نام کلوب :شب اول قبر
نام انگلیسی : thefirstnightinthegrave
تاسیس : 9 دی 1384
489 عضو ، 87 بحث ، 5 آلبوم ، 13 مقاله ، 1 نظرسنجی

شب اول قبر

تبلیغات

__
عنوان بحث
دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟؟؟؟
30 دی 84 - 10:54
دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟؟؟؟شعر،ایه،حدیث،متن،دعا؟؟؟؟
پاسخ ها
ترتیب پاسخ ها : از اولین پاسخ
65
8 شهریور 1386 ساعت 22:28

فقط اسم و فامیلم و نام پدرم که  اعتبارم است .

64
8 شهریور 1386 ساعت 22:09
او زادۀ غم بود و ز غمهای جهان گشته فراموش
63
28 مرداد 1386 ساعت 18:51

اید ان روز که خاک سر کویش باشم

ترک جان کرده و اشفته ی رویش باشم

ساغر روح فزا از کف لطف اش گیرم

غافل از هر دو جهان بسته ی مویش باشم

سر نهم بر قدمش بوسه زنان تا دم مرگ

مست تا صبح قیامت ز سبویش باشم

همچو پروانه بسوزم بر شمعش همه عمر

محو چون می زده در روی نکویش باشم

رسد ان روز که در محفل رندان سر مست

یوسفم گر نزند بر سر بالینم سر

همچو یعقوب دل اشفته ی رویش باشم

62
26 مرداد 1386 ساعت 20:50
 رو سنگ قبر من بنوسید خسته بود . اهل زمین نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنویسید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر پشت دری که باز نمی شد مانده بود!
61
10 فروردین 1386 ساعت 22:34
از بدو تولد خسته بود و گریان از بازی روزگار و خسته و گریان از دنیا رفت
60
21 اسفند 1385 ساعت 01:31
تقدیم به تموم لعنتی هایی که منو حرص می دادند:همتونو دوس دارم
59
1 بهمن 1385 ساعت 23:42

بازگشت همه بسوی اوست

 

58
18 دی 1385 ساعت 12:16

ye ghabre mashki ke ba ghalmo range zard shhre forogho benevisand

 

 

raftam nagoo ke nang bod

''

'

'

'

 

57
29 خرداد 1385 ساعت 11:50
بعد مرگم به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبد شكافی كند، من به آن مشكوكم
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم

56
28 خرداد 1385 ساعت 03:36
مشترک مورد نظر تو قبرم سرش شلوغه لطفاً فاتحه نخونین و اشکال نکنین
55
28 خرداد 1385 ساعت 02:57
روزهایی است كه رفته ام برای همیشه
ای عزیز ترین برایم مرثیه های اندوه بار سر مده . گلهای سرخ نپرور . سرو های پر سایه نگستر
و بگذار مرقدم را تا علفهای هرز بپوشاند و شادابی خویش از ژاله و رگبار بگیرد . و انگاه در ارامش و شفقتی ابدی كه ان را طلوع و غروبی نیست . شاید تو را به یاد بیاورم . و شاید به فراموشی سپارم
54
28 خرداد 1385 ساعت 00:18
به شرط شهادت.شهید عشق......
53
25 خرداد 1385 ساعت 07:43
دوست گرامی آقای فرحناكی : ان شا ا... كه سالیان سال تندرست و شاد زندگی كنید ، ولی اینجوری یعنی شما همدوره سعدی - علیه الرحمه- بودین ؟
52
24 خرداد 1385 ساعت 15:08
مرا نه سر نه سامان افریدند
پریشانم پریشان افریدند
پریشان خاطران رفتند در خاك
مرا از خاك ایشان افریدند .
51
23 خرداد 1385 ساعت 23:19
در این مدت که ما را وقـت خـوش بود
ز هـجـرت ششصد و پنجاه و شش بود
مراد ما نصیحت بود گـفتـیم
حوالت با خدا کردیم و رفـتیم
__