| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
418
|
826
|
91/1/30 (23:03)
|
|
||
|
|
13
|
111
|
91/2/3 (11:50)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
91/1/18 (11:28)
|
|
||
|
|
8
|
17
|
91/1/9 (19:23)
|
|
||
|
|
39
|
183
|
91/1/9 (19:01)
|
|
||
|
|
4
|
13
|
91/1/9 (18:54)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
91/1/6 (14:19)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
91/1/6 (14:17)
|
|
||
|
|
8
|
66
|
91/1/6 (14:12)
|
|
||
|
|
6
|
49
|
90/12/14 (08:56)
|
|
||
|
|
2
|
15
|
90/12/8 (12:12)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
90/11/30 (14:27)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/11/27 (11:03)
|
|
||
|
|
108
|
1101
|
90/11/16 (10:05)
|
|
||
|
|
68
|
227
|
90/11/16 (08:09)
|
|
||
|
|
3
|
23
|
90/11/9 (09:23)
|
|
||
|
|
67
|
312
|
90/9/19 (12:52)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/9/5 (08:38)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/9/2 (18:21)
|
|
||
|
|
4
|
14
|
90/8/7 (15:32)
|
|
بیلدیینیز كیمی تبریزین تراكتورسازی تیمی نئچه ایلدن سونرا یئنه ده ایرانین برتر لیگینه یوكسلمیشدیر. بو تازا چیخیش دا بو تیمین طرفدارلاری قات – قات آرتمیشدیر . ایستادیوملار دا یاشاسین آذربایجان و باشقا میللی شوعارلار وئریلمكده دیر. داها آذربایجانین بوگونكو جوانلاری آرتیق تراكتور طرفداری اولماق ایسته ییرلر. تلقین اولمونش و فارس هوویتی داشییان آدلارلا دولت بودجه سیله تبلیغ اولونان پرسپولیس و تاج (استیقلال ) تیملرینه ماراقلار خیلی آزالمیشدیرو...
( بونا بنزر اولاراق بارسلون تیمی كاتالان هوویتینی ،اسپانیول هوویتی قاباغیندا، تمیثیل ائدیر . اسكاتلند ده سلتیك و گلاسكو رنجرز تیملری مذهبی هوویت داشیماقدادیرلار. بئله میثاللاری یئنه ده گوسترمك اولار.)
لوطفا بو قونودا اوز نظرلریزی و گوردوكلریزی یازین!
| شنبه, 15 بهمن 1390 ساعت 20:38 |
|
اینجا مطلبی منتشر شده با عنوان “شباهت تراكتوریها با علی دایی” كه از بند بند آن غرض و مرض نسبت به تیراختور و هوادارانش و در كل نسبت به آزربایجان می بارد. البته خوبی چنین مطلبی، در آن است كه یقینا باعث خواهدشد، افرادی مثل علی دایی، دوستداران واقعی خود را شناخته، و متوجه شوند با آن همه خدمتی كه كردهاند، چه افكار مغرضانه وعجیب و غریبی نسبت به آنها، تنها به دلیل اردبیلی و آزربایجانی بودنشان وجود دارد. جهت پاسخ به مطلب فوق الذكر، بنده هم بر آن شدم، به شباهت دشمنان تیراختور بپردازم: 1- آنتی تیراختورها نزدیك دو سال است، افكارشان به خاطر كسب عنوان پرتماشاگرترین تیم لیگ توسط تیراختور، و پرشدن نصف استادیوم آزادی در تهران توسط طرفداران تیراختور مشوش است. و موقعی كه چنین 2- فرق نمی كند كه رییس یا مسؤول در كمیته داوران عنایت باشد یا عسكری! اگر نسبت به تیراختور ناداوری صورت گیرد، مرغ داوری یكپا دارد و امكان ندارد اشتباه بكند! این چشم طرفداران تیراختور است كه چپ می بیند. همیشه حق با داوران است. مگر اینكه خطاهای داوری، مثل قضاوت چشم بسته تركی و كمكهایش در بازی تیراختور و استقلال، آنقدر سریالی و فاحش باشد كه تا بخواهند بگوید ماست سیاه است، دیگر دیر شده. 3- فرق نمی كند كه مسؤول كمیته انضباطی كه باشد. پیراهن عثمان اینكه “در برابر اشتباهات داوری نباید اعتراض كرد”، همیشه بالاست! بدون آنكه توجه شود عامل و مقصر چه و چه كسانی بودهاند، شدیدترین محرومیتها برای تماشاگران تیراختور اعمال می شود. البته اعمال چنین محرومیتی دیر و زود دارد؛ اما سوخت و سوز ندارد. مثلا در بازی پارسال تیراختور و پیروزی در تهران یك شبه تماشاگران محروم شدند! و در انتهای لیگ(پس از افتضاح جهانبازی دربازی جنجالی تیراختور و صبا و تبدیل حكم پنالتی به دراپ بال در بیرون محوطه جریمه!)، كه دیگر كار از كار گذشته، و راه تیراختور به آسیا مسدود شده بود، در صدور حكم آنقدر تاخیر شدكه سه جلسه محرومیت در فصل بعد لیگ اعمال شد! 4- فرق نمی كند تیراختور با كدام در خارج تبریز بازی داشته باشد؛ سعی وافر می شود تا تصاویر مربوط به تشویق كنندههای تیراختور نشان داده نشود یا كم نشان داده شود! مگر اینكه آخر بازی باشد و تیراختور هم در لحظات پایانی هم گل زده باشد تا بالاخره مونیتور مربوط به شادی طرفداران تیراختور انتخاب شود! 5- فرق نمی كند كه آنتی تیراختور در كدام روزنامه و مجله و سایت قلم فرسایی كند! فرافكنی و مغالطه تاكتیك اصلی برای نوشتن است. ابتدا به تعریف و تمجید تركها و قهرمانیپروری(!)شان پرداخته می شود تا بگویند ما هیچ دشمنی و خصومت با شما نداریم؛ تا به خواننده بی طرف القا بكنند كه نوشتهشان از روی منطق است بعد بدترین حملات و اهانتها را می كنند و در این راه خود در موضع عقل كل نشسته و به خود هم حق می دهند كه از بالا به پایین توصیههای پدرانه و قیم مآبانه هم بكنند و البته در جملات خود دچار تناقض گویی هم می شوند تا خواننده كمی بخندد: خیلی از هواداران تراكتورسازی نیز در این زمینه شباهت بسیار زیادی به علی دایی همشهری سابق خود دارند، سابق از این جهت كه زمانی اردبیل جزیی از استان قهرمانپرور آذربایجان شرقی بود. از نظر این عده از هواداران تراكتور، حق همیشه با آنهاست و آنها هیچ گاه اشتباه نكرده و نمیكنند. حساب بسیاری هواداران تراكتور از این عده جداست هر چند همین عده هم هوادار تراكتور هستند و قابل احترام اما آنها خودشان احترام هیچ كس و هیچ چیز را نگه نمیدارند و خیلی وقتها نه تنها در برابر كوچكترین انتقادات واكنشهای تند نشان میدهند و در وبسایتها و وبلاگها بدترین كامنتها و توهینها را میگذارند، بلكه در خیلی از اوقات در مقابل مطالب حمایتی نیز واكنش منفی نشان میدهند و خیال میكنند این مطلب تو كار تراكتور بوده است. همانطور كه می بینید این نویسنده، ابتدا خیلی از هواداران تیراختور را دارای خصلت همیشه حق به جانب می داند و در این راستا علی دایی و اردبیل را هم به عنوان مشت نمونه خروار مثال زده و بعد هم می گوید: “البته حساب بسیاری از هواداران جداست“! امثال این نویسنده كه پارسال، موقع رویارویی طرفداران تیراختور و علی دایی، یقینا حمایت جانانهای از علی دایی هم كرده اند؛ ولی به دلیل اینكه آنتی تیراختورها هیچگاه نمی خواهند حق را به طرفداران تیراختور بدهند، جهت اثبات ادعای نژاد پرستانه خود، مشهورترین فرد فوتبالی آزربایجان را كه بیش از اردبیل و آزربایجان در خدمت فوتبال تهران بوده، قربانی می كنند؛ و اینجاست كه بغض خود را به طور علنی نشان می دهند. 6- تفاوتی ندارد، آنتی تیراختور كه باشد و برای كدام سایت و نشریه بنویسد؛ با اینكه در زمان حال نمی خواهند سر به تن تیراختور نباشد، اما همهشان نسبت به گذشته تیراختور نوستالژی دارند!! یاد ایامی می كنند برای ما! می گویند وای كه چه گذشته خوبی داشتید! منظورشان حتما این است چه خوب بود زمانی كه در تبریز، استقلال و پیروزی هم درصد قابل توجهی از باغشمال را پر می كردند: چه خوب بود زمانی كه ادعا نداشتید و عاقل بودید و سر به زیر! ولی حالا خیلی دور بر داشتهاید و حال ما را در تهران می گیرید! اصلا چه معنا دارد شما در استادیوم آزادی سروری كرده و بیایید و تیمهای محبوب ما ببرید. چرا به بازیهای تیراختور در تهران ساكنان ترك كرج و تهران هم می آیند؟! در این مملكت فقط استقلال و پیروزی، فقط حق آب و گل دارند و این حق فقط برای این دو تیم هست كه در همه استادیومها تماشاگر داشته باشند!! البته گفتن چنین چیزهایی را با زرنگی هم انجام می دهند؛ البته نه از آن زرنگیهای عاقلانه! درست از همان زرنگیهایی كه در صفهای بربری و نان تافتون تهران مشاهده می شود: ذهنیت من از هوادار تراختور، ذهنیت چندین و چند اقوام آذربایجانیام است كه از زمان لیگ تخت جمشید طرفدار تراختور بودند و حتی برای تماشای بازیهای این تیم از مراغه به تهران میآمدند. هنوز ادب و شعور آنها بعد از 30-20 سال برای من خاطرهانگیز است. متاسفانه ذهنیت من و خیلیهای دیگر كه از تراكتور و هوادارانش دارای چنین ذهنیتهای زیبایی بودند در حال تبدیل شدن به این ذهنیت است كه طرفداران این تیم پرخاشگر هستند، به راحتی به دیگران توهین میكنند، برای 3 امتیاز صندلیهای استادیوم را میشكنند و… 7- یكی از شباهتهای آنتی تیراختورها مغالطه از نوع “قاباخدان گلمیشلیك” است. یعنی در صورت مرتكب شدن یك خطا، دست پیش می زنند كه پس نیافتند! مثل شاهكار قرن محسن تركی در بازی تیراختور و استقلال. این رسوایی آنقدر بزرگ بود كه تمام ابعاد ناداوریها علیه تیراختور را مشخص كرد؛ ولی آقایان می گویند كه همین داور در فلان بازی خوب(!) قضاوت كرده و چرا آن موقع نگفتید كه خوب قضاوت كرده! فارغ از آنكه قضاوت بد دارد، ولی خوب ندارد. و یا اینكه فرافكنی كرده و اعتراضات تماشاگران را بهانه می كنند! درست مثل اینكه یك خانواده موقع برگشت به خانه، دزد را موقع سرقت دار و ندارشان را بگیرند، و در این وسط یكی از اعضای خانواده یك فحش هم به دزد بدهد؛ ولی مردم به جای پرداختن به محكومیت دزدی، پدر خانواده را سرزنش بكنند كه چرا به دزد گفتید بد! 8- به این عبارات اهانت آمیز دقت كنید: با این همه و این همه زحمتی(!) كه ما برای گرفتن تیراژ در آذربایجان كشیدهایم و برای چاپ دومها و عوض كردن جلدها هزینه كردهایم و در عوض این همه تهمت خوردهایم و به ما انگهای مختلف چسباندهاند، حاضرم تیراژ 90 را به خیلی از روزنامههای رقیب كه منتظر چنین روزی هستند بدهیم اما مصداق دوست نادان مردم آذربایجان و هواداران تراكتور نباشیم. گویا فرق نمی كند، كدام مجله و یا سایت باشد. همگی ملتفت شدهاند كه طرفداران میلیونی تیراختور هیچ علاقهای به پیگیری اخبار تیمهای سرخابی، ندارند. اما نشریات مزبور تمایلی هم ندارند تیراژ و درآمدشان رفته رفته كمتر شود! بنابراین سعی می كنند مطالب مربوط به تیراختور را هم چاپ كنند! و به جای اینكه ممنون طرفداران تیراختور باشند كه باعث رونق در كارشان شده، و مثلا بیش از نصفی از هیتهای سایتهای ورزشی به دلیل بازدید علاقمندان تیراختور است، با كمال بی پروایی، منت گذاشته، و اسمش را هم می گذارند كشیدن زحمت برای آزربایجانیها! و چون این كار از روی عشق و علاقه باطنی نبوده، و با اكراه انجام می شود و اصولا فلسفه هواداری از تیراختور، با بقیه تیمها از زمین تا آسمان فرق می كند و جایی برای خاله زنك بازی ورزشی نیست؛ خوب مشخص است، بیشتر از یكی دو بار نمی توانند سر طرفدار تیراختور را با چند تیتر توركی كه آنهم در كمال تزویر و دو رویی صورت می گیرد، كلاه بگذارند. اول و آخر مشخص می شود! و كار به آنجا می رسد كه می بینند كسی به حسابشان نگذاشته زود موضع برتربینی خود را اعلام كرده و به طرزی گستاخانه می گویند :”نخواستیم دوست نادان مردم آذربایجان باشیم!”. یعنی شما نمی دانید چگونه رفتار كنید، ولی ما می دانیم! و آنتی تیراختورها باید بدانند در صورتی كه می خواهند به این روند ادامه داده، و بدون شیله و پیله ننوشته، و نمی خواهند واقعیات را همانگونه كه هست منعكس كرده، و از در نصیحت و صحبتهای عاقل اندر سفیه بر نمی آیند، همان بهتر كه با دست خود، كركره بازار مكاره خود را پایین بكشند. آیدین کسائی |

قلعهنویی و یسیج لباس آذربایجانی تن كردند
در این شماره از تنها نشریه هواداری ورزش آذربایجان میخوانید:
ـ كوچهلره سو سپمیشم
ـ پاشا یا قصاب
ـ گوجلو ماشین یولدادی
ـ اخبار گسترش و ماشینسازی و دیگر تیمهای آذربایجان
ـ آماده باش شهرداران ارومیه و تبریز
ـ ارمیه در دسته یك
ـ فوتبال اردبیل مستعد اما فقیر
و دهها مطلب خواندنی دیگر به همراه تاریخچه دربی آذربایجان، و مصاحبههای خواندنی
دربی آذربایجان را توركی گزارش كنید
یادش بخیر اوایل دهه 60 بود، آن سالهایی كه شبكه سهند تازه راه افتاده بود. برنامهها فقط 4-3 بعدازظهر بود و صبحهای جمعه.
روزی خبر رسید كه یكی از بازیهای تراكتورسازی (دقیقا یادم نیست كدام بازی) پخش مستقیم میشود. آن سال خبر پخش یك تیم آذربایجانی از شبكه سهند بسیار شعفانگیز بود. این بازی شروع شد و گزارشگر آن كه اتفاقا یكی از افتخارات ورزشی استان هم بود به زبان توركی گزارش داد. این گزارش و این بازی كمتر از یك ربع طول كشید. اولین گزارش به زبان توركی هرچند بسیار ناشیانه بود ولی دوامی هم نداشت.
ظاهرا گزارشگر هول شده بود، او راست و چپ زمین را با "او الده" و "بو الده" گزارش میداد. اكنون سالها از آن روز و ماه می گذرد. تراكتور دوباره وارد لیگ برتر شده است.
و شبكه سهند بسیار قدرتمندتر از آن روزها امكانات فنی و گزارشگرانی به مراتب قویتر و جوانتر وارد كار شده است.
به دلیل پخش مستقیم همزمان با استانهای دیگر كه به زبان فارسی تكلم میكنند، گزارش این دیدارها نیز به زبان فارسی ارایه میشود. البته خواسته مردم آذربایجان مبنی بر گزارش این بازیها به زبان توركی هم باید از طرف مسولین صدا و سیما بررسی شود.امكان این نوع گزارش شاید با پخش جداگانه بازیها برای استانهای دیگر و گزارش توركی آن برای استان خودمان قطعا از لحاظ فنی امكانپذیر است.
دربی آذربایجان بهترین فرصت برای پاسخگویی به خواست خیل عظیم هواداران است. این گزارش فقط برای داخل استان آذربایجان شرقی پخش خواهد شد و بسیار به جاست كه این گزارش به زبان توركی پخش شود. صدا و سیمای استان آذربایجان شرقی در آزمونی برای جلب اعتماد مردم قرار گرفته است. آنها دو راه پیش روی دارند یا صدای مردم را نشنوند و به راه خود بروند یا سر تعظیم در برابر خواست مردم فرود آورند.
| تحلیلی در مورد انتخاب روز تراختور و اهمیت موضوع آن در راستای جهانی شدن تیم تراختور سازان | ![]() | ![]() | ![]() |
آزربایجان آدیلا از روز تاسیس باشگاه آغاز می کنم. تاریخ دقیق تاسیس باشگاه معلوم نیست، در این صورت چه باید کرد؟ در ضمن آیا آن روز اواخر اسفند است و یا مهر معلوم نیست. بنابراین تداخل با کار روزمره مردم نمی تواند روز بزرگی را برای تراختور تداعی کند ، و مردم نمی توانند حضور گسترده یابند. پس بهتر است . کمی با تامل با این قضیه مهم برخورد کنیم. ولی همان طور که گفته شد ، یکی از روز های مرداد و به عبارتی ماه میلای جولای و بهترین گزینه همان اول مرداد و 23 جولای به دلایل زیر می تواند بهترین انتخاب هواداران برای این روز باشد. دلایل انتخاب اول مرداد به عنوان روز تراختور : نزدیکی به آغاز فصل جدید. بقیه گزینه ها یا از موعد مقررشان گذشته و یا چند ماه بعد می باشد ، که همان طور که گفته شد با تداخل کار های مردم چه محصل و چه بازاری و اصناف و چه کارگر و کارمند و معلم. با این شرایط و البته با نظر سنجی فعلی گذاشته شده در سایت این روز باید نزدیک باشد دور شدن این روز در این شرایط باعث کمرنگ شدن این امر خواهد شد؛ و شور فعلی را می کاهد. اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجویان و دیگر فرزندان آزربایجان که این موقع سال ( ماه مرداد) بیشتر فراغت دارند تا دیگر ایام سال؛ روز صعود هم گزینه عالی هست. گر چه روز صعود به نظر عالی می رسد اما آیا با روز های آخر لیگ تداخل ایجاد نمی کند؟ و این امر باعث تضعیف این روز بزرگ خواهد شد. اگر این طور فرض کنیم یک سال هم صبر کنیم و تا صعود به آسیا و ان روز را برای تراختور جشن بگیریم. ولی در این شرایط هر چه روز تراختور زود تر اعلام شود برای تراختور و البته برای آزربایجان عزیزمان مهم و بسیار مفید خواهد بود. و مهمتر از همه این روز ( روز صعود 17 خرداد) گذشته است و تا سال بعد باید در انتظار ماند.؟ لذا اگر قرار بر ماندن تا سال بعد بود روز صعود بهترین گزینه می توانست باشد. پس همه روز برای تراختور و آزربایجان است اگر یک روز معمولی و البته با اندیشه قبلی برای "تراختور گونی" انتخاب شود و آن روز نزدیک به آغاز بازی های دوره جدید لیگ برتر باشد وطبق سنوات قبلی آغاز لیگ در اوایل مرداد ماه می باشد. بنابراین قبل از شروع لیگ جدید و استراحت و فراغت از فصل گذشته که یک ماه از آن می گذرد . و از هیجان مردم کاسته شده است، برای حضوری مصمم در استادیوم ها و به طور کلی یک جشن بزرگ و شاد برای همه فراهم خواهد ساخت و آماده سازی و تلنگر برای هواداران است که دارد مسابقات شروع می شود. گر چه همه هواداران خود آگاه اند اما یاد آوری و هماهنگی و شاد بود و به طور کلی اثبات تراختور در جهان بسیار مؤثر خواهد بود. و فرهنگ بلند این سرزمین را خواهد رساند. دلایل انتخاب دیگر گزینه ها که اکثر کاربران سایت و هواداران هم با آن موافق نیستند دیگر ذکر نمی شود ، البته آنها روزهای مهم در تاریخ تیم تراختور باقی خواهند ماند و هرگز ، مرگ کبوتر قرمز را که به جرم آنکه برای تراختور به پرواز در آمده بود از یاد هیچ یک از هواداران بیرون نخواهد رفت. این نوشته می تواند دست خوش تغییرات زیادی گردد ولی حفظ مضمون آن برای " تراختور گونی " بهتر خواهد بود. بؤیوک دردیم سوزوم وار *** آزربایجان غمیم وار با تشکر: آزاد |
| کمالوند آزربایجان | ![]() |
در دو سال اخیر ملت آزربایجان ارتباط وثیقی با جنبش تیراختور پیدا کرد و جنبش تیراختور نیز ارتباط عجیبی با پدیده کمالوند یافت. این همبستگی تا جایی پیش رفت که تفکیک این سه در این مدت صورتی ناممکن یافت. کمالوند ناخواسته و ندانسته وارد عرصه و جهانی ناشناخته شد که هر روز بیشتر از قبل برایش جذابیت وصفناپذیری پیدا میکرد و تیراختور برای کمالوند نه به عنوان تیم ورزشی بلکه به بخشی از هویت و شخصیت او تبدیل میگردید. ویژگی های شخصیتی کمالوند مانند صریح الهجه بودن و صداقت در کنار روانی کلام و تسلط شایسته به شگردهای رسانه ای او را به فرد محبوب تیراختور و آزربایجان تبدیل نمود. فردی که تنها او بود که می توانست به نیازهای عاطفی طرفداران پرعطش تیراختور و نیز هواداران حرکت ملی پاسخ خیره کننده ای بدهد و سخنگوی میلیون ها آزربایجانی باشد. سخنان او پس از اولین مسابقة جنجالی نود مبنی بر این که "تیراختور سی میلیون طرفدار دارد" و این که " هیچ آزربایجانی نمی تواند طرفدار استقلال و پرسپولیس باشد" ادعایی بود که هم ملت آزربایجان و هم مرکز نشینان را با شوک بزرگی مواجه نمود. این سخنان اولین بار بود که در چند دهة اخیر از تلویزیون سراسری شنیده می شد و یک لر جوان به جای عافیت طلبانی مانند کریم باقری و علی دایی سخنگوی میلیون ها آزربایجانی شده بود. کمالوند گرچه بلند پرواز بود ولی با صداقت خود پا به مسیری پرخطر گذاشته بود که به تدریج مانند یک قهرمان ملی مورد تشویق قرار می گرفت. کمالوند نیازها و دغدغه های میلیون ها آزربایجانی را در سطحی ملی و حتی فراملی مطرح می کرد که به غیر از او هیچ آزربایجانی فرصتی مانند او نمی توانست پیدا کند.
خدمتی که کمالوند به تیراختور نمود مانند خدمتی بود که تیراختور به ملت آزربایجان انجام داد. خونی که این دو به آزربایجان تزریق نمودند هیچ زمانی فراموش شدنی نخواهد بود. کمالوند تیراختور را به بخشی از هویت جدا ناپذیر هر آزربایجانی تبدیل نمود و جنبش تیراختور به موتور محرکة آزربایجانیان در دو سال اخیر تبدیل گردید. به جرات می توان گفت در دو دهة گذشته هیچ پدیده ای مانند تیراختور نتوانست پیام های حرکت ملی را در تک تک خانه های نه تنها هر آزربایجانی بلکه در تمام قلب های ترکهای ایران از طالش گرفته تا قشقایی های جنوب، از همدان گرفته تا شمال خراسان هدیه دهد. تیراختور به ملت آزربایجان و ترکهای ایران وحدت و هویت نوینی بخشید و نقش کمالوند در این جنبش فراموش شدنی نیست. بر این مبنا بود که در تحلیل سناریو نویسان مرکز، تیراختور و کمالوند بایستی حذف شوند. چون حذف تیراختور در کوتاه مدت میسر نبود، پس کمالوند ساده ترین گزینه بود. و مصاحبه های اخیر کمالوند و عزیز محمدی رییس سازمان لیگ مبنی بر مجبوریت کمالوند برای ترک نه تنها تیراختور بلکه ترک تربیز (تبریز) نشان روشنی بود از سهم کمالوند در جنبش تیراختور و آزربایجان. کمالوند در این دو سال هنر بزرگی برای مدیریت فشارهای وارده نشان داد. او به خوبی در شطرنج ورزش و سیاست آزربایجان چنان بازی کرد که فقط کار بزرگان می توانست باشد. او در آزربایجان از سیاست بیش از ورزش و فوتبال آموخت. او با احساسات میلیون ها آزربایجانی همراه شد و آن را ستود و به عنوان یک لر تیراختور را در برابر دردانه های پایتخت اقتدار بخشید و تنها کاری که می توان برای او انجام داد که ارزش بخشش و هدیه داشته باشد این است که او را کمالوند آزربایجان بنامیم و یاد او را در خاطره های ملت مان ثبت نماییم. http://www.tiraxtorfans.com/1389-07-20-09-44-57/2493-1390-04-06-20-20-50.html |
| ||||||||
آزادی با چهار هزار ممنوع آذربایجانی
دوشنبه ۲۲ فروردین ۱٣۹۰ - ۱۱ آوریل ۲۰۱۱
کلماتی هستند که برای درک آنها نه تنها مراجعه به فرهنگ لغت کافی نیست بلکه مراجعه به دانشنامهها و دایره المعارفها نیز چندان گرهگشا نخواهد بود. کلماتی هستند که برای درک آنها نه تاریخ یک نسل ، بلکه تاریخ چندین نسل را باید مطالعه کرد.
مشکل بزرگ اما اینجاست که بسیاری از نسلها، تاریخ مکتوبی ندارند و هر روز بخشی از تاریخ آنها در گوشه قبرستانی در سینه زن یا مردی برای ابد دفن میشود.
کتابها، پایاننامهها، دانشنامهها و دهها چیز دیگری که قرار است به مثابه منبع شناخت و معرفت، ما را در درک پدیدهها یاری کنند، خود گل آلود کننده فضای معرفتی هستند تا چندین ماهی افزونتر نصیب گل آلود کنندگان بشود.
کلماتی هستند که شاید نخستین بار روزی مادری از سر دلسوزی آن را بر زبان راند، اما حاکمان آن کلمه را دزدیدند و کلمه بیچاره در ردیف ابزار بیشمار تحکم و تحدید قرار گرفت.
کلمه یاساق (ممنوع) یکی از این کلمات است. در شعر معاصر آذربایجان این واژه با نام بولود قراچورلو «سهند» و شعر معروف او پیوند خورده است. سهند اما این واژه را از ناظم حکمت باید آموخته باشد که سرود:
من در دنیای ممنوع زندگی می کنم.
بوئیدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بی نگهبان و دیواره سیمی
ممنوع
بستن نامه ای که نوشته ای
یا نامه سربسته تحویل گرفتن
ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم می آیند
ممنوع
بازی تخته نرد
ممنوع...
رد پای این شعر در آثار احمد شاملو به وضوح دیده میشود به ویژه در شعر «روزگار غریبی است نازنین».
اما کلمه ممنوع و مفهوم آن نه در ادبیات ترکیه و نه در ادبیات فارسی ایران بسامد چندانی نداشت برعکس در ادبیات ترکی ایران این کلمه و مفهوم آن، بیشترین بسامدها را داشته است و دارد. طبیعی است که جریانهای اجتماعی و سیاسی در این پدیده تاثیرگذار هستند.
هادی قاراچای شاعر آذربایجانی در نروژ یا سلیمان اوغلو در آلمان (یعنی در دو کشور دموکراتیک اروپایی) هنوز هم این کلمه را به عنوان یکی از کلمات کلیدی اشعار و مقالات خود نگه داشتهاند، اما شمس لنگرودی در تهران از موسی میخواهد عصایش را به چارلی چاپلین بدهد تا کمی شمس و مخاطبان شعر او را بخنداند. و حسین منزوی شاعر آذربایجانی: ...کاش! ... کسی به معجزهای مار را عصا میکرد.
***
حال ربط این کلمه یاساق یا ممنوع با آذربایجان چیست؟
نخست بخشی از گزارشی را که سایتهای خبری بر روی خروجی خود قرار دادهاند مرور میکنیم:
« خبرنگاری در این نشست از كمالوند پرسید، شما كه مدام از حمایت سالم تماشاگران تراكتورسازی از تیمتان صحبت میكنید، آیا میدانید كه نیروی انتظامی پیش از این مسابقه چهار هزار قطعه ممنوعه از تماشاگران تیمتان ضبط كرده است كه كمالوند گفت: شما تعداد این قطعات را شمردهاید؟ خبرنگار گفت، نیروی انتظامی آن را اعلام كرده است كه كمالوند دوباره پرسید: چطور این آمار نزد شما قرار گرفته است؟...»
(سایت تابناک: کد خبر: ۱۵۷۶۴۴ تاریخ انتشار: ۲۱ فروردین ۱۳۹۰)
همانگونه که میبینید صحبت از «ممنوع» است. آنهم نه یک ممنوع بلکه چهار هزار ممنوع.
از لحن تفاخرآمیز و بازجومآبانه آن خبرنگار که بگذریم از خود میپرسیم: این چهار هزار قطعه ممنوعه چه میتوانند باشند؟ با اطمینان میشود گفت که بخش بزرگی از این قطعات پلاکاردها و شعارهایی به زبان ترکی و همچنین نمادهای ترکی از قبیل شکل ستاره، ماه و ... است.
مضمون شعارها هم معمولا «تورک دیلینده مدرسه: کلاس درس به زبان ترکی» و «اورمو گؤلو وار اولسون: زنده باد دریاچه ارومیه» و چیزهایی از این قبیل است.
باید بپذیریم که چهار هزار تماشاگر تیم تیراختورسازی در تهران اشیایی را که قانون صریحی بر ممنوعیت آنها وجود داشته باشد با خود حمل نخواهند کرد. چون حمل این اشیاء محکومیت قضایی را در پی خواهد داشت. این اشیاء ممنوعه چیزهایی هستند که دستگاههای مسئول هیچ گاه ممنوع بودن آن را به عهده نمیگیرند و هیج محمل شرعی و عرفی برای ممنوع کردن آنها وجود ندارد.
اشیاء ممنوعی که ممنوعیت آنها نانوشته است: زبان ترکی و نمادهای مربوط به آن. بلکه بالاتر از آن دفاع از طبیعت و محیط زیست آذربایجان نیز به لیست ممنوعها اضافه شده است.
این در حالی است که میلیاردها دلار بودجه صرف گسترش زبان فارسی در بین غیرفارسی زبانان ایران و سایر نقاط جهان میشود، و نمادهای آریایی در همه جا آزادانه تبلیغ میشود. حتی گفته میشود در داخل یا محوطه مسجد کبود تبریز (گؤی مچید) که به فیروزه جهان اسلام شهرت دارد نمادهای آریایی از جمله مجسمه شاهان پیش از اسلام به فروش میرسد.
چهار هزار قطعه ممنوعه، چهار هزار انسانی که در مقابل چشمان نیروهای انتظامی به کار ممنوع دست مییازند و زبانی که کلمه ممنوع را به عنوان یکی از کلمات کلیدی ادبیات خود و البته به ناچار انتخاب کرده است.
اینجاست که برای فهمیدن کامل کلمه یاساق (ممنوع) مراجعه فرهنگ لغت و دانشنامههایی که در تهران نوشته میشوند گرهی از کار انسان نخواهد گشود.
http://www.insanoglu.blogfa.com/post-238.aspx
Kurtoglu؛ ایللر بویو سسلیزلیک و قارانلیق دا حیات گئچیردن بیر ایل یئنی دن اویانیپ، اوز کیملیگین آختارماغا باشلامیشدیر؛ آنجاق بو «ایغما» دا اولان ائلین دامارلارینا یئنی دن قان گلمه سینین باشقا بیر سببی اولموشدور.
ایللر بویونجا ایچینده ساخلانمیش اود، ایندی سه دایانماقا بیر یئر تاپا بیلمه ماغی دوشونورموش، آنجاق بو اودی بو کره، دده قورقودون قوپوزی و بابکین قانی یوخ، بلکه ده تیراختور آدلی بیر کیملیک یاخمیشدیر. بو بیر یئنی کیملیک گوسترجیسی کیمی، بیزیم ائلیمیزین اوز اوشاغی کیمی ایندی دونیادا سس سالماق اوچون و یورومیی دوزگون اویرنماق اوچون، یالنیز 4 آددیمنیخ دستک گوزلییر.
آزربایجان ائلینین شرف و غیرت دولو تاریخینین دامغاسینی ووران تیراختور، ایندی سه بیزیم ایچیمیزده، یئنی دوغولان «کوراوغلو» اولموشدور و بو میللتی «پاشا» لارین زولمونون آلتیندا یاشاماق دان گورتارماغا اولوس دان دا یاردیم ایسته ملی میش.
بیر ایل لیگاسی بویوندا بوتون اللرینده اولانلارلا بیزیم کیملیکین چئوریلمه و دیرچلمه سی نه قارشی دورماغا چالیشدیلار. اللریندن گلن قدر آزربایجانین عزیز بالاسینین قارشی سیندا دووار یاراددیلار. یاردیمجیلاریلا دوشوک بیر سویه ده داوراندیلار، و دئملی هر طرفدن بیر بالتا گوتوروپ بو تازا آیاق آچمیش اوشاقین ال – آیاغینی کسمگی دوشوندولر.
عزیز یاردیمجی، ایندی سه بوتونلوک ده، دونیا سنین اللرینده دیر. ایندی سه بو اوشاقین یالنیز 4 آددیمنیخ دستک ائتسن، سنین دونیادا اولان اولدوز کیمی پارلاق و آیدین اولان کیملیگین یئنی دن سس سالاجاق.
عزیز یولداشیم، جوما گونی 18 چاغیندا قزوین ده، بیرلیکده و یالنیز بیرلیکده بیزیم له بیر یرده، تیراختوروا دستک اولما، تیراختور سن اوزون سن و من اوزوم.
عزیز یاردیمجی
قزوینده بیرلیکده اولماقا ایمکان یاراد. تاریخه بیر داها قوشولماغین واقتی گلیب، بیزی تک قویما.
|
حاشیه دیدار ذوب آهن و تراكتورسازی2 دو مدافع اصلی تیم فوتبال ذوب آهن در دیدار امروز در ترکیب اصلی قرار ندارند. |
![]() |
|
| ||
|
فرشید طالبی به دلیل مصدومیت در فهرست 18 نفره ذوب آهن قرار ندارد اما دلیل نیمکت نشینی سید محمد حسینی مدافع گلزن ذوب آهن مشخص نیست. * شماری از تماشاگران حاضر در ورزشگاه از منطقه فریدن اصفهان هستند، منطقهای که در آن آذری زبانهای بیشتری زندگی میکنند. آنها برای حمایت از تراکتورسازی امروز به ورزشگاه آمدهاند. *رشید خدابخش؛ مدیرکل تربیت بدنی اصفهان نیز در ورزشگاه فولاد شهر حضور دارد. * در نیمه دوم ذوب آهن حملات بیشتری بر روی دروازه تراکتورسازی انجام داد که با واکنشهای عباس محمدی دروازهبان تراکتورسازی این فرصتها از دست رفت.
|
http://www.varzesh3.com/news.do?itemid=39279
سایت گل - دیکتاتوری حسنی مبارک در آستانه سرنگونی. رئیس جمهور همه عمر. رئیس جمهور ازلی و ابدی...ولی ایستگاه آخر همین نزدیكی است. همین امروز. همین فردا.
تعطیل کردن مسابقات لیگ مصر از سوی فدراسیون فوتبال مصر اجتناب ناپذیر بود. ولی دیر شده. دیر شده. دیر... مصریها دستبردار نیستند. همین طور فوتبال مصر. فوتبالی که کابوس مبارک و حكومتش شده. فوتبالی که جامه بلند سیاسیاش را پوشیده و وارد کارزار شده. طرفداران ظاهرا سرخوش دیروز، مردمان مبارزه امروز شدهاند. تبلور وحدت مردم مصر. چنان که روزنامه ال اهرام طعنه آمیزانه نوشت "اکنون مردم مصر در کنار هم بسان یکی از دیدارهای ملی فوتبال با مبارک روبرو شده اند".
این است فوتبال قرار گرفته در کانون جنبش سرنوشت ساز مصر (و دنیای عرب). فوتبالی ایستاده در جایی آن جلو. به عنوان یکی از پرچمداران. یکی از تاریخ سازان. طرفداران فوتبالی که تا دیروز از سوی رسانه های مصری عنوان "افراطی" و "تیفوسی" را داشتند سرنوشت ساز شده اند...و این بار نه در میادین فوتبال، بلکه در کوچه ها و خیابان های قاهره. تجربه شان سخت کارساز است. سرعتشان در گرد آمدن. قدرتشان در یکپارچه شدن. انعطاف پذیری شان در برنامه های گروهی. درکشان از سر دادن شعارهای جمعی. شعارهایی به آوا و آهنگ نیشدار که به سرعت زبان به زبان می چرخد. می چرخد و می گردد. میگردد و تفنگ بدستها را نشانه می رود.
وحدت آنها در خیابان ها چنان پرشور و کارساز بوده که علا عبد ال فتاح یکی از ژورنالیستهای معروف مصر طعنه آمیزانه نوشت"...شاید بهتر باشد عنان کار را به افراطی های فوتبال بسپاریم".
حضور پر تب و تاب طرفداران فوتبال در مصر هشداری به سایر کشورهای عربی استبدادی هم هست. فوتبال یگانه قلمروی است که مردمان عرب در استادیوم ها فرصت کنار هم جمع شدن و سردادن شعار پیدا می کنند. در چنین قابی دولت لیبی برگزاری مسابقات فوتبال را تا آینده ای ناروشن ممنوع اعلام کرد. معمر قذافی آشکارا بیم دارد شعارهای جاری در استادیوم ها بدل به تظاهرات گسترده علیه او شود و به باتلاقی بغلطد که حسنی مبارک غلطیده.
طرفداران فوتبال در مصر. جوان و با انرژی. جوان و خشمگین. متعلق با اقشار فرو دست. به مردمان بی چیز و فقیر. آنها همیشه در میادین فوتبال فرصت نیش زدن به حکومت را در دل شعارهای فوتبالی شان یافته اند. وقتی "ال ا محمد ابو طریق، بازیکن سرشناس باشگاه ال اهلی، سه سال پیش روی تی شرتش شعار سیاسی نوشت و آن را به رخ کشید، طرفداران به وجد آمدند.
"ال اهلی" به عنوان پرطرفدارترین باشگاه مصر است و 37 بار قهرمان لیگ شده، به همین تعداد جام حذفی مصر را بالا برده و 6 بار قهرمان آفریقا شده (بهترین رکورد) توسط ملی گراهای مصری در سال 1907 تاسیس شد. توسط آنهایی که با انگلیسیها می جنگیدند. حتی نام باشگاه نیشی به استعمارگران انگلیسی می زد (ما مصری هستیم. به این جا تعلق داریم و نه شما).. رسانه های مصری ادعا می کنند ال اهلی 50 میلیون طرفدار در مصر دارد (جمعیت مصر 80 میلیون است). آن چه که دولت های مصر را همیشه در هراس از بازی سیاسی فوتبال نگاه داشت. طرفداران ال اهلی در قاهره همیشه ساز مخالف با دولت را سر دادند. نیش زدند. دردسر ساز شدند. آنها امروز یکی از پرچمداران مبارزه با مبارک شدهاند. فوتبال باز هم در صف اول ایستاده.
عوام فریبی از نوع خبر ورزشی ــ تصویر
در اتفاقی نادر و در تاریخ روزنامه خبر ورزشی این روزنامه طی یک سیاست کاملا عوام فریبانه دست به ابتکار جدیدی زد و برای افزایش فروش خود در تبریز با کمک باشگاه تراکتور دست به عوام فریبی آشکار هواداران تراکتور زد.
امروز در حالی که اکثر نشریات ورزشی باخت های سرخابی تهران را بعنوان تیتر اصلی پوشش داده بودند نشریه خبر ورزشی در یک اقدام کاملا سوال برانگیز در تهران روزنامه را با تیتر دیگر به مردم می فروشد و در تبریز در یک اقدام کاملا عوام فریبانه صفحه نخست را به برد تراکتور در تهران اختصاص می دهد تا فروش این روزنامه که سابقه زیادی در ایجاد حاشیه برای تراکتور دارد فروش اش افزایش یابد و این در حالی است که این اقدام در حالی صورت می گیرد که با اینکار عوام فریبی بزرگ صورت می گیرد و سعی می شود دشمن در قالب دوست به مردم القا شود.
این سیاست در حالی با حمایت باشگاه تراکتور در تبریز رخ می دهد که تیر اصلی نشریه مذکور در تهران چیز دیگری بود و برخلاف صفحه اول که در همه جای ایران به جز تبریز با تیتر " می خورن 4 تا 4 تا " بر روی دکه های تهران و سایر شهرستانها می رود ولی در تبریز این روزنامه با همان محتویات تهران که بیشتر اش مطالب مربوط به باخت های تیم های تهرانی اختصاص دارد با صفحه اول و تیتر دیگر در تبریز " خیز بلند تراکتور برای آسیا " بر روی دکه ها رفته است که نشان می دهد این روزنامه با کمک باشگاه تراکتور سعی دارد وقایع را وارونه نشان دهد و این در حالی است که سیاست یک بام و دو هوای این روزنامه در حاشیه سازی، انتشار اخبار کذب و . . . همگی این سیاه کاری ها در رزومه این روزنامه برای تراکتور و آذربایجان ثبت شده است اما سوالی که مطرح است این است که چرا بعضی ها دوست دارند دشمن را در قالب دوست به هواداران میلیونی تراکتور القا کنند؟ به نظر می رسد این سیاست یک بام و دو هوای که بعضی ها سعی دارند با این کارها در تبریز و آذربایجان به نام هواداری انجام دهند سودای جز عوام فریبی هواداران تراکتور در سر ندارد که آخر سر با شکست مواجه خواهد شد

اكرامی : در تهران بدنیا اومدم ولی اصلیتم ترك هستش
آقای اكرامی از بازی با ملوان بگید ؟ همانطور كه اطلاع دارید اگر بازی فردا بتوانیم ملوان را شكست دهیم به جمع چهار تیم نیمه نهای اضافه شویم . این بازی حساسیت بالای دارد و كوچكترین اشتباه باعث خارج شدن از گردونه مسابقات است ، امروز تمام سعی وتلاشمان این است كه به جمع چهار تیم مرحله نیمه نهایی اضافه شویمآقای فكر میكنید استقبال از بازی امروز به اندازه بازی با پرسپولیس باشد ؟ طبیعتا نه ! چون بازی با پرسپولیس برای مردم از حساسیت بالای برخوردار بود و بازی با ملوان هم چون وسط هفته برگزار میشه و هم زمان نامناسبی دارد برای مردم سخته بیان ولی با این حال فكر میكنم حدود 25 الی 35 هزار از این بازی استقبال كنند بعد از سوت پایان بازی با پرسپولیس چه احساسی داشتی ؟ به خدا مشكلات بازی قبل كه در جریان هستید و حساسیت بالای بازی و مشكلاتی كه در بازی رفت برای تماشاگران تیم ما ایجاد شده بود تمام مردم توقع برد در این بازی را داشتند و مثل تمام بازی ها با تمام توان ما را حمایت كردند و ما هم توانستیم این بازی را با برد پشت سر بگذاریم و در مورد شور و حال استادیوم بعد از سوت پایان بازی هم وقتی خوشحالی هواداران را میدیدم كه بعضی از آنها اشك شوق می ریختند ، من هم خوشحالی زاید الوصوی داشتم و از اینكه مردم خوشحال بودند ، من هم خوشحال بودمآقای اكرامی یه بیوگرافی از خودتون بفرمائید؟ متولد 31 خرداد 62 در تهران بدنیا اومدم ولی اصلیتم ترك هستش و پدرم اهل سراب و مادرم اهل تبریز است وفارغ التحصیل رشته مكانیك و در حال حاضر دانشجوی رشته تربیت بدنی هستم و در تیمهای راه آهن ، استلال ، بانك ملی ، پیام مشهد ، شیرین فراز ، استقلال اهواز و تراكتور سازی تبریز سابقه بازی دارم اگر حرفی با هواداران دارید ، بفرمائید ؟ تشكر میكنم از تمام هواداران كه با حضور و تشویق های بی امان خود ما رو شرمنده لطفشون میكنند و انشاا... با بازی ها و نتایج خوب بتوانیم سهمیه آسیایی را برای این مردم به ارمغان بیاریم در مورد بازی امروز با ملوان قول پیروزی به مردم را میدهید ؟ قول میدهم تمام سعی و تلاشمان را برای برد بكار ببندیم تا شرمنده این هواداران نشویم
http://tractorspor.ir/tractornews/695.html
اصناف، کسبه، بازاریان و در یک کلام عموم مردم عاشق تیم های آذربایجان