__
عنوان بحث
استانبول
14 فروردین 84 - 23:09
من می خوام دیگه همه مرخصیامو بزارم سالی 2_3 بارو استانبول برم.

پیام در تاریخ 84/2/5  ساعت: 13:04 توسط بهزاد شادمان ویرایش شد.
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
1
14 مهر 1385 ساعت 03:49

81-در میدان تقسیم به خانمی برخوردم كه روی بازوی خود با الفبای فارسی عربی كلمه "هاله" را خالكوبی كرده بود.پس از پرسش متوجه شدم كه حدسم درست است و نامش هاله است.

82-در بازار سرپوشیده یك كلاه افندی شكل قرمز رنگ را به هوای اینكه كلاه افندیست خریدم اما بعد متوجه شدم این كلاه افندی نیست بلكه كلاه امام جماعت مساجد و آدمهای خیلی خیلی مذهبی(یا همان حاج آقای) آنجاست و كلاه افندی بلندتر از این كلاه است به هرحال صاحب مغازه آدم مذهبی بود و به خاطر خریدن این كلاه احترامش به من جلب شد و كلی از اجناس را با  تخفیف به من فروخت.من هم به همان كلاه راضی شدم و چیزی نگفتم.در دل گفتم خدایا شكرت همین كه پای تو وسط می آید بركت هم از راه میرسد.

2
17 فروردین 1384 ساعت 18:35
پس بهتره یه سر هم مارماریس تشریف ببرید

پیام در تاریخ 84/4/7  ساعت: 14:06 توسط اکرم فتاح زاده ویرایش شد.
3
15 آذر 1384 ساعت 09:47
dozd bazare
antalyaro tarjih midam be onvane 1 tourguide
4
24 اسفند 1384 ساعت 06:43
بله ، مارماریس ،بودروم ، آنتالیا و كمر هم از جاهای دیدنی و زیبای تركیه است ، البته استانبول هم شهر زیبایی است اما مثل آنتالیا و شهرهایی كه گفتم ساحلی و لب دریا نیست . (كنار دریا هست اما بندری و قابل شنا كردن نیست.)

پیام در تاریخ 85/2/2  ساعت: 17:04 توسط ساحل اسماعیلی ویرایش شد.
5
22 اردیبهشت 1386 ساعت 22:16

سلام

خیلی ممنون از راهنماییتون من همه ی نوشته هاتون رو خوندم و برام جالب بود .تا حالا ترکیه نرفتم و شاید پیش هم نیاد که برم ولی استفاده کردم از مطالبتون و تشکر

به امید سفرهای مجدد شما به جاهای دیگر و استفاده از تجربیات و نظرات شما

6
23 شهریور 1385 ساعت 16:15

سلام

استانبول شهر بسیار زیباییست.من نكاتی را از سفر به این شهر جمع آوری كرده ام كه بد نیست شما هم بخوانید.

در پناه خدا.

7
23 شهریور 1385 ساعت 16:25

سلام

نكات سفر به استانبول در مرداد 1385:

1-فرودگاه آتاتورك بسیار جمع و جور و در عین حال منظم و دارای قابلیت انجام تعداد زیادی پرواز بدون اختلال بود.این فرودگاه دارای 2 بخش پروازهای داخلی و خارجیست و هر بخش داری دو طبقه مخصوص ورود و خروج می باشد و در هرطبقه سالنهایی با حروف A,BC,… وجود دارد كه یافتن سالن و درگاه مورد نظر را برای مسافران بسیار ساده می كند.در داخل فرودگاه انواع خدمات رفاهی بسادگی قابل دسترسیست.

كاركنان فرودگاه از جمله خانمها همه دارای یونیفرم واحد بودند و الحق كار خود را سریع و با جدیت انجام میدادند.

هنگام بازگشت در تابلور اهنما دیدم كه فقط سه پرواز مشكل دارند كه دو تای آنها مربوط به باكو و بیروت بودند كه لغو شده بوند و سومی هم  پرواز ایران ایر به مقصد تهران بود كه 3 ساعت تاخیر داشت و مشكل هر سه پرواز دیر رسیدن یا نرسیدن هواپیمای شركت مربوطه بود و ربطی به فرودگاه نداشت.

2-در بیرون فرودگاه تاكسیهای ویژه - مینی بوسهای دولموش(كه به محض تكمیل شدن مسافران حركت می كنند)-اتوبوسهای شهری  در نهایت یك ایستگاه مترو برای رفت و آمد شهری وجود دارد.

3-تاكسیهای استانبول همه زرد رنگ هستند و دارای تاكسی متر می باشند و كرایه آنها چه یك نفر باشید و چه چهار نفر برای مكاان مورد نظر ثابت است.در حقیقت مانند تاكسیهای دربستی خودمان هستند.كار مشابه تاكسیهای ما را در استانبول مینی بوسهای دولموش انجام می دهند.

4-از مسافركشهای شخصی در استانبول اثری ندیدم.

5-از  یك راننده تاكسی پرسید ینزین لیتری چند؟گفت:2 لیر ترك یعنی معادل 1300 تومان ما!

6-بستن كمربند ایمنی در داخل شهر اجباری نبود اما در ردیف جلوی تاكسی نشستن بیش از یك نفر ممنوع بود.

7-در استانبول برای رفت و آمد به نقاط مختلف شهر كلا 6  وسیله موجود است:

1-تاكسی2-مینی بوس3-اتوبوس شهری4-تراموا5-مترو6-قایق های مخصوص (استانبول دارای دو بخش آسیایی و اروپاییست كه  تنگه بوسپور آن دو را جدا می كند.)

8-چندن پل بزرگ بر فراز آبهای تنگه بوسپور دو بخش آسیایی و اروپایی را به هم متصل می كند.برخی از آنها فقط مخصوص وسایل نقلیه هستند و بسیار مرتفع و بزرگ و برخی هم برای برای وسایل نقلیه و هم برای پیاده روی مردم است.

9-شهر استنانبول بسیار تمیز است بطوریكه من روز اول ورود كفشهایم را واكس زدم و تا یك هفته بعد(روز خروج) همچنان تمیز مانده بودند.

10-كسبه استانبول حوالی 8:30 شروع بكار می كنند و یكسره تا 7 غروب مشغول كارند(به استثنای بقالی های محل و رستورانها )

11-در محله چمبرلی داش كه نزدیك مسجد سلطان احمد است چندین سقاخانه قدیمی مربوط به بیش از 100 سال پیش دیدم كه متنهای روی آن حاوی نام  وقف كننده و درخواست فاتحه ای برای روح  او بود.البته در بیشتر این سفا خانه ها دیگر از آب خبری نیست.

12-از كلمن ها و بشكه های آب صلواتی و خیراتی كه در خیابانهای ما معمول است در خیابانهای استانبول چندان خبری نیست(به جز یكی دو مورد استثناء).

13-آب آشامیدنی خود را باید از مغازه ها خرید.یك عدد آب معدنی كوچك 1 لیتری  نیم لیر یا 50 قوروش معادل 350 تومان و یك عدد آب معدنی بزرگ 5/1 لیتری 75/0 لیر یا 75 قوروش معادل  500 تومان ماست.

14-تركها خود را از دردسر صفرهای اضافی در پول خود خلاص كرده اند.تا همین چند سال پیش واحد پول تركیه لیر قدیم بود كه یك میلیون لیر قدیم معادل 1 لیر جدید است.مثلا باید نیم میلیون لیر برای یك آب معدنی كوچك می دادند و مشكلات زیادی برای حمل و نقل پول هم ایجاد شده بود.به همین دلیل  لیر جدیدی تعریف كردند كه معادل یك میلیون لیر قدیم است و تا سقف 1 لیر پولها سكه ای و از یك لیر به بالا اسكناس است.هر لیر به صد واحد تقسیم می شود كه هر واحد را یك قوروش می گویند.سكه های 5و10و20و50 قوروشی و سكه 1 لیری موجود است و اسكناسهای 5و10و20و50و100 لیری نیز كار حمل و نقل پول را راحت می كنند.

15-از یك كارمند بانك پرسیدم چقدر حقوق می گیری؟گفت هزار لیر معادل  هفتصد هزار تومان ما.

16-بهای اجناس در بقالیهای استانبول تقریبا دو برابر بهای اجناس در یك محله معمولی تهران است.

17-مساجد استانبول همه تقریبا به سبك مسجد معروف سلطان احمد و ایاصوفیا هستند.رنگ غالب در آنها رنگ خاكستریست.صادقانه باید گفت كه از نظر  ظرافت و زیبایی به پای مساجد ایران و بخصوص اصفهان نمی رسند.

18-طبق رسوم اهل سنت در هر مسجد 5 بار در روز اذان گفته می شود برای نمازهای صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشاء .وقتی صدای اذان بلند می شود مردم حتی لائیكها به احترام آن صدای موزیك خود را خاموش یا بسیار پایین می آورند.در عرشه قایق پیرزنی را دیدم كه نماز عصرش را داشت در گوشه ای سر وقت می خواند.در ئلم او را تحسین كردم.

19-لحن قرآن خواندن و اذان گفتن در مساجد استانبول چندان گوشنواز و زیبا نیست و باید گفت كه نسبت به ما ایرانیها و مصریها برادران ترك ما از این نظر خیلی عقب مانده اند.

20-تا آنجا كه من مشاهده كردم حدود 20% از خانمها در استانبول حجاب كامل داشتند.البته حجابی با لباسهای زیبا و رنگی( كه رنگ سفید و نقوش گلدار در آنها مشهود بود)و دامنهای بلند و روسریهایی كه حتی یك مو هم از آن پیدا نبود.

21-هنوز كه هنوز است حضور دختران با حجاب در دانشگاهها و استخدام آنها در ادارات دولتی ممنوع است اما بجز دو مورد فوق بنده در خیابانها و معابر هیچگونه محدودیتی برای آنها ندیدم.نخست وزیر و بسیاری از اعضای مجلس تركیه اسلامگرا هستند و افكار عمومی تركیه بجز عده ای از لائیكها موافق برداشتن موانع تحصیل و استخدام خانمهای محجبه هستند.اما از طرفی لائیكها خواهان پیوستن به اتحادیه اروپا هستند و مایل نیستند كه با چنین كاری شانس خود را كاهش دهند.

22-خانوادهای بسیاری را دیدم كه تعدادی از اعضای خانواده دارای حجاب و تعدادی هم بی حجاب بودند و در كمال تفاهم با همدیگر زندگی می كردند.

23-یكی از رسوم تركها این است كه وقتی پسری را ختنه می كنند(كه معمولا اینكار را در 7 یا 8 سالگی انجام میدهند) یك روز تمام لباس مخصوص و قدیمی بر او می پوشانند و در شهر پیاده بهمراه هم قدم می زنند و برای او هدیه هایی می خرند.

24-تركها از نظر چهره و فیزیكی  خلق و خوی و عادات نزدیكترین مردم به ما ایرانیها هستند.

25-تركیب نژادی تركیه را برای اطمینان از چند نفر پرسیدم اكثرا به این آمار اذعان كردند:55 میلیون ترك و 20 میلیون كرد كه كردها بیشتر در شرق و جنوب شرق سكنی دارند.كردهای استانبول اصلا مایل نیستند درباره پ-ك-ك یا حزب كارگران كردستان كه مرتبا بمب گذاریهای را در تركیه انجام میدهد صحبت كنند و میانه خوبی با آن ندارند.

26-تركیب مذهبی تركیه(هرچند كه اسمی هم باشد) نیز چنین گفته شد:45 میلیون مسلمان سنی و 30 میلیون مسلمان علوی

علویان می گویند كه پیرو مرام و شیوه علی(ع) هستند اما اعتقادی به انجام واجبات مانند نماز و روزه و .. ندارند.بر روی عرشه قایقی با مردی علوی بنام "اردوان" آشنا شدم نام و چهره ای كاملا ایرانی با سبیل داشت

می گقت اجدادش صدها سال قبل از ایران به تركیه آمده اند.بازنشسته بود و اوقات خود را به سفر می گذراند و خانواده اش در یكی از جزایر كوچك نزدیك جزیره معروف و توریستی بویوك آدا سكونت داشتند.

27-در استانبول كردهای زیادی زندگی می كنند كه از شرق تركیه به استانبول مهاجرت كرده اند.برخی از آنها در كار و كاسبی پیشرفت زیادی كرده اند و تعدادی از وزرای دولت هم كرد هستند اما بیشتر دست فروشها و واكسی ها و این قبیل مشاغل استانبول  كرد هستند.

28-ناگفته نماند كه مشاغل كاذب مانند دستفروشی در استانبول یك دهم تهران است یعنی به آن شلوغی و كثرت تهران نیست.

29-از نصب آگهی ترحیم روی دیوارها خبری نبود.

30-در چندین جا ی مخصوص پارچه های با مضومن حمایت مالی و همدردی با مردم فلسطین و لبنان نصب شده بود به این مضمون:برادران فلسطینی و لبنانی خود را دریابید و یا:فلسطین جان ماست و همه ما فلسطینی هستیم

31-اعلامیه ای بر رور دیوار یكی از خیاابانها دیدم كه نوشته شده بود:

مراقب باشیم ایران هم مانند عراق نشود و جلوی حمله آمریكا به ایران را بگیریم.

32-مردم تركیه اكثرا از اسرائیل متنفر هستند و با یكی دو نفر كه صحبت می كردم گفتند:ما دوست داریم ایران بمب اتم بسازد و اسرائیل را نابود كند.

من هم گفتم بیخود خیالبافی نكنید چون ایران فوقش بتواند از خودش دفاع كند!

33-در استانبول آنهم در فصل تابستان چیزی كه فراوان است جهانگرد است.هتلها و رستورانها و اماكن تاریخی از این راه درآمد بسیاری دارند و كسبه بازار سرپوشیده استانبول هم تا دلتان بخواهد از  این جهانگردان پول در می آورند.در اماكن تاریخی و توریستی استانبول صدها توریست برای خرید بلیط صف می كشند كه بی اختیار مرا یاد غربت و بی كسی میدان نقش جهان و تخت جمشید می انداخت.یادم می آید كه سال گذشته در شیراز به هر جا می رفتم جز 10 یا 15 نفر توریست نمی دیدم.كه بیشتر آنها را هم در جاهای دیگر شیراز دیده بودم.اكنون كار به جایی رسیده كه بجای اینكه تركها به خودشان فشار بیاورند تا زبان خارجیها را بیاموزند این خارجی ها هستند كه با هزار زحمت سعی می كردند منظور خود را با زبان تركی به كسبه استانبول بفهمانند. روزگاری حتی در دربار سلاطین عثمانی زبان تركی در سایه زبان فارسی قرار داشت و سلطان زاده ها موظف به یادگیری فارسی بودند اما اكنون به جرات می توان گفت كه تعداد كسانی كه مایلند تركی بیاموزند بسیار بیشتر از فارسی است و قدرت بین المللی زبان تركی در مبادلات افزایش یافته است.

34-بازار سرپوشیده استانبول كه به آن كاپالی چارشی می گویند جاییست كه صنایع دستی و خشكبار و انواع پوشاك و محصولات مدرن و جواهران را عرضه میكند و محل خرید اصلی جهانگردان است بطوریكه از بیساری جهانگردان در آن ازدحام فراوانی وجود دارد.

35-قیمت اجناس در كپالی چارشی سرسام آور است و اگر بخواهید قیمت واقعی را بدانید باید مدتها با فروشنده چانه بزنید و معمولا تا یك سوم قیمت اولیه هم راضی میشوند كه باز هم سود خوبی برایشان دارد.

36-برای اینكه با مردم استانبول رابطه كلامی برقرار كنید اگر تركی استانبولی نمی دانید دست كم باید به زبان انگلیسی بتوانید صحبت كنید.

37-"بویورون افندیم" یا "افندیم" خالی  تكیه كلام كسبه است.افندی لقبی قدیمی برای بزرگان بوده كه اكنون برای احترام به دیگران بكار می رود.كسبه استانبول بسیار با حوصله و زرنگ هستند.

38-طبق گفته تركها اساتید ایرانی در تعمیر فرشهای دستباف در تركیه حرف اول را می زنند.

39-بازار سرپوشیده كاپالی چارشی ساعت 8 صبح باز میشود و تا ساعت 7 غروب یكسره باز است.

40-صنایع دستی تركیه در مقایسه با صنایع دستی ایران بسیار محدودتر و در حد اجناس درجه 2 ایران است.

41-الحق و الانصاف چای تركی خیلی خوشمزه است.این چای بیشتر با عطر سیب و در دو نمونه عرضه میشود یكی چای سیب بدون شكر و دیگری با شكر كه همان شكر مخلوط با عصاره سیب است و این دومی خوشمزه تر است.

42-كباب تركی شبیه كوبیده خودمان اما  خیلی تند و فلفلیست.

43-در فصل زمستان كه جهانگرد كم است بسیاری از رستورانها و كافه تعطیل می شوند و كاركنان آنها دنبال مشاغل دیگری می روند تا دوباره هوا معتدل شود و سر و كله جهانگردان پیدا شود.

44- پان تركیسم در استانبول به چشم نیامد.با چند نفر كه صحبت كردم می گفتند كه همه مسلمانان برادران ما هستند و در كل رفتار آنها با همه جهانگردان خوب بود ولی با جهانگردان كشورهای اسلامی خودمانی تر بودند.پان تركیسم یا همان تعصب تركی در تركیه بسیار ضعیف و در انزواست.

45-با وجود اینكه استانبول دارای دیسكو های فراوانی است اما در منطقه محل سكونت ما(چمبرلی داش) از دیسكو خبری نبود.

46-در استانبول روسپی های زیادی كه بیشتر روسی و اهل اروپای شرقی هستند وجود دارد.با وجود اینكه روسپی گری در تركیه قانونی نیست!!!بیشتر این روسپیان با آگاهی كامل و برای كسب درآمد به این كار روی آورده اند چون كشورهای خودشان در وضعیت نامناسبی از نظر اقتصادی و خانوادگی هستند و برخی از آنان نیز اغفال شده هستند.

47-میدان تقسیم و خیابان استقلال كه یكی از خیابانهای منتهی به این میدان است از شیكترین و تجاری ترین میادین استانبول است.

48-در استانبول بسیاری اوقات با صحنه هایی روبرو می شوی كه پسر و دختر عاشقی همدیگر را در آغوش گرفته و می بوسند و كاری به كسی هم ندارند و كسی هم آنها را نگاه نمی كند.در روزهای اول این صحنه ها جالب بود اما روزهای آخر دیگر عادی شده بود.

49-در برخی از هتل ها ی كنار آب پلاژهای مخصوصی برای شنا و آفتاب گرفتن هست كه مرد و زن در آنجا شنا می كنند و آفتاب می گیرند.طبق معمول ما ایرانیها هر وقت به این صحنه ها می رسیدیم عكس و فیلم می گرفتیم ولو از صدها متر فاصله و با دوربین های فاقد كیفیت و زوم!البته این مكان ها در استانبول كم است و كلا ساحل قابل شنا كردن در استانبول اندك است.

50-استانبولیها برنج كم می خورند و نانهایشان هم نان غربی یا همان كیك است اما در رستورانها غذاهای شرقی فراوان است.یكی از آنها به "اسكندر" معروف است كه دارای گوشت و سیب زمینی سرخ كرده و سبزیجات با گوجه است و به مذاق ما ایرانیها بیشتر خوش آمد.پیتزا و اسپاگیتی هم در اكثر  رستورانها وجود داشت و كیفیتش خوب بود.

51-عذاهای دریایی از ماهی و صدف هم  فراوان بود.داخل صدفها كمی برنج و سبزیجات می ریختند و آنها را می پختند كه خوشمزه میشد و ماهی ها را هم به دو صورت كباب و سرخ كرده پخت می كردند.

52-در رستورانها آب را هم مانند دیگر نوشیدنی ها باید خرید.بدلیل كمبود آب باید آب معدنی خرید.

53-در بار همه رستورانها و هتل ها انواع نوشیدنیهای الكلی و غیر الكلی موجود است.اما تا آنجا من دیدم بارها خلوت بودند.بیشتر مردم استانبول نوشیدنیهای غیر الكلی  مانند كولا و آبمیوه را ترجیح میدهند.

54-در استانبول گداهای زیادی ندیدم.به جز چند پیر زن و پیر مرد.

55-مهم ترین بناهای تاریخی و توریستی استانبول عبارتند از:مسجد سلطان احمد-مسجد ایا صوفیا-برج گالاتا-كاخ توپ كاپی-كاخ دولما باهچه و جزایر  پرنسس كه جزیره بویوك آدا هم جزو آنهاست.

56-در مسجد ایا صوفیا روی هر ستون بزرگ و در داخل قاب بزرگ دایره ای با زمینه سبز و رنگ طلایی نامهای زیر را نوشته اند:

الله-محمد-ابوبكر-عمر-عثمان-علی-حسن-حسین

چند نفر از توریستها با توجه به چهره من حدس می زدند كه من باید مسلمان باشم و ا من درباره این نامها پرسیدند و من هم گفتم:اینها نامهای خدا و پیامبر و جانشینان  برحق پیامبر و بزرگان اسلام از نظر اهل سنت هستند.

57-در كاخ توپ كاپی اشعار عربی و فارسی و تركی قدیم زیادی بر سردرها و دیواره نوشته شده است كه من دو تای آنها را بخاطر دارم:

برآورده مطرب سر از هر كران-----جهان پرشده ز بانگ خنیاگران

یكی دیگر:

دم به دم ساعت به ساعت اقبالت فزون---دشمنت چون شیشه ساعت به ساعت سرنگون

58-جو و انرژی موجود در میان مردم استانبول مثبت است و روحیه و تلاش خوبی دارند.

59-هتل ما 3 ستاره بود (البته نه 3 ستاره های اسمی) و  محل اقامت ما 1 سوئیت 20 متری با تمام اماكانات بود.صبحانه بصورت سفره باز عرضه میشد و طبق معمول ما ایرانیها ساعت 7 همه سر میز صبحانه بودیم و حسابی می خوردیم اما اروپاییها از 8 به بعد پیدایشان میشد.

60-از روی تلوزیون موجود در سوئیت شمردم كه  بیش از بیست شبكه تلویزیونی قابل دیدن بود.برنامه های آنها مثل ماهواره خودمان بود.اخبار - ورزش –فیلم-سریال-طنز-موسیقی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اگر نكته دیگری به یادم آمد حتما ذكر خواهم كرد.در ضمن این نظرات و نكته ها از دیدگاه شخصی من است.ممكن است كsانی كه بیشتر در استانبول مانده باشند بیشتر و بهتر بدانند.

اشتباهات تایپی را ببخشید.

در پناه خدا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



پیام در تاریخ 85/6/23 ویرایش شده است.
8
25 شهریور 1385 ساعت 22:26

سلام

ادامه نكاتی از سفر استانبول:

61-در یك فروشگاه محصولات فرهنگی به محصولاتی از موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و نامهایی آشنا ازجمله استاد شجریان و گروه آرین برخوردم.اما از همه جالب تر دوبله تركی مجموعه های تلویزیونی مریم مقدس-مردان آنجلس و هشت بهشت بود.ظاهرا مجوعه های تاریخی و مذهبی ساخت ایران طرفداران زیادی در  قشر مذهبی تركیه و سایر كشورهای اسلامی دارد.البته  مجموعه های تاریخی و مذهبی  كه به نوعی مشتركات همه مسلمانان است مانند موارد فوق .

62-در شبكه های تلویزیونی تركیه اخبار بصورت دقیق تر و با پخش گزارشات ملموس ارائه می شود.

63-یادم هست كه در فرودگاه هنگام ورود با تجمع گروه زیادی از طرفداران تیم فنرباغچه و تعداد زیادی خبرنگار با دوربینهای فیلم برداری مواجه شدم اما این تجمع برای استقبال از من نبود بلكه برای استقبال از بازیكن خارجی جدیدی بود كه تیم فوتبال فنرباغچه خریده بود.

64-حالا كه صحبت از فرودگاه شد بدانید كه هرگز نباید از فروشگاهها و كافه های داخل فرودگاه خرید كنید چون قیمتهای آنها 4 تا 5 برابر قیمت های سطح شهر است.

65-90% خانم های ایرانی كه به استانبول می روند در فرودگاه آنجا تغییر ظاهر و لباس میدهند به گونه ای كه دیگر شناخت آنها به سادگی ممكن نیست.

66-در عرشه قایقی دو خانم ایرانی با هم صحبت می كردند و بنده هم ناخودآگاه و ناخواسته این قسمت از حرفهای یكی از آنها را كه در حال نصیحت كردن دیگری بود شنیدم:"واسه شوهرت مثل برده نباش كه هر وقت اومد بپرسه شام حاضره؟ نهار چیه؟ و از این حرفها...اگر دو سه بار گفت بیا بریم شمال و تو هم قبول نكردی دفعه بعد مجبور می شه بگه بیا ببرمت تایلند..بیا بریم استانبول!"

67-یك رستوران بنام "سلطان" در چند قدمی هتل محل اقامت ما بود كه من چند باری برای نوشیدن چای و صرف غذا آنچا رفتم.مدیر آن جوانی بنام "اورهان" بود كه اهل شهر وان در نزدیكی مرز ایران بود.چهره ای ایرانی داشت و تركی صحبت كردنش را هم بیشتر از استانبولیها می شد فهمید.خیلی پرتلاش بود.جلوی در رستوران می ایستاد و با زبان انگلیسی و صدای بلند توریستها را جلب میكرد. با جملاتی از قبیل:

Hello lady..hello sir..please try our restaurant today..good food here

به هرحال از هر 10 الی 15 نفری چند تایی را شكار میكرد و با حوصله برایشان توضیح میداد كه چه غذاهایی دارند  ومحتویاتشان چیست.بعضی از جهانگردان اعتنایی نمی كردند و بعضیها هم دست به شكم و گل می گذاشتند یعنی اینكه ما سیریم!.جهانگردان اروپایی در انتخاب رستوران و غذا خیلی با حوصله و وسواس عمل می كنند.

اورهان از ساعت 10 صبح تا نیمه شب یكسره كار میكرد.به هر حال با آنكه مكان رستوران اجاره ای بود از درآمدش راضی بود.مشكل اصلی زیاد بودن رقیبان بود.چون به فاصله هر 20 یا 30 متر یك رستوران دیگر قرار داشت و جلب كردن توریستها ید طولایی می خواست.صاحب رستوران روبرویی دمق پشت میزش نشسته بود و مثل اورهان تلاش نمیكرد و به همین دلیل هم رستورانش خلوت و سوت و كور بود.

68-با اینكه معمولا توصیه می شود با تور به سفر بروید اما من نمی توانستم شرایط و محدودیتهای تور را تحمل كنم و از طرفی دوست و همراهی در تركیه به من ملحق شد كه مرا از تور و امثال آن بی نیا میكرد.

69-با یك زوج لهستانی كمی اختلاط كردم و از حال "لخ والسا" مبارز دوران دیكتاتوری كمونیسم جویا شدم گفتند كه مشغول تدریس در دانشگاه و سخنرانی است. گفتم مراقب باشید كشورتان گرفتار خودخواهی ها و زیاده طلبی های آمریكا نشود چون این یانكی ها خیلی خود خواهند بخصوص در تجارت كه بحث پول و سود بیشتر مطرح هست.

70-رانندگان تاكسی و رستوران و مغازه ها ارزهای عمده دنیا را می پذیرفتند.همیشه یك ماشین حساب دم دستشان است و سریع به نرخ روز مبلغ مورد نظر را به دلار یا یورو محاسبه می كنند.

71-ترجمه تركی آثار مولانا كه خودشان بیشتر با نام "رومی" خطابش می كنند جزو لاینفك كتابفروشیهای استانبول است.

72-در یكی از خیابانها به پدر و دختری مكزیكی برخوردم كه بر خلاف مكزیكهای برره اینها مكزیكی اصل بودند.پدر گیتار می نواخت و می خواند و دخترش هم با با او همخوانی میكرد ضمن اینكه با آلت موسیقی مخصوصی صدای گیتار را همراهی میكرد و رهگذران هم كمابیش سكه هایی درون قاب گیتارش كه برای همین كار باز شده بود می انداختند و هر بار كه كسی سكه ای می داد به علامت تواضع حین نواختن و خواندن سر خم میكردند.چهره پدر و دختر تیره و مكزیكی اصل بود.از آنسوی دنیا برای امرار معاش به استانبول روی آورده بودند.خیلی زیبا می نواختند.

73-جهانگردان ژاپنی ظاهرشان اخمو و توی خودشان بودند.كره ایها و چینی ها كمی بهتر بودند.

74-دو اپراتور معروف تلفن همراه در تركیه وجود دارد یكی tr telesim  و دیگری turkcell  و سیم كارتهای اعتباری هر دو شركت بسادگی قابل خرید بود. tr telesimطرف قراداد روامینگ مخابرات ایران است.هر چند در طول روز ساعاتی با اختلال در سرویس دهی به مهمانان ایرانی خود حال می گرفت اما روی هم رفته خوب بود.

75-روبروی هتل ما پیرایشگاه(سلمانی) بود كه مشتری هایش بیشتر خانم بودند اما پیرایشگرانش بیشتر مرد.

76-هوای استانبول 10 درجه از تهران خنك تر است اما بواسطه قرار داشتن در كنار دریا رطوبت آن خیلی بیشتر است.

77-به یك خانواده ارمنی كه مادرشان از ارامنه ایران بود و پدرشان از ارامنه تركیه بود برخوردم.مادر خانواده فارسی را خوب صحبت میكرد با اینكه  حدود 30 سال بود كه از تهران به تركیه آمده بود.توصیه های مادرانه خوبی برای امنیت و صرفه جویی در پول كرد.مهر ایران زمین در وجود او مشهود بود.

78-كلمه "تمام" در تركی استفاده زیادی دارد.معنای استفاده آن نزدیك به معنای OK در زبان انگلیسی است وقتی می گویند تمام یعنی اینكه اوكی منظورتان را فهمیدم و خلاصه اینكه دیگر بحث تمام است.

79-الحق كه از هركس آدرس جایی را پرسیدم با خوشرویی و متانت جواب داد.یكبار كه دوربین عكاسی را با بند از دستم آویزان كرده بودم یك مامور پلیس با لحنی دوستانه جلو آمد و گفت بهتر است دوربین را در جلد مخصوص و روی كمربند ببندم چون اینجوری احتمال سرقت آن زیاد است ومن هم تشكر كردم.

80- روی هم رفته اگر استانبول را بهترین و مدرن ترین شهر تركیه و تهران را بهترین و مدرن ترین شهر ایران بدانیم.استانبول (سوای جذابیت های توریستی اش) شهری مدرن تر و روان تر از تهران  و دارای نظم بیشتر است.

 

 

 

در پناه خدا

 



پیام در تاریخ 85/6/28 ویرایش شده است.
9
23 آبان 1385 ساعت 02:17
87-من افسوس می خورم چرا وقت بیشتری را به دیدن جزایر اطراف استانبول اختصاص ندادم.یك مرد بازنشسته(همان مرد علوی بنام اردوان در نكته شماره 26) می گفت كه هر روز با قایق بخار صبحها به استانبول میاد  عصرها هم به خانه اش در یكی از جزایر بر می گردد و هیچگاه هم از این كار خسته نشده است.البته باید بگم حق داشت!

88-در جزیره بویوك آدا تعداد زیادی درشكه با اسب مخصوص توریستها وجود دارد كه طالب هم زیاد دارد.من هم كه جو گرفته بودم به یكی از این درشكه دار ها گفتم مرا یك دور كامل دور جزیره نزدیك ساحل بگرداند حدود 15 كیلومتری می شد البته با 50 لیر ناقابل(35000 تومان)

89-در تركیه جمله "عافیت اولسون=عافیت باشد" را نه برای كسی كه حموم رفته بلكه بیشتر  به معنی "نوش جان" و هنگام غذا خوردن استفاده می كنند.چند بار این جمله را از گارسونهایی كه غذا می آوردند شنیدم.

90-چند بار هم در رستورانها گارسونها با توجه به ظاهر ایرانی من كه به كردها شباهت بیشتری داشت تا تركها پرسیدند"كرمانجی ذانی؟" یعنی كرمانجی می دانی(كرمانجی زبان كردی كردهای تركیه است) من هم گفتم نه نذانم!

 

10
3 آبان 1385 ساعت 04:43

سلام

این مجموعه تلویزیونی كلید اسرار(sir kapisi) كه بسیاری از قسمتهایش در استانبول ساخته شده و هر روز ساعت 4 بعد از ظهر در ماه رمضان پخش شد با فضای معنوی خوبی هم كه  بر آن حاكم بود...عجیب خاطرات استانبول را زنده كرد.

به قول یكی از راننده ای تاكسی استانبول:

Allah kavusdursun!

خدا به هم برسونه!

در پناه خدا



پیام در تاریخ 85/8/2 ویرایش شده است.
11
21 آبان 1385 ساعت 06:58
 

بچه ها ادامه نكته ها:

83-در كتابفروشیهای بزرگ خیابان استقلال هر چه دنبال یك كتاب به زبان انگلیسی بنام the end times گشتم پیدا نشد.كلا كتاب به زبان اصلی كم بود درست مثل ایران خودمان!

84-در میدان تقسیم یك مراسم جشن كوچك تبلیغاتی برای محصولات شركت intel برپابود و روی سكو گوینده مشغول قرعه كشی جایزه دار و وراجی و از این حرفها بود و یك گروه از دختر های با لباس یكدست و آرم شركت اینتل مشغول رقص بودند.گروه زیادی از مردم(بیشتر پسرهای جوان) جمع شده بودند به تماشا.

85-در یك فروشگاه عتیقه جات و وسایل تزئینی به دو بشقاب در ویترین برخوردم با نقش محمدرضا شاه و فرح!

و بشقابهای دیگری از ارنستو چه گو وارا و فیدل كاسترو و كندی و...كلی شخصیت سیاسی دیگه!

 



پیام در تاریخ 85/8/20 ویرایش شده است.
12
22 آبان 1385 ساعت 01:19

86-اگر دنبال یافتن جایی با مردمانی متفاوت از خودمان هستید استانبول آنجا نیست!استانبول شهریست با ظاهری نزدیك به اروپایی اما خلق و خوی مردمانش بیشتر شرقی است و شبیه خودمان(البته نه به خونگرمی مردم ایران ولی توی همون مایه ها)



پیام در تاریخ 85/8/21 ویرایش شده است.
13
29 آبان 1385 ساعت 19:12

پشت صحنه یك رستوران شیك:

91-یكبار ساعت 1 ظهر برای ناهار به رستورانی رفتم .دیدم گارسونها و آشپزها همه دور یك میز نشسته اند و دارند برای ناهار نیمرو می خورند.بعد از سفارش و صرف عذا از آنها درباره وضعیت كار و كاسبی پرسیدم.صاحب رستوران كه همسن و سال خودم بود گفت كه  مكان رستوران اجاره ایست و فقط تابستانها و در فصلهای توریستی كاسبی بد نیست و بدلیل تعداد زیاد رقیبان و كرایه های بالا و هزینه مواد اولیه ناچاریم از خرج خود بكاهیم.این بچه ها هم هركدام از شهری برای كار به استانبول آمده اند و ناچارند با شرایط بسازند و صرفه جویی كنند.

14
29 آبان 1385 ساعت 19:31

92-یك برنامه تلویزیونی به بررسی اخبار هنرپیشه ها و ستاره های موسیقی اختصاص داشت.مهم ترین اخبار حاشیه ای هفته عبارت بودند قهر كردن ابراهیم تاتلیسس و دوستش ؟ افشار كه اون هم خواننده است(اسم كوچیكش یادم رفته) به دلیل اینكه دختره وعده ازدواج را به هم زد! و دیگری اینكه سزن آغسو(sezen aksu) خواننده زن قدیمی هنگام اجرای كنسرت پاش به سیم میكروفون گیر می كنه و حسابی كله ملق میشه و مایه خنده و تاسف و حاضران هم به بهانه كمك كردن به خواننده محبوب خود می ریزند روی صحنه و برای مدتی اجرای كنسرت با وقفه روبرو میشه.

یك خبر دیگه هم بود درباره اینكه دو تا خواننده زن و مرد  دیگه كه اسمشون یادم رفته هنگام شنا در استخر اختصاصی شان با هم بگو مگو می كنند و زنه هم با عصبانیت استخر را ترك می كنه كه تمام ماجرا را یه بنده خدایی از دور بصورت مخفیانه فیلمبرداری كرده بود و این جور خبرها ای حاشیه ای ظاهرا مخاطبان بسیاری دارد. 

93-در كوچه و خیابانها چندین بار بچه هایی را دیدم كه ترانه جدید مهسون قیرمیزی گل را زیر لب زمزمه می كردند:

اؤلموشم تؤكنمیشم گؤزلرینده.......یعنی در چشمان تو مٌرده ام و تمام شده ام.