userinfo close

  ,

انجمن شاعران گمنام


unknown_poets

تاسیس: 17 تیر 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: ایمان پارسا - معاونان
از دوستان عزیز خواهش میکنم که مطالبشون رو در قسمتهای مربوطه قرار داده و تا جایی که امکان داره از ایج ادامه »
از دوستان عزیز خواهش میکنم که مطالبشون رو در قسمتهای مربوطه قرار داده و تا جایی که امکان داره از ایجاد بحثهای تکراری خود داری کنند

 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
38
86/3/9 (18:27)
71
659
90/3/28 (12:06)
10
125
89/9/3 (23:53)
22
260
89/6/23 (23:02)
73
480
89/6/13 (11:06)
100
894
89/6/12 (23:54)
8
144
89/4/7 (08:16)
32
394
89/2/21 (09:36)
7
133
89/2/21 (09:33)
15
291
89/2/21 (09:25)
28
141
87/10/20 (00:17)
12
139
87/10/13 (11:00)
18
106
87/10/12 (16:25)
1
52
85/12/25 (18:02)
3
22
85/11/18 (18:24)
36
217
85/11/16 (23:19)
24
163
85/11/16 (23:17)
1
21
85/11/16 (22:26)
5
38
85/11/16 (00:01)
0
19
85/11/14 (23:05)

عنوان بحث

بهمن فرجی , baraxeto
بهمن فرجی - 10:40 1384/05/27

هر کی با یه اثر از خودش خودش رو معرفی کنه

سلام
بهمن هستم و این شعر رو بخونید و نظر بدین و شعرهای خودتون رو مثل من بگذارید

درد رفتن


هوای غربت مرگ تو قلبم خونه کرده

صدای تلخ سکوت منو دیوونه کرده

شدم آواره ی عشق تو دشت بی کسی ها

ندای ظلمت شب تو سینه ام لونه کرده

شدم غریب و تنها تو این سیاهی مرگ

مثل صدای پاییز.صدای زردی برگ

صدای دلواپسی ندای رفتن عشق

مثل رفتن خورشید از ناله های تگرگ

تنها شدم دوباره رفتم پی بی کسی

از مال دنیا برا م مونده یه دلوا پسی

عشق منم تموم شد مثل تموم دنیا

درد منوتا حالا نمی دونست هیچ کسی

درد رفتن عاشق با عشق دوا نمی شه

عاشقی که دور شده دیگه صدا نمی شه

وقتی که رفته عاشق عشق واسش محاله

تو قلب عصر امروز عاشق پیدا نمی شه
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
نگار د , neegar
نگار د - 04:25 1384/05/28
1
ای کاش دلم در پی دلدار نبود
از هجر تو محزون و از وصال شاداب نبود
تو رفتی و بعد تو دلم غمگین است
ای کاش دلم پیش دل یار نبود

اقا بهمن شعر شما هم خیلی قشنگ بود
مرسی....
مهدی مخبری , hitler2005
مهدی مخبری - 08:50 1384/05/28
2
باز ای دل غافل
تو از خویش گذشتی
در بازی عشق امده
بر خاک نشستی
خوابی مگر ای دل
در فکر سرابی مگر ای دل؟
این عشق سرابی ست
از این دام حذر کن
اهوی هوسها مشو
از دشت گذر کن
خوابی مگر ای دل
در فکر سرابی مگر ای دل؟
روزی برسد مرگ تو
جانت برباید
حیف است که عمر تو
در این عشق سر اید
خوابی مگر ای دل
در فکر سرابی مگر ای دل؟

خوشحال می شم نظرتونو بدونم
بهمن فرجی , baraxeto
بهمن فرجی - 09:50 1384/05/30
3
آقا مهدی شعرت محشر بود خوشحالم که تو این کلوب عضوم
نگار جان شعر شما هم عالی بود
دوستان نظرتو رو راجعبه شعر من بگید ممنون می شم

(گوله برف)


می دونی عشق مثل یه گوله برف می مونه

هرکی که گوله خورده طعم اونو می دونه

شاید نخورده باشی گوله ی برف عشق رو

اما هرکی که خورده چه جوری نمی دونه

گوله باید خودش رو تو قلب تو جا کنه

باید که آروم آروم راهشو پیدا کنه

وقتی وجود تو شد سرد و سپید و عاشق

حالا باید تورو به زندگی صدا کنه

وقتی که تو شنیدی صدای گوله برف رو

وقتی که از یادت رفت یه حرف دو حرف سه حرف رو

دیگه سکوت زشته واسه دل عاشقت

باید تو با صداقت بیای بشکنی ظرف رو

بگی که از سپیدی به عشق هم رسیدی

درسته که سردته ولی تو نلرزیدی

تو مثل یه مبارز وایسادی و جنگیدی

رو سقف تاریک دل رنگ سفید کشیدی

گوله ی برف رو خوردی حرفهات رو هی شمردی

سپیدیای عشق رو تو تو ی قلبت بردی

حالا دیگه تو قلبت یه قصر آبی ساختی

چون که دلت رو هم به یار خودت سپردی
نگار د , neegar
نگار د - 06:36 1384/05/31
4
بهمن عزیز مرسی از لطفت
شعرتم خیلی قشنگ بود.
مهدی مخبری , hitler2005
مهدی مخبری - 21:40 1384/06/2
5
negar jan sheret ghashang bod
bahmane aziz shere to ham khob bod,inke eshgho be gole barf tashbih kaede bodi jaleb bod.faghat ye irade kochiki ke dasht in bod ke bazi az abyate sheret sekte dasht ya be gholi sakht khonde mishod
albate shayad chon tarane gofti ba ye ahange khasi ke to zehnet bod in taranaro sorodi.be har hal omidvaram narahat nashode bashi

.
ابراهیم  حاجی علیزاده , nasakhchi
6
ساعت برای رفتن من زنگ می زند........پایه به سنگ خورده من لنگ می زند
دیگر مجال گفتن حرفش نمانده بود ......این بار می نشیندو آهنگ می زند
در نا کجای شب دل من را شکسته اند!؟.....یا تار توست ساده و دلتنگ می زند
آنجا کنار بوم کسی مثل هیچ کس....می ایدو شبیه تو را رنگ می زند
انکار از تمام خودش دل بریده بود.......حتی به روی سایه خود سنگ می زند
باید دوباره فکر سفر را کنم که باز......ساعت برای رفتن من زنگ می زند
ممنون می شم اگه شعر منو نقد کنین
نگار د , neegar
نگار د - 03:00 1384/06/8
7
اقا مهدی ممنون از لطفتون
مینا h , feritantan
مینا h - 21:27 1384/06/19
8
..............................................




پیام در تاریخ 84/8/20  ساعت: 3:11 توسط fereshteh zeidi ویرایش شد.
صهبا بیانی , sahba_spring
صهبا بیانی - 01:29 1384/06/28
9
عشق ساختنی نیست سوختنی ست
آتشی ست در دل كه افروختنی ست
تا كی به یك نگاه بسنده باید كرد؟
دلدار خوبروی چشم دوختنی ست
مانی طوسی , ir_agm
مانی طوسی - 10:32 1384/06/29
10
هدفم چیست ؟

جدا بودن ؟

سایه ای از من و از ما بودن ؟

هدفم چیست ؟

به خود پیچیدن ؟

غم دنیا و جهان را خوردن ؟

هدفم آیا این است

كه جدا از همه خلق جهان باشم ؟

هدفم چیست ؟

در این دایره سرگردان بودن ؟

مثل سنگی ساكت و بی جان بودن ؟

هدفم چیست خدا را خواندن ؟

از همه درد جهان نالیدن ؟

هدفم چیست به خود پیچیدن ؟

زنده بودن ، زنده ماندن ، مردن؟.....



هدفم این نیست

هدفم نیست در این دایره سرگردان باشم

هدفم نیست كه من نقطه آخر گردون باشم

هدفم نیست ز بیگانه گی ازخلق خدا نالیدن

هدفم نیست صبا را خواندن

مثل حافظ ز می و مطرب و ساقی گفتن

هدفم نیست مثل شبنم باشم

كه ز خورشید گریزان باشم

هدفم این نیست كه به دیوار زمان

قابی از خاطره ای

گیج و مبهم باشم

هدفم نیست كتابی باشم

مثل حافظ فقط از بهر تفال باشم

توی گنجینه تاریك شما گم باشم ...



هدفم این است

هدفم این است كه در این تاریكی

شمع سوزنده محفل باشم

هدفم این است منشا كاری باشم

در پی شهر و دیاری باشم

هدفم این است كه به خود باز آیم

هدفم این است كه بدانم ز كجا آمده ام

كه در این هیچستان پی چیزی هستم

پی كاری

پی نوری

لبخندی

هدفم این است كه بدانم به چه كار آمده ام

كه بدانم ز چه رو اینجایم

كه بدانم ز چه رو خلق زمین

همه شب می نالند

هدفم این است مثل باران باشم

منشا پاكی و بیرنگی انسان باشم

هدفم این است كه به دنبال حقیقت بروم

هدفم این است سحرگاهان ،

نور در كاسه انسان ریزم

هدفم این است كه خودم باشم

فارغ از عالم و آدم باشم

هدفم این است مثل آدم باشم

سیب دندان زده را باز به دندان گیرم

هدفم این است نه پی درد ، كه درمان باشم

هدفم این است كه به آینده نظر اندازم

و ببینم كه در آن روز همه

پی چیزی هستند

پی كاری

مقصودی

همه از بند سكون دل خود رستند

و همه......

پی مقصودی هستند
بهاره ب , blindowl_7
بهاره ب - 10:28 1384/07/1
11
همون بهتر که شما گمنام بمونید
همصدا دختر باران , faryade_shekaste
12
گل سنبل گل مریم خدایا من یه یار دارم
گل نرگس گل شبنم خدایا من صفا دارم

گل لاله گل زردم خدایا بنگر این دردم
گل رعنا گل صحرا خدایا گوش بده حرفم

خدایا من یه عشق دارم مثال آبی دریا
خدایا من یه دلدارم مثال پاكی ابرها

خدایا بنگر این دردم، بگیر دستم ، بگیر دستم
خدایا بشنو این حرفم، بگیر دردم ، بگیر دردم

خدایا غصه كم خوردم؟ خدایا ماتمم كم بود؟
خدایا من چه‌ها كردم كه آخر زجر من این بود؟

خدایا جز عبادت ، جز دعا دیگر چه‌ها كردم؟

خدایا عاشقم عاشق، خدایا مرگ عشقم ده
خدایا در ره این عشق ، عذابم ده، عذابم ده

خدایا من فدای عشق، خدایا من به پای عشق
دهم جانم، دهم جانم، كه این جان را نمی خواهم

خدایا ماتم دنیا بگیر از قلب بی سامان
خدایا زجر این عالم ببر از دامن یارم

خدایا هرچه غم داد بریز در قلب بیمارم
خدایا رحمتی كن تو بگیر دست گنه كارم

خدایا من به جز این عشق دگر چیزی نمی خواهم
خدایا من به جز یارم ز تو چیزی نمی خواهم

خدایا درد عشقم ده، عذابم ده عذابم ده
خدایا زین غم هجران، دمی آخر نجاتم ده

فریاد شكسته.....
حسین آزاد , azad_hossein
حسین آزاد - 08:17 1384/07/20
13
قفس

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟
من همانند كبوتر , نه كبوتر
چونكه او آزاد است میرود تا خورشید
اما من
من بسان كفتری بی پر و بال
خالی از عشق صعود
خالی از هر چه كه وابسته به پروازم بود
تهی از عشق شدم , پر و بالم بشكست
من دلم می گیرد
من دلم می گیرد كه در این دل شوق پروازی نیست
من برای تو دلم می گیرد , تو كه هر لحظه كنارم بودی
تو كه جفت كفتر دل بودی
شكوه ام از باد است
آنكه با چرخش خود جفت مرا با خود برد
آه ؛ اگر می بودی
دیگر این كفتر دل غصّه پرواز نداشت
دیگر این كفتر دل , شوق پرواز و صعود , كوچ كردن تا بود و نبود
تو اگر می بودی آسمان آبی بود
دیگر این واژه قفس چه معنایی داشت ؟(ح.آزاد)
همصدا دختر باران , faryade_shekaste
14
به کنارم بیا
از بلند ترین و کوتاه ترین راهها
عشقت را در وجودم جاری کن
مرا ببر
به شهر آرزوها
مگر به من نگفته ای
که می پرستمت تو را
مگر مرا نبرده ای
به سر زمین دورها
ببین کنون در این زمان
کنار جوی ارغوان
نشسته ام به انتظارت ای همیشه در زبان
مرا ببر به دورها
به دورها و دورها و دورها

فریاد شكسته....
خوشحال میشم نظرتون رو بدونم....
ایام به كام .... بـــــــــــدرود ...
همصدا دختر باران , faryade_shekaste
15
مــاتـــم عــشــق

دل رمیده ام دگر فدای تو نمی شود
نگاه خیره ام به در برای تو نمی شود

اگر چنین گریسته ام برای تو نبوده است
و این فغان و شیونم برای تو نبوده است

اگر شعری سروده ام برای خود سروده ام
برای این دل خودم، برای تو نبوده است

اگر که گفتمت بمان کنار این دل غریب
برای ماتم عشق است برای تو نبوده است

اگر به خاک افتاده ام اگر که من شکسته ام
نخور غم مرا که این برای تو نبوده است

برای تو نمرده ام برای تو نخورده ام
غم دل شکسته ام برای تو نبوده است

ببخش مرا که این چنین گلایه میکنم تو را
دلم شکسته نازنین برای تو نبوده است

فریاد شكسته.....

پیام در تاریخ 84/10/7  ساعت: 15:12 توسط مونا ن ویرایش شد.
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.