userinfo close

  ,

دانشگاه سیستان و بلوچستان


usbclub

تاسیس: 20 دی 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: رضا ک - معاونان
برخی قوانین کلوب: لطفا" سعی نکنید جو کلوب رو آلوده نمایید! لطفا" فارسی تایپ نمایید. لطفا&q ادامه »
برخی قوانین کلوب:
لطفا" سعی نکنید جو کلوب رو آلوده نمایید!
لطفا" فارسی تایپ نمایید.
لطفا" حریم شخصی افراد رو رعایت نموده و توهین نکنید.
لطفا" از یک ID استفاده نمایید.
----------------------------------------------
بحث قوانین کلوب را مطالعه فرمایید
----------------------------------------------

----------------- تلفن گویای دانشگاه : 05412446251 ------------------
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
433
3213
91/3/11 (15:51)
357
5791
91/3/8 (10:49)
1594
7178
91/3/10 (17:21)
950
7828
91/3/10 (16:57)
32
306
91/3/5 (16:54)
672
3815
91/3/2 (21:24)
145
2050
91/3/2 (21:20)
137
1137
91/3/2 (12:00)
91
790
91/3/1 (13:50)
82
534
91/2/31 (21:35)
341
2130
91/2/26 (20:52)
665
10967
91/2/25 (17:10)
346
2816
90/9/16 (10:28)
142
1261
90/9/5 (16:36)
26
265
90/8/4 (16:50)
44
806
90/7/27 (19:49)
9
236
90/7/11 (07:19)
159
1305
90/4/4 (13:22)
251
1411
90/1/17 (15:17)
30
320
89/11/2 (10:32)

عنوان بحث :: این بحث را 8 نفر دنبال می کنند.

شهریار حسین بر , shahryar85
شهریار حسین بر - 22:59 1388/12/18

شعر

در این بحث می تونید هر شعری که دلتون میخاد قرار بدید و نیاز نیست حتما به شعر نفر قبلی ربطی داشته باشه
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
ستار محمودی , mahmudisatar
ستار محمودی - 20:52 1391/02/26
341
 آسمانم! چشم بارانی چه می‌آید به تو

 

ناخدایم! روح توفانی چه می‌آید به تو

 

 

آن نگاه زیر چشمی با وقارت می‌کند

 

به! که آن لبخند پنهانی چه می‌آید به تو

 

 

حرکت آن خال مشکی با تکان‌های لبت

 

تا که شب «والیل» می‌خوانی چه می‌آید به تو

 

 

اخم کن آخر نمی‌دانی که وقتی ابرویت

 

چین می‌اندازد به پیشانی، چه می‌آید به تو

 

 

موی مجنون، ریش درویشی چه می‌آید به من

 

این لباس سبز روحانی چه می‌آید به تو

 

 

بی‌قرارِ رفتنی، موجی بزن دریای من!

 

گرچه آرامی، پریشانی چه می‌آید به تو

 

 

قیصرِ رومی حجازی! آن عبور با شکوه

 

با سواران خراسانی چه می‌آید به تو

 

 

خال تو آن نقطه‌ی پایان دفترهای ماست

 

خال در این بیت پایانی چه می‌آید به تو

 

ستار محمودی , mahmudisatar
ستار محمودی - 17:28 1391/02/21
340

رفیق راهی و از نیمه راه می گویی

وداع با من بی تکیه گاه می گویی

 

میان این همه آدم میان این همه اسم

همیشه اسم مرا اشتباه می گویی

 

به اعتبار چه ایینه ای عزیز دلم

به هر که می رسی از اشک وآه می گویی

 

دلم به نیم نگاهی خوش است اما تو

به این ملامت سنگین نگاه می گویی!?

 

هنوز حوصله عشق در رگم جاری است

نمرده ام که غمت را به چاه می گویی

 

(محمد علی جوشایی)

محمد شمالی , m_r_29
محمد شمالی - 09:22 1390/10/3
339

کنعان به خواب رفتم و در مصر دیدمت

از کاروان برده‌فروشان خریدمت

 

شب‌های بیشماری از این دست در دمشق

منجر شدی به خوابم و هر شب پریدمت

 

از دهلی گناه لبت تا عراق شرم

برگونه‌های قرمز جیحون چکیدمت

 

یونان که حمله کرد به چشمان میشی‌ات

براسب زاگرس به سپاهان دویدمت

 

وقتی برید موی ترا خنجر عرب

در تار و پود قالی کاشان کشیدمت

 

باد افاغنه که شبی ریشه تو کند

همچون گیاه مهر به دندان جویدمت

 

قوم مغول که میل به چشمان گل کشید

در شیون تغزل حافظ خزیدمت

 

بانوی روز مادر و شب روسپی، وطن!

در پرچمی سه رنگ به آتش کشیدمت

 

کورش کیانی

 

ستار محمودی , mahmudisatar
ستار محمودی - 15:48 1390/09/28
338

حرف که می‌زنی انگار
سوسنی در صدایت راه می‌رود
حرف بزن
می‌خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی
و خنده‌ات دسته کبوتران سفیدی
که به یکباره پرواز می‌کنند .
تو را دوست دارم
چون صدای اذان در سپیده دم
چون راهی که به خواب منتهی می‌شود
ترا دوست دارم
چون آخرین بسته سیگاری در تبعید …

غلام‌رضا بروسان

محمد شمالی , m_r_29
محمد شمالی - 16:54 1390/08/28
337

شکر ایزد فن آوری داریم

صنعت ذره پروری داریم

 

از کرامات تیم ملی مان 

افتخارات کشوری داریم

 

با " نود" حال می کنیم فقط

بس که ایراد داوری داریم

 

وزنه برداری است ورزش ما 

چون فقط نان بربری داریم

 

می توانیم صادرات کنیم 

بس که جو ک های آذری داریم

 

برف و باران نیامده به درک 

ما که باران کوثری داریم !

 

گشت ارشاد اگر افاقه نکرد

صد و ده تا کلانتری داریم

 

خواهران از چه زود می رنجید

ما که قصد برادری داریم

 

ما برای ثبات اصل حجاب

خط تولید روسری داریم

 

چاقی اصلا اهمیت دارد

ما که ژل های لاغری داریم؟

 

ما در ایام سال هفده بار 

آزمون سراسری داریم

 

این طرف روزنامه های زیاد 

آن طرف دادگستری داریم

 

جای شعر درست و درمان هم 

تا بخواهی دری وری داریم !

 

چند تا شعبه بانک و دانشگاه 

بین مریخ و مشتری داریم

 

به حقوق بشر نیازی هست 

ما که اصل برابری داریم ؟

 

حرف هامان طلاست سی سال است 

قصد احداث زرگری داریم

 

اجنبی هیچکاک اگر دارد

ما جواد شمقدری داریم

 

خنده اصلا به ما نیامده است 

بس که مداح و منبری داریم

 

تا بدانند با بهانه ی طنز

از همه قصد دلبری داریم

 

هم کمال تشکر از دولت 

هم وزیر ترابری داریم !

 

سعید بیابانکی


احمد طوقی , __ahmad__toughi__
احمد طوقی - 07:29 1390/07/11
336


کمترین تحریری از یک آرزو این است


آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی


در قناری ها نگه کن،در قفس،تا نیک دریابی


کز چه در آن تنگناشان باز شادی های شیرین است


کمترین تصویر از یک زندگانی


آب


نان


آواز


ور فزون تر خواهی از آن


گاهگه پرواز


ور فزون تر خواهی از آن


شادی


ور فزون تر خواهی،باز هم خواهی...گویم باز؟


آنچنان بر ما به نان و آب


اینجا تنگ سالی شد


که کسی در فکر آوازی نخواهد بود


وقتی آوازی نباشد


شوق پروازی نخواهد بود


احمد طوقی , __ahmad__toughi__
احمد طوقی - 07:14 1390/07/11
335


وطن یعنی یه حس گریه آور ، چشای خیس و اشک آلود مادر


وطن یعنی عبور سرد شلاق ، جنازه های آویزونه بر دار


وطن یعنی یک رویای غم انگیز ، شعار نسل پوچ و چندش انگیز


وطن یعنی خیانت های پنهون ، وطن یعنی هزار بند و زندون


وطن یک خواب راحت توی رویا ، وطن قصه پرمعنی فردا


وطن کلام آخر ، مثل خون برادر


وطن دستای لرزون ، چشای خیس مادر



ستار محمودی , mahmudisatar
ستار محمودی - 14:50 1390/07/10
334
تو دور ِ دور می شوی و ماه وماه تر 
من سردِ سرد می شوم و بی پناه تر

هی نامه پشت نامه که من زنده ام هنوز
اوضاع خوب می شود و روبه راه تر

محکوم رنج بودنم و در نبودنت
از سال های کودکی ام بی گناه تر

از اشک من تر است تمام مسیر راه
دنیا تر است و پنجره ها تر ، نگاه تر

هی حرف پشت حرف شنیدن از این و آن
در روزگار تلخ از این هم سیاه تر

شوقی که می رسد به من از نامه های تو
هی دیر دیر می شود و گاه گاه تر ... /



مریم نظری
ستار محمودی , mahmudisatar
ستار محمودی - 18:49 1390/06/14
333

ای كاش تو رودخانه باشی تا من...

هر روز تمام قطره هایت را من...

من نیز سفال كوچكی باشم كه

یك روز شراب اگر بنوشی با من...

محمد شمالی , m_r_29
محمد شمالی - 11:13 1390/06/14
332

بر من بخوان زیارت اهل قبور را

هی چنگ میزند تن من مرده شور را

با استخوان جمجمه ام دوست میشوند

این موریانه ها که فقط طعم شور را...

پاشیدی از عصاره دلتنگی ات به من

از من گرفت فکر و خیالت شعور را

بشکن تو هم شبیه تمام شکست هام

ته مانده های لعنتی این غرور را

گشتم نبود جز غزل عاشقانه ای

انجیل یوحنا و صحف را ... زبور را

وحشت تمام خانه ی من را گرفته است

در من هدایتی ست که زنده ...به گور را...

 

سی ما نوذری


محمد شمالی , m_r_29
محمد شمالی - 10:53 1390/06/5
331

یک ترانه ...


تو رو می بینم از اون دور، توی انتهای این شهر

توی این هوای مسموم، تو بامن، من با خودم قهر

 

توی اون خونه ی تردید، که رسیده به یه مشت ابر

تو مساوی با سکوتی، من ولی می بازم از صبر

 

متنفرم از این که، توی فاصله اسیری

مث صبحای خیابون، تلخی و دوری و دیری

 

واسه یک بار، مث یک خواب، برس از نهایت شب

منو تکثیر کن رو لبهات، و رها کن منو با تب

 

توی متن تلخ کافه، حل میشم میون فنجون

صندلی خالی تو، چنتا میله، مث زندون

 

جَرَیان داری تو رگهام، توی وضعیت قرمز

منو بردی توی تردید، که همیشه؟ یا که هرگز

 

می دونم آخر بازی، ای دل ساده و مفلوک

میگذره از من و این شهر، روی خط کشی مشکوک

 

میرسه سکانس آخر، تو پیاده رو، همین جا

من و تو رد میشیم از هم، مث دو آدم تنها...

 


مرتضی شمالی

ستار محمودی , mahmudisatar
ستار محمودی - 21:54 1390/05/11
330

از فکر من بگذر ، خیالت تخت باشد
"من" می تواند بی تو هم خوشبخت باشد


 

این من که با هر ضربه ای از پا در آمد
تصمیم دارد بعد از این سر سخت باشد


...تصمیم دارد با خودش با کم بسازد
تصمیم دارد هم بسوزد هم بسازد


هرچند دشوار است باید پا بگیرم
تا انتقامم را از این دنیا بگیرم


من خسته ام دیوانه ام آزارکافی ست
راهی ندارم پیش رو دیوار کافی ست


جز دردها سهمم نبود از با تو بودن
لطفا برو دست از سرم بردار کافی ست


لج می کند جسمت بگوید زنده هستی
وقتی برایم مرده ای انکارکافی ست


با ساز دنیا گرچه مجبورم برقصم
حرفی ندارم چون برایم دار کافی ست


من خسته ام دیوانه م دلگیرم از تو
خود را همین امروز پس میگیرم از تو


از فکر من بگذر ، خیالت تخت باشد
"من" می تواند بی تو هم خوشبخت باشد

شاعرشو نمیدونم

سیندرلا  , sinderela70
سیندرلا - 09:47 1390/04/20
329

موج عشق تو اگر شعله به دل ها بکشد
رود را از جگر کوه به دریا بکشد

گیسوان تو شبیه است به شب؛ اما نه،
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!

خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

عقل یکدل شده با عشق، فقط می‌ترسم
هم به حاشا بکشد، هم به تماشا بکشد

زخمی کینه من! این تو و این سینه‌ من
من خودم خواسته ام کار به اینجا بکشد

یکی از ما دو نفر کشته به دست دگری است
وای اگر کار من و عشق به فردا بکشد

فاضل نظری

سیندرلا  , sinderela70
سیندرلا - 09:18 1390/04/20
328
من به بعضی چهره ها چون زود عادت میكنم
پیششان سر بر نمی آرم رعایت میكنم

همچنان كه برگ خشكیده نماند بر درخت
مایه ی رنج تو باشم رفع زحمت میكنم

این دهان باز و چشم بی تحرك را ببخش
آنقدر جذابیت داری كه حیرت میكنم

كم اگر با دوستانم می‌نشینم جرم توست
هر كسی را دوست دارم در تو رویت میكنم

فكر كردی چیست موزون میكند شعر مرا؟
در قدم برداشتنهای تو دقت میكنم

یك سلامم را اگر پاسخ بگویی میروم
لذتش را با تمام شهر قسمت میكنم

ترك افیونی شبیه تو اگر چه مشکل است
روی دوش دیگران یك روز تركت میكنم
محمد شمالی , m_r_29
محمد شمالی - 13:10 1390/04/8
327

کمی کنار من ای مهربان من بنشین

تویی که روح منی عمق جان من بنشین

قدم به چشم من و گونه های من بگذار

شبیه بوسه بیا بر لبان من بنشین

بیا برای تو در این حرمسرا جا هست

بیا کنار همین همسران من بنشین

به چای لب نزدی ... بوسه از دهان افتاد

برای دلخوشی استکان من بنشین

اگرچه میروی و نیستی برای ابد

ولی عزیزترین میهمان من بنشین

پرنده جان ! برو و هر چقدر اوج بگیر ...

ولی دوباره لب آسمان من بنشین

تو از کدام نبرد آمدی نمیدانم

ولی خوش آمده ای...قهرمان من...بنشین!

 


سی ما نوذری

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.