| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
433
|
3213
|
91/3/11 (15:51)
|
|
||
|
|
357
|
5791
|
91/3/8 (10:49)
|
|
||
|
|
1594
|
7178
|
91/3/10 (17:21)
|
|
||
|
|
950
|
7828
|
91/3/10 (16:57)
|
|
||
|
|
32
|
306
|
91/3/5 (16:54)
|
|
||
|
|
672
|
3815
|
91/3/2 (21:24)
|
|
||
|
|
145
|
2050
|
91/3/2 (21:20)
|
|
||
|
|
137
|
1137
|
91/3/2 (12:00)
|
|
||
|
|
91
|
790
|
91/3/1 (13:50)
|
|
||
|
|
82
|
534
|
91/2/31 (21:35)
|
|
||
|
|
341
|
2130
|
91/2/26 (20:52)
|
|
||
|
|
665
|
10967
|
91/2/25 (17:10)
|
|
||
|
|
346
|
2816
|
90/9/16 (10:28)
|
|
||
|
|
142
|
1261
|
90/9/5 (16:36)
|
|
||
|
|
26
|
265
|
90/8/4 (16:50)
|
|
||
|
|
44
|
806
|
90/7/27 (19:49)
|
|
||
|
|
9
|
236
|
90/7/11 (07:19)
|
|
||
|
|
159
|
1305
|
90/4/4 (13:22)
|
|
||
|
|
251
|
1411
|
90/1/17 (15:17)
|
|
||
|
|
30
|
320
|
89/11/2 (10:32)
|
|
بعد از جدا کردن خوابگاهها نوبت چی میشه؟
دوستان اگه مخالف این طرز برخورد هستین، برای جلوگیری از این اتفاق و اتفاق های احتمالی در آینده، راهکار پیشنهاد بدین
از ما که گذشت ما خوابگامون ادبیات بود کلاسامون مهندسی
به کلاسامون نزدیک شدیم و از عزیزان دور
البته 6 ترم تا تونستیم کل ادبیاتو وجب کردیم و ..چرخ زدیم
دلم واسه 87 88 89 و بدتر از همه 90 ها میسوزه چون اتوبوسا رو هم تفکیکی کردن
سال دیگه هم به امید حق تعالی و پورذهبی کلاسا رو
چه شود برین حالشو ببرین
بسیار
دور از هم قد کشیده ایم.هر یک بر فراز صخره ای بلند و دره ای عمیق میان مان که با
هیچ خاکستری پر نخواهد شد.جدایمان کردند،از روز اول مهر.با
پوشش های متفاوت.مانتو و مقنعه و چادر تیره بر تو پوشاندند و من را با لباس فرم و
کله ای تراشیده به ساختمانی دیگر فرستادند.من را به مدرسه ی پسرانه و تو
را دخترانه.دانشگاه هم که رفتیم جدایمان کردند.با ردیف های دور از هم.نیمکت های
خانم ها و آقایان.با درها و راهرو ها و ورودی ها و خروجی های خواهران و برادران.جدایمان
کردند و ما بسیار دور از هم قد کشیدیم.در اتوبوس با میله ها و در حرم و امامزاده
با نرده ها و در دریا و ساحل با پارچه های برزنتی.
آنقدر دور و غریب از هم بزرگ شدیم تا من شدم راز درک ناشدنی ای برای تو و تو شدی عقده ی جنسی سرکوب شده ای برای من.تا هر جا که دیگر نتوانستند جدایمان کنند،در تاکسی و خیابان،از زور بیماری و عقده های جنسی خود را به تو بمالم و برهنگی ساق پایت حالی به حالی ام کند و نگاه حریص ام مانتوات را بدرد.
جدا و بسیار دور از هم قد کشیدیم انقدر که پایین تنه هایمان معذب مان کرد و خیال کردیم عاشق شده ایم و چون عاشق هستیم باید ازدواج کنیم و بعد هم با هزاران عقده ی بیدار و خفته به زیر یک سقف برویم.
بسیار دور از هم قد کشیدیم.انقدر که دیگر نگاه مان نیز یکدیگر را خوب و درست ندید و نگاه های انسانی جای خود را به نگاه جنسیتی دادند در همه جا.در محل کار،در محافل فرهنگی و علمی و حتی جلسات سیاسی.و من باید تقاص همه ی این فاصله ها را بپردازم.تقاص دوری از تو و بر صخره ای دیگر قد کشیدن را،تقاص تو را ندیدن و نشناختن را.باید که تنت بلرزد وقتی هوا تاریک می شود و تو تنها در خیابانی.وقتی دنبال کار می گردی،وقتی تاکسی سوار می شوی.
اینجا یک مستراح
عمومی است به وسعت یک کشور
وطن پرستان عزیز بهتان بر نخورد!!
آخر سالیانی است که در همه جای دنیا فقط مستراح ها را زنانه و مردانه کرده اند!!
برن بمیرن با اینطرحشون یه شعور دانشجو توهین می شه...ساعت 7:30 باید بدو بدو بریم از مهندسی بیرون..مخصوصا ما که تو کتابخونه مرکزی درس می خونیم
بچه ها تودانشگاه نتونن باهم برخورد داشته باشن مجبورمی شن برن تو خیابونا یا جاهای نامناسب
متنفرم ز این فهم پایین و جهت گیری های مسخرشون



به من برخورد!! خب منم از این خانمای محجبه ی دست اندرکار سراغ دارم که شبها رو این جوری سر میکنن، اما نمیام بگم آبروشون بره.
طرف کی هست حالا؟