نام کلوب :شب اول قبر
نام انگلیسی : thefirstnightinthegrave
تاسیس : 9 دی 1384
448 عضو ، 85 بحث ، 5 آلبوم ، 13 مقاله ، 1 نظرسنجی

شب اول قبر

تبلیغات

__
عنوان بحث
دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟؟؟؟
30 دی 84 - 10:54
دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟؟؟؟شعر،ایه،حدیث،متن،دعا؟؟؟؟
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
92
3 اسفند 1386 ساعت 20:53

خوابیدی بدون لالایی و قصه                            بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه

دیگه کابوس زمستون نمی بینی                     توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی                       یا با تردید که بری یا که بمونی

دلت بردی با خود به جای دیگه                        اونجاکه خدا برات لالایی می گه

91
3 اسفند 1386 ساعت 20:52

یک آدم بی حواس حوازده بود

بی خود ، خود را میان ما جا زده بود

بر سنگ مزار من همین را بنویس

این رود تمام عمر دریا زده بود

90
11 دی 1386 ساعت 01:00

بنویسید به قبرم که عاشق بوده است        از جهانی بخدا رانده و فارق بوده است

ننویسیدرنام و ز نشانم این هم                   بنویسید گدای پسر فاطمه است

89
8 آذر 1386 ساعت 19:50

ادمک آخر دنیاست ،بخند
ادمک مرگ همین جاست، بخند


دست خطی که تورا عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست، بخند


ادمک خر نشوی گریه کنی
کل دنیا سراب است بخند


فکر کن، فکرتوارزشمنداست
فکرکن گریه چه زیباست بخند


صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند




ان خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست ،بخند-----------------------

-----------------------------------------------------------------

88
8 آذر 1386 ساعت 16:55


ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به ما سر میزند

 

 

87
28 آبان 1386 ساعت 21:12
یه عمری آسمون بودی ، دستم به تو نمی رسید
نه قطره ای روی زمین ، نه چشم تو منو ندید
هر چی  رو من قسم دادم به حرمت ستاره ها
تا که به تو نشون بدم ، بین تموم قطره ها
خدا که این قصه رو دید از رو زمینش منو چید
ابری شدم که آسمون ، باز دوباره منو ندید
از بخت بد، من این بالا ، این آسمونِ رو زمین
باید که قطره ای بشم ، ای آسمون منو ببین
قطره شدم از آسمون تا که بگم دیوونتم
من عاشق بوی نمِ اشکای روی گونتم
به جای بارون گریه ها ، مال تو باشه نازنین
بذار که با لمس تنت آروم بمیرم رو زمین
نذار که حرف آخرم ، با گریه همبازی بشه
بگو که من دوسِت دارم ، تا این دلم راضی باشه
هیچی نگفتش آسمون ، حتی منو نگا نکرد
تو لحظهً مرگ منم ، یه بار منو صدا نکرد... 
86
28 آبان 1386 ساعت 21:09
یه عمری آسمون بودی ، دستم به تو نمی رسید
نه قطره ای روی زمین ، نه چشم تو منو ندید
هر چی  رو من قسم دادم به حرمت ستاره ها
تا که به تو نشون بدم ، بین تموم قطره ها
خدا که این قصه رو دید از رو زمینش منو چید
ابری شدم که آسمون ، باز دوباره منو ندید
از بخت بد، من این بالا ، این آسمونِ رو زمین
باید که قطره ای بشم ، ای آسمون منو ببین
قطره شدم از آسمون تا که بگم دیوونتم
من عاشق بوی نمِ اشکای روی گونتم
به جای بارون گریه ها ، مال تو باشه نازنین
بذار که با لمس تنت آروم بمیرم رو زمین
نذار که حرف آخرم ، با گریه همبازی بشه
بگو که من دوسِت دارم ، تا این دلم راضی باشه
هیچی نگفتش آسمون ، حتی منو نگا نکرد
تو لحظهً مرگ منم ، یه بار منو صدا نکرد... 
85
28 آبان 1386 ساعت 15:30

 

.

.

.

 

  آبی تر از آنم كه بی رنگ بمیرم ... شیشه نبودم كه با سنگ بمیرم ... تقصیر كسی نیست كه اینگونه غریبم ... شاید خدا خواست كه دلتنگ بمیرم ... !!

 

 

.

.

.

 

 

 

 

 

 

84
18 آبان 1386 ساعت 19:32

تا که بودیم نبودیم کسی                  کشت مارا غم بی همنفسی

تا که خفتیم همه بیدار شدن             تا که مردیم همگی یار شدن

قدر آن شیشه بدانید که هست       نه در آن وقت که افتاد و شکست!!!

83
18 آبان 1386 ساعت 19:32

نردبان خلق این ما و من است

عاقبت زین نردبان افتادن است

هر که بالا تر رود ابله تر است

استخوان آن بدتر خواهد شکست

(خیام)

82
15 آبان 1386 ساعت 20:51

من غریبه ی دیروز آشنای امروز و فراموش شده ی فردایم پس در آشنایی امروز می نویسم تا در فردای تلخ جدایی به یاد آوری مرا

81
13 آبان 1386 ساعت 09:58
سلام
مرا با خاک و گل کاری دگر نیست پس همان بهتر که این جسم بر خاک بسپارم
80
12 آبان 1386 ساعت 13:14

مرا نه سر نه سامان افریدند .

پریشانم . پریشان افریدند .

پریشان خاطران رفتند در خاک

مرا از خاک ایشان افریدند .

79
1 آبان 1386 ساعت 21:14
رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست ... هرکی می خواست گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست
78
29 مهر 1386 ساعت 12:46
در جهان تا میتوانی ساده و یکرنگ باش قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است
__