| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
10
|
119
|
87/6/29 (14:08)
|
|
||
|
|
6
|
170
|
87/6/19 (12:42)
|
|
||
|
|
0
|
24
|
87/6/7 (22:37)
|
|
||
|
|
0
|
27
|
87/4/31 (17:54)
|
|
||
|
|
4
|
109
|
87/4/4 (12:16)
|
|
||
|
|
5
|
93
|
87/3/1 (23:34)
|
|
||
|
|
6
|
62
|
87/2/29 (23:53)
|
|
||
|
|
2
|
72
|
87/2/17 (13:03)
|
|
||
|
|
4
|
70
|
87/2/11 (11:01)
|
|
||
|
|
5
|
52
|
87/2/10 (14:19)
|
|
عنوان بحثعقاب 11 بهمن 86 - 10:14 | |
در باره عقاب چه می دانید و چه می اندیشید ، لطفآ اگر قسمتی از نوشته شما نقل قول بود ماخذ آن را هم ذکر کنید و بین نظر خود و نقل قول آورده شده تفکیک قائل شوید تا دیگران نیز بتوانند استفاده کنند.
| |
پاسخ ها5 10 اردیبهشت 1387 ساعت 14:19 | |
1.خاتمه دادن به دلسوزی برای خود، از بین بردن منیت، متوقف ساختن عادات و هویوهوسها 2. آشکارسازی نامحدود از تمامی امکانات ادراکیمان. 3." او پیشنهاد کرد که زندگیام را پر از تصمیمات اقتدار کنم، با استراتژیهایی که دستآوردشان آگاهی بود. 4. " تمام چیزی که نیاز داریم این است که در برابر معرفت باز باشیم، و آن مانند یک بهمن به سوی ما خواهد آمد." 5. "دیدن نشانه ها" 6. چگونه میتوان اهمیت خود را از بین برد. نقش مهمی که به خودمان د ر اعمال، گفتگوها و افکار میدهیم یک "ناهنجاری شناختی" را بوجود میآورد که حواس ما را میبندد و به ما اجازه نمیدهد که مسایل(موضوعات و اشیا) را واضح و واقعی ببینیم. " این احساس ما را منفرد میکند، همه ما به دریای آگاهی جریان خواهیم یافت و خواهیم دانست که نفس(خود) برای خودش وجود ندارد، هدفش تغذیه عقاب است. عقیده ما در مورد «من». خود یک ساختار ذهنی است، ریشه در بیرون دارد، و زمان آن است که از آن رها شویم." 7. ما مجبور نیستیم که در یک واقعیت زندگی کنیم، زیرا که کیهان بر اساس اصول خیلی سیالی ساخته شده است که میتواند تقریباً بینهایت شکل را در خود جا دهد، که تغییرات ادراکی بیشماری را بهدست خواهند داد. 8. به دلیل اهمیت خود، پر از خشونت، حسادت و ناکامی هستیم. به خودمان اجازه میدهیم که با احساس از خود راضی بودن راهنمایی شویم، و با بهانههایی مثل "نباید چیزی باعث نگرانیم شود" یا "چقدر خستهام" از وظیفه شناخت خود فرار میکنیم. در پس تمامی اینها، دلواپسی وجود دارد که ما سعی میکنیم با گفتگوی درونی آن را خاموش کنیم که خود موجب بیشتر احمق و کمتر طبیعی جلوه کنیم. 9. به یاد داشته باشید که خودبینی خائن است، میتواند خود را در پس انسانیت بینقصی جلوه دهد، زیرا هیچ عجلهای ندارد. پس از سالها تمرین، به کمترین غفلتی نیاز دارد، یک اشتباه کوچک – و دوباره آنجاست، مانند یک ویروس که خاموش مانده و یا شبیه به قورباغههایی که برای سالها زیر ماسه بیابان میمانند، و با نخستین قطره باران از خواب بیدار میشوند و دوباره فعالیت میکنند. 10. "این چیزی است که برای بسیاری از کارآموزان رخ میدهد. آنها خوب شروع میکنند، انرژیشان را ذخیره میکنند و پتانسیلهایشان را توسعه میدهند. اما تشخیص نمیدهند که همچنانکه قدرت کسب میکنند، انگلهایی را در خود پرورش میدهند. اگر میخواهیم از فشار خودبینی بکاهیم، باید آن را مانند یک انسان معمولی انجام دهیم، زیرا ساحری که خود را مهم میداند اندوهناکترین موجود است. 11. "خودبینی کشنده است، جریان سیال انرژی را متوقف میسازد و این خیلی کشنده است. هنگامیکه یک مبارز یاد گرفت که چگونه آن را دور بیاندازد، روحش رها و شادمان مانند یک حیوان وحشی از قفس بیرون آمده و آزاد میگردد. "با راههای گوناگونی میتوان با خود بینی مبارزه کرد، اما پیش از هر چیز باید دانست که آن وجود دارد. اگر شما ضعفی دارید و آن را تشخیص دادهاید، نیمی از کار صورت گرفته است! 12. خوشبختانه اهمیت- خود برای مبارزان یک نقطه ضعف است. مانند یک بادبادک کاغذی است که به حجمی از هوا نیاز دارد تا بالارود و در آنجا باقی بماند. در غیراین صورت پایین افتاده و میشکند. اگر که هیچ اهمیتی به خود ندهیم آن تمام شده است. " کارآموز با آگاهی از این موضوع، روابطش را بازسازی میکند. یاد میگیرد که چگونه از آنهایی فرار کند که او را تایید میکنند و به سمت آنهایی میرود که هیچ توجهی به انسانیت ندارند. او به دنبال منتقد میگردد نه چاپلوس. به این ترتیب زندگی جدیدی را شروع میکند، تاریخچهاش را از بین میبرد، نامش را عوض میکند، شخصیت نوینی برای خودش میسازد، و نفس حاضر خاموشش را از بین میبرد. خودش را در موقعیتهایی قرار میدهد که خود واقعیاش وادار به عمل باشد. یک شکارچی قدرتمند دلسوزی ندارد، او به دنبال داشتن هویت در نظر هیچ انسان دیگری نیست. 13. هنگامی که هیچ دلسوزی برای خودمان نداریم، میتوانیم با ظرافت و زیبایی خاموشی و انقراض شخصیمان را مشاهده کنیم.مرگ نیرویی است که به مبارز ارزش و اعتدال میدهد. تنها با دیدن از طریق چشمان مرگ است که میتوانیم ببینیم که ما مهم نیستیم. سپس مرگ میآید که در کنارمان زندگی کند و رازهایش را به ما بگوید. "تماس با مرگ گریزناپذیرمان نشانه پاک نشدنی را بر شخصیت کارآموز به جا میگذارد. دنیای اشیاءای که با قوانین فیزیکی به یکدیگر ربط دارند وجود ندارد. چیزی که وجود دارد چشمانداز مختلفی از تجلیات درخشندگی است که به هم پیوستهاند، که به اندازهای که قدرت ادراکمان به ما اجازه دهد در میان آن ادراک میکنیم. تمام حرکتهای ما به حساب میآید. به این دلیل، هیچ از هر چیز دیگری مهمتر است، هیچ از هر کس دیگری مهمتر است. ویریا جان من تمام اینها را از مقاله ملاقات با ناوال در آوردم چون شمه وار و تقریبآ پشت سر هم آمده بود. حالا این بحث کنار به اصلی که انیشتین در فیزیک دارد نظر می کنیم ، انرژی از صورتی به صورت دیگر در می آید ولی از بین نمی رود ،دسته هایی از این انرژی که که تمام موجودات از ان ساخته شده اند دارای آگاهی هستند که خود بر دو دسته کلی تر تقسیم شده اند . انهایی که از آگاهی خود اطلاع دارند مانند انسانها و همزاد ها و دیگرانی که آگاهی دارند ولی این اگاهی تجریدی است و خود از آن بیخبرند مانند موجودات تک سلولی و یا غیر ارگانیک ها ، حال وقتی یک مبارز موفق به نابودی منیت خود شد و هیچ خواسته ای نداشت به جایی خواهد رسید که به همین وسیله می تواند خود را به هر چیزی تبدیل کند زیرا صورتی از انرژیست که آگاهی دارد ، بقول معروف می شود تجلی عقاب یا همان چیزی که در عرفان ما به فنا فی الله تفسیر شده.!! در باره بخش دوم سوالت اول بزار یک کمی منبع گیر بیارم. |
4 10 اردیبهشت 1387 ساعت 01:18 | |
احسان جان تجلی عقاب به زبان ما یعنی چی؟ .... چطور می شه با تجلیات خاصی که می خواهیم همسو شد؟ |
3 9 اردیبهشت 1387 ساعت 23:33 | |
من که تازه دارم به تجلی عقاب فکر میکنم ![]() |
2 27 فروردین 1387 ساعت 15:44 | |
عقاب نیروی ثقل سیاهی است که آگاهی را مصرف میکند زیرا که طبیعتش همین است. عقاب آگاهی را میزان می کند، و تنها آگاهی هایی که به مقدار بسنده ای از پیوستگی رسیده اند میتوانند در مقابل نیروی ثقل عقاب مقاومت کنند. با تشکر از دوستی که این مطلب رو برام توضیح داد. |
1 12 بهمن 1386 ساعت 16:13 | |
در ذن میگویند: در مورد تائو(تقریبا مشابه مفهوم عقاب است) نمیتوان حرف زد و اگر در موردش حرف بزنی آن دیگر تائو نیست. دون خوان آنرا عقاب ،روح،تجرید،ناوال،یا اقتدار مینامد. و میگوید:روح را نه میتوان دید ونه حتی حس کرد فقط میتوان آنرا تجربه کرد.( سهراب میگوید : کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
|











کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ