| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
0
|
38
|
86/3/9 (18:27)
|
|
||
|
|
71
|
659
|
90/3/28 (12:06)
|
|
||
|
|
10
|
125
|
89/9/3 (23:53)
|
|
||
|
|
22
|
260
|
89/6/23 (23:02)
|
|
||
|
|
73
|
480
|
89/6/13 (11:06)
|
|
||
|
|
100
|
894
|
89/6/12 (23:54)
|
|
||
|
|
8
|
144
|
89/4/7 (08:16)
|
|
||
|
|
32
|
394
|
89/2/21 (09:36)
|
|
||
|
|
7
|
133
|
89/2/21 (09:33)
|
|
||
|
|
15
|
291
|
89/2/21 (09:25)
|
|
||
|
|
28
|
141
|
87/10/20 (00:17)
|
|
||
|
|
12
|
139
|
87/10/13 (11:00)
|
|
||
|
|
18
|
106
|
87/10/12 (16:25)
|
|
||
|
|
1
|
52
|
85/12/25 (18:02)
|
|
||
|
|
3
|
22
|
85/11/18 (18:24)
|
|
||
|
|
36
|
217
|
85/11/16 (23:19)
|
|
||
|
|
24
|
163
|
85/11/16 (23:17)
|
|
||
|
|
1
|
21
|
85/11/16 (22:26)
|
|
||
|
|
5
|
38
|
85/11/16 (00:01)
|
|
||
|
|
0
|
19
|
85/11/14 (23:05)
|
|
شعرهایی که از شاعران جوان و گمنام می خونید رو در صورت تمایل اینجا بذارید...
البته ممکنه خیلیاش پر از اشکال باشه...
ولی, سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند... حتی اگه وزن و قافیه نداشته باشه...
غزال سرکش غزل ٫ کجاست زادگاه تو ؟
چه رام می کند مرا نگاه گاه گاه تو !
شکوفه کرده نام تو ٫ درون شعرهای من
و شعرهای ناب من ٫ چکیده از نگاه تو
خدای مست چشم تو ٫ مرا به کفر می کشد
سرم به باد می رود ٫ به خاطر گناه تو !
تو بعد حرفهای من همیشه آه می کشی !
شکسته می شود غرور چشم من از آه تو
به انتهای خویش میرسم در انتظار تو
خودت ببین چه عاشقانه میشوم تباه تو !
خلاصه کلام اینکه ٬ هر چه فکر می کنم
به سادگی نمی توان گذشت از نگاه تو

http://sahmeashegi.blogfa.com/

آتش زدی٫سوزاندی ام٫ای داد از این بیداد
دیگر چرا خاکسترم را می دهی بر باد
افسوس ای شیرین تر از افسانهء شیرین
فائق نشد بر کوه عشقت تیشه فرهاد
باور نمی کردم که عاشق می شوم روزی
امروز اما می زنم از عشق تو فریاد
قلب تو را وقتی به روی دست می بردم
مبهوت چشمانت شدم از دست من افتاد
قید نگاهت را زدن آنقدر آسان نیست
از قید چشمانت مرا هرگز مکن آزاد
از یاد من هرگز نخواهی رفت باور کن
آه ای سیه چشمی که مارا برده ای از یاد
هر چند من ویران شدم با گوشهء چشمت
اما از این پس تا همیشه خانه ات آباد

http://sahmeashegi.blogfa.com/

دوستان عزیز
ضمن تشکر از شعرهاتون.
شعرهایی که سروده ی خودتون هستن رو توی بحث هایی که به تفکیک قالب ایجاد شدن میتونین قرار بدین.
اینجا هدف گذاشتن شعرهای شعرای دیگه ایه که شهرت خاصی ندارن (جز اعضا)
تشکر

دیگر برای دیدن اشکم مجالی نیست
با پاسخ چشمان من جای سئوالی نیست
صد بار گفتم باز هم تکرار خواهم کرد :
ای دوست غیر از دوریت دیگر ملالی نیست
باید برای با تو بودن عشق را فهمید
یعنی که درک عشق هم کار محالی نیست
من تشنهء چشمان باران خورده ات هستم
چشمی که از اندیشه های سبز خالی نیست
برگرد ای زیباترین آواز عصر عشق
وقتی نباشی هیچکس فکر اهالی نیست
شرمنده ام از این غزل ، من خوب می دانم
دیگر درون شعرم احساس زلالی نیست
http://sahmeashegi.blogfa.com/
به دستهای تو محتاجم
و به چشمهای تو محتاج تر
دستهای تو
عادتم می دهد به پرواز
اما آسمان من
بیکران چشمهای توست ...!!!
http://sahmeashegi.blogfa.com/
باز سایه در سکوت
و فریاد غنچه های صورتی رنگ کوچه های بن بست
در اعوجاج خوش نقش سرمای مرگ آلود مدفون است
ابر در سکوت
و فریاد درخشش ابرهای بی پروا
در خمود بی پایان سفیدی مسکوت است
و دگر پنجره ها از سبزی برگهای اقاقی
و از بوی گلهای یاسمن متروک است
و غمی نیست که در سایه جنون بار سکوت
در خیال رهگذر برف رد پای جدایی نتراشد..
خودم!
در عرض زمان ایستاده ایم...به خیابان مینگریم و بی هوا خود را دود میکنیم..
سلام
از دیگران شنیدیم گفتند باز با باز
اما کبوتر من با باز کرد پرواز
آینه ای برای خورشید ،
و نهانگاهی برای گریه ی شبانه ی آسمان ،
اکتفای ماست.
چند سرو غمگین
که درآب ،قامت خود را
کوتاه دیده اند
گنجشک وکفتری که از آن آب خورده اند
و بر فراز سرو روان آرمیده اند.
شاید علفهای پرامّید زندگی
شاید نهال کوچک گیلاس و زردآلو.
اشک های حوض ما ،
شب بر آسمان چکیده است
چشمک های آن ، دل مه را ربوده است
شاید دری به سوی جهان گر گشوده است
این اکتفای ماست.
جمعه ی چشم انتظاری
بازهم جمعه و باز هم داغ انتظار
باز هم دل گرفتن و نادیدن نگار
باز هم جمعه های خروشنده و غریب
بازیک غروب و ستاندن ز دل قرار
باز یک طلوع و شکفتن ز ابتدا
امّا دوباره جمعه و باز هم انتظار
ماه همیشه گاه من
ماه
هیچگاه
ماه
نیست
هر گاه
خورشید
نظر از او بگیرد
امّا تو ماه من
نه هیچ
نه هر
ماه همیشه گاه من
محبوب من
محبوب بی غروب من
خورشید من
با درد های نا تمام
با بغض های نا شکن
با بود هایی که با تو
بود و نبودشان یکی است
بودنم وقف تو مهربان!
آنگاه که خاک وجودم
با مهر وجودت سرشته شد
و اسم خوب تو در قلبم نوشته شد
و قلب مرا فتح کردی
من وقف تو بودم!
ماه همیشه گاه من
اللّه من !
شاعر: معصومه واعظ دلیلی