userinfo close

  ,

خاطرات مسافرت به خارج


travelmemories

تاسیس: 14 بهمن 1383  پروفایل کلوب
مدیر کلوب: اسپرانتیستینو اسپرو - معاونان
 

لیست بحث ها

  عناوین بحث ها ارسال کننده پاسخها بازدید بروز رسانی اولویت
0
6
90/10/27 (17:21)
0
36
90/9/24 (00:57)
0
7
90/8/16 (15:26)
0
19
90/8/12 (15:29)
74
1535
90/6/30 (13:36)
0
3
90/6/14 (01:33)
0
30
89/10/23 (09:03)
0
31
89/8/22 (01:27)
0
13
89/7/16 (23:43)
0
15
89/7/6 (14:44)
0
241
89/6/19 (16:58)
15
987
89/6/6 (23:29)
1
44
89/5/27 (21:13)
0
33
88/9/29 (21:19)
0
161
88/8/22 (18:43)
0
60
88/7/20 (12:24)
0
154
87/12/8 (18:27)
2
72
87/11/25 (15:14)
11
220
87/11/22 (14:34)
0
143
87/11/8 (10:32)

عنوان بحث

علی ح  , hajalibala
علی ح - 06:52 1384/11/18

زیبا ترین خاطرات شما از مسافرت به خارج از کشور

زیبا ترین و تلخ ترین خاطره سفر من مربوط به شب عاشورای 1382است که داشتم با مسجد جمکران میرفتم دوستم اقای حسین قوامیان زنگ زد و پیشنهاد سفر به کربلا را داد وقتی من از او پرسیدم کی گفت همین الان تا نیم ساعت دیگر من از همانجا مسیرم را عوض کردم و واقعا تا نیم ساعت دیگر راه افتادیم و با اتومبیل من یکسره تا مهران رفتیم و بعد از ان هم مسیر به مسیر تا کربلا و تلخی سفر این بود که همزمان با ورود ما به کربلا چند بمب در حرم امام حسین منفجر شد و تعداد زیادی از هموطنان ما کشته شدند
الان که به شب عاشورا نزدیک میشوییم خاطره ان سفر مدام جلوی روی من است
  • ارسال پاسخ

پاسخ ها

ترتیب پاسخ ها : از آخرین پاسخ
اسپرانتیستینو اسپرو , sahelwitch
1
برای من همیشه تمام سفرها خاطره ست . از دیدن آثار تاریخی و آشنایی با همسفر های جدید گرفته تا پیاده روی های طولانی .
اما یکی از زیباترین و خاطره انگیز ترین لحظات عمرم مربوط به آخرین سفرم به پاریس می شه . به خوبی به یاد دارم که موقع غروب بود و تازه تور گشتمان از رود سن تمام شده بود و کشتی در فاصله ی نزدیکی از برج ایفل در حال توقف بود . ساعت حدود یک ربع به 7 شب بود و ما بعد پیاده شدن از کشتی به طرف برج رفتیم تا بر چمن های اطراف برج پیک نیک داشته باشیم . هوا تاریک شده بود و ما منتظر سبز شدن چراغ عابر پیاده برای عبور از خیابان و رفتن به زیر برج بودیم . درست راس ساعت 7 برج ایفل شروع به درخشش کرد و منظره ی خیره کننده ای به وجود آورد . صدای حیرت و تحسین از همه ی ما و همسفر ها بلند شد . چراغ عابر پیاده سبز و بعد از مدتی دوباره قرمز شد اما همه ما ، همان جا ایستاده و مشغول تماشا بودیم. چشم برداشتن از این منظره واقعا غیر ممکن بود.
اسپرانتیستینو اسپرو , sahelwitch
2
دیدن تابلوی مشهور مونالیزا در موزه لوور ، یكی از به یادماندنی ترین لحظه های زندگیم بود. به قدری آرزوی دیدن این تابلو را از نزدیك داشتم كه وقتی به سالن پرطرفداری كه مونالیزا را در آن نگهداری می كردند ، قدم گذاشتم و از دور چشمم به آن افتاد ، نفسم تنگ شد و بی اختیار به انتهای صف هنردوستان مشتاق پیوستم . و حال خود را نفهمیدم تا وقتی كه یه جلوی صف رسیدم ( حال دیگر اعضای خوانواده م نیز چنین بود).
با نگاه به بی نظیر ترین شاهكار قرن چشم دوخته بودم و قادر به تكان خوردن نبودم تا هنگامی كه یكی از نگهبانان سیاه پوست تابلو بهم تذكر داد بهتر است جایم را به نفر بعد بدهم . بی آنكه از اثر منحصر به فرد داوینچی چشم بردارم با سر موافقتم را نشان دادم ، و متوجه شدم كه مونالیزا به توریست های مشتاقی كه مدام چلیك-چلیك عكس می گرفتند ، همچنان لبخند اسرار آمیزش را تحویل می دهد .
اسپرانتیستینو اسپرو , sahelwitch
3
یكی دیگه از خاطراتی كه شاید زیبا ترین نباشه ولی خیلی جالب بود ، همین تعطیلات نوروز گذشته ست كه ما به هند رفتیم . به محض بیرون اومدن از فرودگاه و قدم گذاشتن به خیابون ، چند زن هندی كه ساری های رنگارنگ پوشیده بودند "لباس های سنتی هندوها" به طرف ما اومدند و حلقه هایی از گل های طبیعی بر گردنمون انداختند و با حنای هندی روی پیشونی همه مون خال هندی كشیدند . خیلی قیافه های خنده داری پیدا كرده بودیم .
بی نام بی نام تر  , alibabba
4
من فقط به ترکیه و آذربایجان سفر کرده ام .
یکی از نکات جالب در ترکیه ، برخورد با حوصله ی فروشندگان و اصناف با
مشتریان بود . خیلی به مشتری احترام میذارن . نه تنها به توریستها بلکه به همه. در حالیکه در مملکت ما ، آدم جرات نمیکنه وارد یه مغازه شه و قیمت چند قلم کالا را بپرسه . تازه اگه چیزی نخری که دیگه بدتر.
اسپرانتیستینو اسپرو , sahelwitch
5
چرا هیچ كس چیزی تعریف نمی كنه؟!
کامیار س ز , kamiar_2005crazy
کامیار س ز - 23:45 1385/04/10
6
یکی از بهترین خاطرات من وقتی است که با کشتی هایی که ماشین حمل می کنند چند ساعتی رو روی آب بودیم تا مسیر هلند تا بلژیک رو از راه دریا طی کنیم
یکی دیگه هم برکه های زیبای فلوریداست که صبحها خیلی قشنگ و جذاب بود

پیام در تاریخ 85/4/10  ساعت: 17:07 توسط كامیار س ویرایش شد.
aynaz mahdavi , aynaz_socoot
aynaz mahdavi - 10:23 1385/04/19
7
هنوز دلم تنگ می شه برای کافه های پاریس.برای روزها و ساعتهای که توی سن میشل و شانزلیزه طی شد.برای ان عشق عریان غروبهای کافه ها.دلم می خواد از ان زوج پیر فرانسوی می پرسبدم.چند وقته همدیگر را می شناسند؟
اسپرانتیستینو اسپرو , sahelwitch
8

 

یکی دو هفته ی پیش از آفریقای جنوبی برگشتیم . جای واقعا فوق لعاده ای بود با مناظری بی نظیرتر از تمام کشورهای مدیترانه ای که تا به حال دیده بودم . کی گفته آفریقایی ها بدبختن ؟ اینا که دارن شاهانه زندگی میکنن! فقط یه چیزی هست و اونم اینه که اونجا از هر پنج نفر یک نفر اچ آی وی مثبت داره .

جالبترین خاطره م مربوط به تور جنگل و دهکده لسیدی دوازده قبیله میشه ،  که در اونها انواع و اقسام شیرها و حیوانات درنده رو دیدیم و به دیدن رئیس قبیله زولو رفتیم و رقص ها و زندگی آفریقایی های سنتی رو از نزدیک تماشا کردیم . تجربه ی فوق العاده ای بود .8->

aynaz mahdavi , aynaz_socoot
aynaz mahdavi - 13:53 1385/06/6
9

بروکسل. یکشنبه.به قول خودشان میدان گل. یک جمعیت شاد و ازاد و راحت . با گروه های موسیقی خیابانی از کلاسیک گرفته تا رپ و راک. گروه های زیادی می ایند پر از انرزی و اهنگ های قدیمی یا ساخته های خودشان .موسیقی گوش بده .برقص . بخند. نه اصلا فقط نگاه کن.ولی قشنگ است یک شب پر از موسیقی

شادی هدایتی , shady_he
شادی هدایتی - 21:54 1385/06/29
10

سلام من بار اولی که به خارج سفر داشتم چیزی حدود 7 سال پیش بود که تنها به مسکو رفتم اولا برام جالب ا ین بود که روسهاوقتی هواپیما در خاک مسکو نشست شروع به دست زدن وشادمانی کردن این تو فرهنگشونه وقتی من امدم تو سالن دیدم یک مجسمه زیبا به دیوار تکیه داده محو تیپش بودم که یه دفعه جابجا شد و از طرف دیگر به دیوار تکیه داد من که تجربه اولم بود اینقدر جا خوردم که پام لیز خورد.کفشم هم پاشنه دار بود خلاصه بااضطرابی که بهم دست داده بود -با ارامی مسیر را طی کردم و مدتی سرم را پایین انداختم تا هیجانم رو کنترل کنم.اونوقت بود که صدای راه رفتنشون برام چیز جدیدی بود اونا خیلی جدی و خشن راه میرن و صدای پاشون تو گوش میپیچه درست مثل فیلمهای جنگی روس که دیده بودم.وجالب ترازهمه اینکه اطلاعاتشون در مورد اسلام خیلی کم بود چون بارها میشد که خانمهاشون بهم میگفتن توکه قشنگی چراروسری میگذاری ؟مگه مو نداری؟می خندیدم ومیگفتم مسلم         خستتون نمیکنم ولی مسافرت همش خاطره است

شادی هدایتی , shady_he
شادی هدایتی - 17:52 1385/06/30
11
راستی دوست شماره 9 میدونی چرا در بروکسل میگن میدان گل؟چون همه ساله به مدت 3روز از همه گلها که دیگه اخرای فصلشونه جمع می کنن وتوی میدان گراند پلس یا همان گل به صورت یک فرش گل بسیار زیبا و بزرگ می چینندکه خیلی دیدنی میشه;)
امیر اسدی , marmoolake
امیر اسدی - 19:37 1385/07/2
12

برای من سفر سال گذشته به فرانکفورت آلمان برای بازدید از نمایشگاه کتابش پر از خاطره بود....شهری بسیار تمیز ، الکترونیکی، پولدار و مرتب.....معتاداش روزها حق تردد در خیابونو ندارن.......برنامه اتوبوس و قطارهای شهریش برای یکسال از قبل نوشته شده....فرودگاهش یه شهره واسه خودش......ماشینهاش تا آدم میبینند، از فاصله 10 متری ترمز میکنند تا رد شی.......از هر 1000 فرانکفورتی، 910 نفر شاغلند.....اونها عاشق ایرونی ها هستند(برعکس برلینیها)

چند روز پیش هم از ارمنستان برگشتم.......زیبا...دیدنی....آدمهای مهربان و رو راست....تازه دارن با دنیای مدرن آشنا میشن...دارند سعی میکنند که فقر رو از بین ببرن...ولی خیلی کار میخواد.....خیلی خوشگذران و خوش لباس هستن....میدان لنیین(هاراپارگ) کلیسای بزرگ شهر و موزه جنگش دیدنییه....غذا و خوراک در ایروان مفته مفته....هتل مفته.....فقط لباس گرونه با تاکسی.....آخچیکهای ارمنستان زیباترین هستن!!!



پیام در تاریخ 85/7/2 ویرایش شده است.
اسپرانتیستینو اسپرو , sahelwitch
13

 

دقیقا 100 نفر این بخش رو بازدید کردن اما اکثرا جواب ندادن.

مگه همه تون سفرکرده نیستید؟! چرا چیزی تعریف نمی کنید ؟

از کسانی که لطف کردن و خاطراتشون رو به ما گفتن هم تشکر می کنم.

صدف اسماعیلی , lovelyshell2002
صدف اسماعیلی - 19:51 1386/01/15
14

kasi khatere nadare?

 

داریوش میانجی , darosh52
داریوش میانجی - 18:03 1386/07/20
15

از کدوم کشور از زاپن کره جنوبی وتایوان تایلند  مالزی اندونذی دوست دارید تعریف کنم

 

کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.