userinfo close

  ,

دانشگاه پیام نور تربت حیدریه


university_payamnoor_torbat_20

تاسیس: 10 آذر 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: کمال آقا جکسونیان - معاونان
بچه های خوبی باشین با هم قهر نكنین حال هم رو هم نگیریم در كل با هم شیش باشین باریكلا بابا جان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
18
184
90/6/13 (13:55)
0
2
91/1/5 (21:40)
0
2
90/9/2 (11:20)
0
10
90/6/18 (12:23)
1
8
90/5/17 (14:07)
1
12
90/3/7 (17:47)
0
28
89/11/23 (11:45)
0
6
89/3/5 (16:51)
0
18
88/10/15 (14:25)
1 1
0
10
88/7/21 (19:10)
1 1
0
6
88/7/9 (00:32)
11
110
87/12/20 (20:06)
8
42
87/12/15 (15:35)
1
13
87/12/6 (13:24)
7
53
87/12/6 (13:13)
4
29
87/12/6 (13:10)
0
14
87/9/27 (23:15)
22
136
87/7/16 (23:04)
2
28
86/2/3 (16:30)

عنوان بحث

علی یوسفیان , mahin_b
علی یوسفیان - 04:09 1386/08/9

نشریه دلهای دست دوم(به نظرتون این نشریه می تونه موفق باشه یا نه؟)

با سلام خدمت همه دوستان

خیلی محبت دارین که این  فعالیت (مضاعف) دارین اگه ممکنه واستون یه خورده فعالتر باشین ممنون همتون هم هستم و کوچیکتون

یه نشریه داره تو دانشگاه راه می افته که با اجازتون منم عضو افتخاریشم . به نظر شما میتونه موفق باشه یا مثل بقیه فقط چند صباحی عمر میکنه؟ اگه نظری هم دارین بگین تا من به بچه های نشریه منتقل کنم . ممنونم-قربون محبته اونایی که لطف دارن

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
کمال آقا جکسونیان , kamaljackson
4
سلام
جناب ماهان خان موفقیت این نشریه رو به شما و همه دوستای خوبت تبریک میگم البه شرمنده که با اندکی تاخیر تبریک گفتم
بسیار عالی بود
کمال آقا جکسونیان , kamaljackson
3

من با استاد زاغیان صحبت می کردم امروز

یک سری نقد های کوچیکی داشتنند

ولی با رفقا که داشتیم تحلیل می کردیم تمام مجله یک طرف و انتقاد های به جای مجله طرف دیگه

موفق باشین دوستای عزیز

کمال آقا جکسونیان , kamaljackson
2

آره چرا نباید موفق باشه؟

اونای دیگه ای هم كه منحل شدن به خاطر این بود كه اهدافشون با وظیفشون یه خورده فاصله داشت

حسام ذباح , picsun
حسام ذباح - 02:35 1386/08/11
1

آه
چگونه باور کنم؟
چگونه باور کنم ای قیصر شعر فارسی
ای کسی که از کودکی نام تو را در کیف می گذاشتم بی آنکه بفهمم تو برایم از عشق سرودی
آیا واقعا رفته ای؟
خودم را برای دیدنت آماده کرده بودم.
آه
دیرشد
خیلی زود دیر شد
نتوانستم تو را ببینم.
آه
باورم نمیشود
یعنی برای دیدنت به كجا سفر كنم؟
اه
باورم نمی شود
«نه فرصت که پیراهن تو ببویم
نه مرهم که بردل گذارم
نه مهلت که در ماتم بمویم نه رخصت که شیون برآرم»
گفته بودی: سه شنبه ها پایتخت جهان است.
آه چه سه شنبه غمناکی...
به قول خودت
«سه شنبه
چرا تلخ و بی حوصله
سه شنبه
چرا این همه فاصله
سه شنبه
چه سنگین! چه سرسخت
فرسخ به فرسخ
سه شنبه
خدا کوه را آفرید...
»

سه شنبه ها به یادت هستم ای قیصر شعر فارسی
به یادت هستم
به یادت...
«به یادت داغ بر دل می نشانم
ز دیده خون به دامن می فشانم
چو نی گر نالم از سوز جدایی
نیستان را به آتش می کشانم
به یادت ای چراغ روشن من
ز داغ دل بسوزد دامن من
ز بس در دل گل یادت شکوفاست
گرفته بوی گل پیراهن من
همه شب خواب بینم خواب دیدار
دلی دارم دلی بی تاب دیدار
تو خورشیدی و من شبنم چه سازم
نه تاب دوری و نه تاب دیدار
سری داریم و سودای غم تو
پری داریم و پروای غم تو
غمت از هر چه شادی دلگشا تر
دلی داریم و دریای غم تو
دلی داریم و دریای غم تو...
»

مرا ببخش که برای تو از خودت می گویم
آری
من در آن حد نیستم که برای قیصری همچون تو از خودم بگویم
از تو می گویم
آری از خودت می نویسم
برای هر چیز باید از نوع خودش گفت
مثل خودت که برای جنگ ، از تفنگ گفتی و از واژه فشنگ...
آری
من هم برای تو
از تو می نویسم
آه
معلوم بود از این دنیا خسته شده بودی و به دنبال آرامش می گشتی
آری
گفته بودی:
«ای ساحل آرامشم
سوی تو پر می گشم
از دوریت در آتشم در آتشم یارا»
ای کاش تو را می دیدم و قبل از رفتنت با تو خداحافظی می کردم...
حرفهای نا گفته من هم در گلو شکست...
خدا حافظ ای قیصر
خداحافظ ای قیصر شعر فارسی

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.