| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
418
|
826
|
91/1/30 (23:03)
|
|
||
|
|
13
|
111
|
91/2/3 (11:50)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
91/1/18 (11:28)
|
|
||
|
|
8
|
17
|
91/1/9 (19:23)
|
|
||
|
|
39
|
183
|
91/1/9 (19:01)
|
|
||
|
|
4
|
13
|
91/1/9 (18:54)
|
|
||
|
|
1
|
22
|
91/1/6 (14:19)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
91/1/6 (14:17)
|
|
||
|
|
8
|
66
|
91/1/6 (14:12)
|
|
||
|
|
6
|
49
|
90/12/14 (08:56)
|
|
||
|
|
2
|
15
|
90/12/8 (12:12)
|
|
||
|
|
1
|
8
|
90/11/30 (14:27)
|
|
||
|
|
0
|
1
|
90/11/27 (11:03)
|
|
||
|
|
108
|
1101
|
90/11/16 (10:05)
|
|
||
|
|
68
|
227
|
90/11/16 (08:09)
|
|
||
|
|
3
|
23
|
90/11/9 (09:23)
|
|
||
|
|
67
|
312
|
90/9/19 (12:52)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/9/5 (08:38)
|
|
||
|
|
1
|
36
|
90/9/2 (18:21)
|
|
||
|
|
4
|
14
|
90/8/7 (15:32)
|
|
با مشخص شدن كاندیداهای ریاست جمهوری به نظر میرسد با شرایط حاضر جناب آقای میرحسین موسوی ترك زبان بهترین گزینه برای ریاست جمهوری باشند . لطفا نظرات خود را اعلام بفرمائید.
کجاست بزرگان ارتش و سپاه در این روزهایی که مردم به آنها نیازمندند ، فرماندهان و سردارانی که همیشه تاریخ حرکت ایران مدیون آنهاست ؟
کجاست بزرگان دین و علمای بزرگ تشیع آذربایجان که همیشه تاریخ مسیر تاریخ ایران را عوض کرده اند ؟
کجاست کوراوغلو ؟ ستارخان ؟ باقرخان ؟ خیابانی ؟ مسیو ؟ حیدرعمواوغلو ؟کجاست بابک ؟ کجاست باکری ؟
فردا دیر است .
امیر حسین بئی
25اینجی پؤستانی اؤخودوم، آنجاق یئنه دوشونمه دیم ندن گره کلیدیر بو سئچگیده اؤلماغیمیز، من اؤلمادیم اؤلمیاجاغیمدا، آنجاق دنن گؤروم سنکی واریدین، ندن رأیین دوز ساییلمادی، نکی بو ایشین یالنیز بولارین بو اؤغورلوقلارینا دوزلوق مهری ووردی!!!!!!!!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چوخ ساغ اولاسیز
بو سئچیمده خلقیمیز اؤز گؤزلرینن گؤردو، اویلاری هارا گئدیر.
داها بو سئچیمده جاماعات اؤز اویلارینا دایاق اولوبلار.
سیز دوشونون کی یوزده 85 ( حوکومت دئدیگیدی، یالان دوغروسونو آللاه بیلیر) یئرینه، یوزده 50، بو سئچیمه قوشولموش اولایدی.
و احمدی نیژاد 24 میلیونون(حوکومت دئدیگیدی، یالان دوغروسونو آللاه بیلیر) یئرینه،20 میلیون اوی قازانایدی.
اوندادا بو ایعتیراضلار اولاجاغیدی؟؟
بو قادار اؤلو وه یارالی اینسان؟
cloob، youtube, facebook بونلار فیلتر اولاجاغیدی؟
اکبر اعلمی نین ائوینه «لباس شخصی»لر حمله ائله مه لیدیلر؟
تئهراندا حکومت نیظامی اولاجاغیدی؟
بو سئچیم خلقیمیزی اویادیبدیر.
احمدی نیژادین بو سون دؤرد ایلینده، باشیمیزا نه اویون گلسه ده، من هئچ پئشمان اولمایاجاغام.
چون بو گون، اوندان باشقاسینا اوی وئرمیشه م.
آما سیزه نئجه؟
امیر حسین بئی
25اینجی پؤستانی اؤخودوم، آنجاق یئنه دوشونمه دیم ندن گره کلیدیر بو سئچگیده اؤلماغیمیز، من اؤلمادیم اؤلمیاجاغیمدا، آنجاق دنن گؤروم سنکی واریدین، ندن رأیین دوز ساییلمادی، نکی بو ایشین یالنیز بولارین بو اؤغورلوقلارینا دوزلوق مهری ووردی!!!!!!!!!!!!!!
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نتایج اعلام شده انتخابات در تقابل جدّی با احساس عمومی
«اکبر اعلمی»
"احساس عمومی" یکی از گزاره هائی است که گاهی با آمارهای رسمی ارائه شده از سوی نهادهای قدرت در تقابل جدی قرار می گیرد. مثلا وقتی که بانك مركزی و سازمان های رسمی و حتی رئیس جمهور کشورمان از نرخ تورم 12 درصدی سخن می گویند ، احساس عمومی آنرا برنتابیده و با قاطعیت آنرا دفع می کند و تسلیم بازی مسئولان با اعداد و ارقام نمی شود زیرا مردم کوچه و بازار گرانی لجام گسیخته را با تمام وجود خود احساس و آثار و شواهد آنرا در همه ارکان زندگی خود مشاهده می کنند.
اکنون نیز با وجود اینکه اعداد و ارقام اعلام شده از سوی وزارت کشور حاکی از پیروزی قاطعانه احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری است ،اما احساس عمومی که قبل و بعد از اعلام نتایج در فضای کشور و یا حداقل در سطح شهرهای بزرگ و خصوصا در میان طبقه متوسط جامعه حاکم بوده است ،برخلاف آمار ارائه شده از سوی مقامات رسمی معطوف به پیروزی موسوی در مرحله نخست و در سطح کشور ناظر به دو مرحله ای شدن انتخابات بوده است. به همین سبب نیز نتایج غیر عادی اعلام شده ،جامعه را به شدت دچار بهت و حیرت کرده است!
جال چنانچه احساسات عمومی یاد شده را در کنار موارد زیر قرار دهیم ،قطعات پازل انتخابات اخیر تکمیل و بطور قابل توجهی معنادار گشته و اختلاف فاحش آمارهای ارائه شده با انتظارات و احساسات عمومی را ملموستر خواهد کرد:
1-اصرار تامل برانگیز احمدی نژاد برای انتصاب کردان که بگفته علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس"معتقد است که نظام ولایی است و نیازی به انتخابات وجود ندارد." و همچنین محصولی یار غار رئیس جمهور در سمت وزارت کشور و قبول هزینه های گزاف ناشی از این انتصابات توسط احمدی نژاد. (اینجا و اینجا را بخوانید)
2-متهم شدن دکتر احمدی نژاد به صفت دروغ گوئی از سوی رقبایش و اینکه دروغ گفتن برای وی یک امر کاملا عادی و موجّه است و در بازی با اعداد و ارقام نیز ید طولائی دارد.
3-منحنی ثابت و روند یکسان نتایج انتخابات در شهرهای کوچک و بزرگ و عدم تغییر آن در مناطقی که گرایشات شدید قومی در آنها وجود دارد!
4-برگزاری نابهنگام مانور اقتدار!
5-اعلام زود هنگام نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط خبرگزاری های دولتی فارس و ایرنا در ساعات نخست شمارش آرا!
6-تعداد آرای کروبی و مقایسه آن با دوره نهم انتخابات!
7-پیوند زدن قدرت احمدی نژاد با مقدّسات و تبلیغ اینکه "رای به احمدینژاد همانند جهاد در راه خداست"!(اینجا )
8-پیش بینی قاطعانه نتیجه انتخابات توسط احمدی نژاد قبال از آنکه مراسم انتخابات و رای گیری برگزار شود!
9-اعتقاد بعضی از حامیان اصلی احمدی نژاد به جایگزینی حکومت بجای جمهوریت.
در 22 مرداد 87 با عنوان " کالبد شکافی پدیده ای بنام وزارت کردان " هشدار داده بودم که:
قهرا با اعلام دقیق نتایج آراء و تفکیک شده آن برحسب استان ها و شهرها تحلیل واقع بینانه تری می توان ارائه داد.
nizamin buyunki ballandirdigi sechsiginin neja olmasinan
,manim ishimin(tahrim) duz olmasinda shak galmir!
saniram indi manim sozuma yetmish olasiz!
Mən hələ ki hələ dir, sizin sözüzə yetirməmişəm
Bu məqaləni diqətlə oxuyun və görün seçimdə oy verməkdən nələr qazanmışıq
تحلیل مجله تایم درباره فضای اجتماعی ایران
درسی از ایران: رأی دادن همیشه مهم است
«آزاده معاونی»
چهار سال پیش در تابستان دلپذیر تهران، گفتگوئی با شیرین عبادی داشتم که آیا ایرانی ها باید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کتنتد یا خیر. این وکیل حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل عقیده داشت ایرانی ها باید شرکت در انتخابات را تحریم کنند. وی می گفت مشارکت مردمی، به یک روند انتخابات غیر شفاف از سوی رژیم غیردموکراتیک مشروعیت می بخشد.
عقیدۀ او برایم در آن زمان درست بود، موضع شخصی که با نگرانی های اصلی جوانان آشناست. با این حال، احساس می کردم تحریم انتخابات، راه ابراز ایده ها و نظرات دربارۀ حقایق روزمره را می بندد. من ایران را هم در خلال سال های سرکوب اواخر دهه 1990 و نیز سال های نسبتاً باز دوره محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب احساس کردم. انتخاب نشدن یک دولت بازتر، برای من غیر قابل درک بود.
بسیاری از ایرانی ها در تابستان 2005 فراخوان تحریم را پذیرفتند و در انتخابات شرکت نکردند. این اقدام، به روی کار آمدن محمود احمدی نژاد رهبر آتشین ایران منجر شد که راه نابودی اقتصاد ایران و وجهه کشورش نزد جهان را در پیش گرفت. سیاستمداران اصلاح طلب که نامزدشان در انتخابات 2005 با عدم اقبال در صندوق ها روبرو شد، می گفتند ما مسؤول پیروزی احمدی نژاد هستیم. اگر «اکثریت خاموش» که شامل میلیون ها مردم طبقه متوسط می شود در انتخابات شرکت می کردند و خردمندی به خرج می دادند، حال و روز اقتصاد به این روز نمی افتاد.
چهار سال پس از آن، بسیاری از ایرانیان از تصمیم خود برای شرکت نکردن در انتخابات پشیمان هستند. من در سال 2005 در بیروت زندگی می کردم و نتوانستم برای رأی دادن به سفارت ایران در بیروت بروم. وقتی کمی بعدتر دوباره به ایران برگشتم، به تدریج عواقب پیروزی احمدی نژاد را حس می کردم و هر روز خودم را سرزنش می کردم. دوستان و خویشاوندانی را نیز که در انتخابات شرکت نکرده بودند سرزنش می کردم.
وقتی از نرخ دو رقمی تورم و صعود 150 درصدی بهای مسکن، صف های پنج ساعته در پمپ های بنزین، سانسور در اینترنت، طرح های دولت برای تسهیل چند همسرداری و تفکیک جنسی در کلاس ها شکایت می کردند، به آنها می گفتم خودشان مسؤول هستند نه جمهوری اسلامی. آنها خودشان تصمیم گرفتند رئیس جمهور بهتری انتخاب نکنند.
حتی تا همین شش ماه پیش هم بسیاری از ایرانی ها درباره شرکت در انتخابات مردد بودند. یک مغازه دار در شرق تهران به من گفت: «چرا وقتی به رأی من احترامی گذاشته نمی شود، باید شرکت کنم؟» او می گفت همسرش وی را تشویق به شرکت در انتخابات می کند. «او فکر می کند با اینکار تفاوتی اتفاق می افتد. احتمالاً آخرش مرا متقاعد خواهد کرد.» با درنظر گرفتن انرژی جاری و انتقادات موجود ظرف ماه های گذشته، انبوه انرژی در جمعیت به طور ناگهانی در سه هفته آخر قبل از انتخابات سربلند کرد.
دوستان و آشنایانی که هرگز انتظار مشارکت آنها در انتخابات را نداشتم، تصمیم به رأی دادن گرفتند. مردم از تهران گرفته تا مشهد، از بن تا لندن و ویرجینیا، در صف های بلند منتظر ماندند تا اجازه ندهند کشورشان بیش از این به سوی فقر و انزوا پیش برود و اتفاق سال 2005 دوباره تکرار شود.
هرچند مردم خارج از ایران معمولاً اعتقاد دارند در انتخابات ایران تقلب صورت می گیرد، اما لا اقل تا این اواخر، رژیم تنها بخشی از آرا را جابجا می کرد. هرگز انتظار نداشتم کل یک انتخابات دزدیده شود و آنها بتوانند در چنین حجمی تقلب کنند. در طول یک دهه ای که مسائل ایران را به عنوان یک خبرنگار پوشش داده ام، به نظر می رسید رژیم آنقدر به مشروعیت خودش اهمیت بدهد که خواست مردم را تا این اندازه با تقلب آغشته نکند. از این گذشته، قانون اساسی ایران خواست مردم را مبنای مشروعیت می خواند و تظاهر به دموکراسی است که به انقلاب ایران، وجهۀ اسلام سیاسی داده است.
http://www.time.com/time/world/article/0,8599,1904876,00.html?xid=rss-world

nizamin buyunki ballandirdigi sechsiginin neja olmasinan
,manim ishimin(tahrim) duz olmasinda shak galmir!
4yil bunan belasi matamdayig!
bu butun millatin fatihasin okhumagidi!
saniram indi manim sozuma yetmish olasiz!
|
اکبر اعلمی بسیاری از دوستان اصرار دارند تا از نظر بنده نسبت به کاندیداهای دلخواه شورای نگهبان آگاه شوند. بدلایل متعدد بارها گفته ام که با انتخاب هریک از چهار کاندیدای مذکور تغییرات محسوس و معناداری در اوضاع کشور رخ نخواهد داد و اگر یک در هزار هم چنین احتمالی داده می شد بدون تردید شورای نگهبان به رسالت خود عمل می کرد! تجربه 30 سال گذشته هم نشان داده است که مردم پس از برگزاری هر یک از انتخابات ریاست جمهوری حتی برای یکبار هم از انتخاب خود ابراز رضایت نکرده اند و بجای آنکه به افق های تازه و روشن و آینده ای زیبا امیدوار شوند پیوسته حسرت گذشته را خورده اند و تکه کلامشان هم ضرب المثل"سال به سال دریغ از پارسال" بوده است. دلیلش هم این است که انتخاب مردم پیوسته معطوف به انتخاب یکی از عناصر مورد نظر هیات حاکمه بوده است که خود در ایجاد وضع موجود سهیم اند و نمی توانند پارا فراتر از حدودی بگذارند که قدرت های انتصابی نعیین می کنند. گرچه در اثر به قدرت رسیدن آقای اوباما در آمریکا و تغییر بعضی از سیاست های این کشور از جمله نحوه تعامل با جمهوری اسلامی ایران و خلع سلاح شدن بعضی از مقامات کشورمان در دشمن تراشی ،تن دادن به پاره ای از تغییرات در ایران نیز اجتناب ناپذیر است و لذا از این حیث ماندن و یا حذف آقای احمدی نژاد تاثیر چندانی در پذیرش و یا عدم پذیرش تغییرات مورد اشاره ندارد. به هرروی به عنوان فردی که نمی تواند نسبت به آینده کشورش بی تفاوت باقی بماند ضمن تاکید بر مواضع و یادداشت های قبلی ام نسبت به چهار کاندیدای تائید صلاحیت شده و ماهیت انتخابات جهت دار و تسویه شده ای که در پیش رو داریم و بدون اینکه قصد جانبداری و حمایت از کاندیدای خاصی را داشته باشم و یا در مقام توصیه به دیگران برآیم ،در این یادداشت صرفا به شناخت خود در مورد بعضی از خصوصیات آقایان مهدی کروبی ،میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد اشاره می کنم تا کسانی که تصمیم به شرکت در انتخابات دارند آگاهانه تر به کاندیدای مورد نظر خود رای بدهند: 1- اگر از برخی روابط و مناسبات ،دلبستگی ها و نقاط ضعف آقای کروبی از جمله شیوه اداره مجلس ششم ،بعضی از اطرافیان ایشان و همچنین نحوه برخوردش با آیت الله منتظری صرفنظر نمائیم ،وی جزء معدود شخصیت های انقلابی و زندان رفته ای است که در جوانمردی ،لوطی منشی ،دست و دلبازی ،مردمداری ،صراحت لهجه و شجاعت ،سرآمد بسیاری از سیاستمداران و دولتمردان درون قدرت است. کمتر از همتایان خود اهل محافظه کاری است و حداقل در طول مدتی که با ایشان آشنا هستم همواره سنگ صبور بسیاری از کسانی بوده است که از ناحیه هیات حاکمه طرد و یا رنجیده خاطر شده اند. در مجلس ششم هم وی از معدود کسانی بود که با گشاده روئی با دگراندیشان ،طرد شدگان از سوی حکومت و خانواده های زندانیان دیدار می کرد و به درد دل آنان صمیمانه گوش فرا می داد و اگر کاری از دستش بر می آمد از انجام آن کوتاهی نمی کرد و از این حیث برخلاف بعضی از شخصیت های پوشالی و اصلاح طلب نما که به مدد تبلیغات رسانه های مافیائی و توسل بروش های پوپولیستی برای خود نام و محبوبیتی کسب کرده اند واهمه ای به دل راه نمی داد. به عنوان مثال زمانی که آقای عماد الدین باقی در زندان به سر می برد ،خانواده ایشان برای معطوف کردن افکار عمومی به وضعیت ناگوار نامبرده ،از آقای خاتمی وقت ملاقات درخواست می کنند اما ایشان پذیرش این درخواست را موکول به عدم انعکاس موضوع در رسانه ها می کند و به همین سبب هم خانواده عماد الدین عطای ملاقات با وی را به لقایش می بخشند ،این در حالیست که آقای کروبی این بار هم با روی خوش از ملاقات با این خانواده مستاصل استقبال می کند. همچنین زمانی که بسیاری از افراد سرشناس ،مغضوب شورای نگهبان واقع شده و بدون دلیل رد صلاحیت شدند در حالیکه خاتمی تنها در اندیشه تائید صلاحیت پادوها و اطرافیان خود بود ،آقای کروبی باز معرفت به خرج داده و حداکثر تلاش خود را مصروف استیفای حقوق از دست رفته آنان کرد. در واقع وجود همین خصلت ها در کروبی موجب حمایت بسیاری از حامیان حقوق بشری و سرخوردگان از رفتارهای مسئولان نظام جمهوری اسلامی از ایشان در انتخابات اخیر شده است. با وجود خستگی ناپذیری و برخورداری آقای کروبی از حافظه بسیار قوی ،یکی دیگر از اشکالات ایشان معطوف به عدم اشراف لازم نسبت به دانش روز و در نتیجه تاثیر پذیری نسبتا زیاد از دیگران است. ایراد دیگر آقای کروبی گره خوردن نام ایشان با پرونده شهرام جزایری است ،هر چند که بر این باورم دریافت وجه مزبور هم ارتباط تنگاتنگی با دست و دلبازی های وی دارد تا جائیکه این دست و دلبازی ها حتی آقای عزیزی عضو حقوقدان شورای نگهبان را هم بی نصیب نگذاشت و وی را در مجلس ششم صاحب خانه کرد! گفتنی است که اشخاص فراوانی در قوای سه گانه و نهادهای انقلابی و غیر انقلابی از مراحم شهرام حزایری بهره مند شده بودند که کمتر کسی از اسامی بسیاری از آنها آگاه شد. با این وصف آقایان هادی خامنه ای (برادر مقام رهبری) با دریافت 550 میلیون تومان ،محمد آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی و حداقل 18 تن از نمایندگان اصلاح طلب و اصولگرای مجلس ششم و همچنین مهدی مقتدائی پسر رئیس دیوانعالی و دادستان سابق کل ،محمد دری نجف آبادی پسر وزیر اسبق اطلاعات هم جزء کسانی بودند که نامشان در رابطه با پرونده مذکور در رسانه ها منتشر گردید! برخی از ابهامات را هم در اینجابیان کرده ام. 2-آقای میرحسین موسوی از شخصیت های متین ،متدین ،عدالتخواه ،درستکار و پاکدست ،متعهد ،ساده زیست و ارزشگراست که در عمل نیز پایبندی خود را نسبت به بخش هائی از اصول و آرمان های انقلاب به اثبات رسانده است. پایبندی عمیق به گفتمان های انقلاب وجه اصولگرائی او را پررنگتر از رویکرد اصلاح طلبانه اش نشان می دهد. عدالتخواهی و سلامت مالی و اخلاقی موسوی زبانزد خاص و عام است. به همین سبب گرچه موسوی نشان داد که برخلاف وعده تلفنی اش از جسارت و صداقت لازم
در محکوم کردن اقدام شورای نگهبان در رد صلاحیت های غیر قانونی برخوردار
نیست با این وصف بخش عمده ای از ویژگی های مذکور دلیل قانع کننده ای برای
ایجاد یک پل عاطفی مستحکم میان بنده و ایشان می باشد. خانم زهرا رهنورد همسر آقای موسوی نیز از بانوان مبارز قبل از انقلاب به شمار می رفت و کتاب شعر "طوفان ها و لاله های شهریور" او که ملهم از آیات قرانی است در آنروزها در میان مبارزان دست بدست می گشت. موسوی بدلیل عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران و عهده دار بودن ریاست دفتر سیاسی این حزب و دبیری و مدیر مسؤولی روزنامه جمهوری اسلامی ایران ارگان حزب یاد شده (58-60)و در نتیجه روابط نزدیکش با شخصیت هائی مانند آقایان؛ بهشتی ،خامنه ای و رفسنجانی سران حزب موصوف ،پله های ترقی را در کوتاه ترین مدت پیمود و از سال 1360 به مدت هشت سال بر صندلی نخست وزیری تکیه زد. موسوی جزء سران طیف موسوم به چپ به شمار می رفت که سیاست های اقتصادی اش پیوسته با انتقاد های تند روزنامه رسالت ارگان جناح موسوم به راست مواجه می شد. آقای موسوی در شرایطی مدیریت اجرائی کشور را بر عهده گرفت که از حیث فرهنگی و اقتصادی ،مقولانی نظیر زیاده خواهی ،تجملگرائی و اشرافیگری جای خود را به ارزش های انقلابی مانند ؛قناعت ،ساده زیستی ،ایثار و از خودگذشتگی داده بود و در مقایسه با پیش از انقلاب سطح توقعات مردم بسیار کاهش یافته بود. در واقع مردم خود بخش وسیعی از هزینه های مربوط به جنگ را متحمل و اقتصاد کشور بصورت هدایت شده و کوپنی اداره می شد. شخصیت کاریزمائی مانند آیت الله خمینی(ره) با تمام توان از موسوی و دولت وی حمایت می کرد و همین امر در کنار پائین بودن سطح توقعات مردم از دولت ،مهمترین عاملی بود که مانع از فروپاشی دولت وی در شرایط جنگی کشور گردید. از طرفی 20 سال بی تفاوتی و سکوت مطلق وی در بحرانی ترین شرایط سیاسی و فرهنگی و اجتماعی کشور در برابر ناهنجاری ها و رویدادهای تلخی که مردم ایران و سیاسیون کشور را رنج می داد ،آنهم در شرایطی که بدلیل برخورداری از مسئولیت هائی نظیر عضویت در مجمع تشخیص مصلت نظام(88-68) ،استادیاری علوم سیاسی دانشگاه ،مشاورت عالی رییس جمهور(84- 76) وریاست فرهنگستان هنر ایران (78-68) از تریبون لازم برای هرگونه موضعگیری و اظهار نظری برخوردار بوده است ،از وی شخصیتی کاملا محافظه کار را به ذهن متبادر می کند و به همین سبب امکان هرگونه داوری دقیق درباره تحولات پدید آمده فکری ،سیاسی ،اقتصادی و فرهنگی در او و نوع نگاهش نسبت به آزادی ها و جمهوریت و مظاهر آن و همچنین انگیزه ،جسارت ،پایداری و مقاومت در برابر روند موجود و اقتدار گرایان و قانون شکنان را دشوار می سازد. با این همه تعمیم دادن رویکرد آقای موسوی نسبت به مسائل سیاسی ،فرهنگی و اقتصادی طی سال های 58-68 که معطوف به اوضاع و احوال آن سال هاست ،به برنامه ها و سیاست های آتی وی نیز اصولی بنظر نمی رسد. هچنانکه آقای خاتمی هم در طول همان سال ها (در وزارت ارشاد)بر خلاف آنچه که در سال های اخیر وانمود می شود حتی با آزاد سازی ویدئو هم به شدت مخالف بود و در عرصه فرهنگی نیز کاملا بسته عمل می کرد! با این وجود وقوع پاره ای از رویدادها در دوران نخست وزیری موسوی و بی اطلاعی از نوع واکنش وی (اعم از موافق و یا مخالف) در برابر آنها بر پاره ای از ابهامات دامن می زند که از این میان می توان به قتل دكتر سامی در دوم آذر ماه سال 1367 و اعدام های دستجمعی همان سال ،جمع كردن دختران و پسران بد حجاب از سطح شهر، عدم صدور گواهینامه و گذرنامه و ... برای زنان و مردان بدحجاب، كوتاه كردن اجباری موهای پسرانی كه از حد متعارف بلند بود و نظایر آن و همچنین صدور و ابلاغ بخشنامه 4 رنگی به ادارات و سازمان های دولتی که بموجب آن زنان کارمند تنها می توانستند رنگهای سیاه،سرمه ای، قهوه ای و خاکستری بپوشند و ...اشاره کرد. سایر ابهامات را در این اینحا ،اینجا ، اینجا ،اینجا و اینجا شرح داده ام: 3- متدیّن(با قرائت خاصی از دین) ،انقلابی ،ساده زیست ،پاکدست ،اصولگرا ،مردمدار ،پرتلاش و نسبتا عدالتخواه از خصوصیاتی است که می توان برای تبیین شخصیت آقای محمود احمدی نژاد برشمرد. فسادستیزی و برخورداری از روحیه ضد اشرافیگری و خودباوری و اعتماد بنفس بسیار بالا هم از دیگر ویژگی های مثبت ایشان محسوب می شود. احمدی نژاد در سال های اخیر نشان داده است که از جسارت و انگیزه لازم برای مبارزه با بخشی از کانون های قدرت و ثروت که در عرصه های مختلف سیاسی و اقتصادی کشور ریشه دوانیده اند برخورداراست و در واقع بخش قابل توجهی از مخالفت ها و سیاه نمایی هایی هم که علیه وی صورت می گیرد صرفا از روی خیرخواهی و دلسوزی برای مردم و کشور نیست بلکه از سوی همین باندهای قدرت و ثروتی نشات می گیرد که منافعشان به مخاطره افتاده است! احمدی نژاد اخیرا و البته بیشتر با انگیزه های تبلیغاتی خاندان هاشمی رفسنجانی را کانون اشرافیگری پس از انقلاب معرفی کرد و مدعی شد که بر مافیای نفت و صنعت نفت کشور مسلط شده اند و این در حالیست که در زمان استاندار بودنش از هاشمی رفسنجانی با تعابیری نظیر "شخصیت بزرگ انقلابی و اندیشمند" ،"سردار سازندگی" یاد کرده و ادعا کرده بود که وی "همیشه و در همه ابعاد در صحنهها و شرایط دشوار انقلاب اسلامی، از عناصر تعیینکننده است و نام هاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد"! وی با شعار عدالتخواهی و مبارزه با مفسدان اقتصادی سکان اجرائی کشور را در اختیار گرفت و با وجود اینکه تا حدودی و بصورت گزینشی و تبعیض آمیز دست گروهی از ویژه خواران را از اقتصاد کشور کوتاه کرد لیکن زمینه ای را فراهم ساخت تا طبقه دیگری که از جهت فکری به او نزدیک هستند به آلاف و الوفی برسند. با این وجود احمدی نژاد کم و بیش رگه هائی از خود محوری ،دیکتاتوری و استبداد رای ،دروغگوئی ،آمارسازی های عوام فریبانه ،توهم زدگی ،هوچیگری ،خودشیفتگی ،توسل به روش های پوپولیستی ،استفاده ابزاری از باورهای مذهبی مردم ،کوتوله پروری ،سرسپرده سالاری و قانون شکنی را هم با خود یدک می کشد! او با اتخاذ سیاست های نادرست و اظهار نظر های نسنجیده اش در خارج صدمات فراوانی به حیثیت ملت و کشورمان وارد ساخته و در داخل هم اسباب اتلاف منابع و ثروت ملی را مهیا کرده است. مقولاتی مانند ،دیدن هاله نور در سازمان ملل ،دستگیری و آزادی ملوانان انگلیسی ،نامه نگاری به سران بعضی از کشورها ،بحران آفرینی با اظهار نظرهای نسنجیده در مورد هولوکاست و اسرائیل ،نقض مستمر حقوق شهروندی و حقوق اساسی برخی از اقشار و اصناف مردم،انتصاب کردان و محصولی به سمت وزارت کشور ،بحران آفرینی در آذربایجان ،اهواز و اقلید و سرکوب مردم این مناطق ،350 میلیارد هزینه های فاقد سند در شهرداری تهران ،پرونده سوآپ اردبیل ،ارائه آمارهای نادرست به مردم ،اتخاذ تصمیمات مقطعی و اقدامات شتابزده ، خلق الساعه ،فراسیستمی و غیر کارشناسی از دیگر ابهامات و نقاط ضعف عمده احمدی نژاد است. احمدی
نژاد به شدت از سوی افرادی نظیر مصباح یزدی ، جنتی و خزعلی حمایت می شود و
مقام رهبری هم بارها وی را مورد حمایت و تفقّد خود قرار داده است. مواضع بنده در مجلس و یادداشت های این سایت حاکی از نوع نگاه و انتقادات راقم نسبت به دیدگاه و عملکرد آقای احمدی نژاد است که در این مجال به چند نمونه از آنها اشاره می شود: 1-اینجا 2-اینجا 3-اینجا 4-اینجا 5-اینجا 6-اینجا 7-اینجا 8-اینجا 9-اینجا 10-اینجا 11-اینجا 12-اینجا 13-اینجا 14-اینجا 15-اینجا 16-اینجا گرچه
اقدامات احمدی نژاد اسباب خرسندی هواداران وی را فراهم ساخته است لیکن
برآیند و مخرج مشترک رفتارها و گفتارهای وی بگونه ای بوده است که به
تنهائی توانسته در طیف وسیعی از اقشار مختلف مردم هم این انگیزه را پدید
آورد که با رای دادن به رقبای وی او را در راهیابی مجدد به کاخ ریاست
جمهوری ناکام بگذارند. * مفاد این مقاله به هیچوجه به مفهوم حمایت از کاندیداتوری یک فرد خاص نیست و نقل آن نیز تنها با ذکر منبع و بصورت کامل همراه با این توضیح مجاز است.
|
مُهر برجسته قومیت ها بر انتخابات ریاست جمهوری ایران
مساله ملیت های غیرفارس در ایران، مساله جدیدی نیست بلکه ریشه های آن به آغاز سده بیستم می رسد. در واقع با انقراض سلسله قاجار و برآمدن خاندان پهلوی، ستم ملی ونابرابری قومی عینیت پیدا کرد.
پیدایش جنبش خودمختاری آذربایجان و کردستان و تحرکات برخی از گروه های عربی – اهوازی در اواسط دهه بیست شمسی، نشانگر بروز عامل ذهنی همردیف با آن عامل عینی است. اما آن جنبش ها با سرکوب خشن رژیم شاهنشاهی رو به روشد. پس از آن نیز هرگونه هویت خواهی قومی – خواه شخصی و خواه تشکیلاتی – با واکنش تند و خشن آن رژیم رو به رو گردید.
برخلاف تصور نظریه پردازان معتقد به “ملت واحد، زبان واحد، و نژاد واحد” وکوشش های بی وقفه آنان برای فارسیزاسیون قومیت های غیرفارس در دوران پهلوی، پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷، این قومیت ها توانستند بار دیگر سر برآورند؛ اما عمر این تجدید حیات فرهنگی و سیاسی فقط دو سال واندی طول کشید. و در واقع کوشش آنها برای دستیابی به حقوق برابر با قومیت مسلط، بار دیگر با سرکوب روبه رو شد. می توان گفت که پتانسیل متراکم خلق های غیرفارس طی سه دهه گذشته هر گاه فرصتی پیداکرده، خودی نشان داده است.
ملیت های غیرفارس – اعم از ترک ها، کردها، عرب ها، بلوچ ها و ترکمن ها – نقش مهمی در انتخاب محمد خاتمی بازی کردند. رییس جمهور سابق ایران نتوانست یا نخواست شعارهایی را اجرا کند که خود در زمینه اجرای مواد قانونی مربوط به این قومیت ها سر داده بود. بی گمان اگر محمد خاتمی و اصلاح طلبان، اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی را اجرا کرده بودند شاید ما امروز شاهد حرکت های آرام تری از سوی این قومیت ها بودیم.
از سوی دیگر دوران مشارکت اصلاح طلبان در حاکمیت، فرصتی را فراهم آورد تا جنبش های هویت خواهانه و برابری طلبانه خلق های غیرفارس، رونق بگیرد و آگاهی های فرهنگی و سیاسی شان فزون تر شود.
پیکارهای انتخاباتی نامزدهای دوره دهم ریاست جمهوری ایران نشان می دهد که ملیت های غیرفارس توانستتند طی سال های گذشته، گفتمان خودرا بر عرصه سیاسی کشور تحمیل کنند و ما این را در ادبیات نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری می بینیم. البته این امر در انتخابات دوره نهم در سال ٨۴ نیز محسوس بود اما پیکار سهمگین این قومیت ها در چهار سال گذشته، مساله ملی یا مساله قومیت ها را به محور تبلیغات و مبارزات انتخابات دوره دهم تبدیل کرده است.
متاسفانه به رغم این واقعیت، برخی از شخصیت ها و احزاب – حتا چپ و لاییک – وقتی درباره جنبش های سیاسی و اجتماعی کنونی ایران صحبت می کنند به عمد جنبش عظیم ملیت های غیرفارس را نادیده می گیرند وبه آن اشاره ای نمی کنند.
برای نخستین بار نامزدهای ریاست جمهوری مواضع خود را به طور کتبی و برنامه ای نسبت به حقوق حداقلی قومیت ها اعلام کردند و این همان چیزی است که من دوماه پیش در مصاحبه با سایت روز خواستار آن شدم.
به رغم دلچرکینی لایه هایی از قومیت ها از سرکوب ها و اعدام هایی که طی ۴ سال گذشته فضای ایران و به ویژه مناطق قومیت نشین را کدر کرد اما عزم مشارکت برای حذف احمدی نژاد سراسر ایران را فراگرفته است و به نظر می رسد که میزان مشارکت در ۲۲ خرداد گسترده خواهد بود.
نگاهی به مواضع کروبی وموسوی درباره ملیت ها
مهدی کروبی در نشر مواضع خود نسبت به حقوق ملیت ها پیشقدم بود. وی دو بیانیه در این زمینه صادر کرد. یکی باعنوان “احیای حقوق اقلیت های قومی و مذهبی” که به تفصیل در باره اجرای مواد اجرانشده مربوط به ملیت ها صحبت کرده است. ودیگری با نام “منشور زندگی یا حقوق بشر” .
وی در واقع به ضرورت اجرای اصول ٣ و ۱۲ و ۱٣ و ۱۵ و ۱۹ و ۲۶ و ۴۱ و۴۴ و ۴٨ قانون اساسی اشاره می کند که محور مطالبات شخصیت ها و نیروهای دموکرات قومیت های غیرفارس در دوره خاتمی بود که به اجرا در نیامد. یا در واقع اصلاح طلبان و در راس آنان محمد خاتمی نتوانستند یا نخواستند آنها را اجرا کنند.
گفتنی است که نتیجه درخواست اجرای این اصول در دوره احمدی نژاد، عاقبتی جز زندان های بلندمدت و تبعید و سرکوب برای فعالان قومیت ها نداشت.
مهدی کروبی در بیانیه اول خود گفته است: “در صورت پیروزی در انتخابات خود را متعهد به اجرای کلیه اصول قانون اساسی خصوصا اصول معطل مانده یا ناقص اجرا شدهی آن از جمله اصول ۳-۱۲-۱۳-۱۵-۱۹-۲۶-۴۱-۴۴-۴۸ و… که به هر دلیلی اجرا نشدهاند میدانم و همه موانع اجرایی آن را برطرف نموده، هر شخص و گروهی را که مانع اجرای آن شود به ملت معرفی خواهم کرد”.
این آخری، نکته مهمی است که امیدوارم کروبی آن را به اجرا در آورد. یعنی برخلاف خاتمی، مخالفان اجرای این اصول را به مردم معرفی کند و برای زدودن موانع از مردم کمک گیرد.
اما بر فعالان قومیت های غیرفارس است که از کروبی و موسوی بخواهند به طور مشخص اعلام کنند که منظورشان – به عنوان مثال – از اجرای اصل ۱۵ راه اندازی فرایند تدریس زبان های ترکی آذربایجانی و کردی و عربی و بلوچی و ترکمنی در کلاس اول ابتدایی و از آغاز سال تحصیلی یعنی از اول مهر ۱٣٨٨ است. نیز باید این دو کتبا تعهد دهند که این کار با هزینه وزارت آموزش و پرورش ایرن انجام گیرد ونه با هزینه شخصی یا به شکل مدارس خصوصی.
به نظر من این گام یعنی تدریس زبان های ترکی آذربایجانی و کردی و عربی و بلوچی و ترکمنی در مدارس ابتدایی نخستین گام در تطبیق بخشی از حداقل های حقوق ملیت های غیرفارس است. این کار – برخلاف تصور نمایندگان اصلاح طلب مجلس دوره ششم – نیاز به تصویب پارلمان ندارد زیرا از وظایف رییس جمهور و وزارت آموزش و پرورش است. هیچ عذر و بهانه ای در این زمینه پذیرفته نیست چون یک کرد و یک عرب یا یک ترک یا بلوچ همان قدر حقوق شهروندی دارد که یک فارس. من به دیگر موارد بیانیه های کروبی و موسوی – که بسیار هم مهم هستند – نمی پردازم زیرا به مقاله های مفصل تری نیاز دارد.
نیز شنیده ام که ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی پس از بیانیه کروبی در باره قومیت ها، با نخبگان این قومیت ها و از جمله عرب ها تماس گرفته واز آنان خواسته است تا خواسته های خود را به ستاد ارایه دهند و پس از آن بود که بیانیه میرحسین موسوی در این زمینه صادر شد. یعنی در واقع، میرحسین موسوی در این زمینه “واکنشی” عمل کرد.
موردی که میرحسین موسوی در بیانیه اش گفته تقریبا همان هایی است که کروبی به تفصیل و به طور شفاف در باره آنها صحبت کرده. موسوی اساسا به تبعیض مذهبی و تبعیض علیه دراویش نمی پردازد. و این احتمالا برای عدم رماندن اصولگرایانی است که امید به پشتبانی آنان دارد.
هم چنین میرحسین موسوی با گفتن این که “از دیرباز اکثر مناطق دور دست و مرزی کشور علیرغم برخورداری از منابع طبیعی سرشار و موقعیت ویژه جغرافیایی و بهرهمندی از نعمت مرزهای آبی و خاکی، در رتبههای پایین توسعه و در معرض شکافهای اقتصادی و اجتماعی و محرومیتها و محدودیتها قرار داشتهاند” گویی قصد دارد وجود قومیت های غیرفارس را به مناطق ” دوردست و مرزی کشور” محدود کند. اما کروبی – به حق – در بیانیه اول خود در باره ملیت ها می گوید “ایران متعلق به همه ایرانیان و کشوری کثیرالاقوام است و در حقیقت اقلیتهای قومی و مذهبی اکثریت ملت ایران را تشکیل میدهند”.این نخستین اعتراف یک مسوول حکومتی به کثیرالمله بودن کشور ایران و نیز اکثریت بودن به اصطلاح “اقلیت های قومی و مذهبی” یا در واقع خلق های غیرفارس ایران است. البته کثیرالمله بودن ایران از دوره انقلاب مشروطیت مطرح شد اما برخی از ناسیونالیست های وطنی – حتا در اپوزیسیون – همواره سعی داشته اند بر آن چشم ببندند.
میرحسین موسوی برای کسب آرای ناسیونالیست ها، در بیانیه خود اشاره ای به منشور حقوق بشر کوروش دارد.
مهدی کروبی روابطی با اغلب نخبگان قومیت های غیرفارس و نیز یهودیان و زندانیان سابق دارد. صفر قهرمانی زندانی معروف دوران شاه که بیش از سه دهه را در زندان های شاه به سر برد واز دگراندیشان به شمار می رفت با مسکنی که کروبی در اختیار وی قرار داده بود زندگی می کرد.
بنابر آن چه گفته شد کروبی زودتر از میرحسین موسوی و شفاف تر و مفصل تر از وی در این زمینه صحبت کرده است.
انگیزه های حامیان دو نامزد اصلاح طلب
میرحسین موسوی تاکنون از حمایت بخشی از محافظه کاران، بخشی از شخصیت ها و نیروهای ناسیونالیست، بخش عمده ای از اصلاح طلبان و نیروهای چپ – مسلمان و لاییک – و بخشی از دانشجویان دانشگاه ها برخوردار است. والبته هر کدام از این ها انگیزه های خاص خود را دارند. محافظه کاران طرفدار میرحسین موسوی می خواهند از دست احمدی نژاد و سیاست هایش رها شوند. ناسیونالیست ها، در میان دیگر نامزدها، موسوی را به ایده های خود نزدیک تر می بییند و سرانجام این که چپ ها، در سیمای وی، میرحسینی را می بینند که طی هشت سال نخست وزیری اش در دوران جنگ از سیاست های شبه سوسیالیستی پیروی می کرد.
اینان توانسته اند بخش هایی از طبقه متوسط و بالا را در شهرهای بزرگ – به ویژه در تهران – به سود میرحسین به جنبش و جوش در آورند.
عمده ترین حامی مهدی کروبی در انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، خلق های غیرفارس هستند. او یک لر است که روابط گسترده ای با قومیت های غیرفارس دارد. وی با بیانیه هایش توانست حمایت اهل سنت، فرقه های دراویش، سازمان ها و شخصیت هایی از اصلاح طلبان و قومیت های غیرفارس را از آن خود سازد. اما به اینها باید بخش هایی از دانشجویان دانشگاه ها، زنان و لایه های تهی دست جامعه را نیز افزود.
تاریخ شاهان و حاکمان تاریخ ایران – دستکم پس از اسلام – نشان می دهد که اغلب آنان از شمال ایران برخاسته اند مگر کریم خان زند که لر بود. ومن فکر می کنم کروبی می کوشد این قاعده را به هم بریزد.
اگر حادثه غیرقابل پیش بینی رخ ندهد، احمدی نژاد در مرحله اول یا حداکثر در مرحله دوم از عرصه رقابت ها خارج خواهد شد. محسن رضایی هم که حسابش معلوم است و به درصد کمی از آرا دست خواهد یافت.
هنوز آرای بخش مهمی از مردم ایران یعنی ترک های آذربایجان نامشخص است. زیرا با حذف اکبر اعلمی – که می توانست اغلب این آرا را به خود اختصاص دهد – هنوز تکلیف این آرا مشخص نیست. از یک سو میرحسین موسوی می کوشد تا بر تکیه بر ترک بودن خود، این آرا را از آن خود کند اما وی با مانعی به نام نوار جوک گویی محمد خاتمی روبه رو است که خشم مردم آذربایجان را برانگیخته است. کروبی نیز با نکوهش حذف اکبر اعلمی توسط شورای نگهبان و با بیانیه هایش در باره حقوق قومیت ها و نیز با امتیازاتی که احتمالا در کابینه اش به ترک ها خواهد داد می کوشد این آرای تعیین کننده را به خود اختصاص دهد.
هم چنین کروبی به علت حوادث خونبار چهارسال گذشته در مناطق قومیت نشین و تحریم برخی از گروه های سیاسی وابسته به این قومیت ها ممکن است از بخشی از آرای آنها محروم شود.
لذا به نظر می رسد که آرای هموطنان ترک می تواند نقش عمده ای در تعیین رییس جمهور آینده ایران ایفا کند.
در پایان باید گفت، هم اکنون جنبش قومیت ها، در قیاس با دیگر جنبش های اجتماعی نظیر زنان، کارگران و دانشجویان به عمده ترین، محوری ترین وحساس ترین جنبش اجتماعی ایران بدل شده است. اوج گیری این جنبش نشان می دهد که مساله ملی (قومی) در ایران نیاز به راه حل اساسی دارد که البته می تواند به تدریج صورت پذیرد، اما نادیده گرفتن و از آن بدتر سرکوب جنبش خلق های غیرفارس دیگر امکان ناپذیر است.
(یوسف عزیزی بنی طرف)
سئچیمینی سالام.
مگر همان76 گولن خاتمی دیردی کی 80 دا دوربین لرین قاباقیندا آغلاماقینان و
بو شایعه ان کی سردار لار رای گتیریلر توکولن رای لرین قازاندی.
ایران دا ایلک دفعه دی کی بیر مسئول دوربین قاباقیندا آغلیردی و من هله
بیلمیرم نیه بیر جریان کی هر زمان ایش اوستونده اولاندا بونی دییب کی (نمی
گذارند کار کنم هر 9 روز یک بحران و..) گینه ایستیر یتیشه قودرته مگر دوروم
دئشیلیب یا سادجه قدرت داواسی دی؟
و آقای میر حسین موسوی خاطیرلیرام کی بو ادام هر 2 دولته مشاور سمتی
واریدی پس خاتمی نین خیانت لرین ده اولارینان باهمی دی و ذاتا اوزوده
بونی گیزلتمیر اما بیزلر نیه گورمورخ بیلمیرم!.
چوخ ساغ اولاسیز
اؤنجه بیر سؤزو خاطیرلامالییام،
من نه موسوی و نه خاتمینین گؤز قاشینا عاشیق دئییرم.
آنجاق ان یاخجی سئچیمی دستک له ییرم.
منیم وئبلاقیما باخساز «آقای خاتمی، منتظر توبه بودم..» آدلا بیر یازی واریمدیر.
او حالدا کی خاتمی تورک لره توهین ائتدیگی کلیپی مونتاژ اولموش ساییب و تاسوفله دوستلارین چوخو او تکذیبیه نی ایناندی، من بو کلیبین دوغرو اولدوغونو اوردا ایثبات ائله میشه م،
( بو یازی 2 گونده 80 درجه یه یاخین، داغ اولوبدور).
بو کی دئییرسیز، خاتمی بیر آغلاماغینان او قادار اوی قازانا بیلدی، منجه هئچ دوز دئییر.
اونون آغلاماغی قودرتی اله الماق ایچینیدیر دوز دئدیز، آنجاق بیر آغلاماقلا او قادار اویلار، اویاندان بویانا اولا بیلمز.
اگر آغلاماق رای قازانا بیلر و بیر نفری رییس جومهور ائلیه بیلر،
ماشاالله احمدی نیژاد بو ایشلرده هامیدان اوستادیر.
منجه 1380 دا، ایران خالقی الانا گؤره(1388)، دولتدن چوخراق راضی دیلر و خاتمی نین یئنه سئچیمین اونملی عیلتی بو اولابیلردیر.
قودرت ایکی کفه لی تره زی گیبی دیر،
او زامان کی بیر کفه آشاغییا گئدیر، او بیرسی تایی اوسته گلمه لیدیر!
بو تره زینین خاصیتی دیر!
بو حالدا احمدی نیژاد دان (اصولگرالاردان) راضی اولمایان لار،
کروبی و موسوی ( ایصلاح طلب لر) یه طرف چونوبلر.
( ریضایی نین دانیشیغی و همده بیلگیسی، کروبی دن یاخجی دیر، آما احمدی نیژادا گؤره جماعات ریضایی دن ده گؤزلری سو ایشمیر)
دوستلار اگر دیقت ائله سه لر:
آمئریکادا اوبامانین ایشه گلمه سینین ان اؤنملی عامیلی، جرج بوشی دیر.
او زامان کی امئریکا خالقی جورج بوشون(جمهوریخواه) سیاستلرینده ن، یورولدولار داها او جیناحا اعتیمادلارا آزادلدی و دموکراتلارا (اوباما) ساری چوندولر.
بئله بیر جریان تورکیه ده لاییک لر و ایسلامچی لر آراسیندا، آرایا گلدی.
ایران دوزدور بیر باغلی سیستئمی وار، آنجاق بونا بنزه ین بیر تره زی، ایراندادا واردیر.
ائله بو سؤز پیس و پیسراق فلسفه سی( فلسفه بد و بدتر ) آدلانیر.
موسوی اگر رییس جومهور اولسا، خاتمی کی هئچ، جماعاتین اویلاریدا هئچ،
ان اؤنملی دلیلی احمدی نیژادین بو دؤرد ایللیک ایشله ریدیر.
یاشامالیسیز
حورمتلی امیر حسین بی من ایستیرم سیزین یادیزا خاتمی نین 80
سئچیمینی سالام.
مگر همان76 گولن خاتمی دیردی کی 80 دا دوربین لرین قاباقیندا آغلاماقینان و
بو شایعه ان کی سردار لار رای گتیریلر توکولن رای لرین قازاندی.
ایران دا ایلک دفعه دی کی بیر مسئول دوربین قاباقیندا آغلیردی و من هله
بیلمیرم نیه بیر جریان کی هر زمان ایش اوستونده اولاندا بونی دییب کی (نمی
گذارند کار کنم هر 9 روز یک بحران و..) گینه ایستیر یتیشه قودرته مگر دوروم
دئشیلیب یا سادجه قدرت داواسی دی؟
و آقای میر حسین موسوی خاطیرلیرام کی بو ادام هر 2 دولته مشاور سمتی
واریدی پس خاتمی نین خیانت لرین ده اولارینان باهمی دی و ذاتا اوزوده
بونی گیزلتمیر اما بیزلر نیه گورمورخ بیلمیرم!
یا اقای احمدی نژاد چوخ راحت الی بیلردی روزنامه ایرانین توهینین سونرا
آذربایجان دا اینسانلارین اولماقینین و ... بیر عذر ایستماقینان و کاریکاتور چکینی
مجازاتینن, قاباغین الا کی آلمادی و هامیمیز گوروخ کی نئلر اولدی.
و اقای کروبی 8 ایل رئیس مجلیس اولوب و هله ایندی یادینا توشوب کی اصل
15 ,19 دا قانون اساسی دا واریمیش...
آقای رضایی دا کی همی تانیر .
سوزلرین یادیندا قالسین !
پینار خانیم.
بو حاكمیتین آزربایجانا قارشی ظالیم اولدوغو بو گون چوخلارینا آیدین دیر.
100 ایل گئچسه ده، بیز بیر ایش گؤرمه سك یئنه ده بیزیم دوروم گونو گوندن پیسله شه جكدیر.
آنجاق بیز بو حاكمیتی قبول ائتمیریك و اونون قارشیسیندا موباریزآپاریریق
بو موباریزه نین بیزیم اوچون چوخ هزینه سی اولاجاق. بیز تكجه ائلیه بیلریك بو هزینه لری بیر آز آزالداق.
مثلا آزاجیق توپلومسال آزادلیق لار اولسالار، بیزیم قئزته لر، درگی لر یایینلانسا، بیزیم موباریزه میزه چوخلو كؤمك ائده بیلر.
منیم نه موسوی یه و نه كروبی یا اینامیم یوخدو كی آزربایجانا بیر ایش گؤرسون.
دیقتلی اولساز كروبی، موسوی دن داها گوجلو میللی حاقلار اوغروندا دانیشیقلار آپاریر. آنجاق كروبونون شانسی موسوی دن چوخ آزدیر و بو فیكیرله كی" من سئچكیلره قاتیلیم كی احمدی نژاد چیخماسین " كروبی یه اوی وئرمكله گئچك لشمه یه جكدیر.
منه گؤره، بیز سئچكیلره قاتیلساق تكجه بونا خاطیر اولار كی بیز ایستیریك موباریزه میزین هزینه سی آزالسین.
خاتمی زامانی،آزربایجان آزاجیق آزادلیقدان ایستیفاده ائدیب و میللی حركتی قاباغا آپارا بیلیب
احمدی نژاد زامانی، سیخینتینین چوخ اولدوغونا گؤره حركتیمیزبیر آز توغدان دوشوب.
بیر فارس شونیزمیدن نه گؤزلمك اولار، تحقیر ائتمك دن ساوای؟
خاتمی ده، شونیست دیر. موسوی ده اونو دستكله ییر.
اوندان آیری زاد گؤزله مك اولماز
قودرت بئی و جکی بئی دن بیر سورگو واریم:
بو نیظام بئله اؤلماسین دوز بیلیرسیز یوخسا ........؟
منده سیزی کیمی بونا اینامیم وارکی میر حسین ایلک سئچگی دی بیزیم ایچون بوندانکی وضعیمیزی جورلاماسادا، بوندان آرتیق خارابلامیاجاک!!!!!!!!!!
آنجاق بو کیشی و اؤنون دؤوره سینده اؤلانلار بونی آیدینلیغجا گؤسته ریرلرکی هن بالام بیزده هئله نیظامچیلارین بیریسیییق /بیزده ایسته میریک بو نیظامدان قاباقلاشماسین ئوزه گتیرسین آنجاق منیم هله ده بو سورگوم جاوابسیزیدیکی نیه میر حسین بئی اوز دوروشون خاتمی دن چیخان کلیپین قیبالیندا بللندیرمییر!؟
یئنی بیر کلیپده ده موصطافا بئی (کواکبیان) اونا تای بیر جفنگ سوزلر دئیر. بو بئی ده هله بو کیشینین دایاقلارینداندیر. بودا کلیپی:
http://www.iusnews.ir/index.php/news/43-bests/249-1388-03-11-06-09-33.html
بئله سی دئمه ک اؤلمورکی بو بئی همی ایستیر توربادان یئسین همی آخوردان!
بونیدا آرتیلمالیام کی کیمسه بو نیظامین سؤزون اؤخوماسا، هئله اونجه شورای نیگهبان صلاحیتیندن دوشر. نئجه کی اعلمی دوشدی.
سؤن سؤزوم بوکی صاندیق باشینا گئتماماق کی بو نیظامین یولون دوز بیلماماقدی بیزیم سئچیمیمیز اؤلا بیلر.
Yaşasın Azad Azerbaycan
منده بیر آزربایجانلی اولاراق،دوشونجه لریمی، دیلداشلاریملا و سویداشلاریملا پایلاشماق ایستیرم.
بیزیم سئچكی لره گؤره 5 سئچیم قاباغیمیزدا وار
1- قاتیلماماق
2- میرحوسن
3-كروبی
4- احمدی نژاد
5- مؤحسون ریضایی
بیرینی سئچمك اوچون، الده اؤلچو لازیم دیر.
بیر میللتچی اوچون بیرینجی اؤلچو(معیار) آدای لارین، میللی حاقلارا نه قدر دیر وئرمه سی دیر. بئله لیك له
سیرایلا
كروبی اوندان سونرا میر حوسن سئچیله بیلر.
آنجاق سؤز بوراسیندا دیر كی بونلار دئدیغی سؤزلرینه نه قدر اعتیقادلاری وار. هر ایكی سی آز- چوخ 15 اینجی و 19 اونجو اصلین ایشه گئچیرمه سیندن سؤز آچیرلار.
بئله لیك له بیر میللتچی یانیندا احمدی نژاد و ریضایی سئچیم دن دوشورلر.
آیری اؤلچولر ده واردیر.
مثلا توپلومسال آزادلیق لار.( بیزیم میللی حركتیمیزین لاب احتیاجی اولان آراچ).
بئله لیك له احمدی نژاد و ریضایی بیر داها سئچیم دن دوشورلر.
آیری اؤلچو ایقتیصادیات دیر. ایقتیصادی باخیمیندان میرحوسن موسوینین برنامه لری داها یاخجی گؤزه گؤرونور.
و آیری اؤلچولرده واردیر.
سونوج: ایكی سئچیم وار:
سئچكیلر بیزی ( آزربایجانی) ایلگیلندیرمیر دئیه قاتیلماماق یا موسوی یه اؤی وئریب و دئییشیك گؤزله یك
آنجاق منیم آراز ائلسسین بیر سؤزونه درین دن اینامیم وار
اوزده دئییشیك گؤرونسه ده...
من اؤزوم ده قالمیشام نه ائدم.
قاتیلمایام، میللتیمین قاتیلی اولان احمدی نژاد بیر داها گوجلنه
یا موسوی یه اؤی وئرم كی احمد نژاد چیخماسین. بونو دا دئییم كی موسوی ده احمد نژاد دان قالان دئییل ها
یئری دوشسه اوندان پیس جنایت لره ال آپارا بیلر
آنجاق فارسلارین بیر مثلی وار
آزموده را آزمودن خطاست.