userinfo close

  ,

ترکان ایران


turks

تاسیس: 11 فروردین 1385  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: قدرت عیبی یوخ - معاونان
ایران تورکلری کلوبونون یازی دیلی تورکجه دیر( بو کلوبون عنوانینا گوره ، اویغون مقاله لر فارسجادا اولا بیلرلر )
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
418
826
91/1/30 (23:03)
13
111
91/2/3 (11:50)
0
4
91/1/18 (11:28)
8
17
91/1/9 (19:23)
39
183
91/1/9 (19:01)
4
13
91/1/9 (18:54)
1
22
91/1/6 (14:19)
1
10
91/1/6 (14:17)
8
66
91/1/6 (14:12)
6
49
90/12/14 (08:56)
2
15
90/12/8 (12:12)
1
8
90/11/30 (14:27)
0
1
90/11/27 (11:03)
108
1101
90/11/16 (10:05)
68
227
90/11/16 (08:09)
3
23
90/11/9 (09:23)
67
312
90/9/19 (12:52)
0
8
90/9/5 (08:38)
1
36
90/9/2 (18:21)
4
14
90/8/7 (15:32)

عنوان بحث

رضا شورابیل , shurabil
رضا شورابیل - 16:39 1387/11/11

ارزش زبان تركی و همچنین ارزش زبان مادری از دیدگاه بزرگان

زبان تركی(زبان التصاقی) باستانی ترین و یكی از پرنفوذترین زبانهای دنیا می باشد و دارای ویژگی های منحصر به فردی است كه آن را از سایر زبانهای دنیا متما ی می كند . زبانهای التصاقی باستانی از حد تصورند و جمعیتی عظیم را درآسیا، آفریقا، اروپا، اقیانوسیه و آمریكا را تشكیل می دهند.التصاق زبانها (زبان تركی باستان) در اثر مهاجرتهای تاریخی در سایر نقا ط دنیا این زبان را منتشر نمودند و حتی با عبور از مشرق زمین به امریك ا رفته و تمدن بومی اصیل آمریكایی قبل از اروپائیان را بنیان گذاری نمودند كه غالبا از آنها به عنوان سرخ پوستان یاد می شود و به گفته ی محققین آمریكایی و اروپایی 80% نامهای مناطق آلاسكای كنونی تركی می باشد .

كتاب تاریخ زبانهای دیرین ایران
نوشته ی پرفسور زهتابی






به گفته ی زبان شناسان بزرگ جهان زبان تركی زبان اولین تمدن بشریت می باشد .اگر میخواهید بدانیدزبان اولین تمدن بشریت چه و چگونه بوده است اكنون به زبان تركی آذربایجانی بنگرید .

دانشمند بزرگ آلمانی ( هومنل)




دو چیز در دنیا برای ما مشخص نشد قطبهای جغرافیایی و تاریخ تركها .

( لبروت سورل)



كسی كه زبان مادری خود را نداند وحشی است.


ضرب المثل فرانسوی



زبان مادری با شیر مادر در جان شده و با مرگ از تن بیرون می رود و تحمیل زبان دیگر به كودكی كه تازه شروع به حرف زدن نموده جنایت محسوب می شود.

(نظریه ی جامعه شناسان)



(طبق دستورالعمل سازمان یونسكو:


كسی كه نتواند به زبان مادری خود بنویسد و بخواند بیسواد محسوب می شود.)



اگر پدران و مادران معتقد باشند و بدانند زبان آنها مهم و ارزشمند است احتمالا این كه با زبان خود با بچه هایشان صحبت كنند بیشتر است.

‌‌( جورج برادون)


هر ملتی كه زبان خود را فراموش كند تاریخ خود را گم كرده است و عظمت خویش را از دست داده است و برای همیشه در بندگی و اسارت باقی خواهد ماند
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
علی امیری , any11
علی امیری - 18:45 1388/01/9
1

اولین و مهمترین پیوند ملت ها زبان آنهاست .............

 

ایلقار سونمز , azar_abadegan
ایلقار سونمز - 08:47 1388/02/27
2

بچه که بودم توی خانه‌ مان به زبان تورکی حرف می‌زدیم(الآن هم).

 برای اینکه خانه‌یمان در آذربایجان(اردبیل) بود و همه می‌دانند که آذربایجانی‌ها تورک هستند و همه با هم تورکی حرف می‌زنند. ولی  زبان تلویزیون و برنامه کودک فارسی بود. تماشای تلویزیون خیلی برای من سخت بود چون اصلا نمی‌فهمیدم که چه می‌گویند!

حتی یادم است با اینکه فیلم «طوفان» را خیلی دوست داشتم و با علاقه به آن نگاه می‌کردم فقط از کارهایی که توی فیلم انجام می‌دادند موضوع را حدس می‌زدم و بیشتر سعی می‌کردم کارتون پلنگ صورتی و یا موش و گربه را ببینم چون آنها حرف نمی‌زدند و من راحتتر می‌فهمیدم. برای همین حدس می زدم که تورک بودن خوب نیست است و فکر می‌کردم باید یکی دو مرتبه بالاتر باشی تا بتوانی بفهمی که آنها چه چیزی می‌گویند!

در آن دنیای پاک کودکی ، وقتی یک بچه‌ای از تهران به خانه یا محله ما می‌آمد پیش آن بچه‌ خجالت می‌کشیدیم چون آنها می فهمیدند که تلویزیون چه می‌گوید و ما نمی فهمیدیم و می شدیم نفهم و بیلمز! برای همین تمایل به یاد گیری فارسی داشتیم.

تا هفت سالگی فارسی نمی‌دانستم، فقط یک سری فعل مثل بیا، برو، بشین و ...تا اینکه: به مدرسه رفتم. در مدرسه باید فارسی یاد می‌گرفتم و من خوشحال بودم که فارسی یاد می‌گیرم و دیگر پیش بچه‌های تهرانی خجالت نمی‌کشم و همچنین می‌فهمم تلویزیون چه می‌گوید!

ولی بیشتر تمایل داشتم ریاضی بخوانم چون زیاد کاری به زبان نداشت و این چنین دورة ابتدایی را به پایان رساندم.

وقتی وارد دورة راهنمایی شدم، معلمهایمان انتظار داشتند که ما فارسی حرف بزنیم تا بعد دچار مشکل نشویم(و ما خجالت می‌کشیدیم فارسی حرف بزنیم برای اینکه لهجه داشتیم) تا جائیکه حتی من در دورة راهنمایی یک معلم فارس زبان داشتم که در کلاس درس یک قلک گذاشته بود و هر کس تورکی حرف می‌زد باید برای یک کلمه‌اش یک تومان به قلک می‌انداخت.(نمی‌دانم این پولها را چکار می‌کردند!).

با این ترتیب کم‌کم برای کلاس گذاشتن فارسی حرف می‌زدیم.

«آنا»ی من اصلاً فارسی نمی‌دانست، وقتی فیلمی از تلویزیون نشان می‌داد از ما می‌خواست که برایش ترجمه کنیم و ما هم با هزار ناز و عشوه که مثلاً فارسی می‌دانیم، دست و پا شکسته برایش ترجمه می‌کردیم و افتخار می‌کردیم که فارسی می‌دانیم. دورة راهنمایی را هم اینچنین به پایان رساندم.

وارد دبیرستان شدم، دیگر باید کنفرانس در کلاس ارائه می‌دادیم و من همیشه کنفرانس‌هایم را به تورکی می‌دادم چون فکر می‌کردم که به تورکی بهتر می‌توانم به بچه‌ها تفهیم کنم و آنها نیز کنفرانس دادن مرا دوست داشتند چون آنها هم بهتر می‌فهمیدند و کم‌کم برای من سوال شد: چرا محصلها نباید درسهایشان را  تورکی یاد بگیرند و معلمها تورکی یاد بدهند؟

یک روز روی میز یکی از همکلاسی‌هایم نوشته شده بود «همیشه در قلب منی مادر» و همکلاسی‌ام آن جمله را پاک کرد و به جای آن نوشت: «هر زامان منیم اوره‌گیمده سن آنا» من وقتی این جمله را خواندم دیدم که چقدر با آن یکی جمله فرق دارد!

چقدر این جمله برایم دلچسب بود !

وقتی بچه‌های فارس می‌خواستند جوک بگویند اولش می‌گفتند: یه روز یک تورکه و...

همچنین تویه کتابهای درسی تورکها فقط غلام و چوپان و یا وحشی و آدم کش معرفی می شدند.

با خودم گفتم چرا تورک فقط بد است و فارس فقط خوب ؟! و کم‌کم دغدغه‌های ذهنی‌ام نسبت به تورک بودن شروع شد.

حدس می‌زدم که یک چیزهایی باید باشد ولی اصلا نمی‌دانستم موضوع چیست؟!

یک روز نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد، برادر بزرگم که دانشجو بود خیلی خیلی غمگین بود. خواهرم از او پرسید آخر درد تو چیست؟ او گفت که همکلاسی تورکش را بخاطر دفاع از دردهای ملت  تورک آذربایجان زندانی کرده اند!

با اینکه آن موقع نمی‌فهمیدم برادرم چه می‌گوید ولی این حرف همیشه در ذهن من بود که: آخر درد تورک و آذربایجان داشتن  یعنی چی ؟!

تا اینکه دانشگاه قبول شدم و خودم با تمام وجودم درک کردم که درد تورک و آذربایجانی بودن چیست؟!

یکی از دردهای من تورک این است که من الآن 23 سال دارم و هنوز نمی‌توانم بدون غلط خاطره‌ام را تورکی بنویسم!

درست است خواستن توانستن است ولی در مدارس فارسها 12 سال تمام عمر مرا به خاطر یک سری افکار پلید و شوونیستی حرام کرده‌اند که هیچ وقت از این حقم نمی‌گذرم و نیز حق‌هائیکه هنوز دارد پایمال می‌شود!

از این حقم نمی‌گذرم که باعث شدند من  بعنوان یک کودک صادق  در دنیای پاک کودکی به اصل و نسب  و حیثیت و غرور و تاریخ و زبان پاک مادری‌ام که با شیر مقدس آنآی عزیز تورکم عجین  وجودم شده شک کنم.

الان شوونیستها کارخانه فارس سازی خود را در مهد کودکها دایر کرده اند. حداقل خوش بحال من که تا هفت سالگی در بین خانواده تورک زندگی کردم و آنها به من فرصت دادند تا تورکی یاد بگیرم.اما فاشیستها در حال حاضر این حق را به کودکان امروز تورک هم نمی دهند!

از این حقم نمی‌گذرم که من در دوران کودکی‌ام یک برنامه هم از تلویزیون به زبان مادری‌ام ندیده‌ام و اما هزاران بار از زبان فارسهای مودب کلمه ترک خر را شنیدم...

 جهانیان بدانند که من با تمام توان حقم را  تا آخرین ذره خواهم گرفت!

اما آن کودک امروزی به مهد کودک رفته چگونه انتقام از فاشیسم فارس خواهد گرفت دیگر من نمی دانم!!!

قدرت عیبی یوخ , sahlan_a
قدرت عیبی یوخ - 11:51 1388/02/28
3

http://khalkhalim.mihanblog.com/post/128 

 

خوشبختانه امسال هم فرصتی دست داد تا از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران دیدن کنیم . کتابهایی با جلد های رنگارنگ و محتویات متنوع  و البته قیمتهای نجومی . در این بین چشمم به کتابی خورد که در وهله اول اسم کتاب منو به خودش جذب کرد ولی وقتی اسم نویسنده کتاب رو دیدم بیشتر مشتاق شدم که دست بگیرم و چند برگی از آن رو بخونم . قدمت این کتاب و سطح علمی نویسنده این کتاب در نوع خودش برای من جالب بود . لذا خالی از لطف ندیدم که قسمتهایی از مقدمه کتاب را برای عزیزان بیننده وبلاگ تو این پست درج کنم .

نسخه خطی مذکور در کتابخانه مجلس شورای اسلامی به شماره ی ثبت 61857 / 8256 محافظت می شود .

کتابدار کتابخانه آنرا " قواعد زبان ترکی " و در شناسنامه کتب خطی ، " دستور زبان ترکی " نامیده است . شماره طبقه بندی آن 5694 و شماره میکروفیلم 5826 است .

قطع جلد 11 * 5 / 17 است و 81 برگ ( 162 صفحه ) دارد . نوع جلد ، تیماج مشکی و نوع خط ، نستعلیق است .

مولف رساله خود را عبدالعلی بن فضلعلی خلخالی الاصل و تبریزی المسکن معرفی می کند و کتاب خود را قاعده زبان ترکی نام می نهد . از فحوای کلام عبدالعلی خلخالی بر می آید که پدرش اهل فضل و ادب بوده و او را " میرزا فضلعلی " می نامد . از زندگانی او فعلا چیزی نمیدانیم ، این قدر هست که وی در روزگار ولایتعهدی مظفرالدین شاه قاجار ، در تبریز ساکن بود و به علم و ادب اشتهار داشته و ظاهرا از سوی ولیعهد برای نگارش مطالبی در قاعده ی زبان ترکی دعوت شده است . نویسنده  اطلاعات مبسوط ادبی دارد و به ویژه به ادبیات عرب و صرف و نحو زبان عربی مسلط است . ترکی زمان خود را " ترکی جدید " می نامد . و این نشان می دهد که با متون ترکی قدیم ، از قبیل متون اویغوری و جغتایی نیز آشنا بوده است .

...

تاریخ تالیف کتاب 1289 هجری قمری است که به تصریح خود ، آن را به سفارش " آقا میرزا رضا " صدر اعظم و پیشکار مظفر الدین شاه ، در تبریز تالیف کرده است و آن را " چند ورقی در قاعده زبان ترکی " می نامد و می گوید ، گرچه اشتغالات زیاد داشته است و " در موسم حرکت و ارتحال " بوده است ، بدون مراجعه به منابع مکتوب آن را تالیف کرده است .

کاتب این نسخه ، محمد علی منشی نام دارد که آن را در سال 1289 هجری قمری ، یعنی در همان سال تالیف استنتاخ کرده است .

این کتاب توسط  موسسه انتشارات یاران واقع در تبریز چاپ و منتشر شده است .

در حال حاضر 140 سال از تالیف این کتاب می گذرد . سابقه فرهنگ و ادب در شهر ما بر هیچکس پوشیده نیست . بیایید خودمان و گذشته مان را بیشتر و بهتر بشناسیم و از مردان بزرگی که برای اعتلای نام خلخال عزیز تلاشهای زیادی کردند الگو بگیریم .

ف ر ی ب ا  , stack
ف ر ی ب ا - 13:08 1388/05/15
4

حرف دل یه ملت به نام آذربایجان رو زدین واقعا عالی بود

امیدوارم خیلی زود حقمون رو بگیریم آخه تا کی باید این توهین ها و بی ادبی ها رو از یه عده ی ظاهرا باادب تحمل کنیم

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.