتدایی ورود اسلام به ایران از کانونهای عمده مقاومت وشورش ایرانیان در برابر اعراب و عمال خلیفه بود و مردمانش همه گاه در حال زد و خورد با تازیان بودند.
معروفترین این قیامها، قیام خرمدینان در حدود آذربایجان و جبال است. بنیان گزار این قیام جاوید بن سهل بود که سپس توسط بابک خرمدین به اوج رسید. ازدواج بابک با دختر واساک یکی از شاهزادگان ارمنی اتحاد عظیمی را در شمال بر ضد عباسیان ایجاد کرد. خرمدینان مدت طولانی توانستند در مقابل خلیفه و سرداران عرب مقاومت کنند و چهار بار سپاه بزرگ خلیفه را مغلوب کردند. در نهایت خلیفه سردار ایرانیتبار خود خیذر بن کاووس (افشین) شاهزاده اشروسنه (در شمال غرب تاجیکستان امروری) را برای دفع بابک فرستاد. افشین با حیله به قلعه بابک دست یافت بابک به ارمنستان گریخت اما سهل ابن سنباط شاهزاده ارمنستان او را به دشمنان فروخت. بابک را به بغداد بردند. وی پس از شکنجه، کشته شد. کشف ارتباط و همداستانی میان افشین، بابک و مازیار در نهایت به سقوط و مرگ افشین نیز منجر شد.
پیش از آمدن اقوام آریایی به ایران اقوام دیگری بطور پراکنده و با جمعیتی کم در منطقه آذربایجان و حاشیههای آن زندگی میکردند که از آن میان میتوان به هوریان،اورارتوها، مانناییها و کاسیها اشاره کرد. البته طبقه حاکم کاسیها هم آریائیانی بودند که زودتر به منطقه وارد شده بودند. داوید روهل تاریخدان دانشگاه آکسفورد درتحلیل کتاب مقدس (عهد عتیق) موفق گردیدهاست که مکان باغ عدن مورد اشاره در کتاب مقدس را تعیین کند. وی ۴ رودخانه مورد اشاره در کتاب آفرینش را یافته و در همان مسیری که درکتاب مقدس اشاره شدهاست به پیش رفته. این استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد میگوید که باغ عدن مورد اشاره در کتاب مقدس منطقه آذربایجان ایران در دوران موخر نو سنگی در حوالی شمال دریاچه ارومیه تا مکان فعلی شهر تبریز بودهاست. [۷]
با آمدن اقوام آریایی به فلات ایران، اقوام بومی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند. که تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقه آسیای غربی گذاشت که مهمترین آن نابود کردن آشوریها و حذف آنها از صفحه تاریخ بود.
ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل میشد. که ماد کوچک آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل همدان، تهران، کرمانشاه و اصفهان میشود. پایتخت مادهگمتانه (همدان امروزی) بود که تلفظ آن به یونانی اکباتان نامیده میشد. مادها نخست دولت متمرکز و مقتدر را در فلات ایران پایه گذاری کردند و در داخل و خارج فلات ایران آغاز به گسترش قلمروی خویش کردند.
گسترش قلمرو ماد هم زمان شد با قدرت گیری پارسیان در جنوب غربی ایران. نیاکان هخامنشیان با پادشاهان ماد در ارتباط بودند و عقیده بر این است که فرمانبردار مادهابودهاند. به گونهای که وقتی پادشاه ماد از اقدامهای کورش بزرگ که نواده دختری او بود خبردار شد و اورا به هکمتانه فراخواند، امتناع کورش از رفتن به دربار ماد به عنوان عصیان وی برداشت شد. برخورد پارسیان و مادها در نهایت به سقوط پادشاهی ماد انجامید که البته نقش گروهی از درباریان ماد که با کورش همکاری میکردند تأثیر فراوان در این رخداد داشت.
در زمان هخامنشیان، ماد کوچک (آذربایجان) به عنوان یکی از ساتراپها اداره میشد. در اوایل دولت هخامنشی، بعد از خودکشی کبوجیه در مصر و آشوب در شاهنشاهی، ماد نیز شورش کرد. این شورش به سختی توسط داریوش سرکوب شد. در اواخر دوران هخامنشی و هم زمان با لشکر کشی اسکندر به ایران ساتراپ ماد کوچک فردی بود به نام آتورپات (آذرباد)، وی توانست ماد کوچک را از حمله اسکندر حفظ کند. بعد از آن ماد کوچک به نام او ماد آتورپاتن یا آتورپاتگان نامیده شد.
در زمان سلوکیان و اشکانیان آذربایجان خودمختاری نسبی داشت. که البته اساس کشورداری سلوکیان و پس از آن اشکانیان بر استقلال نسبی استانها استوار بود. در زمان سلوکیان به نظر میرسد خاندان آتروپاتن هم چنان بر آذربایجان حکم میراندند.
در زمان اشکانیان وضعیت حکومت آذربایجان چندان روشن نیست ولی میتوان حدس زد مانند دیگر نقاط ایران تحت سیطره خاندانهای زمیندار(فئودال) با نفوذ و مطیع اشکانیان اداره میشدهاست. مشکل آذربایجان در زمان اشکانیان یورشهای سهمگین آلانها و گرجیها از قفقاز بود. که باعث ویرانی و غارت فراوان میشدند. برای دفع ایشان شاهنشاهان اشکانی خود وارد کارزار میشدند.
در زمان ساسانیان آذربایجان اهمیت ویژهای یافت. یکی از سه آتشکده معتبر ساسانیان، آتشکده آذرگشنسب، در شیز واقع در آذربایجان قرار داشت.پادشاهان ساسانی در ایام سختی به زیارت آن میشتافتند و هدایای بسیار تقدیم میکردند. این آتشکده نشانه اتحاد دین و دولت بود و سمبل دولت ساسانی بشمار میرفت. در بیشاپورکتیبهای وجود دارد که نام خاندانهای فئودال اوایل حکومت ساسانیان در آن ثبت شدهاست. برای آذربایجان از خاندانی به نام وراز Varaz نامبرده شدهاست که گویا محل اقتدار ایشان آذربایجان، آران و ارمنستان بودهاست.
در زمان حکومت ساسانیان، اقوام ترک نژاد خزر به قفقاز وارد شدند. قباد پدر انوشیروان با تلاش فراوان ایشان را عقب راند و دژهای مستحکمی در دربند قفقار برای جلوگیری از یورشهای آنها بنا کرد، رومیان نیز هر ساله مبالغی برای نگهداری این دژها به دولت ساسانی میپرداختند. از وقایع مهم آذربایجان در زمان ساسانیان جنگ سرنوشت ساز بهرام چوبین با خسروپرویز در این استان بود که به شکست بهرام انجامید. دیگر واقعه مهم وارد شدن هراکلیوس امپراتور روم به آذربایجان بود که منجر به ویرانی آتشکده آذرگشنسب شد.