| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
38
|
86/3/9 (18:27)
|
|
||
|
|
71
|
659
|
90/3/28 (12:06)
|
|
||
|
|
10
|
125
|
89/9/3 (23:53)
|
|
||
|
|
22
|
260
|
89/6/23 (23:02)
|
|
||
|
|
73
|
480
|
89/6/13 (11:06)
|
|
||
|
|
100
|
894
|
89/6/12 (23:54)
|
|
||
|
|
8
|
144
|
89/4/7 (08:16)
|
|
||
|
|
32
|
394
|
89/2/21 (09:36)
|
|
||
|
|
7
|
133
|
89/2/21 (09:33)
|
|
||
|
|
15
|
291
|
89/2/21 (09:25)
|
|
||
|
|
28
|
141
|
87/10/20 (00:17)
|
|
||
|
|
12
|
139
|
87/10/13 (11:00)
|
|
||
|
|
18
|
106
|
87/10/12 (16:25)
|
|
||
|
|
1
|
52
|
85/12/25 (18:02)
|
|
||
|
|
3
|
22
|
85/11/18 (18:24)
|
|
||
|
|
36
|
217
|
85/11/16 (23:19)
|
|
||
|
|
24
|
163
|
85/11/16 (23:17)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
85/11/16 (22:26)
|
|
||
|
|
5
|
38
|
85/11/16 (00:01)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
85/11/14 (23:05)
|
|
دلم تا چند یا رب خسته باشد ؟
در لطف تو تا كی بسته باشد ؟
بیا تا امشب ای دل در بكوبیم
بیا این بار محكم تر بكوبیم
مكوب ای دل به تلخی دست بر دست
در این قصر بلور آخر كسی هست ...
خیلی زیبا بود ... 
ای خدای خالق خواب
ای بوجود آورنده لذت بوسه ناب
ای هستی بخش زیبایی با آب وتاب
مرا مددی کن .
ای برپا کننده شور و شهوت انسانی
ای برگزار کننده بزرگترین مهمانی
ای رستاخیز بشریت در محدوده حیوانی
مرا مددی کن.
ای ستار العیوب
ای خالق این انسان معیوب
ای اطعام دهنده از طریق حبوب
مرا مددی کن
ای آفریننده شراب از انگور
ای درست کننده فتنه وزور
ای کنترل کننده از راه دور
مرا بجز تو مددی نیست
ازین همه بلوای ساخته از آن تو
مرا قوتی نیست جز تکه ای از نان تو...
مرا مددی کن
اشک
پروردگار من
سخت دلم گرفته است ، آخر چرا به خانه نمی رسیم ، اصلاً این خانه کجاست که این جنین ره گم کرده ایم
خدای من ، هیچ جای دنیا در هیچ جنگلی سراغ ندارم که ددانش این جور پرخاشگرانه به هم بپرند که آدم های به ظاهر اشرف مخلوقت به هم می پرند.
خدای من حتی دیگر در انتظا معجزه نیستم ، چرا که آدمیانت نشانه ی خانه به دروغ بهم می دهند چرا که آدمیانت
َان را از دست هم می دزدند، چرا که خسته شدم از بس آدمیانت خود را بر تر از دیگری فهمیدند .
پروردگار من گفتی امید وار باشم ، نایبان تو روی زمین بنام خلیفته الله امید را از من دزدیدند. تلاش دارند در دلم خشم بکارند بنام عشق ، نفاق بکارند بجای دوستی و شقاوت بکارند بجای مهر. من چه درو کنم از این همه کاشته شده ی نایبان تو.
خدایا سخت که هیچ بریده ام از این همه نفاق و از این همه بخل .لب هایم به خنده باز نمی شود و چشمانم اشگریز این همه جنگ ، جنگ خاک ، جنگ آب ، جنگ رنگ ، جنگ دین ، جنگ طلب و هزاران جنگ دیگر همه اش بنام تو نه برای تو.
خدایا ماه هاست این فطار خسته ی عمر از ریل های خانه جدا شده و حتی شیطان هم نمی داند به کجا می رود .
خدایا خلیفه های تو با نام تو روی زمین خلیفه می کشند و فساد می کنند و من ره گم کرده ی سرگردان فقط به رحمانیت تو دل بسته ام مرا در یاب.