| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
3
|
48
|
90/10/16 (00:59)
|
|
||
|
|
1
|
31
|
86/11/14 (14:31)
|
|
||
|
|
0
|
29
|
86/5/13 (17:20)
|
|
||
|
|
1
|
20
|
85/9/22 (22:37)
|
|
||
|
|
2
|
28
|
85/6/18 (09:44)
|
|
عزیزم ادم وقتی از شهرهای بزرگ میره میبد.یك دفعه شكه میشه و دپرس.
دیگه چه توقعی می مونه كه آدم حال داشته باشه.
من خودم سال 83 رشته سخت افزار اونجا قبول شدم.غروب ساعت 5 كه می شد مردم مثل مرغ میرفتن تو جا.
یك شهر مذهبی بی روح .بچه كوچیكا وقتی ما را می دیدند مه مثلا ساعت 7 داریم میریم خونه مثل اینكه ما دراكولا هستیم فرار می كردند.
من شش ماه اونجا درس خوندم. بعد انصراف دادم .و سال بعد دانشگاه تهران جنوب همان سخت افزار قبول شدم.
خدا به داد دوستام كه اونجا موندن برسه.شنیدم تبدیل به فسیلهای علمی شدن.
قربان شما خسرو
اصلانم این طور نیست بچه های بسیار اكتیو و فعالی داره می گی نه نیگا كن؟؟؟؟؟




