| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
2
|
8
|
90/7/13 (09:18)
|
|
||
|
|
6
|
34
|
90/6/11 (23:33)
|
|
||
|
|
5
|
37
|
90/5/8 (02:06)
|
|
||
|
|
6
|
20
|
90/4/27 (15:12)
|
|
||
|
|
2
|
14
|
89/3/25 (22:07)
|
|
||
|
|
11
|
40
|
88/11/10 (16:11)
|
|
||
|
|
1
|
17
|
88/8/10 (11:09)
|
|
||
|
|
1
|
7
|
88/5/13 (14:21)
|
|
||
|
|
2
|
15
|
87/10/2 (03:10)
|
|
||
|
|
0
|
4
|
86/11/30 (21:16)
|
|
روحم پوستش رو می شکافه
من دوباره پوسته های زخم رو جدا می کنم
پایینم
بین ماهیچه های کهنم می گردم
برای پیدا کردن یه نشونه
روی شکمم وول می خورم
به هر چیزی که می شد روی آوردم
توی مستی و دلخوشی
و توهماتم غوطه ور شده بودم
برای چیزی که ردم کنه
یا کلمه ای که من رو به درون راهنمایی کنه
می خوام تغییر رو حس کنم
می خوام بدونم که توی روحم
چی قایم می کردم
روحم داره دگرگون می شه
پوستش رو می شکافه
و من دوباره پوسته زخم هارو جدا می کنم
روی شکمم وول می خورم
به هر چیزی که می شد روی آوردم
توی هرج و مرج و دلخوشی
و توهماتم غوطه ور می شدم
می خوام حس کنم که دگرگونی منو از پا در میاره
چرخش از بیرون به درون رو حس کنم
می خوام تغییر شکل و تحولی
رو که توی روحم تحمل می کردم حس کنم
روحم دگرگون می شه
حالا نوبت منه
به خاطرات ماهیچه ام گوش کن
فکر کن به چیزایی که بهشون وفادار بودم
چهل و شش و دو جلوی من هستن
من زنگی و
رشد،گرفتن و دادن و
حرکت،یاد گرفتن و عشق ورزیدن و
گریه کردن، کشتن و مردن و
دیوانگی و
دروغ، نفرت و ترس و
و هرچی که برای حرکت به درون لازم است رو برداشتم
من زندگی و
دروغ، کشتن و دادن و
مردن، یادگرفتن و عشق ورزیدن و
هرچی که برای قدم نهادن به درون لازم است رو برداشتم
ببین دگرگونی روحم رو که
تا بالا و سرتاسر وجودم امتداد پیدا می کنه
سلاح و زره قدیمی رو نرم تر کنم
به این امید که بتونم
با قدم زدن توی روحم راه رو روشن کنم
به دیگرسو وارد می شم
به درون روحم میام
چهل و شش و دو کاملا جلوی منه
....ولی بعضی جاها ترجمه سلیقه ای هم شده بود