| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
219
|
2018
|
91/3/11 (13:05)
|
|
||
|
|
499
|
6501
|
91/3/10 (20:59)
|
|
||
|
|
90
|
1649
|
91/3/7 (12:12)
|
|
||
|
|
80
|
2629
|
91/3/2 (16:42)
|
|
||
|
|
701
|
5769
|
91/2/29 (02:18)
|
|
||
|
|
16
|
418
|
91/2/4 (02:54)
|
|
||
|
|
44
|
459
|
91/1/27 (10:38)
|
|
||
|
|
3
|
185
|
91/1/20 (22:33)
|
|
||
|
|
48
|
911
|
89/12/20 (00:55)
|
|
||
|
|
32
|
280
|
91/3/12 (13:55)
|
|
||
|
|
19
|
192
|
91/3/12 (00:43)
|
|
||
|
|
349
|
6506
|
91/3/12 (00:41)
|
|
||
|
|
2
|
23
|
91/3/12 (00:39)
|
|
||
|
|
22
|
165
|
91/2/21 (12:42)
|
|
||
|
|
2
|
36
|
91/2/17 (22:33)
|
|
||
|
|
82
|
363
|
91/2/17 (11:56)
|
|
||
|
|
43
|
765
|
91/1/31 (08:25)
|
|
||
|
|
1
|
12
|
90/10/5 (19:06)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
90/9/12 (11:33)
|
|
||
|
|
259
|
1086
|
90/9/8 (17:49)
|
|

، و لزوم طبقه بندی و سازماندهی چنین
|
نقل قول از « گیل مرد » اندر احوالات دیشب
|
|
دیشب حدود ساعت 8 از سلف برگشته بودمو داشتم یه چرتی میزدم که صدای در اومد گفتم بیا تو یهو دیدم یه مرد ریشی تپل مپل و یه مأمور حراستی... اومدن تو منم که واقعاً خوف کرده بودم از جام بلند شدمو ...خلاصه بعد از سلام وعلیکو احوالپرسی و بچه کجایی و کدوم دانشکده ای و....مامور حراستی درست شبیه کارتون میتی کومون گفت ایشونو نمیشناسی منم گفتم نه گفت ایشون دکتر...رئیس دانشگاه هستن همین موقع جناب میتی کمون فرمودند شما دانشجوی این دانشگاه نیستید(هر کی یه بار وارد کوی شده باشه می فهمه آی کیوی این رئیس دانشگاه تا چه حدیه) کارتتو نشون بده ببینم منم(از ترس) فوراً کارتو نشونش داددمو گفتم اومدید اینجا مچ بگیرید؟گفت نه(حالا لحنش عوض شده)قیافت برام آشنا نبود(تو این همه دانشجو ؟بنازم به حافظت که همه رو میشناسی)...وقتی از اتاق بیرون رفتن مـامور حراستی برگشت و گفت:ایشون رئیس دانشگاه بودنا!...که یعنی باهاش بد صحبت کردی!... غرض از اینکه سرتونو درد آوردم این بود که بفهمید ما با چه کسایی طرفیم اون از دم در دانشکده که مثل پادگان باید کارت بکشی دم در خوابگاه باید کارت نشون بدی برای سرویس سوار شدن کارت خوابگاه ضروریه! الان هم که دیگه دایره کارت دیدن به اتاق و حریم خصوصی رسیده(یادم نبود ما که اصلاً حریم خصوصی نداریم)... به هر حال خدا اخروعاقبت ما رو با این داشگاه و سیستم پادگانیش ختم به خیر کنه!یاد شعر شاملو افتادم: گر بدینسان زیست باید پست من چه ناپاکم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم بر بلند کاج خشک کوچه بن بست گر بدینسان مرد باید پاک من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه یادگار جاودانی برتر از این بی بقای خاک. |