userinfo close

  ,

ترکان ایران


turks

تاسیس: 11 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: قدرت عیبی یوخ - معاونان
ایران تورکلری کلوبونون یازی دیلی تورکجه دیر( بو کلوبون عنوانینا گوره ، اویغون مقاله لر فارسجادا اولا بیلرلر )
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
418
826
91/1/30 (23:03)
13
111
91/2/3 (11:50)
0
4
91/1/18 (11:28)
8
17
91/1/9 (19:23)
39
183
91/1/9 (19:01)
4
13
91/1/9 (18:54)
1
22
91/1/6 (14:19)
1
10
91/1/6 (14:17)
8
66
91/1/6 (14:12)
6
49
90/12/14 (08:56)
2
15
90/12/8 (12:12)
1
8
90/11/30 (14:27)
0
1
90/11/27 (11:03)
108
1101
90/11/16 (10:05)
68
227
90/11/16 (08:09)
3
23
90/11/9 (09:23)
67
312
90/9/19 (12:52)
0
8
90/9/5 (08:38)
1
36
90/9/2 (18:21)
4
14
90/8/7 (15:32)

عنوان بحث

امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 13:27 1388/09/10

خوراسان توٌرکلری، ایران اؤلکه‌سینده

نگاهی به پیشینه زندگی قوم ترک در خراسان شمالی


روزنامه خراسان: عبدالهیان وجود قومیت های گوناگون کرمانج، فارس (تات)، ترک، ترکمن و کرد در خراسان شمالی با همه ویژگی های فرهنگی خاص خود سبب شده است لقب «گنجینه فرهنگ ها» برازنده این خطه ایران باشد. خراسان شمالی از نظر اجتماعی یک دست نیست و محل زندگی اقوام گوناگون است. قومیت های مختلفی در استان زندگی می کنند که با آداب، رسوم و عقاید مختلف خود موجب وجه تمایز این استان از دیگر استان ها شده اند، اما برای رسیدن به پاسخ این سؤال که هر کدام از این اقوام از ابتدا در خراسان شمالی بوده اند یا از مناطق دیگر وارد این منطقه شده اند، در گزارش های مختلف به بررسی پیشینه تاریخی این اقوام پرداخته ایم. در این شماره به بیان نظریه های گوناگون محققان در خصوص ریشه قوم ترک در خراسان شمالی می پردازیم.یک محقق در این خصوص می گوید: درباره تاریخ باستانی ترکان نظرهای گوناگونی وجود دارد، به طوری که در خصوص ریشه نژادی این قوم بین پژوهشگران اختلاف نظر وجود دارد.«نعمتی» اظهار می دارد: گروهی از پژوهشگران ریشه قوم ترک را از نژاد سفید و عده ای دیگر، آن ها را از نژاد زرد می دانند.وی بیان می کند: بخشی از قوم ترک در جنوب ایران و در استان های فارس، اصفهان، بوشهر، کرمان، چهارمحال وبختیاری و استان های مجاور و عمده ملت های ترک، در شرق ایران در استان های خراسان شمالی، رضوی، گلستان و مازندران ساکن هستند.وی خاطر نشان می کند: ترک های آذربایجانی در شهرهای مختلف ایران و به خصوص استان های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، تهران و مرکزی و بخش هایی از گیلان، کردستان، استان های خراسان و کرمانشاه زندگی می کنند.وی اضافه می کند: قوم ترک در ایران تاریخی ۷ هزار ساله دارد، به طوری که ریشه ترکان ایران را می توان در عبور اقوام سومری و ایلامی از منطقه آذربایجان و سکونت احتمالی در این منطقه و دیگر مناطق ایران جستجو کرد.«نعمتی» با بیان این که نیمی از ساکنان خراسان شمالی به زبان ترکی تکلم می کنند ابراز می دارد: منطقه بام و صفی آباد اسفراین، بخشی از اسفراین، نیمی از مردم شهرستان شیروان، فاروج و مردم شهر بجنورد و روستاهای مجاور آن، از جمله ارکان اسفیدان و بخشی از روستاهای مانه و سملقان جزو ترک زبانان این استان هستند.وی خاطر نشان می کند: ترک ها دومین قومی بودند که در زمان سلجوقیان و از طریق مهاجرت بعد از تات ها وارد ناحیه بجنورد و خراسان شمالی شدند.وی هم چنین ریشه ترکی بجنورد را با اغلب ترکی های موجود در ایران از قبیل ترکمنی و ترکی استان های مجاور آذربایجان متفاوت می داند.یک نویسنده و پژوهشگر دیگر در این خصوص می گوید: در بررسی های باستان شناختی و طبق اسناد معتبر تاریخی، نخستین ساکنان خراسان شمالی اقوام سکاها و داهه ها بودند که بعدها آریایی ها به علت یخبندان و سردی هوا در منطقه قطب شمال به ناحیه شمالی ایران از جمله خراسان شمالی مهاجرت کردند و آمیختگی این قوم ترک زبان با ساکنان بومی این منطقه، نژاد پارت را به وجود آورد.«محمد اسماعیل مقیمی» اضافه می کند: نخستین هسته زندگی اجتماعی این قوم که به زبان ترکی تکلم می کردند حدود ۲۵۰سال قبل از میلاد در ناحیه خراسان شمالی شکل گرفت.وی اظهار می دارد: ترک ها در سرزمین سرسبز و جنگلی خراسان شمالی در حاشیه رود اترک و دیگر حوضه های آبریز این رودخانه پراکنده شدند. وی به سخن یک نویسنده روسی اشاره می کند و می گوید: جبال خراسان که امروز در بین ۲ کشور ایران و روسیه قرار دارد، در قرون وسطی محل زندگی کوچ نشینان ترک بوده و از همان تاریخ نیز این سرزمین به اثک یا اتیاک به معنای ولایت دامنه و کوهپایه نامیده شده است.وی خاطر نشان می کند: به نقل از «سعید نفیسی» مؤلف تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، قبل از اسلام اختلاط قبایل ترک و آریایی در شمال شرقی خراسان دیده می شد.وی هم چنین نقش اقوام گرایلی و ترک های شمال خراسان را که ریشه اصلی گویش آنان زبان ترکی است در ایجاد دولت اشکانی بسیار پر رنگ توصیف می کند.وی می افزاید: قبل از کوچ کردن کردها به خراسان در سال ۹۱۶ و ۱۰۱۱ هجری قمری ترک ها در این ناحیه زندگی می کردند، زیرا بعد از مهاجرت، کردها درگیری هایی با ساکنان بومی و ترک زبان داشتند.این نویسنده و پژوهشگر اضافه می کند: حضور اقوام مختلف در خراسان شمالی مجموعه ای متحد از ترک و کرد، ترکمن و تات را موجب شده است که تعامل مثبتی با فرهنگ یکدیگر داشته و دارند.یک محقق دیگر نیز درباره ریشه قوم ترک می گوید: کمربند زندگی ترک زبانان شمال فلات ایران از چین تا دولت عثمانی، ماوراءالنهر و پامیر و منشوری ادامه دارد و شامل کشورهای مغولستان، ترکستان، آذربایجان، قفقاز و ترکیه می شود.«علی رضا جعفریان» می افزاید: ترک ها نیز مانند فارس ها به منظور یافتن مکان مناسب برای زندگی به سرزمین های جدید مهاجرت می کردند و ممکن است به دلیل هم نژاد بودن با ساکنان آن مناطق در مکان های خاص ساکن شده باشند.وی با بیان این که تمدن در ابتدا در سمت شرق بود و بعدها به سمت غرب متمایل شد می گوید: مهاجرت این اقوام نیز بیشتر به شکل شرق به غرب انجام می شد.«جعفریان» تصریح می کند: در زمان های بسیار قدیم تمدن در سمت شرق و شمال چین بود، همین امر سبب مهاجرت بسیاری از اروپاییان به شرق شد. در این حرکت ها و مهاجرت ها بود که مغول ها که شاخه ای از ترک ها هستند به ایران مهاجرت کردند و در آن جا ساکن شدند.این محقق اظهار می کند: با مطالعه تاریخ ایران می بینیم که ترک ها نزدیک به هزار سال در ایران حاکم و ساکنان اصلی و قدیمی ایران بودند که به مرور زمان اختلافاتی با فارس ها پیدا کردند، اما ادبیات و سنت خودشان را به خوبی حفظ کردند و حاکمیت را در این منطقه به دست آوردند.وی خاطر نشان می کند: قوم ترک در داخل ایران مهاجرت های داخلی متعددی نیز داشتند و برای یافتن چراگاه و مکان های سرسبز به مناطق مختلف کوچ می کردند.وی درباره روستاهای ترک نشین ایران می گوید: بیشتر روستاهای ترک نشین ایران تاریخی بسیار قدیمی دارد، به عنوان مثال روستاییان کوسه که در ۶۰ کیلومتری شیروان زندگی می کنند، به زبان ترکی اصیل صحبت می کنند. براساس بررسی های دقیق ساکنان اصلی این روستا ترک ها بودند و در برهه ای از زمان عده ای از نیشابور به آن جا مهاجرت کردند.«جعفریان» بیان می کند: در خراسان امروزی ترک ها به چند دسته تقسیم شده اند؛ گروهی از قدیم در نیشابور و بام و صفی آباد زندگی می کردند، گروهی دیگر در درگز و عده ای نیز در قوچان و شیروان هم چنین اسفراین و بجنورد ساکن شده اند.وی می افزاید: بر اثر بعد زمانی و مکانی که برای این قوم به وجود آمده است، زبان آن ها به شکل محلی صیقل پیدا کرده و لهجه به وجود آمده است.وی هم چنین چگونگی ایجاد لهجه در میان قوم ترک را نشان دهنده قدمت حضور این قوم در ایران می داند و می گوید: قدمت تپه ارگ که در شیروان واقع شده است، به هزاره پنجم قبل از میلاد بر می گردد.وی تصریح می کند: در مقایسه روستاهای فارس نشین و ترک نشین خراسان، در می یابیم که روستاهای ترک نشین بسیار قدیمی و پر جمعیت است.وی بیان می کند: روستاهای بزرگ ترک نشین شیروان هم چون زوارم، دوین، حسین آباد، ورقی و علی آباد و روستای خیلی بزرگ و قدیمی باغان که تاریخ آن از زمان صفویه مدون شده است از درجه اهمیت بالایی برخوردار است



.

  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
قدرت عیبی یوخ , sahlan_a
قدرت عیبی یوخ - 08:56 1390/12/14
6

انتشار اولین کتاب در زمینه "زبان ترکی خراسانی" با هدف پاسداشت از این زبان به قلم جلال قلی زاده مزرجی

 افراد هر جامعه ای می بایست کلیه زبان ها را موهبت و گنجینه ای تاریخی و فرهنگی تلقی کنند از این روکتاب آشنایی با زبان ترکی خراسانی اولین کتاب مستقل در زمینه زبان ترکی خراسانی با هدف پاسداشت از این زبان به قلم جلال قلی زاده مزرجی تالیف و توسط انتشارات دامینه در تیراژ1100جلد و328صفحه با قیمت70000ریال،در قطع وزیری در زمستان1390منتشرشده است.

جلال قلی زاده مزرجی در سال1354در روستای مزرج از توابع شهرستان قوچان از استان خراسان رضوی به دنیا آمده است.وی در سال1378موفق به اخذ مدرک کارشناسی کتابداری از دانشگاه علامه طباطبایی شد.دسترسی نویسنده به منابع مختلف و علاقه به پژوهش موجب شده است تا وی نخستین کتاب در ارتباط با زبان ترکی خراسانی تالیف نماید.

مولف کتاب علت نگارش کتاب آشنایی با زبان ترکی خراسانی چنین بیان می کند.

"باتوجه به ترك زبان بودن بنده و علاقه به این زبان ازهمان دوران نوجوانی و مهمتر از همه ادامه تحصیل دانشگاهی در تهران كه باعث یادگیری كامل زبان تركی آذری وتركی استانبولی  شد همیشه آرزو داشتم تا در ارتباط با تاریخ و زبان تركی خراسان نیز كتابی نوشته شود.با توجه به اینكه مردمان شمال خراسان بیشتر از اقوام كرد وترك و بعضاً نیز فارس هستند و زبانهای كردی و تركی همچون فارسی در بین همه مردم این منطقه رایج است امید است باتوجه به اینكه تا بحال در زمینه زبان و ادبیات تركی خراسان چنین كتابی وجود نداشته است این كتاب بتواند در شناسایی ،آموزش و یادگیری هر چه بهتر زبان تركی خراسانی مفید واقع شود."

اولین كتاب مستقل در زمینه دستور وزبان تركی خراسان كه حاصل 8 سال تحقیق مولف می باشد.شامل 6 بخش 25 فصلی و بطور كلی در 3 موضوع عمده :

 1- تاریخ كلی اقوام ترك و زبان تركی در: جهان، ایران و خراسان.

2- دستور كامل زبان تركی خراسان

3- واژه نامه، مصادر(افعال) و ضرب المثلهای رایج؛ كه در این زمینه به بیش از  2200 لغت و فعل رایج در زبان تركی با معانی دقیق به فارسی اشاره شده است.

Email: Qolizadehmezerji@yahoo.com

http://azari.blogfa.com/post-173.aspx

 

قدرت عیبی یوخ , sahlan_a
قدرت عیبی یوخ - 10:23 1390/06/2
5

ورکی خوراسانی:

یادمدی بیرگون (گئن)، گون باتان چاغیلار هاوا سوخ سوخ ایدی

بیر قریشمار (قشمار) بزینگ کیچه میزدن گئدر دی و قئشقریق ایدردی:

"کئنه قالی آلایم"

"هرکئنه زادا یاخشی پول وریم"

" سوفالی کاسا ، کوزا آلایم"

"ایر هئچ دمه یوخدور بوش کیزه آلایم"

"آتانین گوزلرینن یاش گلدی  "

"آه چکدی و دئدی"

"آیینگ باشدی و سئفرا دا چوره ک یوخدور"

"ای خدای( تانلری) بولا ام زندگانلیق اولدی"

" تئزه چوره گینگ هاواسی، اونو هوش سیز ایدی"

"اتفاقن آنام هم شو گون(گین) روزه ایدی"

"باجیم یاشماق سیز، چارقد سیزچولا چاپدی گئدی"

"اونا دیدی: هارای، آی آغا سئفره چوره گ سیز ام آلایین"

http://salariyan.blogfa.com/post-106.aspx


امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 18:03 1390/05/3
4

سه مکتب موسیقی ترکی خراسان

 

نگاهی به موسیقی مقامی در خراسان شمالی بجنورد ،

 

 

استان خراسان شمالی به دلیل وجود قومیتهای مختلف با فرهنگهای مختلف یکی از مهمترین پایگاه‌های موسیقی مقامی کشور بشمار می‌آید.

 

امتزاج و هم‌آمیزی سه فرهنگ مستقل موسیقی مقامی این خطه یعنی، کرمانجی، ترکی و ترکمنی تنوعی شگرف در موسیقی این ناحیه پدید آورده است.

 

موسیقی ترکی از عمیق‌ترین و اصیل‌ترین موسیقیهای این منطقه است که هنرمند این حوزه با هنری که از طبع سرشارش جاری می‌شود، زخمه بر ساز می‌زند و این موسیقی را طنین‌انداز می‌کند.

 

یک پژوهشگر موسیقی خراسان شمالی پیرامون موسیقی ترکی این منطقه به ایرنا گفت: بخش عمده موسیقی ناحیه‌ای در خراسان شمالی موسیقی ترکی است.

 

مهدی رستمی افزود: آهنگهای ترکی به لحاظ تکنیکی قوی و از لحاظ زمانی دامنه‌دار هستند و اشعار و سیلابهایشان کامل است.

 

وی بیان کرد: موسیقی ترکی و کردی بر هم اثرگذاری متقابل دارند چنانکه گاه این اثرگذاری آنقدر عمیق است که شناسایی ترکی یا کردی بودن برخی ملودیها مشکل می‌شود.

 

او افزود: موسیقی ترکی و موسیقی ترکمنی نیز به خصوص در نواحی مرزی بر هم اثرگذاری داشته‌اند.

 

وی بارزترین آهنگهای ترکی را که رنگ و بوی محلی دارند موسیقی "گرایلی، نوایی، غریب و کرم و اصلی‌خان" دانست و افزود: این موسیقی‌ها که با نواختن آنها شکل روایتی آهنگها بروز می‌کند باید مورد پژوهش‌و بازکاوی قرار گیرند.

 

این محقق فرهنگ و هنر خراسان شمالی، موسیقی ترکی را مبتنی بر سه مکتب جوین (سبزوار)، گلیان در شیروان و نواحی شمال خراسان از قوچان تا درگز دانست.

 

وی گفت: مکتب جوین، موسیقی ناحیه اسفراین و سبزوار است که از نگاه پژوهشگران مهجور مانده است.

 

او موسیقی مکتب جوین را آرام و متفکرانه دانست و اظهار داشت: دایره ملودیهای موسیقی این مکتب بسیار وسیع است و مبتنی بر روایت و داستانهای بلندی است که در قالب ملودیهای متنوع توسط بخشی‌ها روایت می‌شود.

 

وی "کرم و اصلی خان، زهره و طاهر، ابراهیم ادهم و کوراوغلی" را از جمله موسیقیهای مکتب جوین ذکر کرد و افزود: سلسله‌جنبان موسیقی جوین مرحوم "پرویز دردی و مختار زنبیل‌باف" بوده‌اند.

 

او بیان کرد: در این نوع موسیقی به عنوان مثال در مجموعه "کرم و اصلی‌خان" بخشیها با توانمندی خاص ۱۰تا ۱۲ساعت پی در پی نواخته و آواز می‌خواندند و در عین حال موسیقی را با تغییر ملودی همراه می‌کردند تا شنونده احساس خستگی نکند.

 

وی گفت: در این موسیقی بعد حماسی، عرفانی و عاشقانه سیال است.

 

این پژوهشگر پیرامون مکتب شیروان گفت: این نوع موسیقی هیجانی‌تر است و هنجارهای حرکتی در آن بیشتر و پر تحرک‌تر است.

 

وی افزود: ملودیها در این نوع موسیقی ضربی‌تر و ریتمی‌تر و با حرکت بیشتری همراه هستند.

 

او بیان کرد: مرحوم "علی گل‌افروز، حاج حیدر کارگر، سلطان‌رضا ولی‌نژاد و مرحوم حسن یزدانی" از پیروان مکتب گلیان در شیروان هستند که توانسته‌اند این موسیقی را به غایت مطرح کنند و پرورش دهند.

 

وی گفت: مکتب سوم موسیقی ترکی موسیقی ناحیه شمال خراسان از قوچان تا درگز و نواحی میانی آنها است که برای بیان آن ناگزیر از فرارفتن از مرزهای جغرافیایی استان هستیم.

 

رستمی بیان کرد: این سبک از آرامش موسیقی جوین برخوردار است ولی تکنیک در آن بالاتر می‌رود.

 

وی افزود: در این نوع سبک رگه‌های تصوف بیشتر دیده می‌شود، نوع اشعار و حرکتها در آن گرایش صوفیانه دارد و نمود رنگ خانقاهی در آن بیشتر است.

 

او ادامه داد: "حاج‌قربان سلیمانی و مرحوم حاج‌حسین یگانه" از اساتید مطرح این سبک هستند. ک/۴

  
امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 16:01 1389/10/20
3
 
 
آشنائی با طایفه خاوریهای خراسان (خاوری یک نژاد تورکی است):
 
 
 
امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 15:56 1389/10/20
2

نقش تورکان خراسان در فرهنگ و ادب تورک
حاجى بكتاش ولى نیشابورى (١٢٧٠-١٢٠٩)  فیلسوف، ولى و انسانگراى بزرگ از توركان نیشابور خراسان است و طریقت علوى  بكتاشیه منتسب به وى بوده و در اطراف شخصیت وى تشكل پیدا كرده است. او از نخستین مشوقان و اشاعه دهندگان زبان و ادبیات تركى در اناتولی است. به باور تركان علوى قزلباش و بكتاشى، حاجى بكتاش ولى و شاه اسماعیل ختایى هر دو پیر و رهبر تركى مى باشند كه در راه تاسیس اتحاد تركان اوغوز  مجاهدت نموده اند.

 از جمله برخوردهاى مولانا جلال الدین رومى  تماس وى با حاجى بكتاش ولى خراسانى است. حاجى بكتاش به احتمال بسیار با مولانا در ارتباط بوده و هر دو به یقین از یكدیگر خبردار بوده اند. حاجى بكتاش با دو شخصیت تاریخساز ترك  دیگر٫ اخى ائورن خویى متوفى به سال ۱۲۶۰ و بابا الیاس خراسانى متوفى در نیمه دوم قرن سیزده میلادى در آسیاى صغیر ملاقات نموده است.
 
  این هم از ولایت نامه كه شرح حال حاجى بكتاش را باز مى گوید و هم از مناقب العارفین كه ترجمه حال مولانا را میدهد به سهولت بدست مى آید!
 مولانا و حاجى بكتاش هر دو خراسانى بوده (مولانا از بلخ و حاجى بكتاش از نیشابور) و هر دو طریقت مولویه و بكتاشیه كه پس از وفات ایشان و بنام ایشان در آسیاى صغیر پدیدار شده در اطراف تركیت و خراسانیت تشكل پیدا نموده است. نیز هر دو در اتمسفیر فرهنگى همسانى تربیت شده، در تاریخ  یكسانى به آسیاى صغیر مهاجرت نموده و هر دو انسان را به عنوان پدیده اى مقدس پذیرفته و آنرا با كلام و اشعار خویش تقدیس نموده اند.
 
شمس تبریزى كه مدتى در شهر ارزروم در تركیه امروزى به آموزگارى نیز مشغول بوده منسوب به طریقت پیش علوى  ملامتى-قلندرى-حیدرى است. این طریقت بعدها در زمره جریان ابدالان در سه شاخه امروزى مذهب علوى٫ بكتاشى و مولوى مستحیل شده است. ابدالان روم (اوروم ابداللارى) كه مهر خود را بر امر تشكل هویت و فرهنگ تركى آسیاى صغیر و جنوب غربى اروپا زده اند، عمدتا درویشان و غازیان توركمن-  (آذربایجانى و خراسانى) بودند كه در قرون
۱۱-۱۳ از آذربایجان و خراسان به اناتولى روى آورده اند.
 
این توركمنان  كه از پیشگامانشان سارى سالتوق، حاجى بكتاش و بابا الیاس از خراسان،ابدال موسى وگئییكلى بابا از خوى و شیخ بوزاغى از مرند  هستند در فتح ممالك بیزانس در اناتولى و بالكان بدست تركان و گسترش اسلام در این نواحى پیشگام بوده و اشتراك داشته اند. در برخى از روایات تركى چنین گفته میشود که :
 
پس از مدتى بیگ هاى قایى دریافتند كه دولت سلاطین سلجوق در اناتولى دولت سایه اى بیش نیست. انجمن كرده و به عثمان غازى چنین گفتند: تو از نسل قایی خان هستى٫ قایی خان از بیگ هاى اوغوز است.
 
بنا به وصیت گون خان طبق سنن اوغوزى مقام خاقانى میبایست كه در نسل قایى ادامه یابد، تو شایسته خانى هستى و ما تو را خان می شناسیم.
 
 در كنگره مذکور  پیر اخیان، اخى ائوره ن، پیر بكتاشیان حاجى بكتاش ولى و پدر زن عثمان غازى  نیز حضور داشتند. بیگ هاى اوغوز در حضور عثمان غازى سوگند خوردند و به شرفش قدحهاى پر از قیمیز (شراب ملى ترك) بلند كرده و فریاد كشیدند: آب حیات٫ صحت٫ عافیت و پادشاهیت مبارك باد! حاجى بكتاش ولى سرپوش نمدین خراسانى را بر سر عثمان غازى نهاد و اخى ائوره ن شمشیر بر كمر او بست. پس ازآن فرمان سلجوق خوانده شد، در مقابل اطاق نه طوق برافراشته شد. همه این مراسم طبق رسومات اوغوزى انجام گرفت و بدین صورت عثمان غازى بنیادگذار دولت عثمانى گشت.
 
 بعدها عده ای از این ترک ها در مذهب علوى قزلباشى مستحیل شده و اکثراً به حركت  تركى قزلباش صفوى پیوسته اند. خروج شاه اسماعیل  و حركت وى به سوى اردبیل و از آنجا به ارزینجان  براى تشكیل اولین قورولتاى توركمن بنا به توصیه ابدال علی بیگ دده از طائفه تركان ذولقدر که از خواص مریدان  بوده صورت گرفته است.
 
 بسیارى از بنیانهاى فرهنگ تركى بلاواسطه در ارتباط با خراسان ند. تاریخ ادبی ترکی منطقه با اشعار شعراى خراسان آغاز میشود. نخستین محصولات ادبى   تركیه نیز توسط تركهاى خراسان كه به غرب مهاجرت كرده بودند آفریده شده است. چنانكه موسس زبان شعرى تركى آذرى،  حسن اوغلو اسفراینى (قرن
۱۴) و موسس زبان شعرى تركى اناتولى خواجه دخانى هر دو از تركان خراسان بوده و در آنجا ظرافت و زیبایىهاى زبان تركى را آموخته اند.
 
ابدال موسى خویلو عارفى است كه از سوى علویان  قزلباش و بكتاشى محترم شمرده  میشود. وى در فتح بورسا پایتخت  عثمانی شركت داشته و در تاسیس تشكیلات نظامى عثمانى ینى چرى نیز نقشى اساسى ایفا نموده است. از او اثرى بنام نصیحت نامه در دست است. مزار وى در تككه كؤى شهر بورسا است. همه ساله در تركیه فستیوالى به نام ابدال موسى شنلیكلرى و به گرامیداشت این شخصیت ترک در آلمالى، تككه كؤى و آنتالیا به تاریخ ١٠- ٩ جون برگزار میشود.
 
ارزروملو مصطفى ضریر از نخستین نثرنویسان و پركارترین شعراى تركى  قرن سیزده- چهاردهم میلادى متولد ارزروم میباشد. محل وقوع و آفرینش داستانهاى دده قورقود كه از شاهكارهاى ادبى و فولكلوریك جهانى ترک به شمار می آید و نیز داستان حماسى و عشقى كوراوغلوكه محصول تركان قزلباش میباشد هم عمدتا از این ناحیه است. بسیارى از خاندانها و دولتهاى تركهاى آذرى مانند قاراقویونلو و آق قویونلو اصلا از تركان آذرى (توركمن) این نواحى بوده اند.
 
با اینهمه طوائف بنیانگذار سه دولت تركى دیگر یعنى صفوى، افشار و قاجارها اصلا از قزلباشان تركیه مركزى و جنوبی وهمچنان سوریه شمالى بوده اند. این ناحیه پس از شكست قزلباشان در جنگ چالدیران ضمیمه خاك عثمانى شده است. دول تركى  قاجارها كه خود از قزلباشان تركیه  مركزى اند همیشه در این شهر  داراى كنسولگرى بوده اند.
 
دومین قورولتاى توركمن به سركردگى شاه اسماعیل صفوى در شهر سیواس منعقد شده است. این شهر در تاریخ ترك  از اهمیت فوق العاده اى برخوردار است. بنیانگذار شعر تصوفى در ادبیات دیوانى تركى آذرى و نیز تركى استانبولى قاضى برهان الدین در شهر سیواس دولتى مستقل به نام خویش تاسیس كرده بود.  قاضى برهان الدین كه منسوب به طائفه سالور بوده است در جنگ با دولت  تركى آق قویونلو كشته شده است. همچنین پیر سلطان ابدال از بزرگترین شاعران مردمى و از قهرمانان اسطوره اى خلق تركیه نیز متولد روستاى باناز سیواس بوده  است. امروزه همه ساله در كشور تركیه مراسم و فستیوال عظیمى در بزر
 گداشت پیر سلطان ابدال این عاشق-شورشگر ترك  بنام پیر سولطان ابدال شنلیكلرى در سیواس، ییلدیز ائلى و باناز كؤیو به تاریخ ١٣-١٢ جون برگزار میشود.

 

امیرحسین ب , xazar
امیرحسین ب - 16:18 1388/11/4
1

خوراسان تورکلرینین فولکلوریک داستانلاریندان:

شاه بهرام ایله ن بانو حوسن


حوسئین م. گونئیلی




خالقیمیزا آذربایجان تورکلری و دیلیمیزه آذربایجان تورکجه سی دئییله نده، بیر چوخ آداملارا بئله گلیر کی، بو خالق یالنیز آذربایجان ساییلان منطقه لرده یاشاییر، بو دیل ایسه یالنیز همین بؤلگه لرده ایشله نمکده دیر. حالبوکی، بیز تورک دیللرینین بیری اولان و باشقا تورک دیللرییله آز- چوخ فرقله نه ن آنا دیلیمیزی باشقا تورک دیللریندن سئچمک اوچون آذربایجان تورکجه سی آدلاندیریریق و همین دیلین دانیشانلارینین دا چوخو آذربایجان`دا یاشاماقدا اولدوغو و یا بو تورپاقدا دونیایا گؤز آچدیقلاری اوچون آذربایجان تورکلری آدلانیرلار.


ایندی تورک دیلی، ادبییاتی، مدنییتی و بیر سؤزله تورکولوژی ایشی ایله ماراقلانانلار یاخشی بیلیرلر کی، بوگون آزی ۴۵ میلیون سایی[سی] اولان بو درین تاریخلی خالقین یالنیز یاریسی دؤولتلرین جیزدیقلاری خریطه لرله گؤسته ریله ن آذربایجان بؤلگه لرینده دونیایا گلمیش، اونلارین دا بیر حیصصه سی موعیین سببلره گؤره سونرا باشقا یئرلره کؤچموشلر. بئله ایسه، بو خالقین قالان یاریسی هارالاردا دونیایا گلمیش و یا آذربایجان`دا دونیایا گله ندن سونرا هارالارا کؤچموشلر؟
بوتون دونیا خالقلارینین بیلدییی کیمی، تورپاقلاریمیز تخمینن ۱۸۰ ایل بوندان قاباق دوشمنلرینین الییله پارچالانمیشدیر. نوفوس سایی[سی] باخیمیندان بو خالقین چوخ حیصصه سی آراز چایی`نین جنوبوندا یئرله شه ن اردبیل، دوغو آذربایجان، باتی آذربایجان، گونئی آذربایجان`دا (زنگاندا) توپلوم شکلینده و بو ایالتلره یاخین اولان همدان، قزوین، تئهران، قوم ایالتلرینده اکثرییتله، مرکزی، ایصفاهان، فارس، سیمنان، کیرمان، خوراسان، یزد، ایالتلرینده و قالان ایالتلرده اقلییت و داغینیق شکیلده یاشاماقدادیرلار و بونلارین سایی[سی] آزی ۳۰ میلیون نفردیر.
تورکییه`نین شیمال- شرق ایالتلرینده و عراق اؤلکه سینین شیمال- غربینده میلیونلارجا آذربایجان تورکجه سییله دانیشان سویداشلاریمیز یاشاماقدادیر. آراز چایی`نین شیمالیندا ایسه ایندیکی آذربایجان جومهورییتی`نین ۸ میلیونلوق اهالیسیندان علاوه، واختیله آذربایجان`دان آیریلیب گورجوستان`ا قوشولان و آذربایجان`ین شیمالیندا داغیستان و بو کیمی اؤزه ل رئسپوبلیکالارا چئوریله ن یئرلرده ده میلیونلارجا سویداشلاریمیز یاشاییرلار.

سون یوز ایللیکده بو زنگین مدنییتلی خالقین دیلی، ادبییاتی، فولکلور و تاریخی اوزره تدقیقات آپارماق باشلانمیش، اؤزه للیکله ده شیمالی آذربایجان هابئله ایران`دان قیراقدا اولان دیلداشلاریمیز طرفیندن بؤیوک ایشلر گؤرولموشسه ده، بیر سیرا سییاسی شراییطه گؤره جنوبی آذربایجان و جنوبی آذربایجانلیلارلا اورتاق طالئعلی اولان باشقا ایران تورکلرینین دیلی، ادیبیاتی، فولکلورو و بیر سؤزله مدنییتی گره که ن قده ر آراشدیریلمامیش، آز- چوخ گؤرولموش ایشلر ده پهلوی رئژیمینین طرفیندن بعضن سیخیلمیش و بوغولموشدور. سون واختلاردا ایسه بو سیخما- بوغمالار گؤتورولموشسه ده، هله لیک دؤولت دستگاهلاریندا سؤزو گئچه ن اسکی رئژیمین قالیقلاری، مدنییت ایستیحاله چیلری و فارس شووئنیزمینین قووه لری طرفیندن تهاجومه معروض قالان آراشدیریجیلار بعضن یاری یولدا یورولور، دایانیر، دایانمایانلار دا مالی چتینلیکلره گؤره گؤردوکلری ایشلری بیر یئره یئتیره بیلمه ییرلر. آنجاق هامیمیز اینانیریق کی، یئنی گنج یازیچی نسلینین یئتیشمه یی ایله بو عئلمی ایشلر داها گوجلو شکیلده دوام ائتدیریله جک. یوزلرله گنج آراشدیریجی مدنییتیمیزه یییه له نمه یه و اونو آراشدیرماغا چیرمالانیب، توکه نمه ز ائنئرژی و تمیز عئشق ایله عئلمی آراشدیرمالار ایشینه گیریشمکدهدیرلر.
یئری گلمیشکن بونو دا هم اؤزو ایله یادلاشمیش یاشلی ساوادلیلارا، هم ده گنج ساوادلیلاریمیزا خاطیرلاتمالییام کی، بو گون بو قافیله دن دالی قالان و بو قافیله یه قوشولمایان صاباح اوولجه اؤزونو قینایاجاقدیر. یئرده قالمیش بو مدنی وظیفه ایندی بوتون ایستئعدادلی و ساوادلی اوغوللاریمیز و قیزلاریمیزین بوینونا دوشور و هئچ بیریمیز بویون قاچیرا بیلمه ریک. بونا دا آرخایینیق کی، یوخاریدا سؤزو گئده ن ایالتلرده یاشایان سویداشلاریمیزین سینه لرینده شیفاهی حالدا، اللرینده ایسه یازیلمیش شکیلده ایشله نمه میش، اؤیره نیلمه میش اؤزه ل و میثلی گؤرونمه یه ن فولکلور نومونه لری نه قده ر دئسه ن چوخدور. حتتا بعضن بئله نومونه لره راست گلمک اولور کی، هئچ آدی- سانی دا آذربایجان`یمیزین هئچ بؤلگه سینه و آراشدیریجیسینا گلیب چاتماییبدیر. بو ایددیعانین ثوبوتو اوچون، خوراسان ایالتینین قوچان شهه ری و هنده ورینده اولان کندلرده یاشلی آداملارین دیل ازبری اولان و بعضن کاغیذ اوزه رینه گتیریلمیش چوخلو لیریک داستانلاردان سؤز آچماق اولار. بو داستانلارین بیری اولان «زینالعرب محمد حنیفه» داستانی باره ده وارلیق درگیسینین ۱۳۸۲- جی ایل پاییز سایی[سی]ندا بیر سیرا معلومات وئریلمیش، شئعر نومونه لریندن و دیل اؤزه للیکلریندن اؤرنه کلر گؤسته ریلمیشدیر. ایندی بو سطیرلرده یئنه ده اونلارین باشقا بیر لیریک- افسانه وی داستانیندان سؤز آچماق ایسته ییریک.

بو داستانین باشلیغی «شاه بهرام- بانو حوسن» دور. داستان «بسم الله الرحمن الرحیم» ایله باشلانیر و اونون آردینجا «هذا کتاب شاه بهرام- بانو حوسن» عیباره سی گؤزه چارپیر. ۴۵ صحیفه لیک الیازمادا یئرله شه ن بو افسانه وی- لیریک داستانین قلمه آلانی رحمتلیک موللا ابراهیم شارعی گول محمد اوغلو قئید اولونموشدور. قوچان شهه رینین علی آباد کندیندن اولان موللا ابراهیم بو اثری اوغلو محمدرضا اوچون یازمیش و هیجری قمری ۱۳۵۷- جی ایلین رجب آیینین ۲۵- نده (یعنی ۶۷ ایل بوندان قاباق) بیتیرمیشدیر. او تورکجه یازدیغی بو اثری عرب، تورک و فـارسجا یازدیغی جومله لرله سونا چاتدیرمیشدیر. اثرین سون جومله لری بئله دیر:


تحریر گردید جهت نورچشمی محمدرضا.
تمام اولدی کیتابینگ اینتیهاسی،
گرکدور کاتیبه خلعت بهاسی.


حررها بیدالحقیر الفقیر المحتاج المسکین ملا محمد ابراهیم شارعی فرزند مرحوم گل محمد ساکن علی آباد، از خواننده التماس دعا دارم. در خواندن هر مجلس حقیر را از دعا فراموش نخواهند (کرد).
فی مورخ ۲۵ رجب ۱۳۵۷ قمری

آناسی خوراسان تورکلریندن اولموش دوستوموز موهندیس سعید تهرانی زاده واسیطه سییله الیمیزه چاتان بو داستانین دیلی، بوندان اوول حاققیندا دانیشدیغیمیز «محمد حنیفه زینالعرب» داستانی ایله واحید اؤزه للیکلر داشیییرسا دا، بو داستاندا اوخودوغوموز شئعرلر، وزن، قافیه و باشقا یارادیجیلیقلار باخیمیندان اولدوقجا گوجلو و ساغلامدیر.

آذربایجان`دا یارانمیش و آذربایجان خالقی یارادیجیلیغی محصولو اولان شئعرلر و داستان شئعرلری عومومییتله قوشما، گرایلی و بعضن بایاتی عونوانی ایله تانینان شئعر قالیبلرینده قوشولموشلارسا، بو داستانلاردا اولان شئعرلرین بیر حیصصه سی همین قالیبلرده اولاراق، بیر حیصصه سی ایسه عروض شئعریمیزین چئشیدلی قالیبلرینده یارانمیشدیر.

خالقین آرزو و ایسته کلری اساسیندا یارانمیش بوتون داستلار کیمی، بو داستاندا دا قهرمان، ائنیشلی- یوققوشلو یوللاری آرخادا قویدوقدان سونرا مقصد و مرامینه چاتیر، حق غلبه چالیر، ظولم و عدالتسیزلیک قینانیر و محکوم ائدیلیر.

موعیین بیر دؤورون اینام، دوشونجه سی تأثیرینده و خالق باجاریغی ایله یارانان و گلیشه ن داستانین داشیدیغی فیکیرلر، دوشونجه لر و ایناملارا اساسلاناراق اونا یارانما دؤورو تعیین ائتمکدن واز گئچیر، یالنیز داستانین دیلینین قورولوشو باره ده بیر سیرا بیلگی وئرمه یه قناعت ائدیریک.

دیلیمیزده جمع شکیلچیلری قالین سؤزلرده «لار»، اینجه سؤزلرده «لر» کیمی ایشله نیرسه، خوراسان تورکلرینه عایید اولان بو داستانلاردا اینجه سؤزلرین جمع شکیلچیسی تانینان«لر» اکیندن هئچ بیر ایز یوخدور؛ دئمک هم اینجه لرده، هم ده قالینلاردا بو اک «لار» کیمی ایفاده اولونور. بو شئعر نومونه لرینه دیققت ائدین:

گوئیا اول غمزه سی اوخ، لبلاری یاقوت میثال،
چون قارالمیش قاشلاری اول یایه دوشدی گوزلاریم.

و یا:

دونمه نم سندن پریم مونجه جفالار وئرسه لار،
کول-ی عالم دیولاری قصدیمه بیر گون گلسه لار.

هابئله:

قاچوب چیخدیم اللارینگدن (اللریندن)،
سنینگ یارین من دگیلم.

یئنه ده:

یئنگی باشدن باشیم قالدی دردلاره،
گل خبر وئر شهر-ی سبزینگ یولینی.
گوزیم قالدی توزانلاره، گردلاره،
گل خبر وئر شهر- سبزینگ یولینی.

بو نثر پارچالاریندا دا همین اولایلار ایله قارشیلاشیریق:

بیر طرفدن بولبوللار چه- چه اوردی و قوشلار سایرشوردیلار و کوشکلار هر طرفدن بنا قیلمیشدیلار. . . البتته شاه بهرام بو سوزلاری دییاندان سونگ. . . بو پری زادلار و عیفریتلار هاموسی کی خیدمتده دیلار. . . . دیو هامو او خلعتلاری شاه بهرامه باغیشلادی.

جمع شکیلچیلرینین هامیسینین قالین گئتدییینین عکسینه اولاراق، سسلیلری یووارلاق اولمایان فئعللر و ایسملر اینجه سسلی ایله سونا چاتیر و یا سون سسلیسی اینجه اولور. آشاغیداکی اؤرنه کلره دیققت یئتیرین:

- «
صبر و قراریم قالمه دی»، «منی قویمهسن آزارده»، «علی ذولفیقارین چالسم»، «آغی قوشا- آشه بیر گون»، «آغ یوزه عاشیقم، گولگون ینقاغه (یاناغا)»، «یئددی قات آسمانده اولسه مطلبینگ»، «گئتمگیمی گوزله کی، شهر-ی سبزده تاپرسن»، «اول پریزاددور سوداگره یاراشمز».
- «
توی قیلارمن= توی ائله ییرم».

خوراسان تورکلری دیلینده «نون- غونه» بول- بول ایشله نیر. گؤسته ردیییمیز شئعر و نثر نومونه لرینده گؤرودویونوز کیمی، «اللارینگدن= اللریندن»، «سنینگ»= سنین، «یارینگ»= یارین، «یوللارینگدان»= یوللاریندان، «سونگ»= سون و . . .

تورکجه میزده گئچمیش دؤورلرده ایشله نه ره ک ایندی یئرلرینی باشقا سؤزلره و بعضن فارس و عرب سؤزلرینه وئرمیش سؤزلر خوراساندا ایندی ده ایشله نمکده دیرلر.

مثلن: «اولوس»= خالق، ائل
بورده یوخدور بیر انیسیم- مونیسیم،
ویلایتده قالدی ائلیم، اولوسیم.

هابئله: «گورک»= گؤزه ل، یاخشی، اوغورلو
بو سؤزه آرتیق اسکی متنلرده و داها چوخ دده قورقود کیتابیندا راست گلیریک؛ اؤرنه ک اولاراق:
- «
یوجالاردان یوجاسان، کیمسه بیلمه ز نئجه سه ن گؤرکلو تانری»!. . . .
- «
برو گلگیل سالور بگی، سالور گؤرکی»!

سؤزو گئده ن بو داستاندا دا:
گوزی دوشدی چونکی بانو حوسنه بو شاه بهرامینگ،
جومله عالم گورکی اول سولطانه عاشیق اولمیشم.

«
اورماق»= وورماق سؤزونو ده اسکی متنلرده او جومله دن دده قورقود کیتابیندا داها چوخ گؤروروک، دده قورقود کیتابیندان نومونه لر:

- «
اوروشمادین، ساواشمادین آلی وئره ییم»= ووروشمامیش، ساواشمامیش آلیب وئریم.
- «
الین بؤگرینه اورار آییدار»= الینی بویرونه وورار سویله یه ر.
- «
بیر تاما دیره ک اورارلار، اول تاما تایاق اولور»= بیر داما دیره ک وورارلار، اول داما دایاق اولار.

بو داستاندان ایسه آشاغیداکی میصراعلار و جومله لر اؤرنه ک اولا بیله ر:

شرمسیز شوم قحبه فلک،
طفره اورر (وورار) ایشیمیزه.
قصد ائدیب چیخمیش منیم قلبیمه خنجر اوره لی،
گونبهگون بیر کافر-ی خوبرویه دوشدی گوزلاریم.
عود و عنبر دوداقلارینه اوروب= عود و عنبر دوداقلارینا ووروب.

دده قورقود کیتابی و باشقا اسکی متنلریمیزده هم ده تورکییه ده ایشله نه ن «ایلتمک» عیبارهسی خوراساندا دا ایرتمک شکلینده ایشله کدیر، مثلن:

حوکم ائله دی بو بی نمکی بئله ایرتوب یوخارو کی= حوکم ائله دی بو نانکورو بئله یوخارییا قالدیرین کی...
تا ایرتوب شهر-ی سبزی نیشان وئروم= تا ایلتیب (قاباغا آپاریب) شهر-ی سبز نیشان وئریم.

یاخینا ایشاره عوضلییی اولان «بو» عیبارتی بعضن «مو» شکیلینده ایشله نیر، مثلن:

موندان اونگراق منی بو یئره گتورسه یدینگ= بوندان قاباق منی بورایا گتیره یدین.
مونی دئیوب دوردی= بونو دئییب دوردو.
من بانو حوسنی گوروب و عاشیقلیغیمی مونه اظهار ائدوم= من بانو حوسنو گؤروب، وورغونلوغومو بونا بلله ندیریم.

بو کیمی اولای یعنی «بو» سؤزونون بعضن «مو» اولماسی دده قورقود کیتابیندا دا گؤرونور:
خانیم، مونی منه وئرین= ائی خان، بونو منه وئرین.
مونی منه نچون دئمه زدین= بونو نییه منه دئمیردین؟

تورکییه`ده و اسکی آذربایجان متنلرینده ایشله ندییی کیمی خوراساندا «بو» عوضلییی بعضن «شو»، بعضن ده «شول» بعضن ده «بو» کیمی مئیدانا چیخیر.
«
ائتمک» و «ائله مک» فئعلی آرتیق «قیلماق» کیمی ایشله نیر، مثلن:

هاموسین تماشا قیلوب= هامیسینا تماشا ائله ییب.
اونون بیر پریسی وار، بیزه گوندروبدور کی،- توی قیلارمن، گلون!= اونون بیر پریسی واردیر، (اونو) بیزه گؤنده ریب (و خبر ائیله ییبدیر) کی، من توی ائیله ییره م، (سیز ده تویا) گلین!

«
دیب» سؤزونده «ب» سسی «و» سسینه چئوریلیر، دیققت ائدین:

بیر گول آغاچی نین دیوینده گول تک یکه یاتوب.
شاه بهرام گول بوته نین دیویندن چیخدی.

آذربایجان`دا، فئعللرده بیرینجی تک شخصی ایفاده ائده ن شکیلچی « م- اٰم» و بیرینجی جمع شخصی ایفاده ائده ن شکیلچی «ایک- ایق» خوراساندا «من» و «میز» شکلینده ایشله نمکده دیر. مثلن: «توی ائیله ییره م» عیباره سی «توی قیلارمن» و «سیغینیریق» عیباره سی «سیغینورمیز» اولور. هابئله «سنی اؤز ویلایتینه یئتیره ره م» جومله سی «سنی اؤز ویلایتینگه یتتوررمن» کیمی، «یالواریریق او آللاهین اؤزونه» ایفاده سی «یالوارورمیز شو آللاهینگ اوزینه» کیمی سؤیله نیر.

بعضی لوغتلرده ده بعضی سسلر ده ییشیر مثلن:
«
گزه ر»= دولانار سؤزو «گیزر» و «ازر» سؤزو «ایزر» شکلینده ایفاده اولونور.
بعضن «او- o» سسی یئرینی «بو- bo» سسلرینه وئریر، مثلن:

گر گرک بولسه بو جان= اگر بو جان گره ک اولسا.

دیلچیلیک باخیمندان بو کیمی ماراقلی قایدالاری نه قده ر دئسه ن تاپماق اولار. اومید ائدیریک کی، دیلچی عالیملریمیز دیلیمیزین بو قولونون اؤزه للیکلری اوزره داها عئلمی و یئتکین بیلگیلر الده ائده ره ک اوخوجولارا چاتدیرالار.



کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.