__
عنوان بحث
چرا نو عروسها دوست ندارند خونه مادر شوهرشون باشند ؟
17 مهر 84 - 04:38
بچه ها گفته صابر یادتونه !

چرا نو عروسها دوست ندارند خونه مادر شوهرشون باشند.

اینم یادتون باشه خانوم ها جدی جواب بدین شاید برای آقایان مهم باشه .
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
58
20 خرداد 1387 ساعت 13:48

هر جا كه راحت باشن زندگی كنن ، ولی اكثر عروس خانوم های محترم و عزیز و گلجه ها دوست دارن خونه مستقل داشته باشن ، نه به خاطر خونه مستقل داشتن میخوان خونه مال خودشون باشه و امر و دستور و تزئینات و دكور و سلیقه و ... از خودشون باشه ...

درسته ؟

57
19 خرداد 1387 ساعت 13:41
motmaenni taymaz? man ishalla aroos besham khoone madar shoharam zendegi mikonam
56
18 خرداد 1387 ساعت 17:18
نقل قول از : aydan .

نقل قول از : امین الف

شما چرا دعوا می كنید

عیسی به دین خود موسی به دین خود

هر كسی هر جور راحته

rast migi vallah



بزن قدش!!!!!!!

دمت گرم!!!!!!!

55
16 خرداد 1387 ساعت 11:41

به بیانی زندگی راحت تر (بدور از دخالت قدیمی تر ها)... احساس استقلال بیشتری داشته باشند... وارد مرحله جدیدی از زندگی شدند که همزمان با این ورود به زندگی جدید دوست دارند سلایق و اهداف خودشون رو بدون دخالت اطرافیان انجام دهند... و وجود اطرافیان رو مانع و مزاحمی برای پیشبرد کارهاشون میدونند...

من احساسم از این قضیه این میتونه باشه

54
12 خرداد 1387 ساعت 01:02
استقلال چیزیه که همه جوونا می خوان و واسشون خیلی مهمه
البته امیدوارم که بتونن از پس کار به این بزرگی بر بیان پدر و مادر های ما اول زیر سایه بزرگتراشون بودن و بعد از ینکه پایه های زندگیشون محکم  کردن به فکر استقلال طلبی افتادن ولی جوونای امروزی که ما باشیم  ازهمون اول به فکر استقلالیم و اینم به خاطر مقتضیات زمان و جامعه است دیگه حتما به همین خاطره که میگم امیدوارم از پسش بر بیان
البته تو پرانتز اینکه شاید جوونای امروزی فک می کنم که پدر و مادرها دشمن خونیشون هستن و اصلا دوست ندارن که دوردونه هاشون بتونن مستقل بشن و رو پایه خودشون بایستن به همین خاطر برای اینکه نقشه های پدر و مادرشون به تحقق نپیونده حاضر نیستن حتی یه ساعت هم خونه پدر و مادرشون باشن البته اینم بگم که احتمالا خونه مادرزن بنا به دلایل زن زلیلی مردای امروزی از این داستان که گفتم مستثنی باشه
خوب این نصف داستان بود و نصف دیگش اصلا یه طرف دیگست اونم اینه که بنده خدا پدر و مادر داماد که پدر کشتگی خاصی با پسر جوان و عروس خوشگلشون دارن از رو همون پدرکشتگی بصورت بسیار دلسوزانه ای می خوان که پسرشون تو زندگیش موفق باشه و بتونه درست درمون رو پاش وایسه  به همون خاطر می خوان که تکیه گاهی باشن واسشون اول زندگی و خطاهاشون رو از روی پدرکشتگی سابق باز هم بطور دلسوزانه ای بهشون گوشزد کنن ..خوب پدر و مادر ها خصلتشون همینه ..آخه خیلی با ماها که بچه هاشونیم پدر کشتگیه دلسوزانه (به قول خداجون محبت) دارن
حالا پرانتز رو ببندین!
با این همه داستانی که تعریف کردم یه حسی بهم دست داد که برم پدر و مادرمو با دقت نگاه کنم- که البته خوابن این شالله فردا صبح - که واقعا این دوتا با من اینقد پدرکشتگی داشتن ، عجیبه والا ولی در هر صورت استقلال هم خیلی خوشمزست هم به مزاق آدم مغرور و یک دنده یی مثل من خیلی خیلی خوش میاد پس این دوتا آدم مرموز خیلی آدم های خطرناکین بهتره مواظب جون زنم باشم از دست این دوتا!
53
12 خرداد 1387 ساعت 00:44
نقل قول از : امین الف

شما چرا دعوا می كنید

عیسی به دین خود موسی به دین خود

هر كسی هر جور راحته

rast migi vallah


52
11 خرداد 1387 ساعت 23:48

خانم من .............اولا كه من اصولا و كلا ادم راحتی هستم...اون قضیه فقط یه شوخی بود..حالا كه شما جدی دوست داری باشه... البته اون موضوع رو هم میشه جدیش كرد.....

دوما این شما هستی كه باید بقیه رو مثل خودت ندونی....میپرسی چرا باید مشتاق ازدواج باشی...اینو از دوستای  خودت بپرس... چون همه مشتاق ازدواج هستن...بخصوص دخترا......

سوما ..ببین كلا  اگر شرایط فراهم باشه هیچ كس از ازدواج بیزار نیست...مگر ادمی كه مشكل داشته باشه....

چهارما من خانم خان جان..تو رو خدا یه اسم برای خودت دست و پا كن..حداقل یه چیزی باشه صدات كنیم..اخه خیلی دوستت داریم.......میدونم كه حرف منو  زمین نمیزنی...چون میدونم چقد منو دوست داری........

51
10 خرداد 1387 ساعت 09:55

شما چرا دعوا می كنید

عیسی به دین خود موسی به دین خود

هر كسی هر جور راحته

 

50
9 خرداد 1387 ساعت 20:15
نقل قول از : aMiN

نقل قول از : من ...

نقل قول از : امین الف

حرفهای storm_x را تا حدی قبول دارم و درك می كنم

ولی این دلیل نمی شه كه محیط خوب خانواده شوهر را هم نادیده بگیریم

بله من با زندگی مشترك نو عروس و خانواده شوهر در یك منزل مخالف هستم ولی حرمت و احترامی كه بزرگترها دارند چیزی است كه نمی توان خیلی راحت از كنار آن گذشت.

خانواده های شوهر و زن هر دو خانواده هایی اند كه سرد و گرم زندگی را چشیدند و می دانن كه زندگی مشترك در یك خانه برای زوج جوان مشكل است آنها هم خواهان زندگی خوب برای چوانان خودشان هستند.

در مورد اجاره خانه به خانوم "من" بگم كه پیدا كردن كار توی این شرایط كار آسانی نیست و یك طرفه به قاضی نره درسته كه اجاره خونه  چیزی نیست ولی در این شرایط سخت اگر كار مناسبی نداشته باشی نمی توان نان شب را هم در بیاوری

خلاصه مطلب"نو عروس باید چیزهایی رو از مادر شوهر یاد بگیره با وجود اینكه خیلی از مسائل را از مادر خودش یاد گرفته ولی زندگی مشترك در یك خانه با مادر شوهر سخته و اگر شوهر بودجه كافی داشته باشه بهتره كه جدا باشه"

منتظر جواب هستم!!!!!

 ممنون كه درك كردین!!!

من منكر حرمت خانواده ی دو طرف نشدم اون كه از واجباته اصلا. اگه عروس میخواست حرمت نگه نداره و هر جور راحته باشه كه زندگی با خونواده ی همسر سخت نمیشد در كمال پررویی هر كاری میخواست میكرد بهش هم سخت نمیگذشت!!! اصلا تو یه خونه زندگی كردن برا خونواده شوهر هم سخته اونا هم همش باس حواسشون به این باشه عروس خانوم بهش بد نگذره تا ایشون هستن رفتارای خوبی داشته باشن و این حرفا باور كنین سخته من كه نمیتونم


در مورد نون شب و این قضایا چه عرض كنم . شروع زندگی مشترك حداقل شرایط رو میخواد دیگه حداقل هم اینه كه طرف كار داشته باشه و خرج زندگی دو نفره رو بتونه بده . مثلا یه آدم بیكار بدون درآمد بیاد ازدواج كنه تا كی میتونه وبال خونوادش باشه بالاخره كه چی باید زندگی بچرخه یا نه باید دنبال كار بره یا نه خوب قبل ازدواج اینكارو كنه یه مدت نامزد باشه چه میدونم! اصلا اگه عروس خانوم راضی شد ببرینش پیشه خونواده ی شوهره از ما رخصت!!!!


ولی اون تیكه ی از مادر شوهر یه چیزهایی یاد گرفتن و من موندم مثلا چه چیزهایی كه مادرا بلد نیستن مادر شوهرها بلدن ؟؟!! مادرهای ما هم مادر شوهر زنداداشمون هستن دیگه!!!!!!!!!!!!! من توی اون یه چیزایی موندم !! تازه برا یاد گرفتن لازم نیس كه صبح تا شب عروس ور دل مادرشوهر باشه كه ، خوب بیاد بره ، یه چیزایی هم اختراع شده ها تلفن، اینترنت، چت ،كنفرانس آنلاین  و كلی غیره برای ارتباط با مامان شوهر خوبه دیگه


مطمئنم كه در مورد داداش خودتم همین نظرو داری...یعنی اگه گلجه ات یك هفته بعد بگه میخواد مستقل بشه تو با خوشرویی بهش میگی باشه گلجه جون...
مامان و بابای من معتقدن از همون روز اول پسر و عروسشون باس مستقل شه . برای راحتیه خودشون.و منم موافقشونم. این ازین!
49
9 خرداد 1387 ساعت 20:14
نقل قول از : aMiN

نقل قول از : من ...

نقل قول از : aMiN

نقل قول از : من ...

 

 

 

اصلا برعكس به قضیه نیگا كنین اگه بعده عروسی پسرها مجبور بودن خونه ی مادرزن  باشن چی؟؟؟ اگه شما از پدرزنتون باس رسم زندگی یاد میگرفتین چی؟؟؟

به به.....عجب پیشنهاد خوبی...خانم من این پیشنهاد شما جای فكر كردن داره...نه اصلا فكر نمیخواد....از كی این قانون اجرا میشه؟؟؟

 

ببینم شما خودت راضی هستی ؟اقا پسر بیاد خونه شما زندگی كنه از پدرتون زندگی یاد بگیره؟؟؟

 

یعنی قده نوكه سوزن متوجه نشدین منظورمو

میگم شماها پررویین!!! نه تورو خدا بیایین دوماد سرخونه هم بشین . رو نیست كه ...

گفتم یه لحظه خودتو بذار جای زن آیندت یه لحظه خودتو توی جمعی كه باهاشون تعارف داری و ... نه این كه پاشو برو اونجا داداش 

حالا هی به اون بنده خدا گیر بده همچین آش دهن سوزی هم نیستین اگه به ازدواج تن بدیم فقط برا سنت پیامبر و فرهنگمونه داداش 


 مگه نمیگی خودمونو جای اون دختر بیچاره بذاریم؟؟؟؟خوب من گذاشتم...دیدم جای خیلی راحتیه...من كه خیلی دوست دارم....

اره جون خودمو و خودت....فقط به خاطر سنت....

 

شما راحت باش زیاد به خودت فشار نیار

در مورد ازدواج چرا مثلا باید مشتاق باشیم؟! همه رو مثه خودتون ندونین یا همه دخترا رو یه جور فرض نكنین


48
9 خرداد 1387 ساعت 08:15
نقل قول از : من ...

نقل قول از : امین الف

حرفهای storm_x را تا حدی قبول دارم و درك می كنم

ولی این دلیل نمی شه كه محیط خوب خانواده شوهر را هم نادیده بگیریم

بله من با زندگی مشترك نو عروس و خانواده شوهر در یك منزل مخالف هستم ولی حرمت و احترامی كه بزرگترها دارند چیزی است كه نمی توان خیلی راحت از كنار آن گذشت.

خانواده های شوهر و زن هر دو خانواده هایی اند كه سرد و گرم زندگی را چشیدند و می دانن كه زندگی مشترك در یك خانه برای زوج جوان مشكل است آنها هم خواهان زندگی خوب برای چوانان خودشان هستند.

در مورد اجاره خانه به خانوم "من" بگم كه پیدا كردن كار توی این شرایط كار آسانی نیست و یك طرفه به قاضی نره درسته كه اجاره خونه  چیزی نیست ولی در این شرایط سخت اگر كار مناسبی نداشته باشی نمی توان نان شب را هم در بیاوری

خلاصه مطلب"نو عروس باید چیزهایی رو از مادر شوهر یاد بگیره با وجود اینكه خیلی از مسائل را از مادر خودش یاد گرفته ولی زندگی مشترك در یك خانه با مادر شوهر سخته و اگر شوهر بودجه كافی داشته باشه بهتره كه جدا باشه"

منتظر جواب هستم!!!!!

 ممنون كه درك كردین!!!

من منكر حرمت خانواده ی دو طرف نشدم اون كه از واجباته اصلا. اگه عروس میخواست حرمت نگه نداره و هر جور راحته باشه كه زندگی با خونواده ی همسر سخت نمیشد در كمال پررویی هر كاری میخواست میكرد بهش هم سخت نمیگذشت!!! اصلا تو یه خونه زندگی كردن برا خونواده شوهر هم سخته اونا هم همش باس حواسشون به این باشه عروس خانوم بهش بد نگذره تا ایشون هستن رفتارای خوبی داشته باشن و این حرفا باور كنین سخته من كه نمیتونم


در مورد نون شب و این قضایا چه عرض كنم . شروع زندگی مشترك حداقل شرایط رو میخواد دیگه حداقل هم اینه كه طرف كار داشته باشه و خرج زندگی دو نفره رو بتونه بده . مثلا یه آدم بیكار بدون درآمد بیاد ازدواج كنه تا كی میتونه وبال خونوادش باشه بالاخره كه چی باید زندگی بچرخه یا نه باید دنبال كار بره یا نه خوب قبل ازدواج اینكارو كنه یه مدت نامزد باشه چه میدونم! اصلا اگه عروس خانوم راضی شد ببرینش پیشه خونواده ی شوهره از ما رخصت!!!!


ولی اون تیكه ی از مادر شوهر یه چیزهایی یاد گرفتن و من موندم مثلا چه چیزهایی كه مادرا بلد نیستن مادر شوهرها بلدن ؟؟!! مادرهای ما هم مادر شوهر زنداداشمون هستن دیگه!!!!!!!!!!!!! من توی اون یه چیزایی موندم !! تازه برا یاد گرفتن لازم نیس كه صبح تا شب عروس ور دل مادرشوهر باشه كه ، خوب بیاد بره ، یه چیزایی هم اختراع شده ها تلفن، اینترنت، چت ،كنفرانس آنلاین  و كلی غیره برای ارتباط با مامان شوهر خوبه دیگه


در مورد چیزهایی كه از مادر شوهر یاد می گیری،این به این منظور نیست كه مادر دختر چیزی بلد نیست یا یاد نگرفته.نه یه آداب و سننی هر كاری داره مثلا رفتن به یك عروسی توی همسایگی خانواده شوهر،همه نگاه می كنن كه عروس با مادر شوهرش چطور رفتار می كنه كه اگر عروس و مادر شوهر مدتی كنار هم باشند تا شناخت كافی پیدا كنند در این موردها خیلی به نفع هر دو شون هست.

یا اینكه تجربه هایی كه مادر شوهر از زندگی خودش داره به عروس یاد بده ،كه این با یكی دو روز ماندن توی خونه یاد داده نمیشه(البته لازم هم نیست همیشه در كنار هم باشند تا تجارب خودش رو بگه )

تلفن اینترنت و غیره اینها ابزاری هستند كه بتونن با هم ارتباط برقرار كنن و خیلی هم خوبه،ولی انرژیی كه در دیدار رو در رو به هم میدیم یه انرژی زیاده كه با تلفن و اینترنت كمتره

من ماندن در خانه مادر شوهر رو به سربازی پسرها تشبیه می كنم با وجود اینكه رفتن به سربازی فقط اتلاف دو سال بیهده زندگی نیست و همه پسرها می گن كه لازم نیست برن سربازی اما تجاربی كه در دو سال سربازی به دست می گیرن برابر 10 سال تجربه  در محیط بیرون است.یعنی اگر پسرها نرن سربازی برخی از تجارب را حتی بعد از چندین سال هم یاد نگیرن

در مورد نو عروس ها ماندن در خانه مادر شوهر می تونن چیزهایی رو هم به مادر شوهرشون یاد بدن كه همینطور هم هست،خیلی از نوعروسها ایده های نو و قشنگی رو هم میدن

خلاصه ماندن در یك خانه باعث همفكری مشورت باهم و موفقیت سریعتر و...البته میتونه باعث جدایی دو طرف هم بشه كه این یك سوی سكه هست

من خودم همونطور كه قبلا هم گفتم ماندن در یك خانه را صلاح نمیبینم و اگر ازدواج كردماز مادرم جدا خواهم زندگی كرد

47
9 خرداد 1387 ساعت 03:21
نقل قول از : من ...

نقل قول از : امین الف

حرفهای storm_x را تا حدی قبول دارم و درك می كنم

ولی این دلیل نمی شه كه محیط خوب خانواده شوهر را هم نادیده بگیریم

بله من با زندگی مشترك نو عروس و خانواده شوهر در یك منزل مخالف هستم ولی حرمت و احترامی كه بزرگترها دارند چیزی است كه نمی توان خیلی راحت از كنار آن گذشت.

خانواده های شوهر و زن هر دو خانواده هایی اند كه سرد و گرم زندگی را چشیدند و می دانن كه زندگی مشترك در یك خانه برای زوج جوان مشكل است آنها هم خواهان زندگی خوب برای چوانان خودشان هستند.

در مورد اجاره خانه به خانوم "من" بگم كه پیدا كردن كار توی این شرایط كار آسانی نیست و یك طرفه به قاضی نره درسته كه اجاره خونه  چیزی نیست ولی در این شرایط سخت اگر كار مناسبی نداشته باشی نمی توان نان شب را هم در بیاوری

خلاصه مطلب"نو عروس باید چیزهایی رو از مادر شوهر یاد بگیره با وجود اینكه خیلی از مسائل را از مادر خودش یاد گرفته ولی زندگی مشترك در یك خانه با مادر شوهر سخته و اگر شوهر بودجه كافی داشته باشه بهتره كه جدا باشه"

منتظر جواب هستم!!!!!

 ممنون كه درك كردین!!!

من منكر حرمت خانواده ی دو طرف نشدم اون كه از واجباته اصلا. اگه عروس میخواست حرمت نگه نداره و هر جور راحته باشه كه زندگی با خونواده ی همسر سخت نمیشد در كمال پررویی هر كاری میخواست میكرد بهش هم سخت نمیگذشت!!! اصلا تو یه خونه زندگی كردن برا خونواده شوهر هم سخته اونا هم همش باس حواسشون به این باشه عروس خانوم بهش بد نگذره تا ایشون هستن رفتارای خوبی داشته باشن و این حرفا باور كنین سخته من كه نمیتونم


در مورد نون شب و این قضایا چه عرض كنم . شروع زندگی مشترك حداقل شرایط رو میخواد دیگه حداقل هم اینه كه طرف كار داشته باشه و خرج زندگی دو نفره رو بتونه بده . مثلا یه آدم بیكار بدون درآمد بیاد ازدواج كنه تا كی میتونه وبال خونوادش باشه بالاخره كه چی باید زندگی بچرخه یا نه باید دنبال كار بره یا نه خوب قبل ازدواج اینكارو كنه یه مدت نامزد باشه چه میدونم! اصلا اگه عروس خانوم راضی شد ببرینش پیشه خونواده ی شوهره از ما رخصت!!!!


ولی اون تیكه ی از مادر شوهر یه چیزهایی یاد گرفتن و من موندم مثلا چه چیزهایی كه مادرا بلد نیستن مادر شوهرها بلدن ؟؟!! مادرهای ما هم مادر شوهر زنداداشمون هستن دیگه!!!!!!!!!!!!! من توی اون یه چیزایی موندم !! تازه برا یاد گرفتن لازم نیس كه صبح تا شب عروس ور دل مادرشوهر باشه كه ، خوب بیاد بره ، یه چیزایی هم اختراع شده ها تلفن، اینترنت، چت ،كنفرانس آنلاین  و كلی غیره برای ارتباط با مامان شوهر خوبه دیگه


مطمئنم كه در مورد داداش خودتم همین نظرو داری...یعنی اگه گلجه ات یك هفته بعد بگه میخواد مستقل بشه تو با خوشرویی بهش میگی باشه گلجه جون...
46
9 خرداد 1387 ساعت 03:18
نقل قول از : من ...

نقل قول از : aMiN

نقل قول از : من ...

 

 

 

اصلا برعكس به قضیه نیگا كنین اگه بعده عروسی پسرها مجبور بودن خونه ی مادرزن  باشن چی؟؟؟ اگه شما از پدرزنتون باس رسم زندگی یاد میگرفتین چی؟؟؟

به به.....عجب پیشنهاد خوبی...خانم من این پیشنهاد شما جای فكر كردن داره...نه اصلا فكر نمیخواد....از كی این قانون اجرا میشه؟؟؟

 

ببینم شما خودت راضی هستی ؟اقا پسر بیاد خونه شما زندگی كنه از پدرتون زندگی یاد بگیره؟؟؟

 

یعنی قده نوكه سوزن متوجه نشدین منظورمو

میگم شماها پررویین!!! نه تورو خدا بیایین دوماد سرخونه هم بشین . رو نیست كه ...

گفتم یه لحظه خودتو بذار جای زن آیندت یه لحظه خودتو توی جمعی كه باهاشون تعارف داری و ... نه این كه پاشو برو اونجا داداش 

حالا هی به اون بنده خدا گیر بده همچین آش دهن سوزی هم نیستین اگه به ازدواج تن بدیم فقط برا سنت پیامبر و فرهنگمونه داداش 


 مگه نمیگی خودمونو جای اون دختر بیچاره بذاریم؟؟؟؟خوب من گذاشتم...دیدم جای خیلی راحتیه...من كه خیلی دوست دارم....

اره جون خودمو و خودت....فقط به خاطر سنت....

 

45
9 خرداد 1387 ساعت 01:12
نقل قول از : امین الف

حرفهای storm_x را تا حدی قبول دارم و درك می كنم

ولی این دلیل نمی شه كه محیط خوب خانواده شوهر را هم نادیده بگیریم

بله من با زندگی مشترك نو عروس و خانواده شوهر در یك منزل مخالف هستم ولی حرمت و احترامی كه بزرگترها دارند چیزی است كه نمی توان خیلی راحت از كنار آن گذشت.

خانواده های شوهر و زن هر دو خانواده هایی اند كه سرد و گرم زندگی را چشیدند و می دانن كه زندگی مشترك در یك خانه برای زوج جوان مشكل است آنها هم خواهان زندگی خوب برای چوانان خودشان هستند.

در مورد اجاره خانه به خانوم "من" بگم كه پیدا كردن كار توی این شرایط كار آسانی نیست و یك طرفه به قاضی نره درسته كه اجاره خونه  چیزی نیست ولی در این شرایط سخت اگر كار مناسبی نداشته باشی نمی توان نان شب را هم در بیاوری

خلاصه مطلب"نو عروس باید چیزهایی رو از مادر شوهر یاد بگیره با وجود اینكه خیلی از مسائل را از مادر خودش یاد گرفته ولی زندگی مشترك در یك خانه با مادر شوهر سخته و اگر شوهر بودجه كافی داشته باشه بهتره كه جدا باشه"

منتظر جواب هستم!!!!!

 ممنون كه درك كردین!!!

من منكر حرمت خانواده ی دو طرف نشدم اون كه از واجباته اصلا. اگه عروس میخواست حرمت نگه نداره و هر جور راحته باشه كه زندگی با خونواده ی همسر سخت نمیشد در كمال پررویی هر كاری میخواست میكرد بهش هم سخت نمیگذشت!!! اصلا تو یه خونه زندگی كردن برا خونواده شوهر هم سخته اونا هم همش باس حواسشون به این باشه عروس خانوم بهش بد نگذره تا ایشون هستن رفتارای خوبی داشته باشن و این حرفا باور كنین سخته من كه نمیتونم


در مورد نون شب و این قضایا چه عرض كنم . شروع زندگی مشترك حداقل شرایط رو میخواد دیگه حداقل هم اینه كه طرف كار داشته باشه و خرج زندگی دو نفره رو بتونه بده . مثلا یه آدم بیكار بدون درآمد بیاد ازدواج كنه تا كی میتونه وبال خونوادش باشه بالاخره كه چی باید زندگی بچرخه یا نه باید دنبال كار بره یا نه خوب قبل ازدواج اینكارو كنه یه مدت نامزد باشه چه میدونم! اصلا اگه عروس خانوم راضی شد ببرینش پیشه خونواده ی شوهره از ما رخصت!!!!


ولی اون تیكه ی از مادر شوهر یه چیزهایی یاد گرفتن و من موندم مثلا چه چیزهایی كه مادرا بلد نیستن مادر شوهرها بلدن ؟؟!! مادرهای ما هم مادر شوهر زنداداشمون هستن دیگه!!!!!!!!!!!!! من توی اون یه چیزایی موندم !! تازه برا یاد گرفتن لازم نیس كه صبح تا شب عروس ور دل مادرشوهر باشه كه ، خوب بیاد بره ، یه چیزایی هم اختراع شده ها تلفن، اینترنت، چت ،كنفرانس آنلاین  و كلی غیره برای ارتباط با مامان شوهر خوبه دیگه

44
8 خرداد 1387 ساعت 17:34

حرفهای storm_x را تا حدی قبول دارم و درك می كنم

ولی این دلیل نمی شه كه محیط خوب خانواده شوهر را هم نادیده بگیریم

بله من با زندگی مشترك نو عروس و خانواده شوهر در یك منزل مخالف هستم ولی حرمت و احترامی كه بزرگترها دارند چیزی است كه نمی توان خیلی راحت از كنار آن گذشت.

خانواده های شوهر و زن هر دو خانواده هایی اند كه سرد و گرم زندگی را چشیدند و می دانن كه زندگی مشترك در یك خانه برای زوج جوان مشكل است آنها هم خواهان زندگی خوب برای چوانان خودشان هستند.

در مورد اجاره خانه به خانوم "من" بگم كه پیدا كردن كار توی این شرایط كار آسانی نیست و یك طرفه به قاضی نره درسته كه اجاره خونه  چیزی نیست ولی در این شرایط سخت اگر كار مناسبی نداشته باشی نمی توان نان شب را هم در بیاوری

خلاصه مطلب"نو عروس باید چیزهایی رو از مادر شوهر یاد بگیره با وجود اینكه خیلی از مسائل را از مادر خودش یاد گرفته ولی زندگی مشترك در یك خانه با مادر شوهر سخته و اگر شوهر بودجه كافی داشته باشه بهتره كه جدا باشه"

منتظر جواب هستم!!!!!

__