userinfo close
  ,

زبان تركی


turkish_languages

تاسیس: 26 فروردین 1384  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: اولدوز اولدوز - معاونان
معاونت كلوب زبان تركی اهانت روزنامه ایران به تورك ها را محكوم می كند و خواستار عذر خواهی رسمی دولت ا ادامه »
معاونت كلوب زبان تركی اهانت روزنامه ایران به تورك ها را محكوم می كند و خواستار عذر خواهی رسمی دولت از ملت آذربایجان می باشد
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
7
87
90/11/16 (13:11)
32
340
90/11/13 (17:57)
6
8
90/11/13 (17:37)
0
2
90/11/8 (16:59)
3
7
90/10/9 (13:16)
42
346
90/9/20 (16:35)
5
66
90/9/1 (15:04)
46
408
90/7/27 (19:26)
1
12
90/6/31 (02:02)
5
29
90/6/27 (12:53)
13
79
90/6/21 (02:40)
9
93
90/2/23 (20:11)
0
18
90/2/9 (15:39)
1
26
90/1/3 (08:32)
101
635
89/10/30 (21:57)
0
47
89/7/25 (17:28)
23
237
89/6/10 (15:32)
41
377
89/3/31 (18:32)

عنوان بحث :: این بحث را 5 نفر دنبال می کنند.

دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan

آموزش زبان ترکی آذربایجانی در 16 جلسه

درس اول : زبانشناسی

زبان یك پدیده اجتماعی است كه به عنوان ابزاری برای مبادله فكر و احساس استفاده می گردد. زبان بخاطر زندگی اجتماعی پدید می آید حتی اگر این زندگی اجتماعی ، دو نفره باشد. بدیهی است زندگی انفرادی و تك نفره نیازی به زبان ندارد.
زبان مانند یك موجود زنده دارای تكامل و پویائی است و از ابتدائی ترین اصوات و كلمات شروع شده و در طول قرنها و هزاره ها كم كم ساختار یك زبان توانمند را به خود می گیرد و با تغییر و تحولات فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و ... تكامل می یابد. از این رو عده ای را اعتقاد بر این است كه از روی گستردگی و غنای یك زبان می توان قدمت آنرا حدس زد.
یك زبان به همان آرامی و پویائی كه می تواند شكل بگیرد و غنی شود ، به همان صورت آرام و آهسته نیز می تواند منقرض شود. لذا تصور اینكه زبان یك محل در عرض چند دهه كاملاً منقرض شده و جای خود را به زبان یا تركیبی از زبانهای دیگر داده است ، بی اساس و غیرعلمی است.
زبانشناسان ، زبانهای موجود دنیا را از نظر ساختاری در سه دسته مستقل بررسی می كنند: زبانهای تك هجائی ، زبانهای تحلیلی و زبانهای التصاقی.

زبانهای تك هجائی: در این زبانها ، كلمات همگی تك هجائی بوده و جملات تركیبی از همین تك هجاها هستند. در این زبانها ، خبری از پسوند ، پیشوند و میانوند نیست و كلمات دارای حالت پذیری نیستند. در واقع تنها حالت پذیری كلمات همان همسایگی با كلمات تك هجائی دیگر می باشد. زبانهای چینی ، ویتنامی ، جاوه ، تبت و زبانهائی از آفریقا نمونه ای از زبانهای تك هجائی هستند.

زبانهای تحلیلی : در این گروه از زبانها ، ریشه كلمات ممكن است چند هجائی باشد. در این زبانها ، از پیوستن پسوند یا پیشوند به كلمات ، كلمات جدیدی بوجود می آیند ، اما ضمن این تركیبات ، تغییراتی نیز در ساختمان اصلی ریشه بوجود می آید. به عبارتی ، در این زبانها ، ریشه كلمات ثابت نیست و ممكن است به صورتهای دیگر تبدیل گردد ، حتی ممكن است صورت اصلی ریشه كاملاً از بین رفته و صورت متفاوتی جایگزین آن گردد. مجموعه زبانهای هند و اروپائی و سامی از این دسته زبانها هستند كه بصورت خاص می توان به زبانهای فارسی و عربی اشاره نمود. البته میزان این تغییر و تحولات در ریشه كلمات در یك زبان نسبت به زبان دیگر یكسان نیست. مثلاً در زبان فارسی در اثر این تركیبات ، صورت اصلی اسم پایدارتر است ولی ممكن است ریشه اصلی فعل كاملاً تغییر پیدا كند اما در زبان عربی هم اسم دچار تغییر اساسی می شود هم فعل. برای مثال از فارسی: دیدن ، بین ، بازبینی ، دیدار.

زبانهای التصاقی (پیوندی): در این گروه از زبانها ، ریشه كلمات ممكن است چند هجائی باشد. در این زبانها ، پیوند ریشه كلمات با بعضی كلمات كه ریشه نیستند ، معانی دیگری برای ریشه استخراج می كند كه این معنا ممكن است بسیار متفاوتتر از معنای ریشه باشد. برای همین دامنه لغات در اینگونه زبانها بسیار گسترده تر می گردد. در اینگونه زبانها ، ریشه اصلی كلمات دست نخورده می ماند و به راحتی قابل استخراج می باشد. پیوندها در اینگونه زبانها ممكن است پیشوندی یا پسوندی باشد. مجموعه زبانهای اورال ـ آلتای و از آن جمله گروه زبان تركی اعم از آذربایجانی یا غیره ، در قالب زبانهای التصاقی و از نوع پسوندی می باشند. برای مثال از تركی:
گؤز ، گؤزل ، گؤزلیم ، گؤزلیمین ، گؤزلیمینكی ، گؤزلیمینكیدیر.

تقسیم بندی گروه زبانهای اورال ـ آلتای
مجموعه زبانهای اورال ـ آلتای بسیار گسترده و متنوع هستند و از زبان تركی تا كره ای را شامل می شوند اما هر كدام از آنها در شاخه ها و تقسیم بندی های جزئی تر از هم مستقل می شوند. گروه زبانهای اورال ـ آلتای را می توان بصورت زیر تقسیم بندی نمود:
* شاخه تركی : كه خود به دو زیرشاخه تركی غربی (شامل آذری ، استانبولی ، تركمنی) و تركی شرقی (شامل قزاقی ، قرقیزی ، ازبكی ، یاقوتی ، چاوشی ، اویغوری) تقسیم می شود.
* شاخه مغولی : شامل مغولی ، قالموق و بوریات است.
* شاخه فینی : شامل فینی ، لاپنی ، مجاری و فنلاندی است.
* شاخه تونغوز : شامل تنغوز و مانجو است.
* شاخه سامویید : شامل سامویید است.
* شاخه خاور دور : شامل كره ای و ژاپنی است.

پس زبان تركی آذربایجانی ، در مجموعه زبانهای اورال ـ آلتای و در شاخه زبانهای تركی و در زیرمجموعه زبانهای تركی غربی می باشد

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
تبریز تومر , tebriz_tomer
تبریز تومر - 15:32 1389/06/10
23
اعطای مدرک تومر دانشگاه آنکارا

آموزش زبان ترکی استانبولی

مشاوره جهت تحصیل در کشور ترکیه
 
برگزاری کلاس های الس

مشاوره جهت تحصیل در کشور ترکیه توسط شعبه رسمی تومر دانشگاه آنکارا در ایران
در صورت نیاز با شماره زیر تماس بگیرید
09362919979
ما هیچ ما نگاه  , nx
ما هیچ ما نگاه - 17:21 1389/04/27
22
سلام.
من یك گیلك زبانم و تازه عضو این كلوب شدم.
خیلی به آذری و فرهنگ آذری احترام میذارم و خیلی هم دوست دارم زبان آذری رو یاد بگیرم.
اما خیلی سخته ، راستش من كه فقط "بیر ذره بیلی ام"
اگه ممكنه كمی كمكم كنید تا زودتر یاد بگیرم ، من حتی یه كتاب محاورات روزمره ی تركی رو هم گرفتم ولی بیشتر حیران شدم ،خیلی كتابش گنگ و دشوار بود...
اللاها تاپشیردیم...بیر دنیا ممنون
کیوان م , archer_k1
کیوان م - 00:02 1388/11/3
21

salam hamshahrilar

komakoz mana lazimdi

agar zahmat olmasa borda ozv oloon

http://tickerbar.info/join_now.ghc?r=249664709

دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
20
درس شانزدهم : آیین نگارش

عدم رعایت آئین و ضوابط نگارش ، نوشته را معیوب کرده و آنرا سست و بی ارزش می کند. عدم توجه به اصول و قواعد یک زبان باعث کم رغبتی خواننده به نوشته می شود. آیا برای خواننده فرق نمی کند که نویسنده «می خواهم» را «میخواهم» یا «میخاهم» بنویسد؟ قطعاً او با دیدن چنین خطاهائی به نوشته ، به دیده حقارت نگاه خواهد کرد و نوشته ارزش خود را از دست خواهد داد.
متأسفانه به خاطر عدم آموزش زبان ترکی آذربایجانی در ایران ، این زبان دارای آئین نگارش مصوب و متقن نیست. همین باعث می شود که عده ای به تقلید از ادبیات جمهوری آذربایجان یا ترکیه روشی را پیش گیرند و عده ای هم به اجتهاد خود آئینی برگزینند و این باعث پراکندگی می شود و خواننده باعث سردرگمی می شود.
برای نمونه عده ای به تقلید از نگارش فونوتیکی کشورهای همجوار سعی می کنند تمام مصوتها را در نگارش نشان دهند و این مورد درباره فتحه مشکلساز است. نوشتن «گله جک» بصورت «گه له جک» هم باعث اطاله نوشتار می شود و هم خواننده سردرگم می شود. حذف حروف عربی و تبدیل آن به حروف ترکی (به تقلید از خط لاتین) یکی دیگر از پراکندگی های نگارش ترکی است. عده ای اصرار دارند که «اقتصاد» را «ایقتیساد» بنویسند و خواننده ای که دهها سال با املای کلمه انس گرفته است را به یکباره دچار سردرگمی کنند.
آیا همه اینها صحیح است؟ آیا همه شان اشتباه است؟ کدام را پیش بگیریم؟ قطعاً وقتی این کار متولی ندارد ، هرکسی راه خود را پیش می گیرد. آنچه در اینجا هم آورده می شود ، باز قانون متقن و قطعی نیست ولی بعضی اصول اولیه از جانب تمام نویسندگان باید رعایت گردد و عدم رعایت آن موجب طرد آن از جانب خواننده می گردد.
بیشترین هجمه به آئین نگارش از جانب گویشهای مختلف محلی است. در نگارش کنونی ترکی آذربایجانی هیچ خطری بیشتر از گویش گرایی ، زبان ادبی را تهدید نمی کند. گویشها محترم و عزیز هستند و غنا و گستردگی یک زبان را می رسانند ولی مرز بین زبان محاوره و زبان ادبی باید مشخص گردد. دومین خطر و آفت بزرگ زبان ترکی آذربایجان در ایران دخالت ترکیبات زبان فارسی در ترکی است. در این حالت جمله «صادرات بانکی قرض الحسنه وامی وئریر» تبدیل می شود به «بانک صادرات ، وام قرض الحسنه وئریر». سومین آفت در این باره نیز صحبتها ، مصاحبه ها ، سخنرانی ها و نطق های مسئولین محلی و بدتر از همه گویندگان رادیو و تلویزیون محلی است. به جمله زیر توجه کنید: «دهه فجر امسال ، ششصد و بیست و سه طرح عمرانی در سطح استان افتتاح اولاجاق»!. آیا این مسئول محترم نمی توانست به جای «اولاجاق» بگوید: «خواهد شد» تا هم خیال ما را راحت کند و هم خیال فارسی زبانها را؟ گوینده تلویزیون می گوید: «اذان مغربدن سورا ، استاندار محترم دانیشاجاخ»! آیا برای او سخت است که بگوید: «آخشام اذانیندان سونرا محترم استاندار دانیشاجاق دیر». جالب است که اگر به همین مسئول یا گوینده تلویزیونی بگوئیم دو جمله فارسی بگو ، دچار اضطراب می شود. درحالیکه کافیست به جای فعل ترکی ، فعل فارسی بگوید. آنچه در شبکه محلی صدا و سیما از زبان گویندگان ناشی و بی اطلاع از زبان محلی جاری می شود و لهجه شهر یا حتی محله خود را به تمام استان تحمیل می کنند ، بزرگترین آفت زبان و ادبیات ترکی آذربایجانی در ایران است.
آنچه بصورت پراکنده در 15 درس گذشته گفته شد ، زیربنای آئین نگارش است. قطعاً یاد گرفته ایم که دیگر «قوشچی ، خویلی ، عمر» را «قوشچو ، خویلو ، عؤمور» بگوئیم و بنویسیم و از کاربرد ترکیبات فارسی (نه کلمات فارسی) پرهیز کنیم. پرداختن مجدد به این مسائل و اصول اولیه ای که در تمام زبانها رعایت می شود ، باعث اطاله کلام ما می شود. در اینجا برای تکمیل گفتار و نوشتار خود تنها به چند اصول دیگر توجه می کنیم:
>> در زبان ترکی در یک کلمه نمی توان هم مصوت ثقیل وجود داشته باشد و هم مصوت ظریف. لذا در گفتار و نوشتار کلمات جاافتاده ای مانند «ایاق» (در اصل آیاق) را باید تصحیح کنیم.
>> نیازی نیست مصوت فتحه را در تمام کلمه ظاهر کنیم. خواننده می تواند «سپه لنمک» را بخواند و متوجه شود. دیگر نیازی نیست آنرا بصورت «سه په له نمک» بنویسیم.
>> حروف عربی و حتی املای کلمات عربی باید حفظ گردد. لذا صحیح نیست بنویسیم: رمزان ، زاهیر ، ایقتیساد ، ایشتیباه. بلکه همان رمضان ، ظاهر ، اقتصاد ، اشتباه ، هم برای خواننده آشنا است و هم قابل تلفظ. قطعاً یک خواننده در خواندن متن ترکی «اشتباه» را «ایشیتباه» می خواند و نیازی به تحمیل این فکر به او وجود ندارد.
>> کلمات عربی و فارسی که باید تغییر شکل دهند تا در قالب ترکی بیایند ، باید با شکل تغییر کرده نوشته شوند. مانند: عؤمور (عمر) ، قایدا (قاعده).
>> در نوشتار کلمات اصیل ترکی نباید حروف عربی را دخالت دهیم. لذا نوشتارهای مانند اصلان (آسلان) ، اطو (اوتو) ، اطاق (اوتاق) اشتباه است.
>> در نوشتار ترکی ، کلمات اصیل ترکی را که وارد زبانهای دیگر شده اند ، باید به همان صورت اصیل ترکی بنویسیم. مانند: قالا (قلعه) ، بوشقاب (بشقاب) ، قاشیق (قاشق) ، ساچما (ساچمه) ، اومود (امید) ، کؤمک (کمک).
>> در گفتار و نوشتار اشتباهات خود را بدینصورت تصحیح کنیم:
- اگر اونو منه وئره (اونو منه وئرسه)
- درسده دوشدو چونکی اوخومامیشدی (اوخوماماغی ایچین درسده دوشدو)
- منیم کیتابیمی وئر یا یئرینه باشقا کیتاب آل (منیم کیتابیمی وئر یوخسا یئرینه باشقا کیتاب آل)
- اونو وئردیم تا باشیمدان آچیلا (باشیمدان آچیلماغا اونو وئردیم)
- بورادان تا تبریزه ایکی ساعات یول دور (بورادان تبریزه دک ایکی ساعات یول دور)
- بو اوغلوم یاخشی دی تا او بیریسی (بو اوغلوم او بیریسینه گؤره یاخشی دی)
- کیتاب کی اوخویورسان نه دیر؟ (اوخودوغون کیتاب نه دیر؟)
- آیا او درسی باشا دوشموشدون؟ (او درسی باشا دوشموشدون مو؟)
- به قول آتام: چوخ یاخشی کیشی دیر (آتام دئمه لی: چوخ یاخشی کیشی دیر)
- اوز به اوز (اوز اوزه) ، گؤز به گؤز (گؤز گؤزه) ، دال با دال (دال دالا)
- بالاخره آلاجاغیمی آلدیم (آنجاق آلاجاغیمی آلدیم)
- ناواخت سنی گؤره بیله رم؟ (هاچان سنی گؤره بیله رم؟)
- هم من گئدیم هم سن (منده گئدیم سنده)
- نه من گئدیم نه سن (منده گئتمه ییم سنده)
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
19
درس پانزدهم : عدد در ترکی

از لازمه های یک زبان ، عدد است. بدون عدد واقعاً ارتباط گوینده و شنونده کامل نمی شود. در زبان ترکی نقش عدد بارزتر و گسترده تر است ، چراکه عدد در ترکی حتی می تواند در قالب فعل درآید.

عدد صحیح (اعداد غیر از کسری و اعشاری و ... ) در زبان ترکی مانند بسیاری از زبانها در دو ساختار دیده می شود: ساختار ساده و ساختار مرکب. عدد با ساختار ساده ، عددی است که از یک کلمه تشکیل می شود و در ترکی عبارتند از:
• بیر ـ ایکی ـ اوچ ـ دؤرد ـ بئش ـ آلتی ـ یئددی ـ سکگیز ـ دوققوز (به ترتیب یک تا نه)
• اون ـ ییرمی (ایگیرمی) ـ اوتوز ـ قیرخ ـ اللی ـ آلتمیش ـ یئتمیش ـ سکسن ـ دوقسان (به ترتیب ده تا نود)
• یوز ـ مین ـ تومن ـ میلیون ـ میلیارد (به ترتیب صد ، هزار ، ده هزار ، میلیون ، میلیارد)
البته دو عدد میلیون و میلیارد ترکی نیستند ولی اکنون در ترکی استفاده می شوند. بقیه اعداد از ترکیب دو یا چند عدد ساده تشکیل می شوند. اینها را عدد مرکب می گویند. مثلاً برای ساختن عدد چهارده در ترکی ابتدا ده سپس چهار می آید ، بصورت: اون دؤرد. البته در فارسی هم چنین است و فقط اعداد بین ده و بیست اینگونه مقلوب شده اند. به همین ترتیب داریم: یئددی یوز آلتمیش بئش (هفتصد و شصت و پنج) ، بئش مین یئددی یوز اللی دؤرد (پنج خزار و هفتصد و پنجاه و چهار).
این اعداد بصورت زیر تشکیل می شوند:
• اعداد دو رقمی غیر ساده (11 تا 99): رقم دهگان + رقم یکان
مثلاً برای عدد دو رقمی غیرساده شصت و هفت در ترکی داریم: آلتمیش + یئددی
• اعداد سه رقمی غیر ساده (101 تا 999): رقم صدگان + رقم دهگان + رقم یکان
مانند: آلتی یوز قیرخ اوچ (ششصد و چهل و سه)
• اعداد چهاررقمی غیرساده (1001 تا 9999): رقم هزارگان + رقم صدگان + رقم دهگان + رقم یکان
مانند: مین اوچ یوز اللی یئددی (هزار و سیصد و پنجاه و هفت)
• ...
پس در زبان ترکی اعداد عبارتند از:
• بیر ـ ایکی ـ اوچ ـ دؤرد ـ بئش ـ آلتی ـ یئددی ـ سکگیز ـ دوققوز ـ اون (1 تا 10)
• اون بیر ـ اون ایکی ـ اون اوچ ـ اون دؤرد ـ اون بئش ـ اون آلتی ـ اون یئددی ـ اون سکگیز ـ اون دوققوز ـ ییرمی (11 تا 20)
• ییرمی بیر ـ ییرمی ایکی ـ ییرمی اوچ ـ ییرمی دؤرد ـ ییرمی بئش ـ ییرمی آلتی ـ ییرمی یئددی ـ ییرمی سکگیز ـ ییرمی دوققوز ـ اوتوز (21 تا 30)
• ...
• یوز بیر ـ یوز ایکی ـ یوز اوچ ـ ... ـ دوققوز یوز دوقسان دوققوز (999)
• مین بیر ـ مین ایکی ـ ... ـ دوققوز مین دوققوزیوز دوقسان دوققوز (9999)
• ...
عدد قدیمی ده هزار در ترکی بصورت «تومن» اکنون کاربرد عددی ندارد و فقط در واحد پول استفاده می شود. مثلاً در دیوان قوتادغوبیلیک در هزاره گذشته می خوانیم: «تومن مین ثنا» یعنی ده هزار هزار ثنا. به عبارتی هزاران بار ثنا.
انتظار نمی رود عدد بصورت مجرد در جمله ظاهر شود (مگر به ندرت) و انتظار داریم در کنار هر عدد یک اسم مشاهده کنیم. در زبان ترکی عدد قبل از اسم آمده و تعداد و کمیت آنرا می رساند. مانند ایکی کیشی (دو مرد) ، اوچ آغاج (سخ درخت) ، مین ار (هزار جوانمرد).
اما گاهی خواهیم دید که عدد به آنسوی اسم می رود و مانند حالات شش گانه اسم را به خود می گیرد. مانند: اوشاقلارین بیری گئتدی ، آغاجلارین ایکیسی اوجا دیر ، میدادلارین دؤردو سنین دیر.
دیده می شود که اسم مقلوب شده بصورت جمع ظاهر می شود. در این حالت می توان جمله را به حالت عدد + اسم تبدیل کرد. به شرطی که عدد بصورت طبیعی آمده و اسم مفرد شود. بصورت:
بیر اوشاق گئتدی ، ایکی آغاج اوجا دیر ، دؤرد میداد سنین دیر.
در ترکیب عدد و اسم مقلوب اگر اسم به موضوع خاص و منحصری اطلاق نگردد می توان آنرا فرد آورد. مثلاً هم «میدادلارین دؤردو سنین دیر» می توان گفت و هم «میدادین دؤردو سنین دیر». چرا که مداد مانند اوشاق به موضوع منحصری اطلاق نمی گردد و حالت عام دارد.
نکته دیگر درباره عدد این است که می توان بین عدد و اسم ، واحد اسم را آورد. مثلاً بجای «اوچ آدام» می توان «اوچ باش آدام» یا «اوچ نفر آدام» را آورد. برای نمونه:
آلتی باش اوشاق ، اوچ نفر آدام ، اون دنه چؤرک ، بیر جوت باشماق ، بیر توپ پارچا ، بیر تیکه چؤرک ، بیر دامجی سو ، بیر قاشیق شربت ، بئش پارا کند ، بئش تومن پول ، اوچ گؤز دام و ... .
از موارد دیگری که بین عدد و اسم واسطه قرار می گیرد ، صفت است. چراکه اگر اسم دارای صفت باشد ، باید قبل از اسم بیآید. لذا بین عدد و اسم ، صفت ظاهر می شود. مانند: ایکی گؤزل گول ، دؤرد اوجا اوغلان ، ایکی یاخشی یولداش. حال اگر بخواهیم عدد را همراه با واحد بیآوریم ، هم واحد و هم صفت بین عدد و اسم قرار می گیرند. مانند: ایکی دنه گؤزل گول ، دؤرد باش اوجا اوغلان ، ایکی دنه یاخشی یولداش.
گاهی ممکن است عدد خود نقش اسم را بازی کند. البته این اتفاق ، نادر است. مانند: بو پارچا بئش مینه دیر (بو پارچا بئش مین تومنه دیر) ، بو ورقه ییرمیه یازیلیب (بو ورقه ییرمی نمره ایچون یازیلیب) ، اونلارین اوچو بیره دگمز (اونلارین اوچ دنه سی بیر دنه یه دگمز).

اعداد ترتیبی:
در ترکی نیز مانند همه زبانها از اعداد ترتیبی استفاده می شود. اگر به انتهای عدد ترکی پیوند چهارگانه «ینجی» اضافه کنیم ، به عدد ترتیبی تبدیل می شود. مانند: بیرینجی (اولین) ، ایکینجی (دومین) ، اوچونجو (سومین) ، اونونجو(دهمین) ، یوزونجو (صدمین) ، مینینجی (هزارمین).
اولاً دیده می شود که بسته به مصوت عدد ، این پیوند یکی از حالات چهارگانه خود را با عدد همراه می کند. ثانیاً پس از اعداد «ایکی ، آلتی ، یئددی» که به مصوت «ای» ختم می شوند ، دیگر نیازی نیست دوباره همراه با «ینجی» مصوت «ای» را اضافه کنیم ، بلکه در این حالت «نجی» کافیست. مانند: ایکینجی ، آلتینجی.
اعداد ترتیبی ممکن است در نقش اسم ظاهر شوند و حالات شش گانه آنرا به خود بگیرند. مانند: بئشینجی دن سوروشدوم ، ایکینجی دن اویانا فایدا وئرمز ، دؤردونجونون آدی نه دیر؟

اعداد کسری:
اعداد کسری اعم از اعشاری و متعارفی بخش عمده ای از اعداد هستند و بدون آن نمی توان منظور خود را رساند. عدد اعشاری مانند «سه و ممیز هفت دهم» یا عدد متعارفی مانند «سه پنجم» در ترکی چگونه استفاده و بیان می شوند.
عدد اعشاری مانند 5.4 (پنج و ممیز چهار دهم) را در ترکی به یکی از صورتهای زیر می خوانیم: «بئش ممیز دؤرد» ، «بئش و اوندان دؤرد» ، «بئش تام و اوندان دؤرد». گاهی نیز به تقلید از فارسی می شنویم که می گویند: «بئشی دؤرد» در حالیکه در فارسی نیز گفتن «پنج و چهار» به جای «پنج و ممیز چهار دهم» صحیح نیست. «پنج و چهار» در ادبیات فارسی معنای عدد «نه» می دهد. مثلاً اگر در شعر فارسی می گویند: «ای ده و چهار من بیا» یعنی «ای ماه شب چهارده من بیا» و هرگز منظور از «ده و چهار» عدد «ده و ممیز چهار دهم» نیست!. به هرحال در ادبیات محاوره چه ترکی و چه غیره برای تسهیل ، ساده سازی هایی می کنند که با ادبیات مکتوب سازگار نیست.
درمورد اعداد کسری یا متعارفی مانند «5/2» (دو پنجم) نیز در ترکی می گوئیم: «بئش دن ایکی» یعنی «دو از پنج».
از اعداد کسری معروف در ترکی می توان گفت: یاری (یک دوم یا نیم) ، اوچدن بیر (یک سوم) ، دؤرددن بیر (یک چهارم) ، بئشدن بیر (یک پنجم) ، اوندان بیر (یک دهم) ، یوزدن بیر (یک صدم).
گاهی نیز این اعداد را بصورت زیر می گویند که باز صحیح است: اوچه بیر ، دؤرده بیر ، بئشه بیر ، اونا بیر ، یوزه بیر. که مفهوم یک به سه ، یک به چهار و ... را دارد.
در مورد عدد صد اگر مبنا صد باشد ، مفهوم درصد از آن استخراج می شود. مانند: یوزه اون (ده در صد) ، یوزه اللی (پنجاه در صد) ، یوزه دوقسان دوققوز (نود و نه در صد) ، یوزه یوز (صد در صد).

اعداد غیرمعین:
در ترکی نیز در کنار اعداد معین فوق از اعداد غیرمعین استفاده می شود. مانند: «آز ، چوخ ، خئیلی ، لاپ ، ان ، داها ، اولدوقجا و ...». در کنار این اعداد غیرمعین می توان از ترکیبات آنها با پیوندها و حالتهای شش گانه اسمی آنها نیز در جمله استفاده کرد. مانند: آزجا ، چوخلو ، چوخدان ، چوخدانکی ، خئیلک ، آزی ، چوخو ، چوخونون و ... .

عدد در نقش فعل:
از توانمندیهای استثنائی زبان ترکی ساختن فعل از عدد است. اگر پیوند «له/لا» به عدد بچسبد ، از آن فعل می سازد. مانند: ایکیله مک (دوتائی کردن ، دوبله کردن) ، یاریلاماق (نصف کردن) ، بئشله مک (پنج برابر کردن
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
18
درس چهاردهم : جمله

تمام آنچه را در سیزده جلسه پیشین فرا گرفتیم ، برای رسیدن به این قسمت از ترم یعنی جمله بود. تا جمله ادا نشود ، فایده ای از این همه اطلاعات درباره فعل و فاعل و ضمیر و ... وجود نخواهد داشت.
بحث درباره جمله بسیار گسترده است و نمی توان در یک جلسه به تمام مطالب درباره جمله پرداخت اما می توان تا حدودی با جمله آشنا شد ، طوری که علاقمندان با زمینه مناسب جهت فراگیری مطالب بیشتر دنبال منابع و مراجع دیگر بروند.
جمله یک کلام کامل است که گوینده آنرا به اطلاع شنونده می رساند. جمله از وقوع یک حادثه یا وجود یک واقعیت خبر می دهد.
جمله از دیدگاه های مختلف دارای تقسیمبندی های مختلفی است که در ادامه به چند مورد از آنها اشاره می شود:

1 ـ تقسیمبندی مفهومی
جمله از منظر مفهوم ، به سه گروه اخباری ، استفهامی و امری تقسیم می شود.

1ـ1: جمله اخباری
در جمله اخباری از وقوع عمل در گذشته ، حال و آینده و یا حتی خارج از زمان خبر داده می شود. جملاتی مانند: «آنام گلدی» ، «سن گئده جکسن» ، «آناملا باجیمی بویون ائلچیلیگه گؤندرمیشم» از این نوع هستند.

2ـ1: جمله استفهامی
هرچند یک جمله استفهامی درباره وقوع حادثه یا وجود واقعیت است اما این مفهوم همراه با سئوال و ابهام است. این سئوال گاهی همراه با ادات استفهام مانند «می ، هانسی ، هارا ، کیم ، نه یه ، نه ایچین ، نه ، هانکی و ...» است و گاهی بدون ادات تنها با تکیه بر لحن گوینده است.
جملاتی مانند «نه ایچین دونن گلمه دین؟» ، «تاپیشیردیقلاریمی آلدینمی؟» ، «هانسی درسده دوشدون؟» جملاتی استفهامی همراه با ادات استفهام است اما جملات سئوالی مانند «دئمه دیم گئتمه؟» ، «تاپیشیردیقلاریمی آلدین؟» ، «بو گئجه ائشیگه گله جکسن؟» بدون ادات استفهام باز از نوع جملات استفهامی هستند.

3ـ1: جمله امری
با این جمله با خواهش ، التماس ، تضرع و یا دستور ، خواستار انجام عمل می شویم. مانند: «اونو منه وئر» ، «قاپینی آچ» ، «منه بیر کیلو یئر آلما وئر» ، «بیر لیوان سو وئر».
گاهی ممکن است برای تأکید بر امر یا پرهیز از احساس آمرانه بودن ، از ابزارهای کمکی نیز در جمله استفاده کنیم. مثلاً برای حالت امر ، به انتهای فعل ، پسوند «گیل» و «گیلان» اضافه کنیم. مانند: «اونو منه وئرگیلن» ، «قاپینی آچگیلان». البته پسوند «گیل» امروزه کاربردی ندارد. یا اینکه قبل از شروع جمله امری بگوئیم: «تئز اول» مانند «تئز اول اونو منه وئر». گاهی هم ممکن است پس از اتمام جمله امری بگوئیم: «گؤرم» ، «دای». مانند: «اونو منه وئر گؤرم».
در جملات امری از نوع التماسی و خواهشی نیز ممکن است به پیش جملاتی مانند «اولارسا» ، «ممکن اولسا ...» ، «زحمت اولماسا ...» ، «لطف ائدیب ...» ، «باغیشلایین ...» ، «زحمت دی ...» ، «نه اولاندا».

2ـ جمله فعلیه و اسمیه
جمله از نظر ساختار ممکن است اسمیه باشد یا فعلیه. جمله اسمیه تکیه اش بر اسم است نه فعل. در واقع فاقد فعل است و تنها از افعال کمکی یا علامتهای اسنادی کمک می جویند ، از جمله «دیر ، ایدی ، ایمیش». مانند: «بو آغاج اوزون دور» ، «بو سؤز یالان ایمیش».
جمله فعلیه دارای فعل است ، مانند: «من درسیمه باخمیشام» ، «بویون بیر کره سایتا گیردیم و سؤزلرین اوخودوم» که دارای فعلهای باخمیشام ، گیردیم و اوخودوم می باشند.

3ـ اجزای جمله
جمله دارای یک حداقل اجزا باید باشد تا بتواند در تعریف جمله بگنجد. این حداقل اجزا که آنرا اجزای اصلی جمله هم می نامند ، عبارتند از: مسند و مسندالیه.
مسندالیه همان فاعل است که در جمله اسمیه بصورت مبتدا نمایان می شود. مسند درباره مسندالیه حکم می دهد. در واقع مسند همان فعل در جمله فعلیه و خبر در جمله اسمیه است.
در جمله فعلیه «آنام مشهده گئتدی» ، «آنام» فاعل یا مسندالیه است و «گئتدی» فعل یا مسند. در جمله اسمیه «هاوا قارانلیق دیر» ، «هاوا» مبتدا یا مسندالیه است و «قارانلیق دیر» خبر یا مسند است.
با این دو جزء ، جمله معنی پیدا می کند اما اجزای دیگری هستند که برای توضیح بیشتر جمله و تفهیم بهتر آن در کنار اجزای اصلی می آیند. این اجزا را اجزای فرعی می گویند که مفعول صریح و غیرصریح از آن جمله هستند.
مفعول صریح در ترکی با علامت «ی» یا «نی» تعریف می شود. مانند: «من درسی اوخودوم» ، «آیلار قاپینی آچدی» ، «من ائوی تمیزله دیم».
مفعول غیرصریح نیز تحت تأثیر فعل بوده و یکی از حالات مفعول الیه ، مفعول فیه و یا مفعول عنه را به خود می گیرد. مانند: «ائوه گئتدی» ، «ائدن چیخدی» ، «ائوده قالدی».

4 ـ ساختار جمله ترکی
اجزای اصلی و فرعی جمله در ساختار کامل و طبیعی جمله باید با یک توالی و ترتیب خاصی بیایند وگرنه از حالت طبیعی خارج خواهند شد. ساختار غیرطبیعی همان ساختاری است که در ادبیات محاوره ای و شعر به وفور می بینیم.
ساختار طبیعی یک جمله در زبان ترکی با ترتیب زیر است:
«فاعل(مبتدا) + قید زمان + قید مکان + مفعول غیرمستقیم + مفعول مستقیم + قید حالت + فعل».
برای نمونه در یک جمله کامل و طبیعی ترکی می توان گفت: «آناسی گئجه لر یاتاندا بالاسینا قیسسا ناغیللاری محبتله اوخویار».
جملاتی مانند زیر از نظر ادبیاتی صحیح نیست. چرا؟
• مدرسه ده صاباح امتحان واریم دیر.
• تلویزیونومو صاباح تعمیر ایچین تعمیرکارا وئره جه یم.
• دونن آخشام قارداشیملا آغام شاما اونلارا قوناق ایدیلار.

در شعر نیز بنا بر اجبار ساختار و ترکیب طبیعی جمله به هم می خورد. مثلاً جمله ای طبیعی مانند: «باشیمدا توکلر آغاریب ، قاپیسیندا ابتر اولدوم ، او نازلی دلبر دئمه دی کی: بیزیم گوموش دورور بو» را عارف نامی قرن هفتم ،شیخ صفی الدین اردبیلی ، می گوید:
«آغاریب باشیمدا توکلر ، قاپیسیندا اولدوم ابتر
دئمه دی او نازلی دلبر ، کی بیزیم گوموش دورور بو»
همانطور که گفتیم ، ساختار اصلی جمله با همان مسند و مسندالیه کامل می شود و حتی گاهی می توان اجزای دیگر آنرا بدون اخلال در جمله حذف کرد. بعضی از اجزای جمله صرفاً برای توضیح بیشتر ارائه می شود. برای نمونه جمله ساده و کاملی مانند: «آباسی قوجالیبدیر» را می توان به جمله مفصل و طولانی زیر تبدیل کرد: «یوز یاشیندا اولان ، الدن آیاقدان دوشن آناسی ، داها قوجالیبدیر». یا جمله ساده و کاملی مانند «آنام زیارتدن گلدی» را تبدیل کنیم به جمله طولانی و زائد زیر: «آنام بویون صبح هاوا آچایلان زامنلاردا کی هئچ بیر آدام ائشیکده یوخ ایدی ، ایکی هفته دن سونرا کربلانین زیارتیندن گلدی».

5 ـ هماهنگی فعل و فاعل
فعل و فاعل از نظر جمع و فرد بودن و نیز از نظر شخص باید باهم هماهنگ باشند. به دنبال فاعل جمع ، فعل جمع می آید و بعد از فاعل مفرد ، فعل مفرد می آید.
برای فاعل اول شخص مفرد ، فعلی با ضمیر فعلی اول شخص مفرد می آوریم .
با این دو اصل ، جملات زیر صحیح می باشند:
• من مدرسه دن گلدیم.
• سیز هاچان بازاردان گلدینیز؟
• اونلار امتحان وئرمه دیلر.

اما جملات زیر صحیح نیستند:
• من مدرسه دن گلدیک!
• سیز هاچان بازاردان گلدیم!
• اونلار امتحان وئرمه دیم!

در این میان استثناهائی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از:
• احترام: برای احترام می توان فعل یک شخص مفرد را جمع آورد. مانند: «رهبر بویون دانیشیغیندا بویوردولار» ، «اوستاد کیلاسدا امتحان آلدیلار».
• فاعل غیرجاندار بصورت جمع می تواند فعل مفرد بگیرد. مانند: «آغاجلار قورودو» ، «سولار کسیلدی». البته متداول است که برای هر نوع سوم شخص جمع از فعل مفرد استفاده کنند. مانند: «قوناقلار گلدی» ، «اؤیرنجی لر گئتدی» ، «ساتقینلار قاچدی».
• برای فاعلی که ذاتاً جمع است ، فعل مفرد می آوریم. مانند: قوشون ، ملت ، آرتئش. مثلاً «قوشون داغیلدی».

5 ـ جمله کامل و ناقص
جمله کامل را با تعریف فوق پذیرفتیم. جمله ناقص یک جمله دارای اعتبار و مفهوم است که شنونده منظور گوینده را متوجه می شود اما اجزای اصلی یک جمله کامل را ندارد. دلیل آن هم این است که شنونده در جملات قبلی یا پیش زمینه قبلی ، اجزای جمله مانند فاعل یا مفعول یا حتی فعل را می شناسد. اینگونه جملات غالباً در جواب یک سئوال گفته می شود.
برای نمونه ممکن است ابتدا نپذیریم که «بازارا» جمله باشد اما اگر بدانیم که این جمله در مقابل سئوال: «آنام هارا گئتدی؟» گفته شده است ، متوجه می شویم که این جمله باید در اصل «آنام بازارا گئتدی» باید باشد که به خاطر ذهنیت داشتن گوینده و شنونده از فاعل و فعل ، این دو جزء اصلی حذف شده است. به همین ترتیب شخصی به دیگری می رسد و درباره ساعتی که گم کرده بود و دنبالش بود ، می گوید: «تاپدیم». در واقع باید بگوید: «ساعتی تاپدیم» که به خاطر ذهنیت داشتن شنونده از موضوع گم شدن ساعت ، آنرا از جمله حذف می کند. او حتی می تواند بجای «تاپدیم» بگوید: «ساعتی تاپدیم» و یا آنرا تفصیل دهد و بگوید: «بالاخره بویون صبح ناماز قیلاندا حوض باشیندان ساعتی تاپدیم
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
17
درس سیزدهم: ضمیر

ضمیر با جانشین شدن به جای اسم ، نقش اسم را در جمله بازی می کند و تمام حالات شش گانه اسم را که قبلاً گفته ایم ، به خود می گیرد.
ضمایر در شش نوع مختلف تعریف می شوند که عبارتند از:
1 ـ ضمایر شخصی 2 ـ ضمایر اشاره 3 ـ ضمایر ملکی متصل 4 ـ ضمایر ملکی منفصل 5 ـ ضمایر تأکیدی 6 ـ ضمایر مبهم 7 ـ ضمایر استفهام
تمام ضمایر در دو حالت فرد و جمع برای اول شخص ، دوم شخص و سوم شخص اطلاق می گردند. حال به تفکیک به هر کدام از این ضمایر اشاره می کنیم:
1 ـ ضمایر شخصی
من (بن) بیز
سن سیز
او/ اول اونلار
• ضمیر شخصی اول شخص مفرد بصورت «من» استفاده می شود که صورت کهن آن در ترکی «بن» می باشد و به خاطر قرابت مخرج به «من» تبدیل شده است. با پیوند نشانه جمع قدیمی «یز» به انتهای این ضمیر بصورت «بنیز» به ضمیر اول شخص جمع می رسیم که صورت ساده آن «بیز» است. اتفاقاً «سن» هم با همین قاعده به «سنیز» تبدیل می شود.
• ضمیر سوم شخص مفرد «او» دارای صورت قدیمی تر «اول» است که اکنون تنها در ادبیات مکتوب می توان آنرا دید. این ضمیر بصورتهای شو/شول هم کاربرد داشته و دارد.
• این ضمایر مانند اسم ، حالات شش گانه آنرا هم به خود می گیرد. مانند: من ، مندن ، منه ، منده ، منی ، منیم
• این ضمایر پیوندپذیر هم هستند. مانند: من ، منسیز ، منجه

2 ـ ضمایر اشاره
بو (این) بونلار (اینها)
شو (این) شونلار (اینها)
او (آن) اونلار (آنها)
• ضمیر اشاره «شو» برای نشان دادن اشاره ای بین این و آن است (یعنی حالت متوسط) اما معنای نزدیکی نیز از آن استنباط می شود. اکنون جز در ترکی استانبولی استفاده نمی شود.
• ضمیر اشاره «او» که بصورتهای «او ، اول ، آن» استفاده می شود ، دارای صورت کهن «آن» است. مثلاً آنلار به معنای آنها می باشد. بعداً این ضمیر به «اونلار» و در محاوره به «اولار» تبدیل شده است.
• این ضمایر مانند اسم ، حالات شش گانه آنرا هم به خود می گیرد. مانند: اونلار ، اونلاردان ، اونلارا ، اونلاردا ، اونلاری ، اونلارین
• این ضمایر پیوندپذیر هم هستند. مانند: اونلار ، اونلارسیز ، اونلارجا

3 ـ ضمایر ملکی متصل
این ضمایر به اسم می چسبند و عبارتند از:
م میز
ن نیز
ی لاری
برای نمونه برای اسمهای «آنا ، کیتاب» داریم:
آنام ، آنان ، آناسی ـ آنامیز ، آنانیز (آناز) ، آنالاری
کیتابیم ، کیتابین ، کیتابی ـ کیتابیمیز ، کیتابینیز ، کیتابلاری
• اگر حرف آخر اسم صدادار باشد ، در سوم شخص مفرد از یک حرف کمکی سین کمک می گیریم و مانند مثال فوق بجای آنایی می گوئیم: آناسی
• اگر حرف آخر اسم صدادار نباشد ، برای روانی ادای کلمه از صداهای ی/4 کمک می گیریم. مانند مثال فوق برای کتاب.

4 ـ ضمایر ملکی منفصل
این ضمایر مستقل از اسم هستند و بصورت «ضمیر شخصی+ضمیر ملکی متصل + کی» درست می شوند. مانند: من + یم + کی که می شود: منیمکی.
منیمکی بیزیمکی
سنینکی سیزینکی
اونونکو اونلارینکی

5 ـ ضمایر تأکیدی
ضمایر تأکیدی با وجود فاعل بر او تأکید می کنند. این ضمیر در ترکی کهن «کند» بود که در ترکی کنونی آذربایجان «اؤز» و گاهی «بیله» جای آنرا گرفته است:
کندیم کندیمیز
کندین کندینیز
کندی کندیلری

اؤزوم اؤزوموز
اؤزون اؤزونوز
اؤزو اؤزلری

بیلم بیله میز
بیلن بیله نیز
بیله سی بیله لری
• این ضمایر نیز مانند دیگر ضمایر ، حالات شش گانه اسم را به خود می گیرند. مانند: اؤزوم ، اؤزومدن ، اؤزومه ، اؤزومده ، اؤزومو ، اؤزومون

6 ـ ضمایر مبهم
این ضمایر جانشین اسم شده و یک نوع معنای ابهام را می رسانند. تنوع آنها زیاد است اما برای نمونه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
کیم: کیم ، کیمی ، کیمیسی ، کیمسه ، کیم ایسه ، هر کیم ، هئچ کیم
بیر: بیری ، بیریسی ، هر بیریسی ، هئچ بیریسی ، هر بیر ، هئچ بیر
نه: نه ، نه یه ، نه یی ، نه دن
به همین ترتیب قاباقکی ، دوننکی ، آیری ، آیریسی ، باشقاسی ، اؤزگه و ... .

7 ـ ضمایر استفهام
این ضمایر با سئوال ، هویت اسم را مشخص می کنند. عمده ترین آن عبارتند از: کیم ، نه ، نه یه ، هارا ، هاچان ، هانسی ، هانکی
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
16
درس دوازدهم : ادات

ادات (یاراقلار) نقش ارتباطی بین دیگر اجزای جمله را دارند. ادات حتی اگر از جمله حذف شوند ، خللی به كلیت جمله وارد نمی شود و مفهوم كلی جمله كماكان استنباط می شود. ادات نه مانند پیوندها بی معنی هستند و نه مانند واژه های مستقل دارای معنا و مفهوم مستقل هستند. هرچند می توان معنا و وظیفه ادات را خارج از جمله استنباط كرد ولی آنها در كنار دیگر اجزای جمله نقش خود را می توانند ایفا كنند.
تقسیمات ادات بسیار گسترده و متنوع است و در اینجا به تعدادی از اهم ادات اشاره می كنیم. بحثی در این ارتباط نیز در بخش فولكلور شهرستان میانه داشتیم كه هم در كتاب موجود است و هم در سایت میانه.

- ادات شدت و تأكید: داها ، باری ، آخی ، ها ، لاپ ، آرتیق
نمونه: داها بوندان گؤزل اولماز ، لاپ اوجوزو بو ایدی

- ادات دقت : ائله ، بئله ، جه/جا ، ایندیجه
نمونه:ائله بوجور یاز ، بئله دانیش

- ادات علت : اوچون ، ایچون ، ایچین ، اؤترو ، گؤره ، او دور كی
نمونه: بونون ایچون گئتمه دیم ، سندن اؤترو قالدیم

- ادات استفهام: به یه (مگر) ، به یم (مگر من) ، یوخسا ، هانی ، هاچان ، هاچاق ، نه ، نه یه ، نه منه ، هارا ، نه جور ، نئجه ، هانسی ، هانكی ، می/4 ، هایان ، هاردا
نمونه: هاردا قالمیشدین ، هانسی چایین سویو قورویوب

- ادات آرزو: اولایدی ، نه اولایدی ، نه اولار ، اولا ، كاش ، كئشگه ، كاشكی ، باری
نمونه: اولایدی كندیمیزه گئدم ، اولا بو ایل كنكوردان چیخام

- ادات دستوری : دئ ، گل ، گؤر ، قوی ، باخ ، باخ گؤرم
نمونه: گؤر نه دئییرم؟ ، باخ گؤرم هارا گئتمیشدین؟

- ادات ندا : آی ، هوی ، آهای ، هئی ، آ
نمونه: آی اینسان! تانری یا سیغین ، آ قیز آدین نه دی؟

- ادات تشبیه : كیمی ، كیمین ، تك ، تكین ، تكی ، سانكی ، اوخشار ، بنزر ، ائله بیل ، دئیه سن
نمونه: سنه اوخشار بیر اوغلان ایدی ، سنین كیمین آدام تاپیلماز

- ادات شرط : سا/2 ، ایه (اگر) ، اگر
نمونه: ایه سربازلیغا گئتسم ، سربازلیغا گئتسم

- ادات مقصد : دوغرو ، دوز ، ساری
نمونه: دوز ائولرینه گئتدیم ، باغا ساری گئتدیم

- ادات همراهی : ایله ، له/2 ، لن/2
نمونه: سن ایله من گئده جه ییك ، سن ایلن من گئده جه ییك

- ادات استثناء : باشقا ، آیری ، سونرا ، اؤزگه ، سووای
نمونه: سندن باشقا بیر یولداشیم یوخ ، سندن سونرا كیمیم وار؟

- ادات تأسف : حاییف ، حئییف ، حئویك ، آخئی ، آخ ، وای ، نئجه
نمونه: حئییف كی بو جمعه گلنمه یه جگم ، آخئی! دونیانی آتاركن سنیلن قوجاقلاشایدیم

- ادات تعجب: بوی (میانه) ، پی (تبریز) ، وی (زنجان) ، ائ ، وای ، ماغیل ، په دده
نمونه: بوی! سن یئنه بورداسان؟ ، ماغیل گئتمه دین میانایا؟

- ادات رضایت: آخئی ، آخئش ، جان ، به به ، اؤلمه ، وار اول ، ساغ اول ، نه دئمیشم ، هابئله
نمونه: آخئش! دانشگاهدان چیخدیم ، اؤلمه نه گؤزل دانیشدین

- ادات محدودیت: آنجاق ، یالنیز ، بیرجه ، تكجه ، فقط
نمونه: یالنیز بیر آغاج قالدی ، تكجه بیر نفر امتحان وئریب

- ادات تصدیق و انكار: هه ، هن ، یوخ ، خئییر ، بلی ، دوز ، یالانسا ، اصلا ، ابدا ، توبا ، هئچ ، آهان
نمونه: یوخ گله بیلنمه رم ، یالانسا پیس گونه قالا

- ادات مكان و زمان: كیمی ، دك ، جان/2 ، جاق/2 ، چاغ ، قده ر
نمونه: میانایا دك گئده بیلمه رم ، میانایاجاق گئده جه یم
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
15
درس یازدهم : قید

1 ـ تعریف قید
همانطور كه در درس قبلی دیدیم ، صفت در زبان تركی قبل از اسم آمده و آنرا توصیف می كند. قید نیز قبل از فعل می آید و فعل را توصیف می كند. توصیف فعل بوسیله قید ممكن است مربوط به زمان ، كیفیت ، نحوه ، چگونگی وقوع آن باشد.
اگر در «نازلی بالا» ، صفت «نازلی» توصیفی از اسم «بالا» می كند ، در «یئیین قاچیر» نیز «یئیین» نقش قید را به خود گرفته و چگونگی انجام فعل را می رساند. همانطور كه قید «یاواش» خلاف این حالت را می تواند برای این فعل نشان دهد ، بصورت: «یاواش قاچیر».
گاهی یك كلمه بسته به نحوه استفاده در جمله ممكن است هم صفت باشد و هم قید. یعنی ممكن است هم همراه اسم بیآید و هم همراه فعل. برای نمونه «آلچاق» در «آلچاق آغاج» نقش صفت را به خود می گیرد اما در «آلچاق دانیشیردی» دارای وظیفه قیدی است. پس بطور مطلق نمی توان مرزی برای صفات و قیود قائل شد.

2 ـ انواع قید از نظر معنا
1ـ2: قید سبب (پاسخ به سئوالات چرا ، به چه دلیل و ...)
«آجلیقدان» اوزو آغارمیش ایدی

2ـ2: قید كیفیت (بیان نحوه وقوع فعل)
آلچاق دانیشماق ، یئیین قاچماق ، حیرصلی باخماق

3ـ2: قید مكان
اوزاق گئتدی ، یاخین گلدی ، اوجایا چیخدی ، گئری گئتدی ، ایره لی گلدی

4ـ2: قید زمان
بویون گلدیم ، هاچان گلدین ، ایندی گئتدی ، بایاق گؤردوم

5ـ2: قید مقدار
آزجا وئر ، آز آز ایچ ، آووججا سو ایچدیم

3 ـ انواع قید از نظر ساختار
1ـ3: قیود ساده ، كه ذاتاً قید هستند.
مانند: ائرته ، گئری ، ایره لی ، بایاق ، بری ، ایندی ، آشاغی ، یوخاری

2ـ3: قیود مشتقی ، كه با تركیب یك پیوند به قید تبدیل می شوند اما در هرصورت یك كلمه محسوب می شوند. به نمونه های زیر و پیوندهای تركیبی دقت كنید:
آزجا ، بالاجا ، آستاجا
ال ایله ، آیاقلا ، باش ایله ، دیل ایله ، ناز ایله ، سنینله
ایندیلیك ، بئله لیك ، گئجه لیك
صاباحدان ، گئجه دن ، چوخدان ، پولسوزلوقدان ، هردن
گونده ، آیدا ، ایلده

3ـ3: قیود مركب
كه خود انواع مختلفی دارند:
1ـ3ـ3: تكراری: یاواش ـ یاواش ، آز ـ آز ، چوخ ـ چوخ ، گئج ـ گئج ، بیر ـ بیر

2ـ3ـ3: تكراری با وساطت به/با
بیر به بیر ، گون به گون ، آی با آی ، گوچه به گوچه ، تای با تای

3ـ3ـ3: همراهی دو مترادف
یورغون ـ آرغین ، قالین ـ قاییم ، سس ـ سمیر

4ـ3ـ3: همراهی دو متضاد
گئجه ـ گوندوز ، آلچاق ـ اوجا ، آزـ چوخ
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
14
درس دهم : صفت

صفت در زبان تركی قبل از اسم آمده و اسم را به شنونده می شناساند. اگر قید وابسته به فعل است ، صفت نیز وابسته به اسم است و معنا و مفهوم آن همراه با اسم تكمیل می شود.

1ـ ساختار صفت در تركی
صفت در تركی مانند اسم دارای سه ساختار متفاوت است: صفت ساده ، مشتقی و مركب. كه در ادامه به شرح آن می پردازیم:

1ـ الف: صفت ساده
ابن نوع صفت كلماتی هستند كه ذاتاً صفت هستند ، مانند: پیس ، یاش ، آغ.
تقریباً تمام صفات ساده تركی تك هجائی هستند. احتمال وجود دارد كه صفات ساده دو هجائی دارای بن هستند و به تك هجا ختم می شوند. مانند «یاشیل» كه احتمالاً از «یاش» گرفته شده است. یا «قیسسا» كه در اصل «قیتسا» از مصدر «قیتماق» (بریدن) می باشد. به هرحال چون روی ریشه این نوع صفات قطعیت وجود ندارد ، آنها را ساده محسوب می كنیم.

1ـ ب: صفت مشتقی
همانطور كه در مبحث اسم و پیوندها گفتیم ، منظور از اسم ، بصورت عام شامل اسم ، صفت ، ضمیر ، عدد و ... است. لذا صفت نیز می تواند از چسبیدن پیوندها به انتهای اسم ، عدد ، ریشه فعلی و ... ساخته شود كه با مراجعه به آن مباحث می توان صفتهای مشتقی یا پیوندی را از بقیه متمایز كرد و دیگر نیازی به اطاله كلام در اینجا نیست.
در اینجا برای نمونه به چند مورد اشاره می كنیم:
از جمله صفاتی كه از بن فعلی ساخته می شد: سورگون ، دورغون ، یازیچی ، قیزاریق ، دونما
از جمله صفاتی كه از بن اسمی ساخته می شد: دادلی ، یوخولو ، یوخوسوز ، بوغازجیل

1ـ ج: صفت مركب
صفت مركب نیز مانند اسم مركب می تواند با تركیبی از صفت ، اسم ، عدد و ... ساخته شود. با مراجعه به مبحث اسم و ساختار اسم مركب ، این منظور را راحتتر تفهیم می شوید. حالات مختلف این نوع صفت را در مثالهای زیر تشخیص دهید:
آجلی ـ توخلو ، آدلی ـ سانلی ، قیرمیزی دون ، قارا چادیر ، قارا باش كیشی ، آلچاق كیشی ، بوینوزلو كئچی ، اوجا ـ اوجا ، قیشقیرا ـ قیشقیرا ، بالا ـ بالا ، قارنی توخ آدام ، گؤزو توخ آدام ، بیر قیچلی كیشی ، بئش ایللیك یولداش ، بئش طبقه لیك آپارتمان

2ـ درجات صفات در تركی
درجات صفات در تركی امری استثنائی و منحصر بفرد است. هیچ زبانی از نظر درجات صفات دارای گستردگی و تنوع به اندازه زبان تركی نیست. اولاً در این زبان به جای سه درجه صفت عادی ، برتر و برترین ، پنج درجه صفت داریم. ثانیاً به جای یك نوع ساختار برای هر كدام ، چندین پیوند برای نشان دادن هر درجه وجود دارد. در ادامه و با مقایسه آن با صفات زبان فارسی ، به عمق این موضوع پی خواهیم برد.

2ـ الف: صفت عادی (آنا صفت)
این نوع صفت ، ذاتاً صفت است و مقایسه ای بین دو یا چند موضوع صورت نمی گیرد. مانند: گؤزل ، اوجا ، آلچاق ، كؤك ، آریق ، آغ ، قارا ، پولسوز

2ـ ب: صفت برتر یا قیاسی (توتوشدورما صفتی)
برای مقایسه دو چیز در زبان تركی بعد از صفت از پیوند دوگانه «راق/رك» و گاهی از پیوند چهارگانه «لی» استفاده می كنند. مانند: یاخشیراق (بهتر) ، اوجاراق (بلندتر) ، گوده رك (كوتاهتر) ، چوخلو (بیشتر) ، وارلی (پولدارتر) ، خئیلی (زیادتر).

2ـ ج: صفت تفضیلی یا برترین (اوستونلوك صفتی)
در تركی نوشتاری با آوردن «ان» قبل از صفت مفهوم برترین را به صفت می دهیم. مانند: ان یاخشی (بهترین) ، ان آلچاق (كوتاهترین) ، ان اوجا (بلندترین) ، ان پوتا (چاقترین).
در تركی محاوره بجای «ان» از «لاپ» استفاده می شود. مانند: لاپ یاخشی ، لاپ اوجا ، لاپ آلچاق ، لاپ پوتا.

2ـ د: صفت مطلق
این صفت مخصوص زبان تركی است. در زبان فارسی صفت تفضیلی یا برترین نمی تواند درجه آن صفت را بطور مطلق نشان دهد. فرض كنید بلندترین قد دانش آموزی در یك دبیرستان هزار نفری 147 سانتیمتر است. آیا صفت «بلندقدترین» شایسته او هست؟ آیا با شنیدن صفت «زیباترین» واقعاً خیالمان راحت می شود كه هیچ كم و كسری ندارد یا شاید در مقایسه با دیگران زیبا است و اگر ما ببینیم شاید زشت هم باشد؟ این مشكل در زبان تركی بوسیله صفت مطلق حل می شود و وقتی با این درجه ، صفتی را تعریف می كنیم ، متوجه می شویم كه آن موضوع ذاتاً دارای آن صفت است و قیاسی صورت نمی گیرد. گاهی این درجه از صفت را در تركی حالت مبالغه و شدت نیز تعریف می كنند.
برای ساختن این درجه از صفت ، یكی از حروف «م ـ پ» را به انتهای هجای اول اضافه كرده و این تركیب را قبل از همان صفت می آوریم(اگر انتهای هجای اول دارای حرف صدادار نیست ، بجای همان حرف یكی از این دو حرف را قرار می دهیم). مثلاً برای ساختن صفت مطلق برای صفت «قارا» (سیاه) ، به انتهای هجای اول آن (قا) ، حرف «پ» را اضافه می كنیم و تركیب «قاپ» را قبل از همان صفت (قارا) می آوریم كه می شود: قاپ قارا (سیاه مطلق). به همین ترتیب می بینیم: یام یاشیل ، گؤم گؤی ، گؤپ گؤزل ، آپ آغ (آغ آپ آغ) ، دوم دورو ، بوم بوز ، ایپ ایستی ، سوپ سویوق ، ساپ ساری ، قیپ قیرمیزی ، سپ سرین ، بوم بوش.

2ـ ر: صفت خفیف
همان مشكلی كه در بیان صفت برترین در زبان فارسی داشتیم ، در بیان صفت خفیف و كم نیز وجود دارد. چطور می توان خفیف بودن اندازه رنگ ، قد ، دما ، دیوانگی ، قدبلندی ، كوتاه قدی و ... را بیان كرد. در زبان تركی بیش از ده ساختار برای به وجود آوردن چنین صفتی و بیان منظور خود وجود دارد كه به چند نمونه در اینجا اشاره می شود:
ایمتیل/4: ساریمتیل (مایل به زرد ، زرد خفیف) ، گؤیومتول (آبی كمرنگ ، آنچه متمایل به رنگ آبی باشد) ، قارامتیل (متمایل به سیاهی)
سوو: اوزون سوو (كمی بلند ، متمایل به بلندی) ، دلی سوو (متمایل به دیوانگی ، كمی دیوانه)
شین: قاراشین (متمایل به سیاهی) ، آغشین (متمایل به سفیدی
دوزلو اوغلان وحید شکرزاده , duzli_oghlan
13
سیزده ساغولون عزیز دوستلار

من یئنی بو کلوبون معاوینی اولموشام سیزدن خواهیشیم بودور منه یاردیم ائده سیز آذربایجان کلوبلاری و مخصوصا بو کلوب فعال اولسون .

ساغولون یاشاسین آذربایجانیمیز
اؤزگور اؤزگورلوک , ozgurluk
12

Sağol qərdəş

ama mənbə`sində yazsan lap sağol


رسول رحمتی نزاد , dj_rasol321
11

یاخجدی

آتیلا تبریزلی , atila_tebrizli
آتیلا تبریزلی - 16:35 1388/08/7
10
sağolun
شیرین عسل , elham121
شیرین عسل - 15:26 1388/08/7
9

چوخ ساغولون

لاپ یاخچی دی


کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.