| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
415
|
756
|
90/11/9 (09:17)
|
|
||
|
|
108
|
1085
|
90/11/16 (10:05)
|
|
||
|
|
68
|
203
|
90/11/16 (08:09)
|
|
||
|
|
3
|
8
|
90/11/9 (09:23)
|
|
||
|
|
67
|
288
|
90/9/19 (12:52)
|
|
||
|
|
0
|
3
|
90/9/5 (08:38)
|
|
||
|
|
1
|
10
|
90/9/2 (18:21)
|
|
||
|
|
4
|
11
|
90/8/7 (15:32)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
90/8/2 (12:36)
|
|
||
|
|
12
|
105
|
90/7/16 (11:06)
|
|
||
|
|
2
|
9
|
90/7/3 (11:40)
|
|
||
|
|
4
|
36
|
90/6/29 (19:54)
|
|
||
|
|
37
|
150
|
90/6/23 (09:47)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
90/6/14 (15:38)
|
|
||
|
|
29
|
183
|
90/6/9 (15:06)
|
|
||
|
|
6
|
47
|
90/6/7 (09:50)
|
|
||
|
|
5
|
39
|
90/6/2 (10:23)
|
|
||
|
|
0
|
16
|
90/6/1 (18:33)
|
|
||
|
|
0
|
8
|
90/5/16 (11:40)
|
|
||
|
|
10
|
31
|
90/5/8 (10:29)
|
|
بو تایپیكده آزربایجانمیزا عایید خبر، مقاله، بیلدیریش و باشقا یازیلار یایینلاناجاقدیر.
اونملی اولان خبرلری اسیرگه مه دن بورایا بوراخین.
سایغیلارلا
مسعود هارای
تناقض گویی فعالان حقوق بشر ایران
در مواجهه با حركت ملی آذربایجانمرتضی یورد سئورحقوق بشر یكی یكی از دستاوردهای تمدن بشری است كه انسان پس از آزمون وخطاهای مختلف در طول تمدن چند هزار ساله خود توانسته است منشوری را تبیین نماید كه شان ومنزلت نوع بشر را پاس بدارد.این مفهوم گرچه از غرب سر برآورده است اما مشرق زمین در تكامل آن بی سهم نبوده است و در كل،این مفهوم دستاورد كل تمدن بشری است نه فقط جهان غرب.چنانكه ارزشهای نزدیك به حقوق بشر را می توان در اسطوره تركها به نام «دده قورقود» مشاهده نمود.اما حقوق بشر وفعالان آن در ایران
حكومت جمهوری اسلامی به دلیل ماهیت ایدئولوژیك و توتالیترش حقوق بشر را به رسمیت نمی شناسد وشاید به ندرت بتوان كشوری را روی كره خاكی یافت كه مثل حكومت ایران به خواست مللش مبنی بر رعایت حقوق بشر بی تفاوت باشد وفعالان عرصه حقوق بشر را سركوب كند.
اما نوع تفكر وفهم فعالین حقوق بشر فارس زبان از حقوق بشر چگونه است؟
بنده با طیفهای مختلفی از فعالین سیاسی فارس در داخل ایران كه مطالبات حقوق بشری دارند برخورد داشته ام و در تعامل با آنهادر مورد مسئله آذربایجان به نكات جالب توجهی رسیده ام.
اول اینكه این افراد در مواجهه با مطالبات ملی آذربایجان می گویند كه : "اگر دموكراسی باشد مسئله آذربایجان حل می شود"حال آنكه به لحاظ جامعه شناختی ایجاد دموکراسی هیچ ارجحیتی بر حل مسئله ملی آذربایجان ندارد.
دوم آنكه زمانی كه از این افراد در مورد ماده 28 اعلامیه جهانی حقوق بشر كه می گوید :"هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی یا بینالمللی را دارد که در آن حقوق و آزادیهای مورد اشاره در این اعلامیه بهطور کامل قابل اجرا باشد. " پرسش می شود و از آنان خواسته می شود نظرشان را در مورد حق تعیین سرنوشت كه یكی ازماده های این اعلامیه است بیان كنند سكوت می كنند یا می گویند :"ما با قسمی از فعالین ترك كه خواهان فدرالیسم هستند وبه دموكراسی وحقوق بشر اعتقاد دارند هیچ مشكلی نداریم .مشكل ما با تجزیه طلبان است كه ذاتا به حقوق بشر نیز باور ندارند؟!!! " از اینان می پرسم "مگر نه اینكه اعلامیه حقوق بشر، حق تعیین سرنوشت را برای ملتها به رسمیت شناخته است وممكن است انسان آذربایجانی در جریان تعیین سرنوشت خود برای تحقق آزادیها وحقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر به استقلال آذربایجان رای دهد" آنان در جواب این استدلال را به كار می برند كه:"ایران ظرف است و تمام ایدئولوژیها اعم از دموكراسی،لیبرالیسم،سوسیالیسم وناسیونالیسم مظروف هستند وتمام این ایدئولوژیها در قالب ایران ریخته می شود و ما نباید این ظرف را از بین ببریم" از آنان میپرسم :"آیا حاضرید نگاهداشتن این ظرف(ایران)به قیمت بدبختی،فلاكت وتضییع حقوق انسانی حداقل 25 میلیون ترك تمام شود؟ و آیا یك انسان حق ندارد كه برای از بین بردن ظلم و ستمی كه بر او و ملتش روا داشته می شود وبرای رسیدن به حقوق انسانی اش،این ظرف (ایران) را از بین ببرد؟" پاسخ اینان در چنین مواقعی چیزی جز سكوت نیست.
آنان مجبورند كه ما بین ارزشهای حقوق بشر وایران یكپارچه ای كه به هر قیمتی به دست می آید یكی را برگزینند.در نظربعضی از این افراد، مرزهای ایران چنان مقدس است كه حاضرند خود برای جلوگیری از استقلال آذربایجان اسلحه به دست گیرند وملت آذربایجان كه برای رسیدن به حقوق انسانی اش كه همانا حقوق بشر است تلاش میكند را قتل عام كند وحتی مقامات جمهوری اسلامی را تحریك كند كه ارتش را برای سركوب آذربایجان ودیگر مناطق ملی به این مناطق گسیل كند.
واقعیت این است كه فعالان عرصه سیاست در سطح سراسری كه مطالبات حقوق بشری دارند اصولا نباید تقدس مآب باشند وموضع صریح خود را نسبت به تمامیت اعلامیه جهانی حقوق بشر ونه حقوق بشر منهای ماده 28 بیان كنند ودست از تناقض گویی بردارند وموضع خود را در این باره شفاف اعلام كنند.
زبان مادری در مغز چاپ شده است!
پژوهشگران ایتالیایی یک منطقه مغزی را کشف کردند که فعالیت الکتریکی آن می تواند نوع زبان مادری افراد را بدون اینکه نیاز به سخن گفتن باشد، نشان دهد.http://www.tabnak.ir/pages/?cid=14284
جهان پهلوان حسین رضازاده دارنده دو نشان زرین المپیك فردا از عرصه قهرمانی خداحافظی میكند تا شاهد تكرار سومین قهرمانیاش در المپیك نباشیم.
به گزارش خبرنگار ورزشی «تابناك»، در حالی كه طی روزهای اخیر شایعه خداحافظی حسین رضازاده در رسانههای گروهی شدت گرفته بود، امروز این شایعه تبدیل به واقعیت شد تا مرد شماره یك وزنه برداری جهان خود را برای خداحافظی فراهم كند.
بنا بر اخبار موثق، خداحافظی حسین رضازاده قرار است فردا از رسانه ملی اعلام شود كه در آن دلیل این خداحافظی فشارهای سنگین تمرین در طول دهه اخیر و یك سری عواملی از این قبیل اعلام خواهد شد.
این گزارش حاكی است، قرار بر آن است كه رشید شریفی به عنوان جانشین حسین رضازاده در المپیك پكن برای افتخار آفرینی حاضر شود.
حسین رضازاده در طول ده سال حضور حرفهای در ورزش افتخارات زیر را كسب كرده است:
حزب تروریست "دموکرات کردستان" از اعتصاب کارگران در شهرهای آذربایجان سؤاستفاده میکند!
حزب تروریست دموکرات کردستان که کارنامه ننگین آن در تاریخ ثبت شده است در اقدام جاهلانه ای دیگر اقدام به سؤاستفاده از اعتصاب کارگران در شهرهای مختلف آذربایجان نمود.
بنا به اخبار تحریف شده و هدفدار منتشر شده از سوی این حزب تروریست و نیز از سوی دیگر ارگانهای گروهکهای تروریست٫ بازار شهرهای سویوغ بولاغ (مهاباد)٫ خانا (پیرانشهر)٫ سولدوز (نقده)٫ بوکان و اورمو (ارومیه) به خاطر بزرگداشت عبدالرحمان قاسملو تعصیل شده است! این حزب و مزدوران آن چگونه میتوانند شهرهای کردستان را فراموش کرده و در شهرهای آذربایجان به مراسم خیالی خود بپردازند؟ توطئه ای که سالهاست برملا شده میتواند توضیح دهنده این اقدام تروریستی باشد. این افراد تلاش میکنند تا شهرهای تورک آذربایجانی را به عنوان شهرهای کردنشین قلمداد نمایند! در این میان کمکهای آشکار و پنهان دولت و شوونیسم فارس به خبرگزاریها و سایتهای تروریستی است که قدرت مانور آنها در عرصه مطبوعاتی را بیشتر میکند٫ وگرنه قدرت واقعی در آذربایجان هنوز در دستان قدرتمند فرزندان واقعی این مرزوبوم است و در حال حاضر هیچ گروه ترویستی قدرت دست اندازی به خاک پاک تورکها را ندارد.
این اخبار که در ادامه جوسازیهای قبلی تروریستهای کرد منتشر میشود حاکی از آن است که قدرت مانور طرفداران اندک اینگونه تشکلات در آذربایجان کمتر شده است و برای پنهان ساختن شکستهای خود در اشغال آذربایجان٫ به استفاده از حیله های جمهوری اسلامی روی آورده اند٫ یعنی از اقدامات بیربط عموم به نفع خود بهره برداری مینمایند و آنرا به دنیای مجازی اینترنت میکشانند!
اعتصابات کارگری که بدون داشتن کوچکترین ارتباطی به احزاب تروریست کرد در جریان میباشد چندین هفته است که در خروجیهای خبرگزاریهای مختلف قرار دارد. کارگران کارخانه ها و تولیدیها به خاطر اعتراض به کمی دستمزد و نیز عدم پرداخت حقوق معوقه خود از سوی کارفرمایان دست به اعتصابات گسترده زده اند.
استان آذربایجان غربی نیز از اینمورد مستثنی نبوده و کارگران کارخانه های مختلف نیز به اعتصابات سراسری ملحق شده اند.
تنهاترین تفاوت با اعتثابات کارگری در آذربایجان غربی وجود عده ای از کارگرهای کرد مهاجر میباشد که به خاطر پائین بودن دستمزد آنها و نیز برای عملی کردن طرح اشغال آذربایجان از سوی اکراد به منطقه وارد شده اند. البته باید طمعکاری کارفرمایان تورک در استخدام اکراد ارزان قیمت را نیز به این تفاوت خطرساز افزود.
احزاب تروریست کرد که شکست خود را در آذربایجان نزدیک میبینند٫ فعالیت خود را از مهاجرت سیلابی اکراد به شهرهای آذربایجان٫ به حملات شهری و سپس به ترورهای شخصی تغییر داده اند. امروزه شاهد ترورهای غیر انسانی هستیم که به دست نیروهای وابسته به احزاب تروریست کرد انجام میگیرند و باعث هرچه بیشتر شدن نفرت ملت آذربایجان از اکراد مهاجر میشود.
گزارشات موثق از شهرهای مختلف آذربایجان غزبی حاکی از آن است که بازار و دیگر مراکز بازرگانی منطقه به صورت کاملا معمولی به فعالیت خود ادامه میدهند. تنهاترین تفاوت این بوده است که عده ای از باربران و دستفروشان کرد بر سر کار خود حاضر نشده اند! با این حساب باید از احزاب تروریست کرد پرسید که آیا بازارهای آذربایجان فقط متشکل از عده ای باربر و دستفروش کرد است که نبود آنها باعث تعطیلی این مراکز گردد؟
موج نفرتی که اقدامات تروریستی اکراد در منطقه ایجاد کرده است در حال خیزش است. اقدامات اخیر تروریستها در قتل سربازان و درجه داران تورک مورد لعن ملیگرایان منطقه قرار گرفته است. در بازی فوتبال تیم محلی سولدوز با تیم مهاجران کرد شاهد این احساس بودیم. وجود پارچه نوشته ها و پلاکاردهای بیشمار در جهت محکوم ساختن اقدامات تروریستی اکراد و نیز متن نوشته ها که به تورکی بوده اند نشان از عزمی دارند که در آینده نزدیک موجب فراری دادن تروریستها از منطقه خواهد بود.
٫بیر میللتین سسیGürcüstan Cənubi Osetiyadan bütün qoşunlarını çıxarıb. Bu barədə Gürcüstanın Daxili İşlər Nazirliyi məlumat verib.
پنجشنبه, ۱ فروردین 1387 این خبرو تو یکی از سایتا خوندم جالبه شما هم بخونین
جمشید انصاری کاندیدای نمایندگی مردم زنجان و استاندار آذربایجان غربی در ۸ سال دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، هفته گذشته در جریان تبلیغات انتخاباتی خود و در جمع معلمان زنجانی در پاسخ به علت عدم اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی و تبعیض در حق مردم آذربایجان گفت: “سال ۷۴ در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی، وزرای دولت در جلسهای در تبریز جمع شدند و در مورد علت عقب ماندگی اقتصادی استانهای ترک به بحث و تبادلنظر پرداختند، در آن جلسه ولایتی، وزیر امور خارجه وقت اعلام کرد که چرا ما باید در استانی مانند آذربایجان سرمایهگذاری کنیم؟ آذربایجان اول یا آخر از ایران جدا خواهد شد و من سرمایهگذاری در این استانها را به صلاح نظام نمیدانم”. انصاری، افزود: “من عضو کمیسیون اقوام برای نوشتن سند چشمانداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی بودم. ما در آنجا بندی را تحت عنوان “گسترش زبانهای محلی در راستای امنیت ملی” به این سند اضافه کردیم و از تصویب کمیسیون گذراندیم، اما زمانی که سند برای تصویب نهایی به مجمع تشخیص مصلحت نظام رفت و تصویب شد، به جای “گسترش زبانهای محلی در راستای امنیت ملی” نوشته شده بود: “گسترش زبان فارسی در راستای امنیت ملی”.
بیانیه ای علیه استبداد فرهنگی و فرهنگ استبداد
به یاد دوستان و عزیزان دستگیر شدهمان كه با جان و دل از زبان و فرهنگ خویش دفاع می كنند.
مثل زردی پاییز است استبداد. مثل ریزش برگهای پاییزی است اشكهایی كه در فراق یاران و دوستان در بند فرو میریزد. چرا به یكباره نامحرمان برحریم خصوصی تفكر ما میتازند و كس را یارای اعتراض نیست؟ مشخصه پاییز زردی طبیعت است و مشخصه استبداد زردی چهرههای مظلوم. مشخصه فكری آنها فرهنگ استبدادی شان است. عدم پای بندی به آزادی و دموكراسی، عدم شفافیت، سركوب و خفقان و دهشت، بیگانه انگاری شهروندان، بیگانه انگاری فرهنگ و زبان اقوام، رفتار زندانبانی با ترك و عرب، تمركز قدرت در دست عده معدود با استفاده از پوشش دین از مشخصات فرهنگهای استبدادی است.
بهتر آن است كه نخست با گونههای استبدادی مسلط بر جریان هویت خواهی و حقیقیت طلبی، ما آشنا شویم و سپس به آن بیندیشیم. گونههایی كه صدها سال است زبان توركی و فرهنگ توركی ما را در اسارت خویش باقی نگه داشتهاند.
1- استبداد در نژاد و تبار (پارس سالاری)
شالوده فرهنگ پارس تحقیر و كوچك انگاری فرهنگهای دیگر است. فردوسی نمونه بارز این مثال می باشد. شاهنامه حدیث پارس سالاری و تفكر بسته بندی شده پارسی است. هر نژاد دیگر غیر از پارسها پست و حقیر محسوب می شود. آنها حتی تبادل فرهنگی را نیز بر نمیتابند. نه شرقی و نه غربی این بار جایش را به نه تورك و نه عرب داده است. سهراب كه در فرهنگ غیر رشد كرده باید بمیرد آن هم به دست رستم دستان پارسها. برتر انگاری فرهنگی پدر و پسر نمی شناسد. پسر اگر به شرق و غرب بیندیشد مردنش عین ضرورت است. گیرم كه پدر سراپایش غرب زدهای بیش نباشد. مرحوم شریعتمداری جانش را بر سر این تفكر از دست داد. برسر تفكری كه برتر انگاری آنها را زیر سئوال می برد. اجتهاد حتی باید با زبان پارسی حكومت كند وگرنه محكوم به زوال است. آنها اخیراً بر تز گفتمان و گفتگو تاكید دارند. این نشان دهنده آن است كه خودشان نیز برخلاء این گفتمان پی برده اند. فرهنگی كه گفتگویش اجبار و زور است راه به جایی نخواهد برد. طبیعی است كه رستم قابلیت تحول در تفكر افراد را نداشته باشد. رستم بدون شمشیر جنازه ای متحرك است. مرگ سهراب در همین عدم قابلیت ریشه دارد. بر این اساس حذف غیر آریاییها و خصوصاً نخبگان اقوام، راحتترین كار ممكن برای مستبدان است. هزینه این كار كم است در حالی كه احترام به آزادی بیان و پاسخ گویی به ضروریات مدنی سایر زبانها و فرهنگ های تحت سلطه هزینه زیادی می طلبد. نتیجه این تفكر آریایی و این رفتارهای سلطه جویانه پیروی از سبك اقتدارگرایانه است كه مخصوصاً در سازمانهای بزرگ حكومتی دیده می شود. نظام متمركز، قوانین سخت و انعطاف ناپذیر و عدم تحمل استقلال همراه با ارزش های غیر انسانی حاكمان دورههای مختلف ایران باعث ایجاد یك سیستم سیاه و سنگینی به نام «پارس سالاری» شده است.
2- استبداد در دین
به نام دین به كام پارسها. چكیده این گونه استبداد همین است. قبایل و شعوبی كه قرآن از آن دم می زند تنها یك قبیله است و آن هم آریایی نژادان پارسی گوی شكر سخن. سریالی كه اخیراً پخش شد نمونه این گفتار است. داستان علی (ع) و رستم را به طور موازی به گونهای در هم آمیخته بودند كه از رستم یك چهره دینی ارائه میشد. ذوالفقار بر دستان رستم دستان نشاندن، تز امروزی آنهاست. وجهه مثبت دینی دادن به قهرمانان بی دین پارسی و برعكس آن زنازاده خواندن بابك و فتوا دادن بر آن و خلاصه وجهه منفی دادن به قهرمانان اقوام تئوری جدیدشان است. مارك لائیكی، كمونیستی و ... زدن بر فعالان آذربایجان از مشخصات این گونه استبدادی است. حتی خدا و پیامبر و امامان را نیز مختص فارسها و دیدگاه حاكم می دانند. دستگیری عزیزان ما در ماه مبارك رمضان بیشتر به دلیل اشاعه و القای این تفكر استبدادی است. «طه جابر العلواتی» می نویسد: «در جوامع اسلامی موجود حتی سازمان و جمعیت های اسلامی نیز از گزند آزادی ستیزی در امان نمانده اند.» چه برسد به اقوام. این گونه استبدادی به تصفیه صاحبان افكار مخالف دست زده و كتابهای آنها را به عناوین مختلف از دسترس مخاطبان خارج می سازد. هجوم آنها به صاحبان اندیشه و دستگیریشان در راستای همین سیاست است. ریاكاری تهوع آور، چاپلوسی و فروتنی احمقانه، تعریف و تمجید و ستایش خارج از اندازه بطوری كه كرامت انسانی را زیر سئوال میبرد و اخیراً ستایش آریایی دین مداران از مشخصات ضهور و بروزگونه متعالی این نوع استبداد است. ما اگر به این نوع ارزش های ضد انسانی و گاهاً ضد دینی تعلق نداریم چه كنیم؟ ما متعلق به زبان، فرهنگ و دین خویشتن هستیم. خدای ما خدای مستبد و آریایی نیست. این عدم كرنش ما در برابر فرهنگ استبدادی ریشه در زبان و فرهنگ توركی ما دارد و خودشان نیز بر این نكته واقفند.
3- استبداد در آموزش و پرورش
آموزههای فكری كتابهای آموزش و پرورش شدیداً شیوههای شوونیستی فارسها را ترویج می كند. كوچكترین سهم و نگرشی در خصوص اقوام در نظر گرفته نشده است. شیوه تدریس و سبكهای مدیریتی سبب ایجاد سكوت و پذیرش سلطه، انقیاد بدون منطق، تقلید كوركورانه، چابلوسی فروتنانه، ریا كاری دینی و مدرك گرایی افراد جامعه گشته است. به قول «مایكل اپل» آموزش و پرورش به وسیلهای برای حفظ تداوم و مشروعیت بخشیدن به قدرت و سلطه سرمایهداران و حاكمان تبدیل شده است و آنها از طریق برنامههای آموزشی و درسی آشكار و پنهان پایههای قدرت خود را استحكام می بخشند. تقویت آریا محوری، تحقیر اقوام، استحاله زبانهای همزیست و تدریس برتری پارسها در دستور كار آموزش و پرورش است. كار به جایی رسیده كه بچهها بر دروس آموزش و پرورش ایراد می گیرند به قول آن بچه كه به بازرس آموزش و پرورش گفت: «درس زاغكی قالب پنیری دید، فقط كلك زدن یاد ما میدهد!» و بازرس جز حیرت جوابی نداشت. اتفاقاً آموزههای پارسها همین است. رستم با كلك سهراب و اسفندیار را كشت و خودش با كلك برادرش به چاه مرگ افتاد. ایراد اصلی بر آموزش و پرورش وابسطه بودن آن به سلطه است. و همین وابستگی را نیز یاد بچهها می دهد. شاید ذكر این نكته اینجا مهم باشد كه چون بستره فرهنگی، استبدادی است هر حاكمی كه در این بستره قرار گیرد خود به خود مستبد و زورگو بار می آید. حكایت كشورهای جهان سومی از این قرار است.
4- استبداد در مطبوعات و رسانههای ارتباط جمعی
رسانهها و مطبوعات ایران متاثر از شرایط فرهنگی جامعه دچار روحیه استبداد زدگی و سانسور حقیقت شدهاند. یعنی بدون این شرایط مجوزی صادر نخواهد شد. بر این اساس حذف و لغو مجوز نشریاتی كه دم از هویت و زبان توركی می زنند در اولویت كاری آنهاست. و در این راستا نشریاتی كه علیه هویت و زبان ما می تازند روز به روز با مساعدت فراوان حاكمیت و پان پارسها روبرو میشوند. البته تاثیر گذاری چنین نشریات وابسته در حد صفر است و اصولاً در ایران اعتماد به نشریات وجود ندارد و آن هم به سبب وابستگی و یك جانبه نگری آنهاست. و بعضاً بعضی از این نشریات اسباب مسرت می گردند. بطور مثال وقتی كشور آذربایجان را ایران شمالی می خوانند یادشان می رود كه شمارهاش را بگذارند. چون تئوری خوانش آنها باید دقیق و بر پایه عدالت باشد. یعنی اگر از چپ به راست حساب كنیم باید بنویسند: ارمنستان (ایران شمالی 1)، آذربایجان (ایران شمالی 2)، تاجیكستان (ایران شمالی 3) و... بر این اساس صدا و سیمای تبریز به مضحكه بی بدیل در نوع استبدادی خود شده است. در صورتی كه شبانه روز سایر شبكهها به فارسی خبر و برنامه پخش می كنند، رادیو و تلویزیون تبریز كاسه داغتر از آش شده و مشابه آنها را جرا می كند. و بدین طریق روند پاكسازی زبانی در این گونه استبدادی از بچهها شروع می شود. یعنی برنامه كودكان را مطلقاً با زبان فارسی اجرا می كنند. دقیقاً در راستای استحاله طرح ریزی شده. ترك ستیزی فارسها توسط سریالها و فیلمهای جریان ساز از تلویزیون تبریز بیشتر پخش می شود. بلایی كه بر سر شهریار آوردند هنوز از خاطرهها محو نشده است. شهریار در آن سریال همچون فارس زبانان دو آتشه معرفی شده است. عدالت محوری سانسور شده است. رجعت شهریار به سهند و شاعران دیگر حذف شده است. انگار نه انگار كه سهندیه مشهور، اثر شهریار است. و یا در حیدر بابا آداب و رسم و رسوم توركها پر است و كودكی خود شهریار در اثر حیدربابا به وضوح ذكر می شود. «... آی اؤزمو او اَزدیرن گونلریم / آغاج مینیب آت گزدیرن گونلریم... » و هیچ یك از این صحنههای حیدربابا اجرا نشد. به جز یك تصویر خود ساخته كه در آن شهریار به شلوارش می شاشید! صدا و سیما علناً مركزیت پاك سازی زبان و فرهنگهای غیر پارسی را بر عهده گرفته است. سوای این مباحث یادمان باشد كه دستگیر شدگان اخیر به نوعی در رسانههای ارتباطی جمعی از جمله از طریق نشریات با مردم خود در ارتباط بودهاند. این گونه استبدادی صرفاً محویت زبان خود را می پسندد و تاب تحمل ترویج زبان و فرهنگ دیگر را ندارد. و چرا فكر نمیكنند از نظر ما آنها دیگریاند؟ و این خود بحث دیگری است.
5- استبداد نظامی و پلیسی
این نوع استبداد توسط فرماندهان نظامی اعمال میگردد. خود نگارنده بارها شاهد سركوب حركت ملی و به خصوص رفتار زشت و زننده آنها بوده است. سركوب قلم توسط تفنگ و با نام دین مشخصه این نوع استبداد است. ارعاب، نخبه كشی در سكوت، تئوری ریزی و اجرای برنامههای خاص توسط این گونه افراد انجام میشود. شاخه اطلاعاتی این نوع استبدادی با اجرای طرحهای دراز مدت و برنامههای از قبل طراحی شده به نخبه كشی وسیع در سطح جامعه دست مییازد. مریض ساختن فعالان هویتی، طراحی تصادفات ساختگی و در صورت لزوم آشكارا تاختن بر آنها از مواردی است كه استبداد نظامی و پلیسی باكی از آن ندارد. و ایضاً در خصوص دستگیریهای اخیر این گونه استبدادی چهره زرگو و اقدام خشن پلیسی را به نمایش گذاشت. ایجاد تصویرهای خشن و رعب انگیز و سلب امنیت روحی و روانی فعالان و مخالفان و همچنین در تنگنا قرار داددن خویشان و بستگان آنها بر عهده این شاخه می باشد. طبیعی است كه در فرهنگ استبدادی فارسها این گونه استبدادی قدرت فراوان دارد و عملاً در خصوص مسئله اقوام دستش باز است و این روزها بی هیچ واهمهیی بر حریم خصوصی و بر ساحت مقدس زبان و فرهنگ ما میتازد. نحوه تعلیمات آنها نیز جای حرف دارد. بطوری كه بر بسیجیان القا می كنند كه فعالان هویتی یا جاسوساند و یا بی دین. و در حیرتم كه ما خود از حقوق آنها دفاع میكنیم آما آنها ما را سر می برند. انتشار لیست سیاه نیز در این راستاست. فاجعه دیگری نیز در راه است فاجعهای كه منجر به مریض ساختن تعدادی از فعالان و به مرگ آنها منتهی خواهد شد و به موقعهاش نیز از تئوری سازها و طراحان مرگبار آن سخن خواهم گفت. و شاید هم مرگ فعالان پرده از این راز بر دارد و یا بهتر بگویم شهادت فعالان.
یكی از سیاهپوستان در خاطرات خود می گوید: «سه روز غذا نخوردم، پس از سه روز مجبور به خوردن شدم از فرط گرسنگی. بعد حالم به هم خورد و بالا آوردم. انفرادی را بوی گند فرا گرفته بود. مرا به بهداری زندان منتقل كردند و در آنجا با آمپول چیزی بر من تزریق كردند كه بعدها فهمیدم به بیماری ایدز مبتلا گشتهام.»
دغدغه اصلی ما در حال حاضر تفهیم اصول غیر اخلاقی و غیر انسانی این گونه استبدادی بر دادرسان حقوق انسانی در اقصا نقاط جهان می باشد. اینجا دارند با همه امكانات و با زر و زور و تزویر منادیان آزادی را سر می برند و هیچ كس را یارای اعتراض باقی نمانده است. ما مظلومترین انسانهایی هستیم كه در محاصره گونههای خشن و زورگوی استبدادی آرام- آرام جان می دهیم.
6- استبداد در حكومت
«تاریخ ایران شاهد صدها حاكم مستبد، خودمدار و زورگو بوده است. در این سطح از استبداد یك یا چند نفر برای جمعیت یك كشور تصمیم می گیرند و در واقع جامعه را به صورت نظامی الیگارشی اداره می نمایند.» فرمان فرهنگ حاكم عین قانون تلقی می شود. طبیعی است كه تمركز قدرت به فساد اجتماعی منجر خواهد شد. بی تفاوتی و مسئولیت ناپذیری سایر گروههای اجتماعی ناشی از همین امر است. اوج استبداد حكومتی وقتی است كه با استبداد دینی و زبان فارسی هماهنگ گشته و علیه دیگر زبانها و فرهنگهای موجود در ایران زمین طرح هجمه می ریزند. دوره رضاخانی شاهكار همین طراحی است. و البته سیاستهای امروز نیز نسبت به قبل تغییر نیافته است. حتی امروز روند ترك ستیزی و استحاله فرهنگی به مراتب بیشتر از گذشته صورت میگیرد. شمشیر علی (ع) بر دستان رستم داده شده است. با نام دین و به كام شوونیستهای پارس علیه سابر اقوام جبهه گرفته اند.
حال با توجه به سطوح مختلف استبداد در فرهنگ های استبدادی، ذكر نكاتی چند را واجب می دانم. در این نوع از دوره استبدادی حتی امید برای دست یافتن به دیالوگ و گفتگوی فی ما بین امیدی واهی میباشد. اطاعت بی چون و چرای سایر زبانها و فرهنگهای موجود در ایران زمین از فرمان فرهنگ حاكم امری ضروری است. این را گفتمان بی مخاطب فرهنگ استبداد میگوید. اما به نظر ما اطاعت بی قید و شرط از استبداد و ترس از آن باعث می شود كه نسل های بعدی نیز گرفتار همین معضل باشند. ما اعتقاد داریم كه برای آزادی و حقیقت حتی باید از جان خویش نیز گذشت. و البته مدتهاست كه سر این مسئله جان می بازیم. ما با فرهنگی طرف حساب هستیم كه دموكراسی در آن كوچكترین نقشی ندارد و هر چه هست استبداد است و زورگویی.
در این میان باریكهای از نفوذ آموزههای همان فرهنگ در بین عدهای از مدعیان آزادی مشكلات ما را دو برابر كرده است. این عده قلیل كه خود دست پرورده دستهای پنهان و به قولی سربازان گمنام آقا می باشند با نفوذ در جریان ملی هویتی ما سعی دارند تا تریبون حركت باشند. آنها در راستای سیاست استحاله، با بزرگ نمایی افراد معلومالحال و با مصاحبهها و مقالات آنچنانی سعی دارند تا لیدر و رهبر و كوفت و مرض تولید كرده بر پیچیدگی این كلاف پیچ در پیچ بیفزایند. مبارزه آنها با رهبران واقعی حركت و تبلیغات منفی اشان علیه دكتر چهرگانی و سایر بزرگان حكایت از دسیسه ای فراگیر دارد.
بنده ضمن حمایت از این بزرگان و ضمن حمایت از دستگیرشدگان اخیر كه همه اشان تاج سر این مردمند خواستار هوشیاری عزیزان در این برهه خاص هستم. بنده به نوبه خود وظیفه خویش می دانم تا از صرافیها، سعید موغانلیها، اكبر آزادها، عباس لسانیها و سایر دوستان كه ذكر نامشان خارج از حوصله این مقال است ضمن تقدیر و تشكر از مبارزات فرهنگی ایشان مراتب نگرانی خود را نیز از اوضاع و احوال آنها اعلام بنمایم. این مقاله فرصتی است كه آرزوی آزادی داشته باشم. آرزوی آزادی همه دوستان و همه آذربایجانیها.
با احترام / محمدرضا لوایی
http://lavayi.blogfa.com/post-10.aspx
ترکیه تکلیف خود را با نظام بین المللی مشخص کرده است
بین الملل > اروپا - گفتوگو با دکتر سید اسد الله اطهری، کارشناس مسائل بینالملل
با گذشت هشت دهه از تشکیل جمهوری ترکیه، دولتمردان ترکیه اکنون بیش از هر زمان دیگری به دنبال ایفای نقش در عرصه بین الملل هستند. ترکیه پس از جنگ جهانی دوم، با قرار گرفتن در اردوگاه غرب رفته رفته در ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی آن جذب شد، با فروپاشی شوروی، در اقدامات خود استقلال عمل بیشتری نشان داد تا در دهه بعد، یعنی در دهه اول قرن 21، جهان شاهد شکل گیری ترکیه ای جدید باشد.
در سال های اخیر شاهد پر رنگ تر شدن نقش ترکیه در عرصه بین الملل نیز بوده ایم. میانجیگری بین سوریه و اسرائیل و گفت وگوهای آنها بر سر بلندی های جولان یکی از مهم ترین نقش هایی است که آنکارا تاکنون ایفا کرده است. در بحران گرجستان نیز، اردوغان طرحی را برای میانجیگری بین روسیه و گرجستان ارائه کرد. ترکیه حتی برای واسطه شدن در مذاکرات ایران و غرب در مورد پرونده هسته ای نیز اعلام آمادگی نمود. دولتمردان ترکیه به این بسنده نکرده و با انتخاب اوباما به عنوان رئیس جمهور جدید امریکا، حتی پیشنهاد میانجیگری بین ایران و امریکا را مطرح نموده اند.
در گفتگویی با دکتر سید اسد الله اطهری، کارشناس مسائل بین الملل، به بررسی وضعیت جدید ترکیه و عوامل ایفای نقش بیشتر این کشور در صحنه بین الملل پرداخته ایم.
تغییر در وضعیت ترکیه در عرصه بین الملل طی سال های اخیر مشهود بوده است. این کشور موقعیت کنونی خود را مرهون چیست؟
جواب شما یک جمله است؛ موقعیت ترکیه مرهون از دست رفتن موقعیت ایران است. در واقع ترکیه جانشین ایران شده است. هر موقعیتی را که ایران از دست داده، ترکیه به دست آورده است. این بزرگترین دست آوردی بوده که برای این کشور وجود داشته است. در حال حاضر این مسئله به موقعیت ژئواکونومیک ترکیه هم کمک کرده است. همین مسئله انرژی را در نظر بگیرید. اخیرا شورای عالی انرژی در این کشور تشکیل شده است. طرح های متعددی در این زمینه داشته اند، طرحی که در رابطه با پروژه نوبوکو، خط لوله باکو-تفلیس-جیهان، تقویت خط لوله عراق به ترکیه که اخیرا مطرح شده و طرح های دیگر.
علاوه بر این، عوامل دیگری مانند یک مدل و الگوی ناب و خاص اسلامی مخصوص خود ترکیه، عضویت در نهادهای غربی، وجود حزبی که متکی به آرای عمومی و دموکراسی است و یک پایگاه اجتماعی دارد، وجود دولتمردان بین الملل گرا که تفکر انزواگرایانه ندارند و ترکیه را در صحنه بین المللی جستجو می کنند دست به دست هم می دهند تا ترکیه دارای جایگاه ویژه ای باشد.
آن شکل خاص از اسلام که به آن اشاره داشتید، در مورد سیاست خارجی چه رویکردی دارد؟ آیا تفکرات ایدئولوژیک در سیاست خارجی دولت اسلام گرایان در ترکیه نقشی دارد؟
این سؤال، سؤال پیچیده ای است. ببینید این ها خودشان هم می گویند که اسلام ما اسلام محافظه کار است. این اسلام اسلامی است که بیشتر خصوصی است، اسلامی وجدانی است، اسلامی که درونی است و حالتی صوفیانه دارد. این اسلام مانع گفتگوی ترکیه با غرب و عضویتش در سازمان های غربی نمی شود. در واقع اسلام یکی از متغیرهای شکل دهنده سیاست خارجی در ترکیه است و نه همه عوامل. این اسلام مانع از این نمی شود که ترکیه درخواست عضویت در اتحادیه اروپا را داشته باشد، حتی مانع رابطه با اسرائیل هم نمی شود ولی در عین حال، حمله اسرائیل به فلسطینی ها را شدیدا محکوم می کند، مسئله غزه را محکوم می کند؛ بنابراین شکل خاصی از اسلام است.
تئورسین ها در آنجا، افرادی مثل فتح الله گودن، بیشتر به پوسته های فکری اسلام توجه می کنند. اسلام را بیشتر در مسائل شخصی پیاده می کنند. این اسلام در واقع یک سوپاپ اطمینان برای رژیم لائیک ترکیه است. اسلام گرایان ضمن اینکه خواهان سرنگونی دولت سکولار ترکیه نیستند خواهان عزت و عظمت کشورشان هستند.
همان طور که اشاره کردید یکی از فاکتورهای مهم در مورد ترکیه، نزدیکی این کشور به غرب است. ترکیه یکی از بنیانگذاران شورای اروپا بوده و از دهه50 هم به عضوت ناتو در آمده است. این کشور در حال حاضر نیز در قدمی بلند، در تکاپوی این است که به عضویت اتحادیه اروپا در آید، موانع اصلی عضویت این کشور در اتحادیه اروپا چیست؟
موانع بیشتر موانع روانی و فرهنگی است. برخی ها مانع مذهبی را هم مورد اشاره قرار می دهند، اما این مسئله در مباحث اتحادیه اروپا نمی گنجد. اتحادیه اروپا اقتصاد را مطرح می کند، مسائلی مانند حقوق بشر، حقوق اقلیت ها و مسئله قبرس را مطرح می نماید. در مقابل ترکیه سعی می کند مرحله به مرحله این موانع را برطرف نماید. این است که در اقتصاد، کشور شانزدهم جهان می شود، در رابطه با حقوق بشر ترتیبی می دهد که هر کسی خواست به دادگاه حقوق بشر اروپایی شکایت کند، در بحث پلورالیسم تقدم دولت بر ملت را مورد توجه قرار می دهد.
ترکیه نشان داده است که به دنبال ایفای نقش جدیدی است و آن میانجیگری بین برخی کشورها است. در بحران گرجستان و پیش از آن در قضیه سوریه و اسرائیل نمود کامل این مسئله را دیدیم. هدف اصلی دولت ترکیه از ایفای نقش های اینچنینی چیست؟
ببینید ترکیه در چند زیر سیستم خوب کار می کند. یکی زیر سیستم قفقاز است؛ ارتباطاتی که با جمهوری آذربایجان و حتی تاجیکستان فارس زبان دارد، رابطه با گرجستان و روسیه و مسئله انرژی در این راستا قرار می گیرند. در زیر سیستم بالکان نیز خوب کار می کند. جزء اولین کشورهایی بود که استقلال کوزوو را به رسمیت شناخت. با غرب نیز در این منطقه همکاری خوبی داشت. در زیر سیستم خاورمیانه، هم با ایران رابطه دارد و هم با اسرائیل ارتباط برقرار کرده است. در زیر سیستم خلیج فارس، به دنبال جذب سرمایه ها به سمت خود است. در عراق و در رابطه با مسئله کردها به هر حال دست به اقداماتی زده است. ترکیه در تمام زیر سیستم های منطقه فعال شده و قدرت اقتصادی به آن این قدرت را می دهد.
در همین گزارش اخیر شورای اطلاعات ملی امریکا، ترکیه یکی از کشورهایی دانسته شده که در آینده می تواند نقش های بلند پروازانه ای داشته باشد. ترکیه قصد دارد در صحنه بین الملل حضور فعالی داشته باشد و این در حالی است که در سیستم سنتی آن، ترکیه نباید اصلا در خاورمیانه دخالت می کرد.
بنابراین شما دو عامل عمده را در افزایش نقش ترکیه در منطقه مؤثر می دانید؛ یکی نگاه بین الملل گرای دولتمردان ترکیه و دیگر اینکه این کشور از نظر اقتصادی بسیار قوی تر از گذشته شده است.
علاوه بر این ها اجبار ژئوپولتیک هم وجود دارد. هیچ کشوری نمی تواند بر خلاف ژئوپولتیک عمل کند. همچنین ترکیه تکلیف خودش را با نظام بین الملل مشخص کرده است. بیشتر کشورها در حال حاضر تکلیف خود را با نظام بین الملل مشخص می کنند. هند، اندونزی، مالزی، ترکیه و دیگر کشورها تکلیف خود را مشخص کرده اند؛ یعنی اینکه می دانند از نظام بین الملل چه می خواهند. برخی کشورها هستند که هنوز تکلیف خود را مشخص نکرده اند.
در رابطه با ترکیه این مسئله به شکلی است؟ نزدیکی به اروپا است، نزدیکی به امریکا است؟
ه نظر من آن ها بسته به موضوعات، متنوع عمل می کنند. آن ها دستشان نسبت به دیگر کشورها بازتر است.
خوب در رابطه با امریکا، آیا می توان گفت ترکیه یکی از متحدین امریکا است؟
ببینید ترکیه در جنگ سرد جزء متحدین امریکا بود. این کشور عضو ناتو است و در بیشتر نهادهای غربی عضویت دارد. در لشکر کشی به عراق ظاهرا اعلام کرد ما بی طرفیم اما تمام سوخت، حمل و نقل و مسائل مربوط به درمان سربازان با کجا است؟ با ترکیه. ترکیه است که اسرائیل را به آسیای میانه و قفقاز می برد، ترکیه امریکا را به قفقاز می برد، در این رابطه ترکیه نقش کلیدی دارد.
بنابراین می توان ترکیه را قدرتی منطقه ای در نظر گرفت؟
به نظر من ترکیه خیلی ارتقاء پیدا کرده است. می توان گفت ترکیه یک قدرت منطقه ای است هرچند که یک هژمون منطقه ای نیست؛ رقبای جدی مثل ایران، عربستان، مصر و اسرائیل دارد. به هر حال فاکتورهایی مثل نیروی انسانی، اقتصاد و مسئله انرژی باعث شده ترکیه به عنوان قدرتی منطقه ای ظاهر شود.
اخیرا ترکیه به عضویت غیر دائم شورای امنیت در آمد، پیش بینی می شود که در دهه آینده هم به عضویت اتحادیه اروپا در آید، در ناتو عضویت داشته و با ایالات متحده هم روابط نزدیکی دارد، با این تفاسیر چه آینده ای برای ترکیه در نظر می گیرید؟
علی رغم تمامی این مسائلی که اشاره کردید و با وجود اینکه ترکیه در صحنه بین المللی خوب عمل می کند، در صحنه داخلی با مسئله بحران هویت روبرو است، مسئله علویان و کردها و مسئله قبرس از اهمیت بالایی برخوردارند. مسئله نظامیان این کشور نیز بسیار مهم است که در واقع یک دولت پادگانی را در کنار یک دولت دموکراتیک قرار داده اند. این ها مشکلاتی است که ترکیه را در بر گرفته است و در صورتی که این مشکلات را حل کند خیلی جدی گرفته خواهد شد.
مسئله ترکیه نقش الیت را خیلی خوب نشان می دهد؛ جبهه اردوغان در ترکیه مانند ماهاتیر در مالزی. این ها نخبگان توسعه گرا بوده و بیشتر به دنبال نوسازی هستند. آن ها به جای سخرانی نهادسازی می کنند. بر اساس نهادها عمل می کنند. قواعد زیستن دو ترکیه متفاوت در کنار هم به خوبی رعایت می شود.
دو ترکیه متفاوت به چه معنا است؟
منظورم ترکیه نظامی و ترکیه جامعه مدنی است.
در یک جمع بندی، شما دلیل عمده پیشرفت ترکیه را بیشتر در تکیه بر نخبگان می بینید یا تکیه بر سیستم؟
من فضای مساعد بین المللی را می بینم، سیستم سازی از درون، اسلام گرایان وطن پرست، عملکرد پاک حزب اسلام گرا، جابجایی نخبگان و در نهایت عمل گرایی را می بینم.
http://www.khabaronline.ir/news-490.aspx
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
http://aftab.ir/news/2008/nov/27/c1c1227770348_politics_world_pakistan.php
|
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=802060 همزمان با عید بزرگ ولایت؛ | |
| پایگاه اطلاعرسانی دفتر رهبر معظم انقلاب 10 زبانه شد | |
| به مناسبت عید بزرگ و فرخنده ولایت و با هدف ارتباط مناسب و پیوسته با علاقمندان در داخل و خارج کشور، گستره فعالیت پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری از 4 زبان به 10 زبان زنده دنیا ارتقا یافت . | |
به گزارش خبرگزاری مهر، فرانسوی، اسپانیایی، آذری، روسی، اندونزیایی و آلمانی زبانهایی هستند که به زبانهای فارسی، عربی، اردو و انگلیسی این پایگاه، با هدف ایجاد فضا و بستر مناسب برای بهرهگیری مخاطبان با ملیت و زبانهای مختلف اضافه شده اند . اطلاع رسانی سریع و صحیح اخبار و مسائل مرتبط با رهبرى، آشنایى با فتاوا و دیدگاههاى فقهى حضرت امام خمینى (قدس سره) و ولى امر مسلمین حضرت آیت الله العظمى خامنهاى (مد ظله العالى)، تسهیل و تسریع در پاسخگویى به سؤالات شرعى به ویژه براى مسلمانان خارج از کشور، آشنایی هرچه بیشتر مخاطبان با وظایف و جایگاه رهبری و ارتباط مناسب و پیوسته با علاقمندان در داخل و خارج کشور از جمله اهداف این پایگاه به زبانهای مختلف اعلام شده است . این پایگاه در راستای تحقق اهداف و دستیابی به رسالتهای پیش بینی شده از بخشها و قسمتهای مختلف و متنوعی تشکیل شده است . "اخبار دفتر" شامل آرشیو خبر، آرشیو بیانات و آرشیو صوت و تصویر و "آشنایی با رهبر" شامل از دیدگاه امام راحل(ره)، از جایگاه قانون و از روزنه تاریخ از جمله بخشهای این پایگاه هستند . "استفتائات" شامل استفتائات جدید، پرسشهای متداول، استهلال ماهانه و ارسال استفتا، "کتابخانه" شامل اجویة استفتائات، مناسک حج، توضیح المسائل امام، راهنمای فتاوا و اصطلاحات فقهی، "نگارخانه" شامل آلبوم تصاویر، نماهنگ، "دروس" در برگیرنده تفسیر قرآن، شرح حدیث و خارج فقه از دیگر بخشهای پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری هستند . از دیگر ویژگیهای این پایگاه امکان دسترسی به عکسهای متنوع اخبار منتشر شده و همچنین نسخه چاپی است . علاقمندان می توانند از طریق آدرس اینترنتی www.leader.ir به اخبار و مطالب مختلف پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام رهبری دسترسی داشته باشند. |
خبرگزاری فارس: معاون فرهنگی و هنری اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی گفت: طرح برخورد با به كارگیری اسامی و عناوین بیگانه در سردرب مغازههای سه شهر تبریز، مراغه و میانه اجرا میشود.

ناصر وحیدیمهر امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در تبریز افزود: این طرح به دنبال عقد قرارداد بین اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی با كانون فرهنگ، ادب و هنر استان از 30 آذر ماه امسال اجرا میشود.
وی ادامه داد: به منظور حفظ قوت و اصالت زبان فارسی به عنوان یكی از اركان هویت ملی ایران و زبان دوم عالم اسلام و معارف و فرهنگ اسلامی، دستگاههای قانونگذاری، اجرایی و قضایی كشور و سازمانها، شركتها و موسسات دولتی و همه شركتهایی كه مشمول قوانین و مقررات عمومی بر آنها مستلزم ذكر نام است و تمامی شركتها، سازمانها و نهادهای مذكور در بند د تبصره 22 قانون برنامه دوم توسعه موظفند از به كار بردن كلمات و واژههای بیگانه و گزارشها و مكاتبات، سخنرانیها، مصاحبههای رسمی خودداری كنند.
وحیدیمهر اظهار داشت: همچنین از استفاده از این واژهها روی همه تولیدات داخلی اعم از بخشهای دولتی و غیردولتی كه در داخل كشور عرضه میشود، ممنوع است.
وحیدیمهر با اشاره به دستگاههای نظارتی در خصوص اجرای این طرح گفت: نظارت بر فعالیتهای تبلیغاتی اصناف، تابلوهای سر در مغازهها و بستهبندی كالاها با همكاری سازمانهای ذیربط همچون فرهنگستان زبان و ادب فارسی، اداره كل ثبت شركتها، اداره كل اماكن عمومی ناجا، شهرداریها و ... پیگیری و اجرا شود.
وی تصریح كرد: همچنین در مواردی كه نسبت به فارسی یا غیرفارسی بودن عبارت مورد نظر اختلاف نظری وجود داشته باشد، براساس این قانون، این نوع ابهامات از فرهنگستان زبان و ادب فارسی به عنوان مرجع تشخیص استعلام میشود.
معاون فرهنگی و هنری اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی افزود: قانون ممنوعیت به كارگیری اسلامی، عناوین و اصلاحات بیگانه در تاریخ 14/9/75 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است و طبق مصوبه 19/2/78 هیئت وزیران آییننامه اجرایی قانون مذكور به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارجاع شده است و از سال 1380 طبق بخشنامههای ارسالی وزارتخانه به ادارات كل فرهنگ و ارشاد اسلامی استانهای كشور، این آییننامه حالت اجرایی به خود گرفت.
وحیدیمهر با بیان اینكه تا سال گذشته 200 واحد صنفی اقدام به تغییر یا تصحیح طرح سردرب مغازه خود كردهاند، افزود: این اداره كل در آذر سال 86، با تشكیل ستاد ویژهای برای اجرای دستورالعمل اجرایی قانون ممنوعیت به كارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه در تبریز و با عقد قرارداد با كانون فرهنگ و هنر و ادب آذربایجان شرقی اقدام به عملیاتی كردن این طرح در سطح شهر كرد.
وی ادامه داد: با اجرای این طرح، 590 اخطار صادر شد كه تعداد 530 واحد صنفی نسبت به تغییر سردرب مغازه اقدام كردند.
معاون فرهنگی و هنری اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی اضافه كرد: همچنین تعداد 60 واحد صنفی به علت عدم تمكین به قوانین و مقررات تبلیغاتی كشور برای اقدام قانونی به اداره اماكن معرفی شدند.
وحیدیمهر گفت: در سال 87 نیز این اداره كل پس از عقد قرارداد مجدد با كانون مذكور از تاریخ 30/9/87 اقدام به اجرای طرح خواهد كرد كه این طرح علاوه بر شهر تبریز در شهرهای مراغه و میانه نیز به اجرا درخواهد آمد.
وی با بیان اینكه هماهنگی و اطلاعرسانیهای لازم برای جلوگیری از تخلفات آتی به عمل آمده است، افزود: مكاتباتی با سازمان بازرگانی، صنایع و معادن و شرای اصناف و اتحادیه تابلوسازان انجام گرفته است تا یادآوریهای لازم به اصناف در راستای اجرای طرح تابلو سرد مغازه خود انجام گیرد.
دكتر اكبر اعلمی
به بهانه فشارهای جدید برای بیگانه شمردن واژگان مربوط به زبان مادری در آذربایجان:
این دود سیه فام که از بام وطن خاست ،از ماست که بر ماست
تیر ماه سال گذشته فرماندار و شورای تامین شهرستان تبریز به بهانه اجرای " قانون ممنوعیت بهكارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه" ،به مدیر کل سازمان بازرگانی استان آذربایجانشرقی ابلاغ کرده بودند که از طریق صدور بخشنامه ای و ابلاغ آن به صاحبان حرف و اصناف مختلف آنها را ملزم به حذف هر گونه اسامی و عبارات ترکی از برچسب محصولات تولیدی و تابلوی سر در مغازه های خود نماید.
نظر به غیر قانونی بودن این اقدام شورای تامین و بخشنامه صادره از سوی سازمان بازرگانی استان ،ضمن اعلام شکایت از بانیان بخشنامه غیر قانونی مزبور به کمیسیون اصل نود مجلس(1) و تذکر به وزرای کشور و بازرگانی که از طریق تریبون مجلس قرائت شد(2) ، باتفاق نماینده وقت بناب در قالب دو سوال مکتوب ،وزرای کشور و بازرگانی را جهت ادای توضیح به مجلس فراخواندیم(3) ،در پی این اقدامات وزرای مذکور طی نامه هائی خطاب به اینجانب ،مصوبه شورای تامین و بخشنامه غیر قانونی سازمان بازرگانی استان آذربایجانشرقی را لغو کرده و آنرا کان لم یکن اعلام کردند.(4)
بعضی از قرائن و شواهد حاکیست که اخیرا در استان آذربایجانشرقی به بهانه اجرای " قانون ممنوعیت بهكارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه" برخی از صاحبان حرف و اصناف مختلف دوباره تحت فشار قرار گرفته اند تا عبارات و واژگان ترکی را که از دیرباز به عنوان برچسب بر روی کالاها و یا تابلوی سر در مغازه های خود مورد استفاده قرار داده اند حذف و از معادل های فارسی آن استفاده نمایند!
به منظور آگاهی اصناف و صاحبان حرف مناطق ترک نشین و یا مناطق مربوط به سایر اقوام نسبت به حقوق خود ، لازم است که در این رابطه به چند نکته اشاره شود:
یکم- بموجب اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، "زبان و خط رسمی و مشترك مردم ایران فارسی است . اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی باید با این زبان و خط باشد" ،در ادامه این اصل تاکید شده است که " استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسی آزاد است ". نتایجی که از قسمت اخیر اصل 15 بدست می آید عبارتند از:
-زبان های محلی و قومی نه تنها زبان بیگانه تلقی نمی شود بلکه جزء غیر قابل تفکیک زبان های ایرانی است و از منظر قران هم اختلاف در زبان ،از آیات و نشانه های الهی محسوب می شود.
-استفاده از زبان های قومی و محلی نه تنها غیر قانونی نبوده و تخلّف محسوب نمی شود ،بلکه به عنوان یک حق قانونی می تواند در مطبوعات و رسانه های گروهی نیز مورد استفاده قرار گرفته و حتی فراتر از آن در مدارس هم تدریس شود.
-هیچ قانون عادی نمی تواند در تعارض و یا تنافر با اصل مذکور به تصویب برسد و در صورت تصویب نیز قابلیت اجرا ندارد.
- با توجه به مراتب فوق ،بطریق اولی بکارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات ترکی ،کردی ،بلوچی ، ترکمنی و سایر زبان های قومی و محلی در تابلوی سر درمغازه ها و برچسب کالاها و نظایر آن نه تنها هیچ منع قانونی ندارد بلکه از حقوق مسلم طبیعی و شهروندی است.
دوم- بموجب بند 7 و 14 قانون اساسی "تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون" و همچنین "تامین حقوق همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون" از تکالیف هیات حاکمه بوده و دولت موظف است همه امكانات خود را برای تحقّق آن از جمله حقوق مذکور در اصل 15 این قانون ، به كار برد.
وانگهی اصل بیستم قانون اساسی نیز تصریح می کند که همه افراد ملت در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
سوم- بموجب ماده 570 قانون مجازات اسلامی "هر یک از مقامات و مامورین وابسته به نهادها و دستگاه های حکومتی که برخلاف قانون ، آزادی شخصی افراد ملت را سلب کند یا آنان را از حقوق مقرر در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محروم نماید ، علاوه بر انفصال از خدمت و محرومیت یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی ، به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهد شد."
نظر باینکه براساس قسمت اخیر اضل 15 قانون اساسی استفاده از زبانهای محلی و قومی یک حق قانونی و از حقوق و آزادی های مصرّح در قانون اساسی است ،هر مقامی که مردم را از استفاده این حق و آزادی محروم سازد خود مجرم بوده و قابل تعقیب و مجازات است.
چهارم- قانون مربوط به " قرارداد بین المللی رفع هر گونه تبعیض نژادی" در تیرماه 1347 به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است از اینرو مفاد آن از جمله موادی که ناظر به حقوق و آزادی های اقوام مختلف می باشد لازم الاجراست.
پنجم- اساسا قانون ممنوعیت بهكارگیری اسامی، عناوین و اصطلاحات بیگانه مصوب 1375 و آئین نامه اجرائی آن نمی تواند دستاویزی برای اعمال محدویت علیه اقوام ایرانی و اسامی و عناوین و اصطلاحات مربوط بهزبان و گویش آنها باشد ،زیرا موضوع این قانون بیگانه زدائی از فرهنگ و ادبیات فارسی است و همچنانکه اشاره شد اسامی، عناوین و اصطلاحات محلی و قومی در زمره اسامی ، عناوین و اصطلاحات بیگانه واقع نمی شود و حتی در مواردی این قبیل از واژگان چنان با زبان فارسی آمیخته شده است که جدائی آنها از زبان فارسی ناممکن است.
لذا ماده واحده مذکور تنها استفاده از"واژههای بیگانه" را بر روی كلیه تولیدات داخلی اعم از بخشهای دولتی و غیردولتی كه در داخل كشور عرضه میشود ممنوع اعلام کرده و در تبصره 5 این قانون كارخانهها، كارگاهها و اماكن تولیدی و خدماتی و تجاری را موظف کرده است تا اسامی تولیدات و اماكن خود را به نامها و واژههای غیربیگانه برگردانند ،در غیر اینصورت مشمول مجازات های مقرر در تبصره 8 این قانون خواهد شد.
حتی استفاده از اسامی خاص متعلق به زبان اقلیت های دینی که به هیچوجه تعداد آنها قابل مقایسه با جمعیت اقوام ایرانی نیست نیز از شمول این قانون مستثنی شده و ماده 6 آئین نامه اجرائی قانون موصوف صراحتا مقرر می داردّ "افرادی كه علاوه بر زبان فارسی به یكی از زبانهای خاص اقلیتهای دینی شناخته شده در قانون اساسی با گویشهای محلی و قومی رایج در بعضی مناطق ایران سخن میگویند، مجازند از اسامی خاص متعلق به آن زبان یا گویش در نامگذاری محصولات و موسسهها و اماكن مربوط به همان مناطق استفاده كنند"
با توجه به موارد یاد شده گرچه برخی از مسئولان مرکزی و پایتخت نشینان نیز اصرار زیادی برای ستیزه جوئی با فرهنگ و زبان اقوام ایرانی خصوصا زبان ترکی و کردی دارند اما واقعیت این است که بیشترین ترک ستیزی از ناحیه برخی مسئولان محلی از خود بیگانه و هویت ستیز و در عین حال فاقد پایگاه اجتماعی در تبریز صورت می گیرد و در واقع این گروه برای خود شیرینی و حفظ موقعیت خویش گاهی هم خودسرانه به اعمال محدودیت های فراقانونی مبادرت می ورزند که در سایر نقاط رایج نیست!
به بیان دیگر گرچه سهم برخی از انحصار طلبان پایتخت نشین در اعمال محدودیت های قانونی و غیر قانونی علیه زبان و ادبیات و فرهنگ اقوام ایرانی و مردم آذربایجان غیر قابل انکار است ،اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از مشکلات و فشارها و تنگناهای یاد شده در آذربایجانشرقی و خصوصا تبریز را باید ناشی از خودسری آندسته از مسئولان و دست اندرکاران محلی دانست که بزعم خود برای تامین رضایت پایتخت نشینان و حفظ و یا ارتقاء موقعیت شغلی خود حاضرند بجای کلاه سر بیآورند! اعمال محدودیت های فراقانونی در قلعه بابک در سالروز تولد این سردار وطنپرست ایرانی و آذربایجانی ،اعمال ممنوعیت در استفاده از واژگان مربوط به زبان مادری ،تخریب آثار تاریخی و فرهنگی نظیر تخریب ارک علیشاه به بهانه ساخت مصلّی تبریز و بازارچه سنتی سماورسازان و مغازه های درب باغمیشه تبریز... از نمونه های بارز این ادعاست. به عبارت دیگر "این دود سیه فام که از بام وطن خاست ، از ماست که بر ماست"
زیر نویس:
(1)خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86 و 7/7/86
(2) خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86
(3) خبرگزاری فارس 2/7/86 - کدخبر :8607020471 ،ایسنا مورخ 2/7/86 و آفتاب نیوز 2/7/86 – کدخبر: 65364 و خبرگزاری مهر مورخ 2/7/86 و 2/8/86 و 8 /7/86
(4)خبرگزاری مهر مورخ 2/8/86
منبع:
سایت دكتر اكبر اعلمی
http://www.akbaralami.com/content/view/172/71/
مرکز پایش حقوق بشر وزارت امور خارجه کشورمان در آخرین روز ریاست دورهای فرانسه بر اتحادیه اروپا (31 دسامبر 2008)، گزارش نقض حقوق اقلیتها در فرانسه را منتشر کرد. |
Basbakan Recep Tayyip Erdogan Davos'ta Panel'i Terk Etti...
http://www.youtube.com/watch?v=FGKFUatFG8M
(اردوغان داووسدا / فیلم )
| كد خبر: ۳۴۷۲۹ | تاریخ انتشار: ۲۳:۴۷ - ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ | تعداد بازدید: ۱۱۲۶۱ |
مسابقه مقاله نویسی
بمناسبت – دوم اسفند – روز جهانی زبان مادری
كلوب استاد شهریار برگزار می كند
علاقمندان می توانند مقالات خود را حداكثر تا دوم اسفند 87 در محورهای زیر به دو صورت زبان توركی آذربایجانی یا فارسی به آدرس الكترونیكی زیر ارسال نمایند :
- ضرورت حفظ و پاسداشت زبان مادری
- راهكارهای مقابله با آسیمیلاسیون زبانی در آذربایجان
- بررسی راهكارهای احقاق اصل 15 قانون اساسی
- و ...

لازم به ذكر است كلوب استاد شهریار برای سه نفر از برگزیدگان در هر محور ، جوایز
كلوبی مناسب در نظر گرفته است .