لیست بحث ها| عناوین بحث ها | ارسال کننده | پاسخها | بازدید | بروز رسانی | اولویت | |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
6
|
19
|
87/5/12 (21:23)
|
|
||
|
|
11
|
48
|
87/2/28 (22:53)
|
|
||
|
|
2
|
22
|
87/1/5 (01:44)
|
|
||
|
|
1
|
1
|
87/1/5 (01:42)
|
|
||
|
|
0
|
5
|
86/9/9 (18:20)
|
|
||
|
|
6
|
21
|
86/6/23 (02:42)
|
|
||
|
|
7
|
11
|
86/4/15 (07:47)
|
|
||
|
|
0
|
10
|
85/5/7 (01:36)
|
|
||
|
|
0
|
6
|
85/4/30 (01:20)
|
|
عنوان بحثمن کی هستم ؟ 10 اسفند 85 - 05:59 | |
تا حالا شده از خودتون بپرسید که کی هستید ؟ چند بار ؟ چه حسی داشتید ؟ به چه نتیجه ای رسیدید ؟ ... | |
پاسخ ها6 12 مرداد 1387 ساعت 21:23 | |
از آقا کوروش به خاطر پاسخ زیباشون سپاسگزارم
|
5 27 تیر 1387 ساعت 23:59 | |
من کیستم؟ به روایت اوسپنسکی ازگرجیف، روشن ضمیرروسی درکتاب درجستجوی معجزه آسا ازوی که شرح تعالیم گرجیف است : انسان ماشینیست که تحت تاثیرنیروهای بیرونی اداره میشود .ماشین مسئول نیست، انسان هرگزبرای مدتی طولانی یکسان نیست حتی برای نیم ساعت ، مدتی حسن ومدتی حسین وبعدبهرام .فکرمیکنید حسن هیچگاه دروغ نمیگوید وبعدمدتی میبینیددروغ گفته . این حسن نبودکه دروغ گفت بلکه حسین درون اودروغ گفت (نداهایی درون وی که باترساندن شدید وی اوراواداشت مصلحتی ومقطعی وموقتی هم باشددروغ بگوید ونه برای همیشه)اگریادبگیریم این همه شخصیتهای درون خودرااعم ازحسن وحسین وبهرام ورضا وایکس وایگرگ راتماشا کنیم نیازبه سینمارفتن نخواهدبود. هریک ازحسین وحسن های درونمان برای مدتی ارباب هستند ودیگر شخصیتهای درونیمان بااو مخالفند ، اما بایدبهای رفتاروشخصیتش رابپردازند. اومدتی باشلاق دیگران رامیزند ، پس ازمدتی دیگری شلاق راازوی گرفته وبقیه راباان میزند درست مثل کشوری که هر5 دقیقه یکبارکسی حاکم شود وبرهمه حکم براندوبعددیگری واینباراوبرهمه حاکم وسپس نوبت نفردیگه در5 دقیقه آینده وبه همین ترتیب الی آخر. این زندگی ماست ولذا کالبدفیزیکی توسطذهنهای مختلف اداره میشود ، ذهنهایی که مستقل ازهم وکارکردی جداگانه دارند . من انسان ، به سرعت احساسات واندیشه ها وخلق وخویش تغییرمیکند انسان هیچ من ماندگار وتغییرناپذیری ندارد ودرواقعیت ، هج انسانی برای این فرض وجودندارد وهراندیشه ومیل انسان کاملا جداگانه ازکل وجوددارد . دلیل ساده قضیه آنست که انسان تنها به شکل فیزیکی بصورت کل وجوددارد ودرانتزاع بصورت یک مفهوم ودرحقیقت وواقعیت بیش ازیکیست . من های درون ما ازهم خبری هم ندارند بلکه دشمن همدیگرند وناسازگاروانحصارطلب ند .انسان یک کثرت است نام انسان بیانگریک لشکراست وانسان همیشه درآخرین من خودزندگی کرده و آن احساس واندیشه وعاطفه آخری را بعنوان خویش میشناسدومعرفی مینماید. برخی ازمن ها ازدیگران نیرومندترند ، آنها مکانیکی وتصادفی بوجودآمده اند ، تعلیم وتربیت وتقلید وهیپنوتیزم دین وطبقه اجتماعی یا شکوه شعارهای جدید من های قوی دردرون انسان تولیدمیکنند که برکل من های ضعیف استیلا مییابند هرمن کوچیکی تصمیمی میگیردیا وعده ای میدهد که دیگری یاکل بایدبهایش رابپردازد( علت پشیمانی ما هم همین استکه دربعدازارتکاب اعمال ورفتاری که ازماصادر میشود )تصمیم میگیری فردا صبح بیدارشوی من یاگروهی ازمن ها این تصمیم رامیگیرند اما بیدارشدن ممکن است کارمن دیگریست که بااین تصمیم مخالف یاازان بیخبرباشد .البته ازنقطه نظربهداشت روان چنانچه اریش فروم وناتانیل براندن اشاره داشته اند وحدت نیروهای درون وپیروی همه آنها ازمباشری که بنمایندگی ووکالت همه به امورات رسیدگی ورتق وفتق امورات نماید ضرورت دارد چنانچه گرجیف بیان کرده . یا دین واخلاقی واحدوبه قول فروم ، اومانیستی الزامیست اعمال حاکمیت نماید تا ازتعارض به قول کریشنا مورتی ویرانگری که همه ماراتهدید میکند نجات یابیم .این کاهش تعارض وتضاددرون دراثرمراقبه صحیح به حداقل میرسد ( البته انسانهایی هم هستندکه دراثرآسیب های کمترناشی ازتعلیم وتربیت غلط اجتماعی ،ودرهمان دوران آغازین خانوادگی ، لذا کمتربه تشتت دچارشده اند واینها به مراقبه بیشترپاسخ میدهند ویا کمترنیازمندند)ودرسامادهی کاملا محومیگردد وحالت بکرنوزادی هرانسان ودوران نوزادی فرهنگهای نخستین بشراحیامیگردد. |
4 5 فروردین 1387 ساعت 01:45 | |
salam bravoo agha korosh |
3 21 مهر 1386 ساعت 21:35 | |
سلام دوستان از پاسخ زیبای آقا کوروش متشکرم
|
2 5 مهر 1386 ساعت 04:37 | |
به نظر بنده برای یه شخص عادی ومتعارف این سوال هیچگاه پیش نمیاد!!چون پاسخشو قبلا ازاجتماع دریافت داشته و به اون یقین هم پیدا کرده.ازسوی دیگر انسانی که خودرو دریافته باشد چنانکه حق مطلب باشه ،که مرادم عرفای برجسته ست که وحدت وجودرو کاملا به تجربه گرفته باشند نیز ازاین پرسش رها هستند وپاسخشو میدونند ،که همان وجود اصلی واساسی کائناتند وهمه هستی، یا به قولی خدایانند.وگفته میشه که ازاولین پله های طی طریق از جانب رامانا ماهاراشی عارف دارای تجربه سامادهی درهند که در17 سالی این اشراق رو بدست اورد،این بود که تاکید داشت به سالکان بگه ،مدام ازخودپرسش من کیستم رو داشته باشید تا اشراق رو به تجربه دربیارید.لذا به اعتقاد من اگر این پرسش رو درمقام تقلید وتکرار از اهمیتی که براش میبینند ،درواقع اگرازخود نپرسیده باشیم ،وبلکه براساس سوالی واقعی که ازدرون جوشیده باشد رو که حس کرده ایم، تنها در مقام یک حیرت ،که مدنظر عرفان هم هستش، میتونیم ازخود بپرسیم،وقتی که دیگه جواب سوال رو قبلا ازسوی اتوریته های اجتماعمون که داشته ایم ارضا کننده ندونسته ایم ،وخوددرطی یک مراقبه به همچین احساسی نائل، واونموقع اولین پله به سوی حل معضل وجودی بشر، که سخت مورد توجه اگزیستانسیالیستهاست ،طی میکنیم .که اگر این مراقبه همره استعداد کشف احوالات شناختی اصیل، درما شکل گرفته باشد به جواب نهائی اون باتمام وجودمون ( نه فقط مغز وذهن )،رسیده و الوهیت درون درما همزمان شکوفا خواهدگشت وسعادت درانتظارمون رو درخواهیم یافت. ![]() |
1 15 تیر 1386 ساعت 07:49 | |
نمی دونم با این همه پاسخ و همکاری چیکار کنم ! بیدار شین دیگه ! ... |










