نام کلوب :وعده یه دیدار
نام انگلیسی : vadeydidar
تاسیس : 30 اردیبهشت 1384
2490 عضو ، 117 بحث ، 35 آلبوم ، 1 لینک

وعده یه دیدار

__
عنوان بحث
گزارش و عکسهای برنامه کوهنوردی جمعه 2/6/86
28 مرداد 86 - 18:24
گزارش و عکسهای برنامه کوهنوردی جمعه 2/6/86
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
1
28 مرداد 1386 ساعت 20:18

با عرض سلام خدمت همگی :

خوبه حالا که می خواهیم برنامه بذاریم با یک تیر دو نشان بزنیم یعنی هم دور هم جمع شیم و خوش بگذرونیم وهم یک کمکی سفت وسخت تر ورزش کنیم . اگر اجازه بدید می خوام قله توچال از مسیر دربند رو پیشنهاد بدم .

 

 

                                                                                                      کامیاب باشید. 

2
29 مرداد 1386 ساعت 12:00

میشه بجای کوه یه برنامه دیگه بزارید من دوست دارم تو برنامه ها باشم اما کوه نمی تونم بیام

3
29 مرداد 1386 ساعت 12:16

من به شدت موافقم

فقط اگه میشه ساعتش مثل هفته پیش باشه

یعنی یه هو نذارین ساعت 6 میدون قدس!!!!

چون اون طوری خونه ماها که دوره به تجریش باید ساعت 3 از خواب پاشیم این طوری خستگی تو تنمون می مونه

ممنون

 

4
29 مرداد 1386 ساعت 12:31

خلیلی خوبه.

من درکه رو پشنهاد می کنم.

آقا رضا اون مسیری که شما گفتی.خیلی حرفه ایه و سخت.فکر نکنم همه بتونن بیان.

خلاصه آقا شاهین کوه پشنهاد خوبیه.

5
29 مرداد 1386 ساعت 13:32

payatonaM hesabI akhE cloobe taranoM va dostanE meeT darE manaM kE nemitonaM beraM choN ..........

bA shomA biyaM???????

6
29 مرداد 1386 ساعت 19:47
hi bache ha man hatman miam chon dafe ghablam ja moondam va bad hasrat khordam vali khoobe ke bazam mirim
7
29 مرداد 1386 ساعت 20:00

درود فراوان بر دوستان عزیزی که همیشه همراه بودن و هستن.=D>

اول از همه باید بگم رضا جان ما باید فیزیک و قدرت بدنی همه رو حساب کنیم. نمیتونیم یه برنامه ای بزراریم که فقط 4 5 نفر بتونن توش شرکت کنن. دفعه قبل هم همینطور بود و بیشتر جنبه تفریحی و گردشی داشت.

چون هدف اصلی دور هم بودن و شاد و خوش بودنه حالا برای اینکه یه ورزشی هم کرده باشیم کوه رو انتخاب کردیم.

آمیتراس عزیز روز جمعه ساعت 6 از هرجای تهران بخوای بیایی باید آژانس بگیری و فکر نکنم بیشتر از 20 دقیقه طول بکشه ولی باشه ساعتش رو یه کم دیرتر میذاریم. ولی باید گرما رو تحمل کنید!!!

عاطفه عزیز کوه رفتن ما حرفه ای نیست و تقریبا همه بدون مشکل میتونن بیان مگر اینکه خدای نکرده مشکل پزشکی داشته باشید!! که امیدوارم این نباشه.

هومن تو هم باید از شیطنت هات کم کنی وگرنه نمی بریمت

مسافر عزیز ممنون از پیشنهادت حتما روش فکر می کنیم =D>

سارا جان این دفع سعی کن جا نمونی که از دستت میره.

به امید دیدار شما عزیزان

8
29 مرداد 1386 ساعت 22:21

khob age dust dashte bashid manam miam ...s

hala biam??s

9
30 مرداد 1386 ساعت 12:57

hi every one

pas zood tayin konid ke barname chie?va kojas?plz zood begid ke barnamerizi konim.

 

10
31 مرداد 1386 ساعت 18:52

درود بر دوستان عزیزم

امیدوارم که حالتون خوب باشه. من بابت این دیر برنامه گذاشتن واقعا معذرت میخوام. چون این دو روز بیمار بودم و همش دنبال دکتر و آزمایش و ..... به هر حال شرمنده.

احتمال داره که برنامه این هفته برگزار نشه که احتمالش خیلی کمه چون خیلی ها این هفته نمیان.

ولی دوستان عزیزی که می خوان تشریف بیارن لطفا یه پیغام برای من بفرستند که تایید کنن که تشریف میارن تا دعوتنامه براشون ارسال بشه. این به خاطر اینه که کسانی که تیم مدیریت تعیین کردن که تو برنامه ها حالا به دلایل مختلف شرکت نداشته باشند از گردونه حذف بشن و فقط دوستانی با ما همراه باشند که جنبه دور هم بودن رو دارند و جو رو خراب نمی کنند. سوء تفاهم نباشه و به کسی هم بی احترامی نشه.

در ضمن تو پیغامتون تعداد همراهاتون و اگر دوست داشتید یه شماره تلفن برای اعلام تغییرات احتمالی رو بنویسید.

برای اطلاعات بیشتر میتونید با خود من مستقیم تماس بگیرید: 767 25 25 0935

به امید دیدار شما دوستان روز جمعه 2-6-86

11
31 مرداد 1386 ساعت 19:27

salam be hameye dostane aziz

man dafeye pish natonestam biyam vali in dafe hatman miyam

faghat zodtar maalom konid ke barname chiye.

mer30

 

12
1 شهریور 1386 ساعت 21:06
ding ding manam mibarin
13
3 شهریور 1386 ساعت 19:54

درود بر دوستان عزیز.

طبق معمول من خواب موندم و به جای اینکه نیم ساعت قبل سر قرار حاضر شوم درست راس 7 رسیدم.

محمد ایرانی به همراه دو نفر دیگه که اسمشونو نمی برم (میگم چرا) اونجا وایستاده بودن. انگار نه انگار که همه دست و پا میشکستن که بیان فقط ما 4 نفر خلاصه یه ربع بعد سارای عزیز هم به ما پیوست و از اینکه تنها دختر گروهه خیلی جا خورد. حالا ما برای 851 نفر پیام گروهی فرستادیم ولی انگار نه انگار!!!!!

امیر آرش هم که با دوستاش تو کلوب کوه و تور برنامه داشت به همراه دوستای خوبش به ما پیوستند.

خلاصه باز هم به جای اینکه به سمت دربند بریم رفتیم گلاب دره

کافه اول استادیم و یه هوایی استنشاق کردیم و چای خوردیم. راه افتادیم به سمت آبشاری که امیر آرش دفعه قبل می گفت بریم. خلاصه پس از استراحت و خوردن چای دوم در کافه دوم به راهمون ادامه دادیم. بردیای عزیز که مثل بنز داشت کوه رو میرفت بالا باعث شد بچه ها خسته بشن و استراحت کنیم. در همین حین من چشمم به خانومی خورد که تنها میومد. از سارا پرسیدم که آیا پارتنر می خواد یا نه بعد از مهسا خانوم (همون خانومی که تنها می رفت) دعوت کردم که به جمع ما بپیونده.

ایشون هم با کمال میل پذیرفت چون گروهی که قرار بود باهاشون برای اولین بار بره جا گذاشته بودنش فکر کنید چه گروهی بودن اونا !!!!!

مسیرمون رو ادامه دادیم به سمت آبشار و در اونجا جا پهن کردیم. جا داره که از علی عزیز بابت زیر اندازها تشکر کنیم. =D>

بچه ها مشغول صحبت شدن و من و امیر آرش و بردیا رفتیم بالاتر به سمت سرچشمه آب. من که طبق معمول برای عکاسی رفتم. امیر آرش هم برای یافتن آرامش مورد نظرش اومد و بردیا هم ذهنیاتش رو آورد اون بالا روی کاغذ نوشت.

وقتی بردیا 100 صفحه نوشت و من هم یک حلقه فیلم سیاه سفید 400 رو تموم کردم برگشتیم بین جمع و دیدیم به به چه خوب که مهسا به ما ملحق شد. چقدر قاقالیلی آورده بود. جا داره اینجا از مهسا ی عزیز تشکر کنیم =D>

خلاصه قاقا لیلی و مختصری نهار خوردیم و نشستیم به گفت و گو. بچه ها مسیری که ما رفته بودیم بالا رو رفتن و یک ربع بعد ما هم دوباره رفتیم اونجا.

در این هنگام بردیا حوس آبتنی کرد و شروع کرد به خیس کردن همه و خودش هم آخرسر رفت زیر آبشار من و مهسا و یکی از دوستان هم پایه شدیم و همگی به زیر آبشار رفتیم و نشستیم. خیلی حس خوبی بود. آب سردی که از ارتفاع تقریبا 10 متری روی سر آردم میریخت ....

بعد آبتنی با لباس های خیس به سمت پایین برگشتیم. جاتون خالی تو راه هواپیما بازی (اونایی که اومدن میدونن چیه ) و قطار بازی هم کردیم.

خلاصه اینکه خیلی خوش گذشت و جای بعضی از دوستان خیلی خالی بود.

در راه برگشت گروهی که مهسا رو جا گذاشته بودن باهاش تماس گرفتن و آدرسشون رو دادند تا مهسا بره پیششون. مهسا هم که می خواست بره دعوا آدرس رو گرفت و همگی به اتفاق رفتیم به سمت این گروه بی مسئولیت.

چشمتون روز بد نبینه یه گروه پر از آدمهای با نمک

خلاصه مهسا با اون گروه با نمک خیلی حال نکرد و با ما به سمت پایین حرکت کردیم و بعدش هم نخود نخود .....

 

اما در مورد اون دوتا دوست عزیز. نرسیده به کافه اول سیگار هاشون رو روشن کردن که با برخورد تند من مواجه شدن. در تمام طول مسیر دوتایی یه گوشه واسه خودشون میرفتن و انگار نه انگار که با جمع اومدن. در آخر هم نفهمیدیم که کی غیب شدن و حتی یه خداحافظی هم نکردن. واقعا که ...... امیدوارم خودشون از این کار زشتشون خجالت کشیده باشند.

 

خلاصه که جای همه خالی.

 نتیجه گیری: از این به بعد من توبرنامه ها کاری ندارم و به نصیحت یکی از دوستان گوش می کنم که میگفت مثل یه عضو معمولی کلوب تو برنامه ها شرکت کن!!!

از بردن کسانی جنبه گروه رو ندارند خودداری می کنیم.

عکس ها رو هم 5 شهریور به بعد که مشکل سایت حل بشه میذارم تا دل همه بسوزه

به امید دیدار شما دوستان در وعده دیدار بعدی که من برنامه اش رو نمی ریزم.

14
3 شهریور 1386 ساعت 22:34

میبینم که مدیر گروه رو نبردید. حسابی خوش گذشته!!

منم تور داشتم شرمنده که نشد بیام اما خوشحالم که گروه روز به روز داره پا میگیره البته با صبر و حوصله!!

از شاهین و تمام دوستانی که زحمت برنامه رو کشیدند هم تشکر میکنم(نامردا اونهمه قاقالیلی تنهایی؟!!)

اون 2تا دوستم شاهین به من اسماشونو بده که یک تذکر اساسی بگیرن!!

از اول هم گفتم وعده دیدار فقط صمیمیت-فقط سادگی و فقط مسئولیت پذیری

15
5 شهریور 1386 ساعت 09:59

hi every one:

ey baba,taze man dashtam khoshhal mishodam ke belakhare 1grooh ke bachehaye khoobiam dare miran kooh va mishe bahashoon barname gozasht.ama hala ke mr.shahin nemikhad barname bezare pas che bayad kard?

ey doostane vadeye didar ey adamhaye paye ey hamvatanan bepa khizid va nagozarid ke dobare barnameha tatil she.

ey mr.shahin khan chera ba ma chenin mikoni?baba bikhial to begoo mellat bian harki oomad ke alie harkiam nayoomad az dastesh rafte. be hamin sadegi oon doostaniam ke gozashtan raftan az feyze vojoode ma bibahre moondan chera u narahati?

vali jeddi migam khaheshan barnameharo ghat nakonid.khosoosan ba shoma hastam ey shahin ey boland ey narenjie jigh.

__